ساسان کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران:
طراحی و مدیریت مذاکرات سرنوشت یک دوره سیاسی و اقتصادی کشور را تعیین میکند
در فضای سیاسی امروز ایران، بحث مذاکرات بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات سیاست داخلی و خارجی تبدیل شده. تجربه سالهای گذشته نشان داده که هر چند جنگها در میدان آغاز میشوند، اما پایان آنها در میز مذاکره رقم میخورد. از همین رو، نحوه طراحی و مدیریت مذاکرات میتواند سرنوشت یک دوره سیاسی و حتی اقتصادی کشور را تعیین کند.
مهدی بیکاوغلی-ساعت شنی دور دوم مذاکرات ایران و امریکا آرام آرام به لحظه موعود مذاکرات نزدیک میشود. دیروز خبر رسید که تیم مذاکراتی امریکا راهی اسلامآباد شده و بهرغم برخی تکذیبیهها نهایتا نشانههای حضور تیم ایرانی در اسلامآباد نیز نمایان شد. بر اساس اعلام برخی مقامات پاکستانی، پس از اینکه امریکا پذیرفت محاصره دریایی علیه ایران را پایان بدهد، ایران نیز راهی دور دوم مذاکرات در اسلامآباد میشود. اما پرسشی که در بطن این رخدادها در افکار عمومی ایرانیان موج میزند، نحوه تبدیل دستاوردهای میدانی ایران به امتیازات سیاسی و اقتصادی است.
به گزارش اعتماد،ساسان کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و معاون موسسه پایاب و احمد ترکنژاد، تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با «اعتماد» تلاش کردهاند به این ابهام پاسخ بدهند. این تحلیلگران با تاکید بر اینکه ایران برای ترجمه دستاوردهای میدانی به ارزش افزوده سیاسی و اقتصادی به ظرفیتهای کامل دیپلماتیک کشور و حمایت از تیم مذاکرهکننده نیاز دارد از همه طیفها، استادان دانگشاهی، تحلیلگران و... میخواهند که از پرداختن به موضوعات اختلافی پرهیز کنند.
ساسان کریمی: طراحی و مدیریت مذاکرات سرنوشت یک دوره سیاسی و اقتصادی کشور را تعیین میکند
ساسان کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و معاون موسسه پایاب در گفتوگو با «اعتماد» به ابعاد تازهای از دور دوم مذاکرات ایران و امریکا پرداخته و میگوید: «مذاکرات پیش روی ایران در شرایطی آغاز شده که کشور در یکی از پیچیدهترین مقاطع سیاسی و اقتصادی خود قرار دارد. موفقیت این مسیر نهتنها به توان تیم مذاکرهکننده، بلکه به طراحی دقیق راهبردی، استفاده از همه ظرفیتهای ملی و حفظ انسجام داخلی بستگی دارد. اگر دستاوردهای میدانی ایران به گشایشهای واقعی در حوزه تحریمها و اقتصاد ترجمه شود، میتوان از یک فرصت تاریخی سخن گفت؛ در غیر این صورت ممکن است کشور وارد دورهای از تحولات متفاوت اقتصادی و دیپلماتیک شود.» کریمی یادآور میشود: «در فضای سیاسی امروز ایران، بحث مذاکرات بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات سیاست داخلی و خارجی تبدیل شده. تجربه سالهای گذشته نشان داده که هر چند جنگها در میدان آغاز میشوند، اما پایان آنها در میز مذاکره رقم میخورد. از همین رو، نحوه طراحی و مدیریت مذاکرات میتواند سرنوشت یک دوره سیاسی و حتی اقتصادی کشور را تعیین کند.» عضو هیات علمی دانشگاه تهران در پاسخ به این پرسش که در دور دوم مذاکرات ایران و امریکا چه ضرورتهایی باید مورد توجه قرار بگیرد، میگوید: «در دور جدید گفتوگوها، نخستین نکتهای که باید مورد توجه قرار بگیرد، ضرورت طراحی دقیق و حرفهای برای مذاکرات است. تجربه نشان داده که ورود به چنین فرآیند حساسی بدون برنامهریزی جامع میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد. مذاکره تنها یک گفتوگوی سیاسی نیست؛ بلکه فرآیندی چندلایه است که به هماهنگی میان دیپلماسی، اقتصاد، امنیت و سیاست داخلی نیاز دارد. هرگونه ضعف در این هماهنگی میتواند قدرت چانهزنی کشور را کاهش بدهد. هر گونه اظهارانظری که تیم مذاکرهکننده ایرانی را تضعیف کند یا این پالس را ارسال کند که در درون کشور صدای واحدی در این زمینه وجود ندارد، برخلاف منافع ملی است.» کریمی ادامه میدهد: «در این میان، نقش تیم مذاکرهکننده اهمیت ویژهای دارد. تیمی که مسوولیت گفتوگو را بر عهده میگیرد باید از نظر تجربه بینالمللی، دانش حقوقی و توان تحلیل راهبردی در بالاترین سطح قرار داشته باشد. مذاکرات پیچیده بینالمللی معمولا میدان رقابت تیمهای حرفهای و چندرشتهای است و موفقیت در آن مستلزم بهرهگیری از بهترین ظرفیتهای کارشناسی کشور است. به همین دلیل، پشتیبانی تخصصی و سیاسی از تیم مذاکرهکننده ضرورتی اجتنابناپذیر محسوب میشود. اما موفقیت مذاکرات تنها به توان فنی تیم مذاکرهکننده محدود نمیشود. فضای داخلی کشور نیز نقش تعیینکنندهای در نتیجه مذاکرات دارد. تجربه نشان داده که هرگاه کشور با انسجام داخلی و حمایت عمومی وارد یک فرآیند دیپلماتیک شده، احتمال دستیابی به نتایج مثبت افزایش یافته است. در مقابل، ایجاد فضای هیجانی، دو قطبی یا تخریبی میتواند موقعیت مذاکرهکنندگان را تضعیف کند و پیامهای متناقضی به طرف مقابل ارسال کند.» معاون موسسه پایاب تاکید میکند: «از این منظر، ایجاد یک فضای منطقی و آرام در داخل کشور اهمیت زیادی دارد. نقد کارشناسی و بررسی دقیق روند مذاکرات طبیعی و حتی ضروری است، اما تبدیل این موضوع به یک نزاع سیاسی داخلی میتواند به منافع ملی آسیب بزند. مذاکرات موفق معمولا در فضایی شکل میگیرند که تیم مذاکرهکننده احساس کند از پشتوانه سیاسی و اجتماعی لازم برخوردار است. در کنار این مسائل، ایران در این مقطع از برخی ظرفیتهای ژئوپلیتیکی مهم نیز برخوردار است. یکی از مهمترین این ظرفیتها موقعیت راهبردی کشور در منطقه و بهویژه نقش آن در امنیت انرژی جهان است. تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی در جهان، همواره یک متغیر مهم در معادلات منطقهای و جهانی بوده است. با این حال، استفاده از چنین ظرفیتی نیازمند رویکردی هوشمندانه است. صرف مطرح کردن این متغیر به عنوان ابزار فشار کافی نیست؛ بلکه باید بتوان آن را به دستاوردهای واقعی در حوزه منافع ملی تبدیل کرد.» کریمی با اشاره به اینکه هدف اصلی از بهرهگیری از چنین اهرمهایی باید ایجاد زمینه برای گشایشهای اقتصادی و سیاسی باشد، میگوید: «اگر این ظرفیتها تنها در سطح شعار یا تهدید باقی بمانند، نمیتوانند تأثیر پایداری در بهبود وضعیت کشور داشته باشند. هنر دیپلماسی دقیقا در همین نقطه آشکار میشود؛ جایی که توان میدانی و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی به نتایج ملموس در عرصه اقتصاد و روابط بینالملل تبدیل میشوند.» او در پاسخ به پرسش دیگری در این خصوص که دورنمای مذاکرات ایران و امریکا را چطور ارزیابی میکنید، میگوید: «آینده مسیر پیش روی ایران همچنان به تصمیمهای امروز بستگی دارد. کشور در شرایطی قرار گرفته که میتوان آن را نوعی دو راهی راهبردی توصیف کرد. در یک مسیر، مذاکرات میتواند به توافقی منجر شود که فراتر از گشایشهای محدود باشد و زمینه رفع تحریمها، گسترش روابط اقتصادی و تقویت همکاریهای منطقهای را فراهم کند. چنین توافقی میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی سالهای اخیر را کاهش بدهد و امکان تمرکز بیشتر بر توسعه داخلی را فراهم سازد. اما مسیر دیگر نیز قابل تصور است؛ مسیری که در آن مذاکرات به نتیجه قابل توجهی نرسد و تنشها دوباره افزایش یابد. در چنین شرایطی کشور ناچار خواهد بود برای حفظ ثبات و امنیت خود وارد دورهای از انقباض اقتصادی شود. این وضعیت میتواند به معنای محدودیتهای گستردهتر در حوزه تولید، مصرف و تجارت باشد و فشارهای بیشتری بر اقتصاد و جامعه وارد کند.» کریمی میگوید: «به همین دلیل، نتیجه مذاکرات تنها یک دستاورد دیپلماتیک ساده نیست؛ بلکه میتواند مسیر اقتصادی و سیاسی کشور در سالهای آینده را نیز تعیین کند. اگر این روند به رفع تحریمها، توسعه روابط اقتصادی و گسترش همکاریهای منطقهای منجر شود، میتوان آن را یک موفقیت واقعی برای دیپلماسی کشور دانست. در نهایت آنچه اهمیت دارد این است که مذاکرات نه به عنوان یک رقابت سیاسی داخلی، بلکه به عنوان ابزاری برای تأمین منافع ملی دیده شود. در چنین چارچوبی، ترکیب طراحی راهبردی، تیم حرفهای، حمایت داخلی و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی میتواند مسیر دستیابی به یک نتیجه مطلوب را هموار کند.»
احمد ترکنژاد: مذاکرات مبتنی بر داده و ستد و بده بستان معنا پیدا میکند
در شرایطی که کریمی از ضرورت ترجمه دستاوردهای میدانی به ارزش افزوده سیاسی و اقتصادی سخن میگوید، احمد ترکنژاد، تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با «اعتماد» با اشاره به آغاز دور دوم مذاکرات ایران و امریکا پس از جنگ ۴۰ روزه، تأکید کرد که ایران با اتکا به توانمندیهای دفاعی، ظرفیت ژئوپلیتیکی و حمایت داخلی مقتدرانه (خیابان) وارد گفتوگو با امریکا شده و با همین ظرفیتها میتواند در راستای منافع ملی عمل کند. به اعتقاد ترکنژاد وحدت ملی و هماهنگی پشت تیم مذاکرهکننده، کلید موفقیت در این مسیر است. او میگوید: «همان طور که در میدان جنگ سرداران نظامی از حمایت همهجانبه مردم بهرهمند بودند، امروز تیم دیپلماسی کشور نیز نیازمند پشتیبانی قوی داخلی است تا بتواند با اقتدار و واقعبینی منافع ملی را تامین کند.» ترکنژاد با اشاره به مسیری که ایران در جنگ 40 روزه و مذاکرات پس از آن پیموده میگوید: «یکی از مهمترین موضوعات مهم در سالهای پس از انقلاب در حوزههای استراتژیک و راهبردی این بود که ایران ظرفیتهای ساخت موشک و پهپاد را در درون کشور تقویت کرد. جهانیان باور نمیکردند که ایران یک چنین ظرفیتی را مبتنی بر دانش روز در داخل ایجاد کرده باشد. این ظرفیتها بهخصوص در جنگ 12 روزه مورد ارزیابی دقیق قرار گرفت. موضوع مهم بعدی این بود که ایران در جنگ 12 روزه غافلگیر نشد و به سرعت واکنشهای لازم نشان داده شد. یکی از اهرمهای فشار ایران که همواره درخصوص آن صحبت میشد اما شاید برای دیگران باورپذیر نبود، معرفی «تنگه هرمز» به عنوان یک اهرم استراتژیک و ژئوپلیتیکی مهم در مذاکرات است.» این تحلیلگر تاکید میکند که اهمیت تنگه صرفا محدود به مسائل اقتصادی و تجاری نیست بلکه فرصتی است برای ایران که با برنامهریزی دقیق از ظرفیت این نقطه حساس جغرافیایی بهره بگیرد و در مقابل فشارهای خارجی ایستادگی کند. ترکنژاد افزود: «انسجام و مقاومت ملی که پس از جنگ اخیر به وجود آمد، نشاندهنده همگرایی اجتماعی - سیاسی در کشور است که پشتوانه مهمی برای دولت و دیپلماسی به شمار میرود.» توانمندیهای دفاعی و امنیتی و بهویژه ظرفیتهای پهپادی که در جنگ نشان داده شد نیز مورد تاکید ویژه ترکنژاد است. ظرفیتی که توانستهاند احترام و توازن قدرت را در معادلات منطقهای و جهانی به نفع ایران تغییر بدهند. به گفته او، این قابلیتها به تیم مذاکرهکننده امکان میدهد از موضع اقتدار و قدرت وارد بحثها شود. علاوه بر این، نقش و جایگاه ژئوپلیتیکی کلان ایران به عنوان بازیگر مهم در منطقه و در مناسبات بینالمللی، برگ برنده دیگری است که نباید آن را دستکم گرفت. این تحلیلگر سیاسی، رفتار دولت ترامپ را که مقارن با جنگ روی داد، به شدت مورد انتقاد قرار داد و آن را آمیختهای از منافع شخصی، سیاسی و اشتباهات استراتژیک دانست که موجب سردرگمی سیاستهای امریکا در منطقه شده است. از نظر او، تهران با بهرهگیری از نظم، صبر استراتژیک و عمق بینش توانسته موقعیت خود را حفظ و تثبیت کند. او همچنین عنوان کرد که دوره اوباما اگرچه با فشار حداکثری همراه بود، اما به مرور قانع شد که راهحل واقعی، مذاکرات بر پایه احترام متقابل و واقعگرایی است و نمیتوان کشور قدرتمندی مانند ایران را حذف کرد. ترکنژاد در بخش دیگری از گفتوگو، به ضرورت رویکردی مبتنی بر داد و ستد و بازگشت به منافع مشترک در مذاکرات اشاره کرد و اینکه انتظار معجزه یا پیروزیهای یکطرفه، رویکردی غیرعقلانی است. هدف باید صلحی باشد که به حفظ منافع هر دو طرف بینجامد و فضای تنش را کاهش بدهد. نکته مهم دیگر تأکید بر تشکیل تیم مذاکره گستردهتر بود؛ جایی که نخبگان، کارشناسان مستقل و افراد خبره خارج از دولت نیز در کنار تیم رسمی دیپلماتها حضور داشته باشند تا با شناخت دقیقتری از مناسبات و دغدغههای منطقهای ظرفیت تصمیمگیری ارتقا یابد. در مجموع، این تحلیلگر معتقد است ایران با برگهای برندهای چون تنگه هرمز، وحدت ملی، قابلیتهای دفاعی و جایگاه ژئوپلیتیکی خود، موفق خواهد شد از پس چالشهای پیچیده دیپلماتیک برآید. حمایت و همراهی مردم، نخبگان و بدنه دولت کلید رسیدن به یک توافق پایدار خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید