کد خبر: 789237
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۴ ۰۸:۰۵:۵۱
| |

لیلاز: برای جامعه‌ای با تورم ۹۰درصد و دستمزدهایی که کفاف ۱۰ روز ماه را هم نمی‌دهد نباید خط‌ونشان کشید / حاکمیت باید تغییر ریل دهد

سعید لیلاز گفت: یک جامعه تحت تورم ۹۰ درصدی و با دستمزدهایی که کفاف هزینه‌های ۱۰ روز اول ماه را هم نمی‌دهد، بیش از آنکه نیازمند تهدید و خط‌ونشان کشیدن باشد، نیازمند شنیده‌شدن، همدلی و آرامش است.

لیلاز: برای جامعه‌ای با تورم ۹۰درصد و دستمزدهایی که کفاف ۱۰ روز ماه را هم نمی‌دهد نباید خط‌ونشان کشید / حاکمیت باید تغییر ریل دهد
کد خبر: 789237
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۴ ۰۸:۰۵:۵۱

مهدی بیک اوغلی- سعید لیلاز، اقتصاددان و تحلیل‌گر مسائل راهبردی با روزنامه اعتماد گفت‌وگو کرده است. 

به گزارش اعتماد، بخش‌های مهم این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید‌؛

  • من با اطمینان عرض می‌کنم که اگر امریکایی‌ها کمترین فضایی برای اعمال شرارت و فشار گسترده‌تر بیابند، لحظه‌ای درنگ نخواهند کرد؛ این فشار فقط در ساحت جنگ اقتصادی، نبردهای روانی، ابزارهای فرهنگی یا مکانیسم تحریم خلاصه نمی‌شود، بلکه به‌ محض آنکه احساس کنند موازنه هزینه و فایده به‌نفع آنهاست، در ورود به فاز نسل‌کشی و عملیات مستقیم نظامی نیز تردید به خود راه نمی‌دهند.
  • باور قطعی من این است که اگر محاسبات پنتاگون نشان می‌داد استفاده از سلاح‌های کشتارجمعی یا حتی بمب اتمی علیه ایران یا هر نقطه دیگری آورده‌ای بالاتر از تبعات آن دارد، از کاربست آن ابایی نداشتند.
  • به لحاظ دیپلماتیک ایران در سطح بین‌المللی و همینطور در سیاست داخلی به نظرم افشاگری‌های نسبتا خوبی انجام داده. ولی این افشاگری‌ها باید گسترش پیدا کند. شما مقاله یا گزارش اخیر رویترز را دیدید، همینطور سی‌ان‌ان را که راجع به این عروسی گزارش‌های مهمی نوشتند. ما باید مظلومیت و حقانیت آسیب‌دیدگان این جنایات را با ابزارهای حرفه‌ای ژورنالیستی و حقوقی در سطح جهانی بازتاب دهیم. تهیه گزارش‌های میدانی رسانه‌ها فوق‌العاده موثر است و چهره عریان امپریالیسم را برملا می‌کند.
  • متأسفانه اخیرا برخی از فعالان سیاسی و حتی شماری از دوستانی که می‌شناسیم و به حسن‌نیت و دلسوزی‌شان هم واقفیم، تحلیل‌هایی ارایه می‌دهند که گویی تاریخ مناسبات خارجی ایران و خوی سلطه‌گرایانه امریکا در ۷۰ یا ۸۰ سال گذشته یک‌باره پاک شده است و گویی این بحران‌ها از امروز صبح آغاز شده است! مرتب این گزاره تکرار می‌شود که «اگر پرونده هسته‌ای نبود، چنین مصایبی رخ نمی‌داد». این تقلیل‌گرایی تاریخی بسیار خطاست.
  • نکته کلیدی همین‌جاست؛ مشروعیت و توان ایستادگی در برابر امپریالیسم خارجی، مستقیما از درون پایگاه اجتماعی کشور سرچشمه می‌گیرد. من معتقدم مجموعه ساختار اجرایی دولت و کلیت نظام حکمرانی در جمهوری اسلامی می‌توانند هزاران بار بهتر و کارآمدتر از شرایط کنونی، این ملت فداکار و شریف را حتی زیر شدیدترین بمباران‌ها و تهدیدها اداره کنند.
  •  وقتی جامعه با تورم عمومی حدود ۹۰ درصدی روبه‌رو است و در کالاهای پایه‌ای و معیشتی نظیر نان، تورم‌های سنگین ۱۴۰ تا ۱۵۰ درصدی ثبت می‌شود، این مساله مستقیما تاب‌آوری جامعه را هدف می‌گیرد. اگر امروز می‌بینید بخشی از بدنه جامعه در مرزبندی میان اقدامات تبهکارانه خارجی و لزوم انسجام داخلی تردید به خود راه می‌دهند، ریشه‌اش در شدت فشارها و اذیت‌هایی است که طی سال‌ها متحمل شده‌اند. در حوزه‌های مدنی، اجتماعی و به‌ویژه اقتصادی، طبقه متوسط شهری در دو دهه گذشته ضربات سهمگینی خورده است؛ به‌تعبیر صریح، هم جیب آنها زده شده و هم احساسات و کرامت اجتماعی‌شان جریحه‌دار شده است.
  • من در دی‌ماه سال ۱۴۰۴ نیز به خود شما تأکید کردم که پارادوکس بزرگ ما در حکمرانی این است: نمی‌توان با قلبی که جریحه‌دار شده و جیبی که از تورم لجام‌گسیخته خالی مانده، انتظار یک اصلاح ساختاری و ایستادگی همه‌جانبه را داشت، مگر آنکه ابتدا مرهمی بر این زخم‌ها گذاشته شود.
  • رأس حاکمیت، از مقام معظم رهبری گرفته تا آقای پزشکیان و روسای قوای سه‌گانه، این ظرفیت را دارند که فورا تغییر ریل دهند. مردم باید به‌صورت عینی و ملموس حس کنند که حاکمیت به‌صورت جهادی و صادقانه در حال تدبیر معیشت آنان است. نشانگر اصلی این کارآمدی، مهار نرخ ارز و تثبیت تورم است.
  • من ابدا باور ندارم که تمام این تورم ۹۰ یا ۱۰۰ درصدی معلول تحریم، جنگ یا کسری بودجه اجتناب‌ناپذیر باشد؛ حداکثر نیمی از آن به متغیرهای برون‌زا برمی‌گردد. 
  • شوک‌های خارجی یا جنگ یک‌بار اثر درآمدی منفی می‌گذارند و دولت باید بودجه و دخل‌وخرج را بر تراز جدید متناسب با درآمدهای واقعی منطبق کند، نه اینکه هزینه‌ها را به جامعه تحمیل کند. 
  • یکی از کانون‌های اصلی این بحران، عملکرد صداوسیما است. بنده البته بیش از سه یا چهار دهه است که خود را از نعمت تماشای این رسانه محروم کرده‌ام، اما واقعیت جامعه این است که افول شدید مخاطب و بی‌توجهی اکثریت مردم به این رسانه، بهترین نشانه برای اثبات ناکارآمدی و وجود خلأ عظیم در نظام رسانه‌ای کشور است. دستگاهی که باید نماد گفت‌وگوی فراگیر ملی باشد، امروز بخش اعظم جامعه را عصبی می‌کند و به‌جای ایجاد آرامش و امید، دوقطبی‌های کاذب را دامن می‌زند. مشکل دیگر، نوع رویکرد برخی ارکان امنیتی، انتظامی و قضایی است. اینکه در شرایط بحران‌های معیشتی و فشارهای خردکننده، ادبیات مبتنی بر تهدید، برخوردهای تند و هشدارهای سلبی نسبت به هرگونه اعتراض مسالمت‌آمیز غلبه پیدا کند، نشانه یک ایراد راهبردی در نحوه مواجهه با مردم است.
  • یک جامعه تحت تورم ۹۰ درصدی و با دستمزدهایی که کفاف هزینه‌های ۱۰ روز اول ماه را هم نمی‌دهد، بیش از آنکه نیازمند تهدید و خط‌ونشان کشیدن باشد، نیازمند شنیده‌شدن، همدلی و آرامش است. نمی‌توان جامعه را مدام با زبان سلبی و بخشنامه‌ای کنترل کرد؛ کشور نیازمند پلتفرم‌های رسانه‌ای بی‌طرف، کارآمد و حرفه‌ای برای یک گفت‌وگوی صادقانه ملی است، عنصری که در حال حاضر متأسفانه به شکل فاحشی مفقود است.
  • درست است، اما من معتقدم این مساله فراتر از اصرار بر اجرای لایحه حجاب و عفاف است؛ طرح‌هایی نیز که تحت عنوان «مقابله با نفوذ» در برخی راهروها و اتاق‌های فکر پیگیری می‌شود، دقیقا در همین مدار و با همان آثار مخرب قابل تحلیل است. با صراحت می‌گویم که خود این طرح‌ها در ماهیت خود «نفوذگرایانه» و ضدامنیت ملی است. 
برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها