انتقاد به برنامههای صداوسیما؛ رسانه ملی نیازمند بازنگری در شیوه انتخاب مجریان و طراحی برنامههاست
روزنامه اعتماد نوشت: رسانه ملی بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در شیوه انتخاب مجریان، طراحی برنامهها و توجه به کیفیت اجراست؛ چراکه ادامه این روند نهتنها به تضعیف اعتبار رسانه میانجامد، بلکه فاصله آن با مخاطبان را نیز روزبهروز بیشتر خواهد کرد.
«افت کیفیت اجرا» عنوان یادداشت امیرعباس میرزاخانی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ رسانه ملی در هر جامعهای نقشی فراتر از یک ابزار سرگرمی دارد. این رسانه میتواند با تولید محتوای حرفهای و هدایت درست برنامهها، به ارتقای سطح فرهنگ عمومی، افزایش آگاهی اجتماعی و تقویت هویت ملی کمک کند. میلیونها مخاطب هر روز با برنامههای رادیویی و تلویزیونی در ارتباط هستند و طبیعی است که کیفیت اجرا، نوع پرسشها، شیوه طرح موضوعات و حتی لحن مجریان، در شکلگیری سلیقه و نگاه مخاطبان تاثیرگذار باشد، به همین دلیل انتظار میرود رسانهای با چنین جایگاهی، در انتخاب مجریان، طراحی برنامهها و نحوه ارایه محتوا، حساسیت و دقت بیشتری به خرج دهد. با این حال گاهی در برخی برنامهها اتفاقاتی رخ میدهد که نه تنها با این انتظار فاصله دارد، بلکه سطح برنامهسازی را نیز زیر سوال میبرد. برای نمونه در یکی از برنامههای تلویزیونی، مجری از مخاطبان میپرسد: «طبق بیان قرآن کریم، حضرت داود در کدام جنگ پیروز شدند؟» اما در میان گزینههای پاسخ، علاوه بر «جنگ جالوت»، مواردی مانند « 8 سال جنگ با رژیم بعث عراق»، «جنگ ۳۳ روزه لبنان» و «جنگ ۱۲ روزه» نیز قرار داده میشود. طرح چنین پرسشی در رسانهای که قرار است مرجع فرهنگی و آموزشی باشد، نهتنها سطح دانش دینی را به بازی میگیرد، بلکه مخاطب را نیز با نوعی شوخی سطحی و بیتناسب روبهرو میکند. از سوی دیگر، در بسیاری از برنامهها اجرای حرفهای نیز جای خود را به نوعی خودنمایی داده است. گاهی مجری به جای آنکه در خدمت موضوع برنامه باشد، توجه مخاطب را به سمت خود جلب میکند؛ از رشته تحصیلی و سال تولدش میگوید و حتی پیامهایی را که درباره خودش ارسال شده، با آب و تاب برای مخاطبان میخواند. در چنین فضایی، محتوا به حاشیه میرود و اجرا به نمایش فردی تبدیل میشود؛ درحالی که مجری حرفهای باید آنقدر هوشمندانه پیام برنامه را منتقل کند که حضور شخصیاش در حاشیه قرار گیرد. مشکل دیگر به کیفیت صدا و توانایی گویندگی بازمیگردد. صدای مناسب و دلنشین نخستین شرط ورود به عرصه گویندگی است..
اما گاهی در برخی برنامهها صداهایی شنیده میشود که نهتنها جذاب نیستند بلکه برای مخاطب آزاردهندهاند. در کنار این مساله، ضعف در مطالعه و ناآشنایی با مبانی اجرا نیز باعث شده است برخی مجریان نتوانند ارتباط موثری با مخاطب برقرار کنند؛ در حالی که در میان جوانان علاقهمند به گویندگی، استعدادهای قابلتوجهی وجود دارد که کمتر فرصت حضور در رسانه را پیدا میکنند. همین وضعیت در تولید برنامهها و نمایشهای رادیویی و تلویزیونی نیز دیده میشود. تکرار برخی چهرههای ثابت در عرصه برنامهسازی، از خلاقیت و تازگی آثار کاسته و باعث شده بسیاری از تولیدات رسانهای جذابیت گذشته را نداشته باشند. این درحالی است که در دورهای نه چندان دور، رادیو و تلویزیون میزبان مجری ـ مولفانی بود که فراتر از خواندن یک متن، به اجرای رسانهای به عنوان یک مسوولیت فرهنگی نگاه میکردند و تلاش داشتند سطح سلیقه و دانش مخاطبان را ارتقا دهند. اگر رسانه قرار است نقش موثری در فرهنگسازی ایفا کند، نخست باید با تولید برنامههای جذاب، مخاطب را با خود همراه کند و سپس با صداقت و حرفهایگری، اعتماد او را به دست آورد. بیتوجهی به این اصول، به تدریج سرمایه اجتماعی رسانه را فرسوده میکند. رسانه ملی بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در شیوه انتخاب مجریان، طراحی برنامهها و توجه به کیفیت اجراست؛ چراکه ادامه این روند نهتنها به تضعیف اعتبار رسانه میانجامد، بلکه فاصله آن با مخاطبان را نیز روزبهروز بیشتر خواهد کرد.
دیدگاه تان را بنویسید