با بازگشایی بورس چه سرنوشتی در انتظار سهامداران است؟
طبق آنچه در ابتدای این هفته از سوی متولیان اعلام شده، تصمیمگیری درباره بازگشایی بازار سهام به پایان هفته موکول شد. بنابراین همچنان بازگشایی بازار سهام در هاله ای از ابهام قرار دارد. این در حالی است که مدتی پیش حجت اله صیدی رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار از احتمال بازگشایی بازار طی دو هفته آینده خبر داده بود.
بعد از وقوع جنگ تحمیلی در ۹ اسفند سال گذشته و بسته شدن بازار سرمایه، یکی از مهمترین موضوعات برای سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی وضعیت بازار سرمایه و شرایط بازگشایی آن است. از همان ابتدا متولیان بازار تصمیم به تعطیلی بورس و بازار سهام گرفتند و فقط بعضی بخشها مثل صندوقهای طلا و درآمد ثابت به فعالیتشان ادامه دادند. این روند ادامه پیدا کرد و به سال جدید کشیده شد.
به گزارش ایسنا، طبق آنچه در ابتدای این هفته از سوی متولیان اعلام شده، تصمیمگیری درباره بازگشایی بازار سهام به پایان هفته موکول شد. بنابراین همچنان بازگشایی بازار سهام در هاله ای از ابهام قرار دارد. این در حالی است که مدتی پیش حجت اله صیدی رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار از احتمال بازگشایی بازار طی دو هفته آینده خبر داده بود.
در عین حال سؤال اینجاست که بازار سرمایه باید تا چه زمانی بسته بماند و اگر سیاستگذار و نهاد ناظر به سمت بازگشایی رفت باید با چه شرایطی این بازگشایی را انجام دهد؟ اما با اعلام آتشبس موقت میان ایران و آمریکا از ۱۹ فروردین ماه و ادامه تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه، یکی از چالشبرانگیزترین سوالات پیش روی سیاستگذاران اقتصادی، نحوه مواجهه با بازار سرمایه است. آیا شرایط فعلی برای بازگشایی بازار مناسب است یا تعطیلی باید ادامه یابد؟
آتشبس فعلی، هرچند از منظر کاهش تنشهای نظامی حائز اهمیت است، اما ذاتا یک وضعیت شکننده و موقت محسوب میشود. تجربه تاریخی نشان داده که بازارهای سرمایه در شرایط آتشبس، همچنان در معرض نوسانات ناشی از عدم قطعیت ژئوپلیتیک قرار دارند. بنادر کلیدی مانند تنگه هرمز همچنان مسدود هستند، زنجیره تأمین صنایع حیاتی مختل شده و هزینههای حمل و نقل و بیمه به طور قابل توجهی افزایش یافته است. بنابراین، اتکا به آتشبس به عنوان مبنایی برای عادیسازی فعالیت بازار، اقدامی پرریسک ارزیابی میشود.
موافقان بازگشایی معتقدند که بازگشایی بازار سرمایه مزایای غیرقابل انکاری دارد که نباید نادیده گرفته شوند. اول، تعطیلی طولانیمدت اعتماد سهامداران خرد را فرسایش میدهد و میتواند به یک بحران اعتماد سیستمی تبدیل شود. دوم، نقدشوندگی بازار به شدت کاهش مییابد که خود مانعی برای ورود سرمایههای جدید و خروج سرمایههای سرگردان است. سوم، تعطیلی بازار عملاً امکان قیمتگذاری داراییها را از بین میبرد و میتواند منجر به کشف قیمتهای نادرست در سامانههای موازی شود. چهارم، بازار سرمایه به عنوان یک شاخص پیشرو، نقش حیاتی در انتقال سیگنالهای اقتصادی به سایر بخشها دارد و تعطیلی آن این کانال ارتباطی را مسدود میکند. از منظر بینالمللی نیز، تداوم تعطیلی میتواند تصویر بازار ایران را در نزد سرمایهگذاران خارجی مخدوش کند.
سیاستگذار وضعیت میانه را برای بورس انتخاب کرد
مریم محبی در گفتوگو با ایسنا، درباره اینکه آیا در شرایط فعلی آتش بس بازار سهام باید بازگشایی شود یا خیر؟ اظهار کرد که در شرایط آتشبس موافق بازگشایی بازار سهام نیستم؛ چراکه ذات آتشبس مربوط به زمان جنگ است، بنابراین ما همچنان در وضعیت جنگ و ابهام قرار داریم.
به گفته او، روند حدود ۶۰ روزه اخیر حداقل وضعیتی است که میتوان به آن اتکا کرد، به نظر میرسد که نهاد ناظر و سیاستگذار یک شرایط میانهای را در نظر گرفته است که بیشتر در راستای حمایت از سهامداران بوده است. اما اینکه بخواهیم وضعیت فعلی را راحت کنیم و دسترسی را بیشتری بدهیم و ساعتها و نمادهای بیشتری را باز کنیم و اختصاص دهیم خیلی موافق آن نیستم.
محبی در پاسخ به اینکه در صورت بازگشایی بورس در شرایط آتشبس باید چه مکانیزم هایی برای آن تعریف شود؟ میگوید اگر بازگشایی برای دوران آتشبس بخواهد رخ دهد مثلا در دو - سه هفته آینده قطعا بازگشایی باید به صورتی باشد که نمادهایی که آسیب ندیدند باز شوند اما این رویکرد باعث میشود فشار مضاعفی به همان نمادها وارد شود و فشار فروش زیادی را شاهد باشیم، چراکه افرادی که دسترسی به پول نمادهای بسته شان نداردند مجبورند از نمادهای بازشان استفاده کنند.
اگر بازار باز شود دیگر نباید بسته شود
همچنین برزو حقشناس در گفتوگو با ایسنا، درباره اینکه آیا در شرایط فعلی بازار سرمایه باید فعالیت خود را از سرگیرد یا کماکان بسته بماند؟ عنوان کرد که در شرایط آتشبس اگر دلیلمان این بوده که چون جنگ شده و بازار را به این دلیل بستهایم - که کار درستی بوده است - همچنان هم باید بسته بماند، چون ریسک، کماکان برقرار است.
به گفته وی، باید هم زمان که صندوقهای درآمد ثابت و صندوق های طلا باز شد، بازار سهام را هم باز می کردیم یا اگر باز نکردیم همان ریسک همچنان باقی است و به صرف آتشبس نمیتوان گفت ریسک برطرف شده است. در نتیجه نمیتوان بازار را باز کرد.
حقشناس معتقد است البته نقدشندگی زیر سوال رفته است اما اگر ملاک بسته بودن بازار بالا بودن ریسک بوده همچنان هم ریسک بالاست و نمیتوان بازار را باز کرد. اگر اکنون بازار باز شود فشار فروش زیاد میشود و شرایط ابهام باقی میماند. باید این اطمینان را داد که دیگر بازار بسته نمیشود؛ یعنی حتی اگر دوباره جنگ شروع شد بازار بسته نشود نه اینکه در صورت بروز جنگ دوباره بازار را ببیندیم.
در مجموع باید گفت تعطیلی بلندمدت هزینههای سنگینتری از جمله فرسایش اعتماد، کاهش نقدشوندگی و ایجاد شوک مضاعف در آینده به همراه خواهد داشت. با این حال، بازگشایی فعلی باید یک «بازگشایی هوشمندانه» باشد، نه یک «بازگشایی انفجاری». این به معنای باز کردن آرام و پلکانی بازار با رعایت کامل پیششرطهای چهارگانه فوق است.
مهمترین راهکار در شرایط فعلی، جدا کردن دو موضوع از یکدیگر است؛ «آمادگی بازار» از «وضعیت ژئوپلیتیک». ممکن است وضعیت ژئوپلیتیک هنوز شکننده باشد، اما اگر بازار از نظر اطلاعاتی و زیرساختی آماده شده باشد، میتواند شوکها را بهتر مدیریت کند.
بازگشایی فعلی، با دامنه نوسان محدودتر و نظارت شدیدتر، میتواند به جای تبدیل بازار به سوپاپ تخلیه هیجانات، آن را به مسیر کشف قیمت واقعی بازگرداند. بازار سرمایه نباید در حالت تعلیق فرسایشی باقی بماند، بلکه با اتخاذ سیاستهای موقت و حمایتی، باید گامهای اولیه را برای عادیسازی فعالیت بردارد. تأخیر بیشتر، تنها پیچیدگی مسائل را افزایش خواهد داد.
دیدگاه تان را بنویسید