کد خبر: 771945
|
۱۴۰۵/۰۲/۱۵ ۱۳:۵۵:۰۰
| |

تقابل در تنگه هرمز؛ بازتعریف موازنه قدرت میان ایران و آمریکا

تنش‌های نظامی و سیاسی میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر وارد مرحله‌ای حساس و کم‌سابقه شده است. اعلام «طرح آزادی» از سوی دولت آمریکا برای گشایش نظامی تنگه هرمز، با واکنش سریع و چندلایه ایران در قالب اقدامات بازدارنده نظامی، حملات هدفمند به متحدان منطقه‌ای آمریکا و تحرکات دیپلماتیک همراه شد.

تقابل در تنگه هرمز؛ بازتعریف موازنه قدرت میان ایران و آمریکا
کد خبر: 771945
|
۱۴۰۵/۰۲/۱۵ ۱۳:۵۵:۰۰

علیرضا رجایی- تنش‌های نظامی و سیاسی میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر وارد مرحله‌ای حساس و کم‌سابقه شده است. اعلام «طرح آزادی» از سوی دولت آمریکا برای گشایش نظامی تنگه هرمز، با واکنش سریع و چندلایه ایران در قالب اقدامات بازدارنده نظامی، حملات هدفمند به متحدان منطقه‌ای آمریکا و تحرکات دیپلماتیک همراه شد. این یادداشت، با نگاهی تحلیلی، به بررسی رفتار آمریکا، پاسخ هوشمندانه ایران، پیامدهای منطقه‌ای و جهانی این تقابل و سناریوهای پیش‌رو می‌پردازد. نتیجه آنکه ایران با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی، توان بازدارندگی، دیپلماسی فعال و ائتلاف‌سازی با قدرت‌های شرق، نشان داده است که تنها راه برون‌رفت از بحران، پذیرش منطق گفت‌وگو و احترام به حاکمیت ملی ایران است.

مقدمه: تنش در حساس‌ترین گذرگاه انرژی جهان

تنگه هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان، همواره صحنه رقابت‌های ژئوپلیتیک و نظامی بوده است. اما آنچه در روزهای اخیر روی داده، فراتر از منازعات مرسوم است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با اعلام «پروژه آزادی» – که در ابتدا آن را اقدامی «بشردوستانه» برای خارج کردن کشتی‌های گرفتار در تنگه توصیف کرد – عملاً وارد یک رویارویی مستقیم نظامی با ایران شد. این اقدام که با اعزام ناوگان سنگین و خاموش کردن رادارهای شناورهای آمریکایی همراه بود، با واکنش سریع و غافلگیرکننده نیروهای مسلح ایران مواجه گردید. پرسش اصلی این است: پیامدهای این رفتار تهاجمی چیست، ایران چگونه به آن پاسخ داده، و سرانجام این یاغی‌گری آمریکا چگونه از سر جهان برداشته خواهد شد؟

پیامدهای رفتار آمریکا

رفتار یک‌جانبه و نظامی‌گرایانه واشنگتن در تنگه هرمز، برخلاف انتظار کاخ سفید، دستاوردی فوری برای آمریکا به همراه نداشت، بلکه پیامدهای گسترده و بعضاً معکوسی را رقم زد:

۱. شوک انرژی و تورم جهانی

پس از تحرکات نظامی روز دوشنبه، قیمت نفت برنت به بیش از ۱۱۴ دلار در هر بشکه رسید. از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، قیمت نفت تقریباً دو برابر شده و زنجیره‌ای از افزایش تورم را در اقتصادهای بزرگ ایجاد کرده است. جالب آنکه آمریکا با ۴۲ درصد افزایش قیمت بنزین، رکورددار گرانی سوخت در میان کشورهای گروه هفت است. این وضعیت نه تنها مردم آمریکا را تحت فشار قرار داده، بلکه مشروعیت سیاست‌های ترامپ را در داخل به چالش کشیده است.

۲. شکاف درونی در غرب

در حالی که ناتو به طور رسمی حمایت لجستیکی از اقدامات آمریکا اعلام کرده، بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، آلمان و اسپانیا از همراهی کامل خودداری کرده‌اند. برنارد گوتا، نماینده فرانسوی پارلمان اروپا، اتحاد با «دلقکی کاملاً غیرمسئول و نامنظم در کاخ سفید» را مایه شرمساری خواند و تأکید کرد که جهان به سخنان یک فرد بی‌ثبات وابسته شده است. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، نیز صراحتاً اعلام کرد در طرح جدید آمریکا در تنگه هرمز شرکت نخواهد کرد.

۳. تضعیف نظم بین‌المللی و شکل‌گیری قطب‌بندی جدید

رفتار یک‌جانبه آمریکا، روند شکل‌گیری نظم موازی با محوریت چین، روسیه و ایران را سرعت بخشیده است. مسکو و پکن نه تنها در شورای امنیت از ایران حمایت کرده‌اند، بلکه ترتیبات مالی و انرژی جدیدی بدون دلار طراحی کرده‌اند. روسیه اعلام کرده است که در صورت بسته شدن تنگه هرمز، نفت مورد نیاز چین را از مسیرهای زمینی و دریایی جایگزین تأمین خواهد کرد. پاکستان نیز به عنوان میانجی و حامی اقتصادی ایران وارد بازی شده است.

واکنش ایران؛ ترکیبی از قدرت و تدبیر

پاسخ جمهوری اسلامی ایران به «پروژه آزادی» ترامپ، برخلاف تصور تحلیلگران غربی، یک واکنش خطی نظامی نبود، بلکه ترکیبی هوشمندانه از ابزارهای نظامی، دیپلماتیک، حقوقی و رسانه‌ای بود:

۱. اقدامات بازدارنده نظامی

نیروی دریایی سپاه پاسداران بلافاصله محدوده جدید کنترل ایران بر تنگه هرمز را اعلام کرد: از جنوب خط بین کوه مبارک در ایران و جنوب فجیره در امارات، و از غرب خط بین انتهای جزیره قشم و ام‌القیوین. شناورهای آمریکایی که با رادارهای خاموش قصد نزدیک شدن داشتند، با شلیک تیرهای اخطار موشک‌های کروز، راکت و پهپادهای رزمی مواجه شدند. در یک مورد، دو موشک به ناوچه آمریکایی اصابت کرد و آن را مجبور به عقب‌نشینی کرد.

به موازات آن، حملات دقیق پهپادی و موشکی به تأسیسات حیاتی امارات – از جمله بندر جبل علی و منطقه صنعت نفت فجیره – این پیام روشن را مخابره کرد که هرگونه همکاری میدانی با آمریکا برای نقض امنیت ایران، هزینه‌های سنگینی برای متحدان منطقه‌ای واشنگتن خواهد داشت. پدافند امارات از درگیری با ۱۵ موشک بالستیک و کروز و چهار پهپاد خبر داد و آمار مجروحان خود را ۲۲۷ نفر اعلام کرد.

۲. دیپلماسی فعال و پیشنهاد ۱۴ مادّه‌ای

در پشت پرده تحرکات نظامی، ایران از مسیر میانجیگران پاکستانی و عمانی، یک بسته پیشنهادی ۱۴ مادّه‌ای را به آمریکا ارائه کرد. محور اصلی آن، توقف هرگونه عملیات نظامی، رفع کامل تحریم‌ها و بازگشت به برجام بود. ترامپ در اظهاراتی متناقض، ابتدا آن را «بعید است قابل قبول باشد» خواند و سپس گفت «طرح ما درباره ایران به خوبی دارد جواب می‌دهد». این تناقض نشان‌دهنده سردرگمی راهبردی کاخ سفید در برابر ابتکار عمل ایران است.

۳. پیگیری حقوقی و مستندسازی

دکتر مومنی‌راد، استاد حقوق بین‌الملل، در نشست تخصصی «ابعاد حقوقی تجاوز نظامی به ایران» بر ضرورت مستندسازی کامل خسارت‌ها و طرح دعوی در مراجع بین‌المللی تأکید کرد. به گفته وی، حمله به زیرساخت‌ها، مراکز درمانی و آموزشی، ترورها و سایر اقدامات قابل پیگیری در دیوان بین‌المللی کیفری است. همچنین پیشنهاد تشکیل یک صندوق بین‌المللی برای جبران خسارت‌های وارد شده به ایران با مشارکت کشورهای منطقه مطرح شده است.

۴. مدیریت فضای رسانه‌ای و افکار عمومی

رسانه‌های ایران و متحدانش موفق شده‌اند روایت «حمایت از کشتی‌های بی‌گناه» ترامپ را به عنوان یک بهانه‌جویی نظامی افشا کنند. گزارش‌ها حاکی از آن است که هیچ نفتکشی جرأت تخطی از مقررات ایران را ندارد و خاموش کردن فرستنده‌های موقعیت‌یاب توسط آمریکا، جان ملوانان را به خطر انداخته است. این افشاگری‌ها، جبهه داخلی آمریکا را نیز متزلزل کرده است.

سناریوهای پیش‌رو

با توجه به شرایط کنونی، سه سناریوی اصلی برای آینده این تقابل قابل تصور است:

سناریوی اول: ادامه تنش کنترل‌شده

در این سناریو، هر دو طرف از گسترش کامل جنگ اجتناب می‌کنند، اما تنش در تنگه هرمز در سطحی بالاتر از گذشته ادامه می‌یابد. آمریکا تلاش می‌کند با اسکورت پراکنده کشتی‌ها، «طرح آزادی» را نمادین پیش ببرد و ایران نیز با حملات محدود و اخطارهای مداوم، هزینه نفوذ را بالا نگه می‌دارد. این وضعیت مستلزم تحمل فشار اقتصادی و سیاسی از سوی هر دو طرف است.

سناریوی دوم: حرکت به سمت مذاکره

چنانچه هزینه‌های اقتصادی و سیاسی برای آمریکا (به ویژه افزایش قیمت بنزین و افت محبوبیت ترامپ) از آستانه تحمل فراتر رود، امکان بازگشت به مذاکرات غیرمستقیم وجود دارد. ایران نیز نشان داده است که از گفت‌وگو بر اساس پیشنهاد ۱۴ مادّه‌ای استقبال می‌کند. نقش میانجیگران منطقه‌ای مانند عمان و پاکستان در این سناریو کلیدی است.

سناریوی سوم: تشدید درگیری و گسترش جنگ

این سناریو که کم‌احتمال‌ترین اما پرهزینه‌ترین گزینه است، در صورت برخورد مستقیم ناوگان آمریکایی با قوانین ایران و اصرار واشنگتن بر شکستن محاصره به هر قیمتی رخ می‌دهد. در این حالت، نه تنها تنگه هرمز به طور کامل بسته می‌شود، بلکه حملات گسترده به پایگاه‌های آمریکا در منطقه و متحدانش آغاز خواهد شد. چنین جنگی پیامدهای جبران‌ناپذیری برای اقتصاد جهانی و ثبات منطقه خواهد داشت.

چگونه می‌توان سایه این یاغی را از سر جهان برداشت؟

رفتارهای قلدرمابانه آمریکا در عرصه بین‌المللی ریشه در ساختار قدرت هژمونیک دارد، اما تجربه چهار دهه اخیر نشان می‌دهد که ایران راهبردهای مؤثری برای خنثی‌سازی آن یافته است:

۱. بازدارندگی نامتقارن

ایران با تکیه بر توان موشکی، پهپادی و نیروهای مردمی، معادله هزینه‑فایده را برای آمریکا به هم زده است. هرگونه اقدام تهاجمی در تنگه هرمز با پاسخ‌هایی فراتر از محدوده مورد انتظار مواجه می‌شود؛ همانگونه که حمله به امارات نشان داد.

۲. ائتلاف‌سازی با قدرت‌های نوظهور

عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و هماهنگی با چین و روسیه در حوزه انرژی، حمل و نقل و مالی، امکان تحریم مؤثر ایران را کاهش داده و کریدور شمال‑جنوب را به عنوان جایگزینی برای مسیرهای تحت سلطه آمریکا تقویت کرده است.

۳. تغییر روایت و دیپلماسی عمومی

ایران باید روایت خود را از «کشوری در محاصره» به «کشوری که نظم جدیدی می‌سازد» تغییر دهد. تأکید بر حقوق حاکمیت ملی، نقش ثبات‌بخش در منطقه و مخالفت با سلطه‌گری، می‌تواند افکار عمومی جهان را جذب کند.

۴. بهره‌گیری از تناقضات داخلی آمریکا

افزایش هزینه‌های اقتصادی جنگ برای مردم آمریکا و نارضایتی از سیاست‌های ترامپ، بستر مناسبی برای فشار بر کاخ سفید از طریق کنگره و انتخابات میان‌دوره‌ای فراهم کرده است. دموکرات‌ها پیش‌بینی «تغییر رژیم در مجلس نمایندگان» را داده‌اند که می‌تواند سیاست خارجی آمریکا را تعدیل کند.

جمع‌بندی

تحولات تنگه هرمز نشان می‌دهد که موازنه قدرت در خاورمیانه دستخوش تغییرات بنیادین شده است. جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی، توان بازدارندگی، دیپلماسی فعال و اهرم‌های ژئواکونومیک، نه تنها از خطوط قرمز خود عقب ننشسته، بلکه ابتکار عمل را در مدیریت بحران به دست گرفته است.

در مقابل، ایالات متحده با چالش‌های فزاینده‌ای روبه‌راست: افزایش قیمت بنزین در داخل، انزوای فزایندرجاء: ه در میان متحدان اروپایی، و ناتوانی در اجرای یک عملیات نظامی بدون هزینه‌های سنگین. «پروژه آزادی» ترامپ تاکنون نتوانسته حتی یک نفتکش را به طور قطع از تنگه خارج کند، اما تنش‌ها را به آستانه جنگ کشانده است.

آنچه در نهایت مسیر آینده را تعیین خواهد کرد، نه صرفاً شمارش موشک‌ها و ناوها، بلکه مدیریت هوشمندانه بحران، انسجام داخلی ایران، میزان فشار اقتصادی بر آمریکا و آمادگی طرفین برای بازگشت به دیپلماسی است. تا آن زمان، سایه یاغی‌گری از سر جهان برداشته نخواهد شد مگر آنکه قدرت‌های شرق و جنوب با همکاری یکدیگر نظمی عادلانه‌تر و چندقطبی را جایگزین هژمونی فرسوده آمریکا کنند. ایران ثابت کرده است که می‌تواند در این گذار تاریخی، نقش یک بازیگر سازنده و در عین حال بازدارنده را ایفا کند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها