حمله ایسنا به مجری جنجالی صداوسیما؛ مثل آقای م.م نباشید!
چه کسی گفته رسانه باید حتی به دروغ از تیم ملی و بازیکنان آن حمایت کند؟ چه کسی به شما اجازه میدهد به دلیل انتقاد برخی از تیم ملی، الفاظ سخیفی را خطاب به منتقدان به کار ببرید و آب از آب تکان نخورد؟ این شگفتانههای شما در کدام بند از نقش و رسالت رسانه تعریف شده است؟
خبرگزاری ایسنا نوشت: بر حواشی سریالی یک برنامه فوتبالی تلویزیونی پایانی نیست و هر روز شاهد باز شدن دریچههای جدیدی هستیم و هربار از خودمان این سوال را میپرسیم چرا باید چنین مسائل و رویه غلطی به صورت یکجانبه بازگو شود و هیچ عزم و ارادهای برای اصلاح از سوی مسئولان ذیربط در آن رسانه وجود نداشته باشد؟
قهقرای فکری و ابتذال کلامی
به چه دلیل، یک تریبون ۲۴ ساعته در اختیار شما قرار دارد تا هر چه که در ذهن خود با آن خو گرفتهاید را به راحتی هرچه تمامتر به زبان آورید و هر روز بیش از گذشته در قهقرای فکری خود دست و پا بزنید و هر لحظه، همگان را با طرز فکر عجیب و غریب خود، شگفتزده کنید.
یک مجری تلویزیونی، این روزها ادبیات عجیبی در حوزه رسانه دارد و در حال تعریفی غلط از نقش رسانه است و به نظر میرسد نظارتی برای تغییر این رویه غلط وجود ندارد؛ یک روز دیگران را با الفاظ زشت و زننده مورد عنایت قرار میدهد، یک روز با جای خالی و جای خالیهایی که پر کردن آن صرفا با فحش و الفاظ رکیک امکان پذیر است یک جامعه را شگفتزده میکند، یک روز همگان را به دلیل انتقاد از تیم ملی دشمن میداند و روز دیگر کار را تا جایی پیش میبرد که حتی روابط عمومی فدراسیون فوتبال هم بابت این همه حمایت سوپرایز میشود و حتی به خود سوزن میزند که مبادا در خصوص تیم ملی کوتاهی کرده است!
رسانه یا روابط عمومی؟
چه کسی میگوید وظیفه رسانه صرفا حمایت غلط از تیم ملی فوتبال است؟ چرا نباید از ایرادات و مشکلات مشخص تیم ملی صحبت به میان آورد؟ آیا اگر به عنوان رسانه اشکالی در حوزه تیم ملی فوتبال وجود داشته باشد و شما از آن مطلع باشید و آن را بازگو نکنید، به منافع ملی خیانت نکردهاید؟ اگر با بیان اشکالات و صحبت کردن در خصوص آن میتوانستید به رفع ایراد کمک کنید، آیا میتوانید خودتان را ببخشید؟
رسانه مسئول است که از یک سو اتفاقات و تصمیمات مثبت را ببیند و به بیان آن بپردازد و از سوی دیگر اشکالات و ایرادات را پیدا و با طرح آن در رسانه به حل مسائل، کمک کند.
قدیسسازی و سپررسانهای!
آیا تیم ملی تحت مربیگری امیر قلعهنویی یک پدیده مقدس است و نمیتوان در خصوص آن صحبت کرد و حرفی به میان آورد و اشکالات و ایرادات اساسی موجود که تبعات آن سالها بعد گریبان فوتبال ایران را خواهد گرفت، به زبان آورد؟
آیا آن زمان که مهدی تاج و فدراسیون فوتبال ایران را به باد نقد یک طرفه گرفته بودید و شب و روز از لب تیغ میگذراندید خودتان مصداق بارز دشمن بودید؟ آن زمان که رییس فدراسیون فوتبال در مقابل دوربین کارش با شما به مشاجره ختم شد و بارها و بارها از صحبت کردن با برنامهتان پرهیز میکرد، شما و رسانهتان علیه منافع ملی عمل میکردید؟ چه اتفاقی رخ داده که دیگران را متهم به سپر رسانهای مهدی تاج میکردید و امروز هر کسی از فدراسیون فوتبال چیزی بگوید با ادبیات زشت و زننده مختص به خود به آن رسانه حمله میکنید؟
چگونه همین چند ماه قبل که شجاع خلیلزاده یکی از کاپیتانهای تیم ملی را به درست یا غلط مورد عنایت قرار دادید و حتی القاء کردید که این بازیکن امکان حضور در جام جهانی را ندارد، ایرادی به شما وارد نبود! فقط شما هر زمان که تشخیص دهید میتوانید در رسانه ملی از هر چه میخواهید صحبت کنید و هر زمان که دیگران بخواهند حرفی به میان آورند، از سوی شما و برنامهتان متهم خواهند شد.
توهم بازیکن تیم ملی مقابل دوربین!
شما چه بر سر رسانه آوردهاید که علیرضا بیرانوند مقابل چشمان بیننده تاکید میکند که رسانه حتی باید به دروغ از بازیکنان تیم ملی حمایت کند؟ چه بر سر رسانه آمده که حتی در مقابل این گزاره غلط سکوت میکنید و هیچ نمیگویید؟ آیا وظیفه رسانه این است که مجیز گوی تیم ملی و بازیکنان آن باشد حتی به دروغ؟ پس اساسا چه لزومی به فعالیت رسانه به عنوان رکن اصلاحی است؟
وظیفه رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی
خلاصه کلام این که شما به عنوان رسانه موظف هستید خوب را ببینید و بد را نادیده نگیرید و رویهای غلط را در خصوص رسانه، باب نکنید. اگر در تیم ملی زحمتی کشیده شده که قطعا اینگونه است و بازیکنان و کادر فنی شرایط سخت و استثنایی را در این دوره جام جهانی متحمل شدهاند که تا کنون بی سابقه بوده و برای هیچ تیم دیگری پیش نیامده است، باید در خصوص آن صحبت و از تلاشهای صورت گرفته قدردانی کنید اما در عین حال اگر رسانه هستید و منافع فردی و گروهی را تامین نمیکنید، باید نقاط ضعف، ایرادات و اشکالات را نیز ببینید تا با اصلاح آن زمینه بهبود وضعیت را فراهم و به تیم ملی کشور خود و آینده آن، کمک کنید.
بر کسی پوشیده نیست که رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی باید نقش بیطرفانهای داشته باشد و بدون جانبداری، تحریف و تاثیرپذیری از منافع فردی و گروهی، اطلاعرسانی به مخاطبان را در دستور کار قرار دهد و با انعکاس دیدگاههای مختلف زمینه را برای آگاهی و قضاوت مستقل مردم، فراهم کند. رسانه باید با دقت، منصفانه و با مسئولیتپذیری به بیان حقیقت بپردازد و از قضاوت یک طرفه پرهیز کرده و با حفظ اعتماد عمومی شرایطی را فراهم کند که جامعه مخاطب بتواند بر پایه اطلاعات صحیح به درک درستی از مساله، برسد.
دیدگاه تان را بنویسید