در گفت و گو با «اعتماد» مطرح شد؛
بررسی لیست تیم ملی با علی لطیفی: جای سردار آزمون خالی است/ مخالفان در امریکا تیم ملی را اذیت می کنند
بازیکن تیم ملی ایران در جام جهانی 1998 فرانسه می گوید بین تیم ملی و مردم شکاف هایی وجود دارد.
روزبه دلاور| تیم ملی در آستانه جام جهانی در ترکیه تمریناتش را سپری میکند.
به گزارش روزنامه اعتماد، سرمربی تیم ملی قبل از سفر به این کشور به ناچار روی نام تعدادی از بازیکنانش قلم قرمز کشید و حالا تیم ملی یک گروه 30 نفره از بازیکن را تشکیل میدهد که باید در روزهای آینده از همین تعداد هم چهار نفر به کشورمان برگردند تا تیم ملی متشکل از ۲۶ بازیکن عازم امریکا شود. اما مهمترین غایب نفرات اعزامی ایران به جام جهانی، سردار آزمون است؛ پای ثابت ترکیب فیکس تیم ملی در چند سال اخیر که با گلهای حساسش در ذهن هواداران فوتبال این علامت سوال را ایجاد کرده که آیا نمیشد با تدابیری این مهاجم را باز هم دعوت کرد؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال، بررسی فهرست نهایی و دیگر مسائل پیرامون تیم ملی گفتوگویی با علی لطیفی، بازیکن تیم ملی در جام جهانی فرانسه داشتیم. لطیفی همچون گذشته شفاف و بدون ملاحظهکاری پاسخگوی سوالات ما شد که در ادامه مطلب میخوانید.
جای چه کسی یا چه کسانی در فهرست نفرات اعزامی به جام جهانی خالی است؟
سردار آزمون.
سرمربی تیم ملی گفته تمام نفرات تیم را از روی عملکرد فنیشان دعوت کرده، عدم دعوت از آزمون فنی بود؟
نه، به هیچ عنوان! اگر دست آقای قلعهنویی بود با شناخت فنی که از کار او دارم حتما او را دعوت میکرد. آقای قلعهنویی هم اگر اینطور میگوید، نمیگویم دروغ میگوید، اما به شکلی در حال شانه خالی کردن از این موضوع است!
به نظر شما کادرفنی به حد کافی به پای سردار ماند و از او حمایت کرد؟
خب یک بحث سیاسی بود و آدمها متفاوت هستند. شاید کس دیگری بود بیشتر میماند یا کمتر! ما خبر نداریم چه اتفاقی رخ داد، اما باور دارم افراد در این مواقع بیشتر سعی میکنند که خودشان را وارد داستانهای اینچنینی نکنند!
مثلا یک مربی خارجی مثل کارلوس کیروش بود با این موضوع کنار میآمد؟
کارلوس کیروش هم کاسب بود و او هم کوتاه میآمد! اما مثلا یکی مثل گواردیولا یا مورینیو به هیچ وجه کوتاه نمیآیند. مربیان آلمانی هم در این مسائل کوتاه نمیآیند، چون بحث سیاسی را وارد مسائل فنی نمیکنند. افرادی مثل کیروش کوتاه میآیند، چون کاسب هستند!
نفراتی مثل طارمی و درگاهی میتوانند جور خط حمله تیم ملی را در نبود سردار به دوش بکشند؟
به نظرم هیچ کدامشان نمیتوانند جای خالی آزمون را پر کنند. حالا طارمی داستانش فرق میکند و علیپور بازیکن من بوده و خیلی خوب است و حسینزاده هم خوب است و درگاهی هم شناختی ندارم، اما به باور من جای خالی سردار را هیچ کسی نمیتواند پر کند!
فکر میکنید بازیکن دیگری هم بود که میتوانست مسافر جام جهانی باشد و دعوت نشد؟
غیر از سردار بازیکن دیگری به ذهنم نمیرسد. دوره کیروش ۱۳، ۱۴ بازیکن دعوت میشدند و مابقی میآمدند و خط میخوردند و در سطح باشگاهی بازیکنسازی صورت نمیگرفت و در تیم ملی هم او به خیلیها بها نداد و در نتیجه ما پشتوانهسازی نکردیم. حالا بیتعارف تیم ملی ما خالی است و هشتاد، نود درصد همان نسل آقای کیروش هستند. الان شاید ده، پانزده درصد تغییر کردند.
نظرتان درباره دعوت از جوانانی مثل طاهری و محمودی چیست؟
خط میخورند. ممکن است یک نفرشان برود، اما خط میخورد. نوع مربیگری قلعهنویی این است که بیشتر به باتجربهها اعتماد میکند. صدالبته که در جام جهانی این حق را باید به سرمربی داد. اگر قرار بود جوانگرایی صورت میگرفت باید قبلتر انجام میشد. قلعهنویی که در جامملتها جوانگرایی نکرده در جامجهانی چطور میتواند جوانگرایی کند؟ هم خودش علاقهمند به بازیکن باتجربه هست و هم بازیکنان تاپ لول و جوان به او معرفی نشده است. در حد همین دو، سه تا.
در نسل شما بازیکنانی مثل عابدزاده بود که شاید اگر دو دهه هم به فوتبالشان ادامه میدادند فوتبالیها ناراحت نمیشدند. چرا برخی مردم با پا به سن گذاشتههای نسل فعلی ارتباط نمیگیرند؟
اولا بیتعارف بین این تیم ملی و مردم شکافهایی وجود دارد. آن زمان بازیکنان تیم ملی در کنار مردم بودند، اما برخی بازیکنان تیم فعلی گاهی به مردم دهنکجی کردهاند.
بازیکنان پا به سن گذاشته مثل حاجصفی چطور همیشه پای ثابت تیم ملی هستند؟
مقصر که بازیکن نیست، آنهایی مقصر هستند که به اینها بها میدهند و جایگزین برایشان نمیسازند. حاجصفی چند سال رفته بود و سر بزنگاه پیدایش شد! مقصر آنهایی هستند که به اینها دور میدهند! البته من فوتبال حاجصفی را دوست دارم، اما سنش بالاست.
چرا خود این بازیکنان پا به سن گذاشته پیشقدم نمیشوند و خداحافظی نمیکنند؟ مثلا یادمان هست کریم باقری در 33 سالگی خداحافظی کرد.
آدمیزاد زیادهخواه است! باید پشتوانهسازی میشد که نشد و خود بازیکنان هم شرایط خاص خودشان را دارند.
این دسته از بازیکنان اگر رکورددار بازی ملی شوند، میتوانند جای امثال دایی و نکونام را بگیرند؟
به تصور من نه. هم میتوانید آماری بالا باشید هم محبوب باشید. صرفا آماری بالا باشید اتفاق خاصی رخ نمیدهد کما اینکه در ورزش دنیا از این مثالها داریم. آمار بالا با محبوبیت بالا باشد، خوب است که بازیکن را اسطوره میکند.
راجع به عدم برگزاری بازی دوستانه چه صحبتی دارید؟
وقتی زامبیا با ما بازی نمیکند باید برویم ببینیم کجای کارمان ایراد دارد.
در بخش دیپلماسی ورزشی مشکل در چه هست؟
من فکر میکنم در همه بخشها مشکل داریم!
بازی دوستانه تیم ملی با تیم ملی مفید است؟
نه، اما چارهای نیست و در این بخش که نمیتوان قلعهنویی را مقصر دانست، چون او هم دوست دارد تیمش بازی کند. نیاز به بازیهای تدارکاتی دارد تا نفراتش را بشناسد و تیمی هم حاضر نیست با ما بازی کند.
هنوز بحث بر سر این است که تیم ملی به جام جهانی برود یا نرود! نظر شما چیست؟
با اینکه مراسم خداحافظی هم گذاشتند، اما هنوز مشخص نیست و نفرات تمرکز لازم را ندارند، چون نه مشخص است که میروند و نه وضعیت ویزایشان معلوم است. من با این وضعیت بودم، نمیرفتم، چون تیم شرایط رفتن به مسابقات را ندارد و کاری به سیاست هم ندارم.
ممکن است امریکاییها بدرفتاری با اعضای تیم ملی داشته باشند؟
امریکاییها که کاری با ما ندارند، ایرانیان مخالف در آنجا بازیکنان تیم ملی را اذیت میکنند و با پرچم شیر و خورشید میآیند! این یک واقعیت است.
دیدگاه تان را بنویسید