کد خبر: 784509
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۷ ۰۸:۲۵:۵۸
| |

دیدار نتانیاهو با ترامپ در کاخ‌سفید می‌تواند منجر به ازسرگیری حملات آمریکا به ایران شود؟

امیرعلی ابوالفتح درباره سفر نتانیاهو به آمریکا گفت: اگر سفر از قبل تدارک دیده شده باشد، ممکن است نقش مستقلی در جهت‌دهی به تصمیمات ترامپ نداشته باشد، اما اگر پس از توقف درگیری‌ها برنامه‌ریزی شده باشد و نتانیاهو در واشنگتن مستقیما با ترامپ درباره ادامه جنگ گفت‌وگو کند، این خطر وجود دارد که برخی محافل بار دیگر برای ازسرگیری حملات تلاش کنند.

دیدار نتانیاهو با ترامپ در کاخ‌سفید می‌تواند منجر به ازسرگیری حملات آمریکا به ایران شود؟
کد خبر: 784509
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۷ ۰۸:۲۵:۵۸

نوشین محجوب-در شرایطی که نگاه جهان به پیامدهای سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسراییل به کاخ سفید دوخته شده، آن‌هم در شرایط که خلیج‌فارس روی بمب ساعتی قرار دارد، ترامپ در تازه‌ترین اظهارات خود مدعی شده ایالات‌متحده در حال «گفت‌وگوهای بسیار جدی» با جمهوری اسلامی ایران است و (به ادعای او) اگر این تلاش‌های دیپلماتیک «در مدت کوتاهی» به نتیجه نرسد، واشنگتن به «اقدامات نظامی بسیار قدرتمند» بازخواهد گشت.

به گزارش اعتماد، او در ادامه مدعی شده که پس از ۱۳ شب حملات متوالی، تصمیم به توقف حملات را زمانی گرفت که کشورهای میانجی از او خواستند «فرصت دیگری» برای مذاکره فراهم کند. در مقابل، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی تاکید کرده است که ایران در هیچ مذاکره مستقیمی با امریکا حضور ندارد، تنها پیام‌هایی است که از طریق میانجی‌ها رد و بدل می‌شود و تهران اجازه نخواهد داد ایالات‌متحده زمان جنگ و صلح را تعیین کند. این دو تصویر متناقض از «وضعیت گفت‌وگو» در لحظه‌ای ترسیم شده که هراس از ماجراجویی‌های احتمالی نخست‌وزیر اسراییل به اوج رسیده، چهره‌ای که به دنبال کشاندن ایالات‌متحده به ایران، اعمال هژمونی‌اش با توسل به قدرت و نقطه پایان گذاشتن بر دیپلماسی است.

رسانه‌های اسراییلی طی گزارش‌هایی مدعی شدند که نتانیاهو در این دیدار، مجموعه‌ای از اطلاعات محرمانه درباره فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی ایران را به همراه دارد و تلاش می‌کند نگرانی‌های تل‌آویو درباره آینده جنگ و دیپلماسی با تهران را در تصمیم‌سازی کاخ سفید پررنگ‌تر کند؛ همزمان، اختلاف‌نظرهایی میان واشنگتن و تل‌آویو بر سر موضوعاتی چون فروش جنگنده‌های پیشرفته به ترکیه و شیوه ادامه جنگ با ایران نیز مطرح است و برخی تحلیلگران این سفر را تلاشی برای نزدیک‌کردن دوباره مواضع دو طرف و جلوگیری از تعمیق فاصله درون جبهه غربی می‌دانند. به موازات این تحولات، نقش میانجی‌ها و جایگاه تنگه هرمز در مرکز دیپلماسی و فشار بیش از پیش برجسته شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که میانجی‌هایی به رهبری قطر و پاکستان در تلاش‌اند تهران و واشنگتن را به توافق برای برقراری آتش‌بس موقت بازگردانند؛ توافقی که پس از موج تازه تبادل حملات فروپاشیده بود، اما اکنون سه روز است نه ایران و نه امریکا حمله جدیدی را گزارش نکرده‌اند. در همین چارچوب، ایران و عمان در تهران چند دور گفت‌وگوی فنی و سیاسی برگزار کرده‌اند تا «مکانیسم‌های مشترکی» برای مدیریت تردد کشتی‌ها در هرمز طراحی کنند؛ گفت‌وگوهایی که به گفته اسماعیل بقایی «مفید و سازنده» بوده و هدفشان تضمین تردد امن کشتی‌ها با رعایت حقوق حاکمیتی دو کشور ساحلی و حفظ امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی است، در حالی که تهران تاکید دارد حاکمیت ایران بر هرمز خط قرمزی است که قابل‌مذاکره نیست.

همزمان، امریکا با حفظ محاصره دریایی و تشویق کشتی‌ها به استفاده از مسیر جنوبی نزدیک سواحل عمان، تلاش می‌کند رژیم عبور و مرور متفاوتی را بر این آبراه تحمیل کند، اما گزارش‌های دریانوردی نشان می‌دهد در روزهای اخیر تقریبا همه کشتی‌های عبوری، مسیر تعیین‌شده ازسوی ایران را انتخاب کرده‌اند و تردد کلی از هرمز به حدود پنج کشتی در روز کاهش یافته است. در اطراف این صحنه نیز جبهه‌های دیگری فعال مانده‌اند: حملات پهپادی نسبت‌ داده ‌شده به گروه‌های حامی  ایران از خاک عراق علیه تاسیسات نفتی عربستان، تهدیدها و حملات انصارالله در باب‌المندب به زیرساخت‌های نفتی و خطوط کشتیرانی و حمله اخیر اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر که تهران آن را «اقدامی غیرقانونی و مغایر منشور ملل متحد» دانسته و هشدار داده بدون پاسخ نخواهد ماند، همگی نشان می‌دهد که حتی در لحظه مکث میان ایران و امریکا، احتمال گسترش ناخواسته جنگ در منطقه پابرجاست. در این میان تجاوز اوکراین به شناور ایرانی با واکنش‌های تندی روبه‌رو شده، آن هم در شرایطی که ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری اوکراین نیز به همراه نتانیاهو مهمان کاخ سفید است تا به ادعای پولتیکو از امریکا و سایر متحدان غربی پول و سخت افزارهای تازه‌ای برای رویارویی با روسیه دراختیار بگیرد. به باور ناظران رهبری اوکراین که امروز در خط مقدم جنگ در قاره سبز قرار دارد ممکن است با تداوم قمار با دریای خزر و ماجراجویی تازه زمینه را برای گسترش درگیری‌ها از اروپا تا خاورمیانه فراهم کند.

در چنین فضایی که معادلات غرب آسیا بالاخص خلیج‌فارس و تنگه هرمز در هم تنیده، روزنامه اعتماد در گفت‌وگو با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل بین‌الملل، تلاش کرده تا ابعاد این تلاقی پیچیده و چشم‌انداز دیپلماسی یا رویارویی‌های احتمالی میان ایران و امریکا را بررسی کند.

امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره ارزیابی‌اش از سفر بنیامین نتانیاهو به کاخ سفید در بازه‌ای که تبادل آتش میان تهران و واشنگتن به‌ طور ناگهانی متوقف شده و راه برای دیپلماسی هموار گشته، گفت: نتانیاهو «همواره» این ظرفیت را دارد که از هر فرصت برای تحریک سیاست منطقه‌ای ایالات‌متحده علیه ایران بهره ببرد و تلاش کند واشنگتن را دوباره به سمت تشدید رویارویی سوق دهد.  او در ادامه توضیح داد: اینکه این سفر دقیقا پیش از توقف تبادل آتش برنامه‌ریزی شده بوده یا بعد از آن، در ارزیابی میزان تاثیرگذاری‌اش اهمیت دارد؛ اگر سفر از قبل تدارک دیده شده باشد، ممکن است نقش مستقلی در جهت‌دهی به تصمیمات ترامپ نداشته باشد، اما اگر پس از توقف درگیری‌ها برنامه‌ریزی شده باشد و نتانیاهو در واشنگتن مستقیما با ترامپ درباره ادامه جنگ گفت‌وگو کند، این خطر وجود دارد که برخی محافل بار دیگر برای ازسرگیری حملات تلاش کنند. در عین حال، ابوالفتح یادآور شد که ترامپ برای آغاز دور تازه درگیری‌ها تنها به اراده نتانیاهو تکیه نمی‌کند و در داخل امریکا، به‌خصوص با توجه به چندصدایی حاکم بر ساختار سیاسی و اختلافات درجنبش ماگا، با موانع و محدودیت‌هایی روبه‌رو است که تصمیم برای تهاجم تمام‌عیار علیه ایران را برای او دشوارتر می‌کند. امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ادعاهای رسانه‌های اسراییلی و غربی مبنی بر بی‌نتیجه بودن دیپلماسی واشنگتن با تهران نیز گفت: این فضا محصول مجموعه‌ای از عوامل همزمان است و نمی‌توان آن را به یک متغیر واحد تقلیل داد.  این کارشناس توضیح داد: بخشی از این روایت‌ها بازتاب تلاش لابی‌های نزدیک به اسراییل برای بزرگ‌نمایی خطر ایران است؛ بخشی دیگر با برجسته کردن ادعاهایی مثل اینکه نتانیاهو «اطلاعات حساس» درباره حرکت سریع ایران به سمت سلاح هسته‌ای را به ترامپ ارایه خواهد کرد، افکار عمومی و تصمیم‌گیران امریکایی را هدف می‌گیرد تا هرگونه تلاش دیپلماتیک از پیش بی‌اعتماد و بی‌نتیجه جلوه داده شود.  به ‌گفته ابوالفتح، در عین حال نمی‌توان احتمال استفاده از الگوی «عملیات فریب» را نادیده گرفت، زیرا در وضعیت خصومت و دشمنی، فریب دادن طرف مقابل امری رایج است و مهم آن است که تهران در این بازی فریب، دچار خطای محاسبه نشود.

این تحلیلگر در ادامه تاکید کرد: از این منظر، هیچ‌کدام از فرضیه‌ها یعنی کارزار تبلیغاتی شاهین‌های امریکایی- اسراییلی یا تلاش برای القای نزدیک‌ بودن «تهدید هسته‌ای» و طراحی تله‌های سیاسی در مسیر مذاکره به شکلی کامل رد نمی‌شود و همه این عناصر باید همزمان در محاسبات ایران درباره آینده دیپلماسی با امریکا مورد توجه قرار گیرد. امیر علی ابوالفتح در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثیر سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن بر رایزنی‌های امریکا و اسراییل در مورد جنوب لبنان در بازه زمانی که این جغرافیا برای تهران به عنوان خط قرمز لحاظ می‌شود، توضیح داد: نتانیاهو در وضعیتی قرار گرفته که میان دو فشار متضاد گرفتار شده است؛ از یک‌سو آقای نخست‌وزیر می‌خواهد ادعای استقلال رای اسراییل را حفظ کند؛ اینکه «امنیت اسراییل را خود اسراییل تعیین می‌کند» و زیر فشار هیچ دولت خارجی، حتی امریکا، تصمیم نمی‌گیرد. اما ازسوی دیگر نشان داده توان تحقق این ادعا را ندارد و بدون درنظر گرفتن خشم ترامپ نمی‌تواند درباره ادامه یا توقف حملات در لبنان تصمیم بگیرد؛ روند ۱۵ روزه اخیر که در آن، تحت فشار واشنگتن، عقب‌نشینی تدریجی ارتش اسراییل از بخش‌هایی از جنوب لبنان آغاز شده، به‌گفته ابوالفتح نمونه همین ناتوانی است. براساس این تحلیل، سفر فعلی نتانیاهو تا حد زیادی تلاشی است برای توجیه این عقب‌نشینی‌ها نزد ترامپ و در عین حال، قانع کردن او به اینکه اسراییل «نیاز» به ادامه حملات دارد و بنابراین باید فشار کاخ سفید برای کاهش درگیری‌ها کمتر شود. 

ابوالفتح تاکید کرد: در چنین چارچوبی، هرگونه رایزنی تازه میان واشنگتن و تل‌آویو درباره لبنان نه‌فقط به خطوط قرمز ایران در پرونده جنوب لبنان گره می‌خورد، بلکه به شکاف روزافزون میان خواست واشنگتن برای مهار بحران و اصرار اسراییل بر ادامه عملیات نظامی نیز دامن می‌زند. 

امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثیر رایزنی‌های تهران با هیات عمانی و همزمان تاکید ایران بر «خط قرمز بودن» حاکمیت بر تنگه هرمز نیز خاطرنشان کرد: نتیجه این روند نوعی تشدید تنشِ کنترل ‌شده و بازگشت به وضعیت «مدیریت تنش» است.  این کارشناس مسائل بین‌الملل توضیح داد: روایت طرف ایرانی این است که گفت‌وگوها با عمان بخشی از مذاکرات مستقل تهران است و مستقیما به امریکایی‌ها گره نمی‌خورد؛ محور اصلی، طراحی تدابیر مشترک برای کنترل، نظارت و مدیریت رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز است. 

از نگاه ابوالفتح، اگر این ترتیبات عملی شود، ایران به یکی از خواسته‌های اصلی خود نزدیک می‌شود؛ یعنی داشتن نقش فعال در مدیریت و نظارت بر عبور و مرور، فارغ از اینکه کشتی از ساحل عمان حرکت کرده باشد یا از آب‌های ایران، و مشارکت رسمی تهران در هر سازوکار ترانزیتی یک «گام رو به جلو» برایش محسوب می‌شود.

در مقابل، به گفته او، امریکا تلاش دارد در افکار عمومی جهانی این تصویر را جا بیندازد که ایران قادر به مدیریت مسوولانه عبور و مرور نیست و این ایالات‌متحده است که ضامن «آزادی تردد کشتی‌ها» در منطقه است؛ اما زورآزمایی ۱۲ روزه اخیر و سلسله حملات نشان داد با وجود خسارت‌های سنگین، واشنگتن نتوانست هرمز را آن‌گونه که می‌خواست کاملا باز کند و عملا میزان اثرگذاری‌اش بر تحولات این آبراه محدود است. 

ابوالفتح نتیجه گرفت که این ترکیب - مدیریت مشترک با عمان در عین اصرار تهران بر خط قرمز بودن حاکمیت بر هرمز- هم می‌تواند سطحی از تنش کنترل‌شده را حفظ کند و هم به‌تدریج جایگاه ایران را در سازوکارهای عبور و مرور تقویت کند، بی‌آنکه فضای درگیری از کنترل خارج شود. ابوالفتح در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره احتمال گسترش درگیری‌ها در منطقه دریای خزر پس از اعلام سفر تازه زلنسکی به امریکا و تنش‌های دو روز گذشته، یادآور شد که جنگ میان اوکراین و روسیه پیشاپیش در جریان است و طی ماه‌های اخیر، حملات اوکراین به عمق خاک روسیه از نظر کمی و کیفی افزایش یافته است. 

او توضیح داد: حادثه اخیر در خزر و حمله اوکراین به کشتی ایرانی که به کشته ‌شدن یک ملوان و زخمی‌شدن فرد دیگری انجامید و تهران آن را «اقدامی تجاوزکارانه» توصیف کرده است بالقوه می‌تواند بحران میان ایران و اوکراین را تشدید کند، اما چگونگی واکنش تهران تعیین‌کننده خواهد بود؛ اینکه پاسخ صرفا سیاسی و حقوقی باشد یا به سطح نظامی و «شلیک موشک» برسد، به برآورد نهادهای نظامی و امنیتی ایران از هزینه و فایده بازشدن جبهه‌ای جدید در شمال کشور وابسته است. ابوالفتح هشدار داد: برای اوکراین هم شرایط دشوار است؛ این کشور زیر فشار سنگین روسیه و کمبود مهمات، به‌ ویژه سامانه‌های ضدموشکی، قرار دارد و همزمان راهبردش را بر افزایش حملات پهپادی دوربرد علیه خاک روسیه بنا کرده است. در چنین وضعیتی، وارد شدن ایران به عنوان طرف مستقیم درگیری می‌تواند برای هر دو طرف مخاطره‌آمیز باشد: از یک‌سو اوکراین ابزار پهپادی را برای حمله به اهداف دوردست دارد و ازسوی دیگر ایران یک قدرت بزرگ موشکی است و طبیعی است که کی‌یف «دوست ندارد موشک‌های ایرانی هم بر سرش فرود بیاید.»  به‌ گفته ابوالفتح، همین ملاحظات است که تصمیم درباره تبدیل این تنش به یک جبهه نظامی دوم را پیچیده و وابسته به محاسبات دقیق نظامی-امنیتی می‌کند. این کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره گره خوردن دوباره بحث تنگه هرمز با سفر نتانیاهو به کاخ سفید و برجسته شدن برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، تاکید کرد که اساسا موضوع موشکی ایران در هیچ‌یک از تفاهم‌های اخیر در دستور کار مذاکره قرار نگرفته و قرار هم نیست درباره آن گفت‌وگو شود. به باورش در چارچوب تفاهمنامه اسلام‌آباد و دوره ۶۰ روزه‌ای که برای آتش‌بس و بازگشایی هرمز تعریف شد، برنامه موشکی کاملا بیرون از متن مانده و محور مذاکراتِ بعدی، اگر واقعا آغاز می‌شد، سه چیز بود: برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها و جبران خسارات جنگ؛ یعنی حتی در طراحی رسمی این تفاهمنامه هم قرار نبوده موشک‌ها وارد میز مذاکره شوند. 

در مورد هسته‌ای نیز ابوالفتح یادآور می‌شود که بنا بود پس از این دوره ۶۰ روزه، مذاکرات مشخصی درباره برنامه هسته‌ای آغاز شود، اما اکنون خود تفاهمنامه در وضعیتی قرار دارد که یا «وجود خارجی روشن ندارد» یا سرنوشتش مبهم است و همین، هرگونه گفت‌وگو بر سر هسته‌ای را منوط به احیای وضعیت تنگه هرمز کرده است.

به ‌گفته ابوالفتح، فعلا همه ‌چیز به این بستگی دارد که آیا ترتیبات مربوط به هرمز اجازه می‌دهد ایران و امریکا دوباره به فضایی مشابه دوران پس از تفاهم اسلام‌آباد برگردند و درباره برنامه هسته‌ای رایزنی کنند یا نه؛ اگر بحران هرمز حل‌وفصل نشود و تردد کشتی‌ها و وضعیت امنیتی آن تثبیت نگردد، احتمال دارد موضوع هسته‌ای عملا کنار گذاشته شود و تمرکز طرف‌ها صرفا روی مدیریت بحران در این آبراه بماند. در این چارچوب، ابوالفتح می‌گوید: سفر نتانیاهو هرچند ممکن است روی شدت حساسیت‌ها نسبت به پرونده هسته‌ای ایران اثر بگذارد، اما تا زمانی که خودِ تفاهمنامه ۶۰ روزه و سازوکار هرمز در حالت تعلیق است، گره اصلی نه بر سر موشک، بلکه دقیقا بر سر این است که آیا اصلا مجالی برای بازگشت به مذاکرات هسته‌ای فراهم خواهد شد یا نه. این کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره فرضیه بستر‌سازی اسراییل برای آغاز دور تازه رویارویی میان ایران و امریکا و نسبت آن با خبرهای منتشر شده درباره کاستی‌های زرادخانه‌های امریکا، گفت که خودش نمی‌داند کدام روایت رسانه‌ای دقیق‌تر است و تاکید کرد نمی‌توان با قطعیت درباره حد و اندازه این کمبودها حکم داد. 

ابوالفتح توضیح داد: رسانه‌های امریکایی گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند که از فشار بر ذخایر مهمات و موشک‌های امریکا در جنگ اخیر با ایران سخن می‌گویند، درحالی که ترامپ مدعی است که ایالات‌متحده دچار کمبود مهمات نیست. به‌ گفته ابوالفتح، «منطقا» این روایت رسانه‌ها قابل‌توجه است، چون امریکا بر «گنجی بی‌پایان از موشک» ننشسته و این سلاح‌ها تولید پرهزینه و دشواری دارند و به ‌صورت انبوه ساخته نمی‌شوند.

او در ادامه یادآور شد: امریکا تعهداتی نسبت به اوکراین، کره، ژاپن و ناتو دارد و نمی‌تواند همه این ظرفیت‌ها را صرف جنگ با ایران کند؛ این مهمات در هر حال «مصرف می‌شوند» و حتی اگر وضعیت به بحرانی که برخی گزارش‌ها ترسیم می‌کنند نرسیده باشد، ادعای ترامپ مبنی بر نبود کمبود مهمات نیز «با واقعیت همخوانی ندارد.»  او افزود: یکی از فاکتورهای اصلی هر جنگ، تامین منابع موردنیاز آن است؛ به نظر می‌رسد تصور اولیه این بوده که جنگ ۴۰ روزه با ایران در قالب یک عملیات چند هفته‌ای جمع شود، اما اکنون که طولانی شده، مشکل مهمات می‌تواند یکی از متغیرهای واقعی در محاسبه ادامه رویارویی باشد. امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اینکه با ظهور ائتلاف‌های تازه در منطقه آیا می‌توان گفت خلیج‌فارس و فراتر از آن جهان خود را برای رویارویی مستقیم گسترده‌تری آماده می‌کند نیز خاطرنشان کرد: این وضعیت «واقعیت دارد» و همه بازیگران در تلاش‌اند؛ هم کشورهای منطقه برای شکل‌دادن به ائتلاف‌هایی درون‌منطقه‌ای و هم امریکا و مخالفانش در قالب ائتلاف‌های ضدامریکایی. 

امیرعلی ابوالفتح توضیح داد: نتیجه این روند آن است که خودِ کشورهای منطقه بیش از گذشته درگیر جنگ می‌شوند؛ چون وقتی پایگاه‌های نظامی در خاک آنها قرار دارد و از همان خاک به ایران حمله می‌شود، عملا «خاک‌شان شلیک می‌شود» و وارد جنگ می‌شوند، نه اینکه جنگ صرفا بیرون از منطقه جریان داشته باشد. 

به‌ گفته ابوالفتح، برخی رسانه‌ها حتی گزارش داده‌اند که بعضی کشورهای منطقه رسما با انجام پروازهای بمباران علیه ایران وارد جنگ شده‌اند و اکنون جنگ، در سطح بالاتر میان ایران و امریکا و در سطحی پایین‌تر میان ایران و برخی کشورهای منطقه جریان دارد. امیرعلی ابوالفتح در ادامه افزود: اگر ایران در آغاز جنگ «ضعف نشان می‌داد»، احتمال مداخله گسترده‌تر کشورهای منطقه در جنگ بیشتر می‌شد؛ اما واکنش شدید ایران و نگرانی دولت‌های منطقه از نابودی زیرساخت‌های‌شان باعث شده با تعلل و احتیاط بیشتری وارد میدان شوند و در نتیجه، ائتلاف‌سازی و مشارکت نظامی آنها در جنگ، محدودتر از سناریوهایی است که در ابتدای درگیری تصور می‌شد. 

امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره اهرم‌های واشنگتن در برابر گشوده شدن جبهه‌های تازه در یمن و احتمال واکنش عراق و لبنان در صورت حمله به ایران نیز گفت: امریکا برای اثرگذاری مستقیم بر یمن « ابزار قدرتمندی» دراختیار ندارد. این کارشناس یادآور شد: در دوره قبلی، با آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ، در ماه‌های اول «زد و خورد خیلی شدید» در یمن شکل گرفت، اما نهایتا طرف‌ها ازجمله امریکا و متحدانش ناچار شدند به نوعی تفاهم برسند؛ چون موقعیت یمن و ویژگی‌های انصارالله به‌گونه‌ای است که این بازیگر «بسیار آسیب‌پذیر» در برابر فشار مستقیم امریکا نیست و باب‌المندب نیز اگر مثل هرمز به سمت بسته‌شدن برود، شرایط را برای همه طرف‌ها «بسیار دشوار» می‌کند.

 به‌ گفته ابوالفتح، فعلا در یمن، دعوای اصلی میان انصارالله و عربستان است و حوثی‌ها تردد کشتی‌های سعودی را متوقف کرده‌اند؛ اما اگر جبهه اصلی میان ایران و امریکا «شعله‌ور شود»، همان الگوی تنگه هرمز می‌تواند در باب‌المندب نیز تکرار شود و سطح تنش به‌طور قابل‌توجهی بالا برود. ابوالفتح در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره شانس احیای دیپلماسی در میان این اخبار پرتنش، تاکید کرد: دیپلماسی از نگاه او «همیشه وجود داشته». او گفت: از ۲۲ بهمن ۵۷ تا امروز، حتی در دوره‌هایی که ایران اعلام کرده «با امریکا مذاکره نمی‌کنیم»، نوعی دیپلماسی با شدت و ضعف متفاوت در جریان بوده است. 

به‌ گفته او، دیپلماسی گاهی پررنگ و گاهی کم‌رنگ می‌شود و اکنون نیز ایران و امریکا دوباره به سمت «پررنگ‌تر شدن» تلاش‌های دیپلماتیک حرکت می‌کنند؛ بنابراین، علی‌رغم سختی‌های این منازعه، شانس ادامه و تقویت دیپلماسی را همچنان موجود می‌داند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها