کد خبر: 786457
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ۰۸:۳۵:۰۱
| |

چرا ایرج با نام برادرش مشهور شد؟

ایرج، همان ابتدا با نام حسین خواجه‌امیری می‌خواند اما به دلیل فعالیت در ارتش، نام «ایرج» را که اسم برادرش بود، برای خودش انتخاب کرد.

چرا ایرج با نام برادرش مشهور شد؟
کد خبر: 786457
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ۰۸:۳۵:۰۱

هاتف شرار-«آن تناور درخت خانه شکست/ بعد از این کی توان به سایه نشست» بسیار دشوار است که درباره هنرمندی بنویسم که سال‌ها یکی از پایه‌های اصلی آواز اصیل ایرانی بوده است؛ پهلوان آواز، شادروان حسین خواجه‌امیری، ملقب به «ایرج». او دی ‌ماه سال ۱۳۱۱ در روستای خالدآباد نطنز کاشان چشم به جهان گشود؛ پدر و پدربزرگش خواننده بودند و او هم از همان کودکی شروع به خواندن کرد. نزد پدر و تعزیه‌خوانان نزدیک روستای‌شان ردیف‌های آوازی را آموخت. در ۱۵ سالگی زمانی که به تهران آمد دو سال هم نزد ابوالحسن‌خان صبا موسیقی را فرا گرفت. خودش می‌گفت که از روی صفحات تاج اصفهانی بسیار تقلید کرده و از ایشان تاثیر گرفته است.

رادیو و آغاز راه

به گزارش اعتماد، در سال ۱۳۲۸ یعنی در سن ۱۷ سالگی وارد رادیو شد. او را صبا به این سازمان معرفی کرد؛ زمانی که ابراهیم‌خان منصوری ریاست کمیسیون موسیقی رادیو را برعهده داشت. ایرج ابتدا با ارکستر آقای منصوری و بعدها با برادر زنده‌یاد شاپور نیاکان و همین‌طور محمد بهارلو قطعات بسیاری را در رادیو به صورت زنده اجرا کرد. این نکته را یادآور شوم که در آن زمان تا اوایل دهه ۳۰ خورشیدی در رادیو آثار ضبط نمی‌شدند و به امواج پیوستند.

ایرج، همان ابتدا با نام حسین خواجه‌امیری می‌خواند اما به دلیل فعالیت در ارتش، نام «ایرج» را که اسم برادرش بود، برای خودش انتخاب کرد. او در اکثر برنامه‌های رادیو حضور داشت و تا سال ۵۷ یعنی نزدیک به ۲۹ سال فعالیت کرد. ایرج در سال ۱۳۳۶ اولین آواز برنامه گل‌های خود را اجرا کرد که در شماره ۴۳ برگ سبز با همراهی استاد علی تجویدی و تار زنده‌یاد فرهنگ شریف انجام شده بود.

در دهه ۳۰ عمده آثار ایرج شامل دو قسمت می‌شد؛ یکی آوازها و ترانه‌هایی در فیلم‌های فارسی و دوم آوازها و تصانیفی در موسیقی ایرانی که با هنرمندانی همچون عبدالله جهان‌پناه، نصرالله زرین پنجه و ابراهیم سرخوش همراه بوده است.

ایرج تا زمانی که داوود پیرنیا در رادیو، سمت مدیریت برنامه «گل‌ها» را داشت در این برنامه، فقط آواز خواند به این دلیل که یکی از هنرمندان موسیقی ایران بین این دو بزرگوار یعنی ایرج و پیرنیا، اختلافی شدید انداخت و به خاطر اینکه ایرج آوازخوان بسیار بزرگ و تاثیرگذاری بود، تنها در برنامه آواز می‌خواند. پیرنیا او را از تصنیف خواندن در برنامه گل‌ها منع کرد در نتیجه او به صورت بسیار قطره‌چکانی در این برنامه تا زمان داوود پیرنیا فقط آواز خواند. اگرچه در همان دوران اواخر دهه ۳۰ دو قطعه هم اجرا و ضبط کرد با تنظیم استاد روح‌الله خالقی؛ یکی به نام «زهره» که همان ترانه قدیمی است و دیگری ترانه «جلوه گل» به آهنگ‌سازی شادروان بدیع‌زاده که با ارکستر گل‌ها به بهترین شکل ممکن اجرا شد اما متاسفانه پیرنیا اجازه پخش آن را نداد. تا سال ۹۹ که قطعه زهره در فضای مجازی منتشر شد.

محبوب مردم، مقبول خواص

از خصایص آواز و تاثیرگذاری ایرج این است که او دو مکتب تهران و اصفهان را با هم تلفیق کرده و با توجه به تاثیرپذیری‌اش از تاج اصفهانی و ادیب خوانساری سبک و سیاق خود را به دست آورد و همراه با زنده‌یاد اکبر گلپایگانی، آواز ایران را متحول کردند و به مردم شناساندند.

مصداق آن جمله معروف که «خواص بپسندند و عوام بفهمند» این دو بزرگوار یعنی ایرج و گلپا در حوزه آواز چنین کردند. استاد ایرج در ژانرها و فرم‌های مختلف موسیقی ایرانی اجرا کرده و آوازهای بسیار ارزشمندی خوانده است. سبک‌هایی همچون آوازهای محلی، آواز اصیل و سنتی، موسیقی پاپ، ارکسترهای تلفیقی و بسیاری از فراز و فرودهایی که خوانندگان هم‌دوره خود اجرا می‌کردند او به بهترین شکل با صدای بی‌بدیل خود اجرا کرده است. وسعت صدای ایرج و تسلط او روی تحریرهای متفاوت در حدی بود که توانایی این را داشت که روی حنجره خود تسلط داشته باشد. صدای استثنایی ایرج بسیاری از هنرمندان را به تعجب و شگفتی وا داشته بود. در سال ۱۳۶۱ غلامحسین بنان به محمد موسوی گفته بود: «من اگر صدای ایرج را داشتم غوغا می‌کردم» اگرچه بنان خود یکی از قطب‌های بزرگ آواز موسیقی ایران زمین است. همچنین تاج اصفهانی هم گفته بود «من اگر تاج اصفهانی نبودم دوست داشتم، ایرج باشم.» صدای او و بسیاری از هم‌عصران او سال‌ها در رادیو به گوش مردم رسید و از پیر و جوان، عامه و خاصه از عاشقان صدایش بودند.

ایرج از اوایل دهه ۳۰ در فیلم‌های فارسی ترانه‌ها و آوازهایی خوانده که بسیار هم مورد نقد قرار گرفته است. بسیاری می‌گویند خواننده‌ای که آثار مهم و اصیلی در برنامه گل‌ها و برنامه‌های دیگر رادیو اجرا کرده چرا این آثار را با اشعار بسیار سطح پایین خوانده است اما پاسخ‌ها هم به این پرسش این است که ایشان آن‌قدر توانایی داشت که تمام سلیقه‌های افراد جامعه آن زمان را درنظر می‌گرفت ضمن اینکه باید هر دوره و زمان را با فرهنگ همان زمان مقایسه کرد. اشتباه است که بخواهیم دیروز را با معیارهای امروز مقایسه کنیم.

او در فیلم‌های فارسی آوازهای بسیاری خوانده که بازیگران زیادی همچون فردین و ملک‌مطیعی و بسیاری دیگر روی صدای ایرج لب زده‌اند. خود او در مصاحبه‌ای می‌گفت: «زمانی که فیلمی به فروش نمی‌رسید از من می‌خواستند تا بروم در استودیو دو تا آهنگ بخوانم و آن را روی فیلم قرار بدهند و با این کار، به یک‌باره فروش فیلم بالا می‌رفت.» پس بخش بیزینس هم بخش اعظم و مهمی بود که صدای ایرج توانمندی آن را داشت که روی بازار فروش فیلم‌ها و استقبال مردم تاثیرگذار بود. ایرج تا اوایل دهه ۵۰ برای فیلم‌های بسیاری آواز خواند اما در هیچ یک از آنها بازی نکرد.

او تا درجه سرهنگ دومی ارتش و در ژاندارمری زمان گذشته فعالیت داشت و در سال ۱۳۵۲ بازنشسته شد که البته خود می‌گوید خود را به اجبار بازنشسته کردم و مسائل و اختلافاتی با ارتش به وجود آمد که ترجیح دادم آزادانه زندگی کنم. جالب است بدانید که در عین حال که در فیلم‌ها تصنیف‌خوانی می‌کرده است، ولی مابین آنها یکی، دو بیت هم به صورت غزل‌خوانی و آواز خوانده و ادوات تحریر و حتی اجرای گوشه‌های موسیقی در آنها رعایت شده و همین باعث شد که بسیاری از مردم عامه هم به آواز اصیل ایرانی جذب شوند و روی بیاورند و به موسیقی خاص‌تر اصیل هم گوش بدهند و آشناتر شوند و از عاشقان این هنر اصیل شوند.

استاد ایرج با هنرمندان بی‌تکراری چون روح‌الله خالقی، جواد معروفی، عبدالله جهان‌پناه، نصرالله زرین پنجه، ابراهیم سرخوش، مجید وفادار، پرویز یاحقی، همایون خرم، انوشیروان روحانی، سیدجواد بدیع‌زاده و ناصر زرآبادی و... همکاری‌های بسیار داشته است. همین‌طور آهنگ‌های عامیانه‌ای با نوازندگان و آهنگسازانی چون حسین واثقی، تبریزی، حسین صمدی و فضل‌الله توکل اجرا کرده است. او با همکاری و ساز هنرمندان بی‌تکراری مانند جلیل شهناز، فرهنگ شریف، علی تجویدی، پرویز یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، رضا ورزنده مجید نجاحی، جهانگیر ملک، امیرناصر افتتاح، امیر بیداریان، حسن کسایی و محمد موسوی و... آوازهای فوق‌العاده زیبایی خوانده است که هنوز در تاریخ موسیقی ایران همچون ستاره می‌درخشند و هنرجویان و هنرمندان پیرو این سبک و سیاق آواز استاد بزرگ، ایرج هستند .

روایتی از پرسش و پاسخ با استاد

وقتی از ایشان سوالاتی را در طول معاشرتم و زمانی که با ایشان محشور بودم، می‌پرسیدم پاسخ بنده را با سعه صدر بسیار می‌دادند. یکی از سوالاتی که از ایشان کردم این بود که آیا شما مرکب‌‌خوانی هم کرده‌اید ایشان با کمال آرامش گفتند «من فقط یک دستگاه را از ابتدا تا انتها می‌خواندم» اما زمانی که آثار او را بررسی کردم، دیدم که در بسیاری از آوازهای رادیویی‌اش به غیر از برنامه گل‌ها آوازهای مرکب‌خوانی هم داشته‌اند که بسیار هوشمندانه و دقیق و جامع بوده است اما خودشان هیچ ادعایی درباره مرکب‌خوانی نداشتند و نمی‌کردند که از فروتنی‌شان بود.

ایشان تلفیق شعر و موسیقی را خواسته یا ناخواسته با صدای خود به گوش مردم رساند و اشعار بسیار زیبایی از بزرگانی چون حافظ و سعدی و مولانا و... در برنامه گل‌ها و سایر برنامه‌های دیگر اجرا کرده. او کنسرت‌های بسیار متعددی در ایران و بسیاری از کشورهای جهان چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی اجرا کرده است. وقتی از ایشان درباره استادانش که تعزیه‌خوان بودند، پرسیدم ایشان پاسخ دادند: «من تا سن ۱۶، ۱۷ سالگی نقش حضرت علی‌اکبر را در تعزیه‌ها بازی می‌کردم.» آواز ایشان قرّا بود و تاثیرگذار و او بسیاری از گوشه‌های دور افتاده در آواز ایرانی را از تعزیه‌خوان‌ها یاد گرفته بود اگر چه گاهی اوقات آن تعزیه‌ها را در گوشه‌های متعدد هم می‌خواند؛ برای مثال وقتی از ایشان پرسیدم که چرا در دستگاه نوا آوازی نخوانده‌اید، گفتند: «چندین آواز را در این دستگاه دارم.» ایشان چند گوشه بسیار خاص را که در گذشته‌های دور مداحان و منبری‌خوانان و تعزیه‌خوانان می‌خواندند را با کمال استادی اجرا کرده‌اند اگر چه خود ایشان معتقد بر این بودند که راست‌پنجگاه و نوا دستگاه نیستند و از متعلقات دستگاه‌های اصلی موسیقی به شمار می‌روند. ایشان بر دستگاه‌های موسیقی و گوشه‌ها تسلط داشتند و معتقد بودند بسیاری از گوشه‌ها قابل اجرا نیستند یا این‌قدر کوچک و غیرضروری هستند که حتی نیازی به یادگیری آنها نیست اگرچه خودشان تمام آنها را آموخته بودند.

سوال دیگری که از ایشان پرسیدم این بود که آیا آن تحریرهای خاص و بلبلی و ریزه‌کاری‌هایی که در آوازهای خود یا تصنیف‌هایی که می‌خواند و به کار می‌برد، از قبل طراحی می‌شدند و آیا به‌طور کلی روی آوازهایش طراحی‌های خاصی هم انجام می‌دادند یا نه که استاد در پاسخ گفت «واقعا نمی‌دانم آن را چطور می‌خواندم و به قول معروف خودش می‌آمد.»

ایشان یکی از آوازهای خود را که خاص می‌دانست و به من درباره آن گفته بود: «من نمی‌دانم یک انسان مگر می‌تواند در این وسعت با این حجم و قدرت صدا آواز بخواند؟ من خودم هنوز متحیرم چه برسد به افراد دیگر و همین را می‌دانم که فقط خداوند پشت و پناه و یار من بوده است!» یادآور شوم آن آواز در مایه مخالف سه‌گاه در گل‌های رنگارنگ شماره ۵۱۰ است که با تار استاد جلیل شهناز و ویلن شادروان استاد همایون خرم ضبط شده که با مطلعی از شعر سعدی است: «بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی...»

او در این اثر ابتدا آواز را در گام بسیار پایین می‌خواند و بعد با یک تحریر بسیار خاص و قدرتمند در گامی بسیار بالا شروع به خواندن می‌کند. خودش درباره خاطره ضبط این کار گفته بود: «وقتی که ضبط تمام شد همه من را تشویق کردند و استاد بدیع‌زاده که در اتاق فرمان نشسته بود از آن اتاق بیرون آمد، من را در آغوش گرفت و بنا شد که ایشان چندین آهنگ برای من بسازد.» از‌جمله یکی از آهنگ‌هایی که با ارکستر شما و رادیو ساخته را که مورد استقبال خواص هم قرار گرفت، ایرج خوانده که روی نثری از حضرت سعدی است که شروع گلستان سعدی یا همان دیباچه است. این آهنگ را استاد بدیع‌زاده در دشتی ساخته و استاد ایرج نازنین آن را خوانده است. خودش می‌گفت: «من روزی در رادیو نشسته بودم که استاد بدیع‌زاده به من پیشنهاد دادند که بیا و آواز کوچه باغی یا همان بیات تهران را بخوان که من سخت مخالفت کردم ولی پس از اینکه ایشان ساعتی با من صحبت کردند مرا کامل توجیه کردند ماحصل صحبت ایشان این بود که این هم بخشی از فرهنگ غنی موسیقی ما و به‌خصوص موسیقی تهرانی‌هاست، چرا‌که هر قوم و ملتی و هر شهری برای خود یک موسیقی محلی دارد، تهرانی‌ها هم به این شیوه حرف می‌زنند و می‌خوانند من هم آوازهایی در این مایه و فضا خواندم که اکثر اشعار آن را روان‌شاد مهدی سهیلی سروده بودند.»

اهمیت مطالعه آثار ایرج

استاد ایرج از خصیصه‌های دیگری که داشت این بود که در هر لحظه‌ای توان اجرا و خواندن را داشت و این‌طور نبود که بگوید الان آمادگی ندارم یا حتی اگر آمادگی هم نداشت، این توان را داشت که کار را به بهترین شکل اجرا کند. وسعت و حجم صدای او بی‌نظیر بود و نوازنده وقتی در نزدیکی او می‌نشست آن‌چنان وسعت صدا و حجم صدایش گیرا و قرّا بود که دل نوازنده را به شور و وجدی خاص می‌آورد؛ این یک توصیف نیست، واقعیتی است که خود بنده هم در همنشینی با ایشان تجربه کرده‌ام؛ من افتخار داشتم در بسیاری از محافل و مجامع خصوصی با ایشان نوازندگی کنم و همچنین در حضورشان هم درس‌ها پس دادم و آوازها خواندم که ایشان هم من را بسیار استادانه راهنمایی کردند.

استاد ایرج خواجه‌امیری در دهه ۶۰ به سکوتی اجباری محکوم شده بود که همین مساله سال‌ها مشکلات عدیده‌ای را برای ایشان به وجود آورد. این اواخر هم با بیماری‌های متعدد و کهولت سن دست و پنجه نرم کرد.

ما متاسفانه در بیست و یکم مرداد ماه، این استاد بی‌تکرار را از دست دادیم، ولی ایشان یکی از پایه‌ها و ستون‌های اصلی آواز و موسیقی ایرانی است و آثارشان در حافظه شنیداری مردم این سرزمین باقی خواهد ماند. به قول استاد علی جهاندار، اگر آواز ایرانی چهار ستون داشته باشد یکی از آنها ایرج است و دیگری آنها استادان بنان، شجریان و گلپایگانی بودند.

یادشان گرامی باد و امیدوارم هنر این بزرگان بیشتر در رسانه و فضای مجازی دیده و شنیده شود و جوانان و هنرمندان و هنردوستان روی آثار آنها بیشتر تحقیق کنند و بشنوند و فقط به موضوعات سطحی اکتفا نکنند که مثلا ایرج با ترانه «من یه پرنده‌م» یا آهنگ‌های فیلم‌ها مشهور شده است. استاد ایرج آثار بسیار مهمی با ارکسترهای بزرگ رادیو و همین‌طور آوازهای بی‌نظیر و کم‌نظیری با ساز بزرگان موسیقی خوانده است. روانش شاد و یادش گرامی باد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها