اسپانیا چطور قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ شد؟
سرمربی اسپانیا مردی است که ایمان دارد؛ ایمان به بازیکنانش، به «خانواده»اش و البته ایمان مذهبی. او در طول یک ماه گذشته هر روز با دوستش آنتونیو، که او را مانند پسر خود میداند، پیام رد و بدل میکرد. در تمام آن پیامها یک جمله تکرار میشد: «همه چیز نوشته شده است.»و حالا واقعا همینطور شد.
فشار را رها کنید، بگذارید همه چیز بیرون بریزد؛ تمام آن احساسات، تمام آن آدمها. بارها و بارها حمله کردند، بارها و بارها متوقف شدند، اما حاضر نبودند تسلیم شوند. دهها بازیکن مختلف شانس خود را برای گلزنی به دروازه امیلیانو مارتینس امتحان کردند، اما او همچنان مقاومت میکرد و زمان به سرعت میگذشت. با این حال، اسپانیا هرگز دست از تلاش نکشید و دوباره و دوباره حمله کرد.
به گزارش اعتمادِ و بعد، ناگهان؛ البته نه آنقدر ناگهانی، بلکه نتیجهای کاملا منطقی و عادلانه. ارسال بلند پدرو پورو به تیر دوم رسید، نیکو ویلیامز با ضربه سر توپ را به مرکز محوطه بازگرداند. توپ در عمق محوطه جریمه آرژانتین روی زمین فرود آمد، یک بار به زمین خورد و همان جا ماند؛ انگار منتظر بود کسی این لحظه را از آن خود کند.
ساعت 5:42 بعدازظهر به وقت شرق امریکا، تنها ۳۷ ثانیه از نیمه دوم وقت اضافه گذشته بود که فران تورس این فرصت را غنیمت شمرد. او با بیستمین شوت اسپانیا در این فینال، با تمام قدرت و تمام وجودش، جام جهانی را برای کشورش فتح کرد. توپ با سرعت ۱۰۲ کیلومتر بر ساعت وارد دروازه شد و تورس بلافاصله به سمت کرنر دوید؛ آنقدر پرشور که خودش را هم با همان شدت به هوا پرتاب کرد. بازیکنان نیمکت و داخل زمین به سمت او هجوم آوردند. بالاخره رها شده بودند و شادی از وجودشان فوران میکرد. چه رهایی بزرگی.
آندرس اینیستا زمانی گفته بود وقتی در دقیقه ۱۱۶ فینال جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی توپ مقابل پایش قرار گرفت، سکوت را شنید. شاید تورس هم همان سکوت را شنید؛ شاید صدای تاریخ را شنید. اما چیزی که او بیشتر در طول دوران حرفهای خود شنیده، سر و صدا و انتقاد بوده است.
در اینجا اما انفجاری از شادی به پا شد. تمام هواداران حاضر در آن سمت ورزشگاه نیویورک نیوجرسی دیوانهوار جشن میگرفتند. تورس همان حرکت همیشگیاش را انجام داد؛ دستانش را به نشانه حرف زدن تکان داد، دستش را کنار گوشش گذاشت، انگار میخواست بپرسد: «حالا منتقدان کجا هستند؟» و سپس بزرگترین در آغوش کشیده شدن زندگیاش را از لامین یامال دریافت کرد.
در دیدار مقابل عربستان سعودی، همان روزی که لوئیس دلافوئنته شصتوپنجمین سالگرد تولدش را جشن میگرفت، تورس به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شد و گل آخر تیمش را به ثمر رساند؛ یا حداقل تصور میکرد گل زده است، اما VAR آن را مردود اعلام کرد. زمانی که تصاویر بازبینی میشد، تورس دستانش را مقابل دهانش به حالت دعا گرفته بود و زیر لب مدام میگفت: «لطفا گل باشد... لطفا گل باشد.»
این تصویر، نمادی از فشاری بود که بازیکنان گاهی تحمل میکنند؛ شاید حتی تصویری از درماندگی. اسپانیا آن مسابقه را با چهار گل اختلاف میبرد، اما او همچنان التماس میکرد که گلش پذیرفته شود.
در دیدار قبلی مقابل کیپورد، ضربه او به تیر دروازه برخورد کرده بود. در بازی بعدی برابر اروگوئه نیز همین اتفاق تکرار شد. منتقدانش این اتفاقات را نشانه دیگری از ناکامی او میدانستند؛ انگار سرنوشت همیشه درست در آستانه موفقیت، او را متوقف میکرد. اما در نهایت مشخص شد که سرنوشت، بزرگترین لحظه را برایش کنار گذاشته بود؛ مهمترین گل دوران حرفهای هر فوتبالیست.
عدالت اجرا شد؛ نه فقط در این مسابقه که اسپانیا به سبک همیشگی خودش بر آن مسلط بود - تا آن لحظه آرژانتین حتی یک شوت هم نزده بود - بلکه برای تمام این تیم. برای این خانواده، آن طور که دلافوئنته آنها را مینامد؛ خانوادهای که همه در کنار هم بودند.
شاید درست همین بود که گل قهرمانی را تورس به ثمر برساند؛ بازیکنی که نماد تمام اعضای این تیم است. گویی این هم موفقیتی مشترک بود؛ موفقیت جمعی که در وجود یک نفر تجلی پیدا کرد. بازیکنی که شاید همیشه احساس نمیکرد به اندازه کافی مورد حمایت قرار گرفته، اما حالا برای همیشه محبوب خواهد ماند.
تورس هفتمین گلزن متفاوت اسپانیا در این جام جهانی شد. در جام جهانی ستارهها، این یک تیم بود که جام را بالای سر برد. قهرمان اروپا بهترین تیم این رقابتها بود؛ تیمی که تنها یک گل در کل مسابقات دریافت کرد. این قهرمانی، پیروزی یک سیستم، یک ایده، و تعهد به یک هویت فوتبالی بود.
شاید از بیرون، همه چیز اجتنابناپذیر به نظر برسد، اما چنین نبود. این قهرمانی، پیروزی اعتماد و باور نیز بود؛ اعتماد سرمربی به بازیکنانش و اعتماد بازیکنان به یکدیگر، حتی زمانی که دیگران به آنها باور نداشتند.
پدرو پورو درباره تورس گفت: «مردم با او بسیار ناعادلانه رفتار کردند، اما او ذهنیتی فوقالعاده دارد. همیشه به تلاش ادامه داد، همیشه کار کرد و امروز زندگی پاسخ زحماتش را داد. این قهرمانی متعلق به هر ۲۶ بازیکن ماست.»
پیش از آغاز جام جهانی، رودری کاپیتان تیم، هنوز دوران نقاهت خود را به پایان نرسانده بود. لامین یامال، ستاره تیم، نیز به تازگی از مصدومیت بازگشته بود و همه منتظر بودند تا آماده شود، اما بعد متوجه شدند شاید اصلا نیازی به انتظار نبوده است.
نیکو ویلیامز - که پاس گل قهرمانی را ارسال کرد - خودش تصور نمیکرد بتواند به جام جهانی برسد. او بخش زیادی از فصل را مصدوم بود، با تلاش فراوان بازگشت، اما پس از بازی مقابل اروگوئه تصور میکرد مصدومیت دوباره او را از جام جهانی محروم کرده است.
فابیان رویز نیز بیشتر فصل را به دلیل مصدومیت از دست داده بود. آیمریک لاپورته، که در این مسابقه هم نمایش فوقالعادهای داشت، فصل سختی را در اتلتیک پشت سر گذاشته بود. پشت سر او نیز بحثها درباره اونای سیمون هیچگاه متوقف نشد.
اریک گارسیا و مارتین سوبیمندی در همین فینال به میدان آمدند تا به تیم برای قهرمانی کمک کنند؛ در حالی که تا پیش از آن حتی یک دقیقه هم بازی نکرده بودند. در پایان مسابقات، اسپانیا تنها دو بازیکن غیر دروازهبان داشت که فرصت حضور در زمین پیدا نکردند.
چه کسی پیش از شروع جام جهانی تصور میکرد پدرو پورو و مارک کوکوریا بهترین مدافعان کناری جهان باشند؟ اما حالا بسیاری چنین اعتقادی دارند. میکل مرینو، بهترین بازیکن تعویضی اسپانیا، از ماه مارس تنها ۲۸ دقیقه بازی کرده بود، اما در این جام دو بار تیمش را نجات داد.
و سپس در بزرگترین لحظه از همه، نوبت فران تورس بود.
دلافوئنته گفت تیمش از تردیدهایی که در بازیهای ابتدایی نسبت به آنها وجود داشت، «زخم خورده» بود. او همیشه تکرار میکرد: «اینها بهترین بازیکنان دنیا هستند» و در نهایت ثابت شد که حق با او بوده است.
سرمربی اسپانیا مردی است که ایمان دارد؛ ایمان به بازیکنانش، به «خانواده»اش و البته ایمان مذهبی. او در طول یک ماه گذشته هر روز با دوستش آنتونیو، که او را مانند پسر خود میداند، پیام رد و بدل میکرد. در تمام آن پیامها یک جمله تکرار میشد: «همه چیز نوشته شده است.»و حالا واقعا همینطور شد.
دیدگاه تان را بنویسید