کد خبر: 784751
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۹ ۰۹:۴۸:۱۶
| |

پارادوکس هزینه‌های نجومی در عصر بحران اقتصادی/ فوتبال ایرانی در سایه جنگ

فوتبال به عنوان سرپوشی برای کم فکر کردن به مشکلات عمل می کند اما این سرگرمی گرانقیمت تمام می شود.

پارادوکس هزینه‌های نجومی در عصر بحران اقتصادی/ فوتبال ایرانی در سایه جنگ
کد خبر: 784751
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۹ ۰۹:۴۸:۱۶

روزبه دلاور| با نزدیک شدن به آغاز فصل بیست‌ و ششم لیگ برتر فوتبال ایران در ماه مرداد فضای ورزش کشور در میان دو قطب متضاد گیر افتاده است. از یک سو شور و هیجان ناشی از قرعه‌ کشی لیگ و رقابت چهار قدرت سنتی فوتبال ایران یعنی پرسپولیس، استقلال، تراکتور و سپاهان و از سوی دیگر واقعیت‌‌های تلخ اقتصادی و وضعیت بحرانی کشور که در سایه تنش‌‌های منطقه‌‌ای و شرایط جنگی قرار دارد. در حالی که جامعه با فشارهای تورمی محدودیت منابع و اولویت‌های حیاتی معیشتی دست‌ و پنجه نرم می‌کند سرازیر شدن ارقام نجومی به بدنه فوتبال حرفه‌‌ای پرسش‌‌های بنیادینی را در مورد عدالت اجتماعی و اخلاق حرفه‌‌ای و مدیریت منابع ملی مطرح کرده است.

طلسم هزینه‌ها،  وقتی سقف‌‌ها  فرو می‌ریزند

اگرچه سازمان لیگ فوتبال ایران در فصول اخیر تلاش کرده با وضع قوانینی تحت عنوان سقف بودجه افسار هزینه‌های باشگاه‌ها را در دست بگیرد اما واقعیت‌‌های موجود در بازار نقل‌ و انتقالات نشان می‌دهد که این دیوارها در برابر سیل دلارهای نفتی و بودجه‌های صنعتی چندان مستحکم نیستند. باشگاه‌های مدعی یعنی پرسپولیس، استقلال، سپاهان و تراکتور همچنان با جذب ستاره‌های گرانقیمت و تا حدودی کادر فنی پرهزینه استانداردهای مالی لیگ را به شکلی نامتوازن بالا برده‌‌اند. برای بسیاری از هواداران دیدن ارقام قراردادها که گاهی با استانداردهای جهانی با در نظر گرفتن به کیفیت فنی لیگ، فاصله معناداری دارد شوکه‌‌کننده است. اما این هزینه‌‌کرد تنها بحث پول‌‌های جابه‌جا شده نیست؛  نشان‌دهنده یک الگوی مدیریتی ناکارآمد است که در آن بدون توجه به بهره‌‌وری و بازگشت سرمایه تنها بر مبنای خرج کردن برای استراتژی تعیین می‌شود. در شرایطی که کشور در وضعیت جنگی و تحت فشارهای شدید تحریمی قرار دارد تزریق چنین مبالغی از سوی شرکت‌‌های خصولتی و دولتی به فوتبال بازتابی از عدم تناسب در اولویت‌‌بندی منابع ملی است.

چهارضلعی قدرت و موتورهای محرک هزینه‌‌ها

باشگاه‌های پرسپولیس و استقلال به عنوان نمادهای فوتبال پایتخت همیشه در کانون توجه بوده‌‌اند با وجود واگذاری بخشی از سهام آنها به بانک‌ها و شرکت‌‌های پتروشیمی این باشگاه‌ها همچنان در چرخه ناقص درآمد - هزینه گرفتارند. آنها برای کسب موفقیت در کوتاه‌مدت تحت فشار شدید هواداران و رسانه‌ها ناچار به هزینه‌هایی می‌شوند که اغلب از توان اقتصادی واقعی‌‌شان فراتر است. در سوی دیگر تراکتور و سپاهان قرار دارند که به عنوان قطب‌‌های خصوصی و صنعتی فوتبال ایران از حمایت‌‌های مالی مستقیم شرکت‌‌های مادر بهره می‌برند. حضور این تیم‌‌ها در بازار نقل‌ و انتقالات سطح دستمزدها را برای کل لیگ افزایش داده است. وقتی یک بازیکن معمولی برای پیوستن به این تیم‌‌ها ارقامی را طلب می‌کند که گاهی با درآمد یک سال چندین خانواده طبقه متوسط برابری می‌کند تورم دستمزد در کل پیکره فوتبال سرایت می‌کند. این رقابت تسلیحاتی در مستطیل سبز در حالی که کشور درگیر چالش‌‌های عمیق زیرساختی و معیشتی است تصویری از جزیره‌‌ای ثروتمند در اقیانوسی از مشکلات را ترسیم می‌کند. 

فوتبال بدون خروجی، موتور مصرف نه تولید

یکی از انتقادات اساسی که در این گزارش به آن اشاره می‌کنیم بحث خروجی یا بهره‌‌وری فوتبال ایران است. در اقتصاد هر هزینه‌‌ای باید با تولید ارزش همراه باشد اما در فوتبال ایران هزینه‌های نجومی در فصل بیست‌ و ششم در حالی صرف می‌شود که بازگشت سرمایه تقریبا صفر است. حق پخش تلویزیونی که مهم‌ترین منبع درآمد باشگاه‌های دنیاست در ایران عملا وجود ندارد یا بلیت‌ فروشی درآمد ناچیزی دارد و بازاریابی ورزشی هنوز در دوران طفولیت خود بسر می‌برد.  در واقع باشگاه‌های ایرانی در حال مصرف بودجه هستند نه تولید ارزش اقتصادی. وقتی باشگاهی صدها میلیارد تومان هزینه می‌کند اما هیچ زیرساخت آکادمیک پایداری نمی‌سازد یا هیچ استادیوم اختصاصی مجهزی ایجاد نمی‌کند این هزینه‌ها تنها در قالب قراردادهای کوتاه‌مدت با بازیکنان و مربیان (که اغلب پس از خروج از کشور تبدیل به پرونده‌های حقوقی در فیفا می‌شوند) دود می‌شود و به هوا می‌رود اما در شرایط جنگی این اسراف معنای سنگین‌تری پیدا می‌کند چرا که هر میلیارد تومانی که در فضای غیرشفاف فوتبال هزینه می‌شود پتانسیل آن را دارد که در بخش‌های زیرساختی یا خدماتی کشور مورد استفاده قرار بگیرد.

تناقض اجتماعی شکاف میان زمین فوتبال و خیابان

 شاید تلخ‌‌ترین بخش ماجرا تضاد میان فضای استادیوم و فضای جامعه باشد. در شرایطی که سایه جنگ و ناامنی روحیه عمومی جامعه را تحت فشار قرار داده و تورم ترسناک سفره‌های مردم را کوچک‌تر کرده است فوتبال به عنوان سرپوشی برای کم فکر کردن به مشکلات عمل می‌کند اما این سرگرمی گرانقیمت تمام می‌شود. هوادارانی که در کوچه و خیابان با مشکلات معیشتی دست‌ و پنجه نرم می‌کنند وقتی میبینند باشگاه محبوب‌شان با بدهی‌‌های کلان همچنان به ولخرجی ادامه می‌دهد دچار نوعی سرخوردگی و بدبینی می‌شوند و این بدبینی به تدریج اعتماد به نهادهای ورزشی را از بین می‌برد. فوتبال در ایران به جای اینکه نمادی از امید و پویایی باشد به ویترینی از فساد مالی و عدم شفافیت و ریخت‌ و پاش‌‌های غیرمنطقی تبدیل شده است.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها