میز مذاکره میدان جنگ نیست / حتی فریاد زدن هم خلاف عرف مذاکره است
روزنامه اعتماد نوشت: میز مذاکره میدان جنگ نیست. شما ابزاری جهت حمله به دشمن، جز کلام ندارید و آن هم باید بر اساس قوانین دیپلماتیک و مذاکره باشد. حتی فریاد زدن هم خلاف عرف مذاکره است.
«خطر مذاکره کردن» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم حمید روشنایی است که در آن آمده: آنانی که گفتهاند مذاکره ادامه جنگ است، از نظر ترتیب منطقی درست میگویند، اما از نظر واقعیت میدانی، خیر. جنگیدن یک امر احساسی است که دشمن در مقابل شماست و با کمک تسلیحات که یک امر فیزیکی است میتوان با او مبارزه کرد. غالبا مردان جنگجو در میان ملتشان قهرمانانی هستند که موجب افتخار و سربلندیاند و اگر بمانند اسطورهاند و اگر بمیرند، شهید محسوب میشوند. میدان جنگ، میدان آزمون و خطاست. ممکن است اولین تیر به هدف نخورد یا گرای توپخانه علیه دشمن دقیق نباشد، اما میتوان دوباره امتحان کرد و این بار به هدف زد. ممکن است عملیات لو رفته باشد و دشمن با امکاناتش آن را شناسایی کرده باشد، اما میتوان در عملیات بعدی آن را جبران کرد.
به هر صورت جنگ با همه سختیها و مشکلاتش وقتی به نتیجه برسد و جنگجویان فاتحانه برگردند، همه آن مصائب فراموش میشود و ملتها به پیروزی فکر میکنند و آنجاست که به قول ناپلئون بناپارت، پیروزی صدها پدر دارد. اما مذاکره کردن اینگونه نیست. اولا شما در میدان نبردی مشخص با اهداف و ابزار آشکار مواجه نیستید، اگرچه کسی که روبهروی شماست احتمالا دشمن است، اما لبخند او و رفتارش گویای این موضوع نیست. کلام او ممکن است دلنشین باشد، اما اهداف او همان دشمنی گذشته است. میز مذاکره هم میدان جنگ نیست. شما ابزاری جهت حمله به دشمن، جز کلام ندارید و آن هم باید بر اساس قوانین دیپلماتیک و مذاکره باشد. حتی فریاد زدن هم خلاف عرف مذاکره است. باید بر خودتان مسلط باشید و در هر شرایطی لبخند بزنید که دشمن فکر نکند توانسته احساسات شما را به بازی بگیرد. کسی که شما را دعوت به مذاکره با دشمن کرده است، معلوم نیست هدفش دوستی با شما باشد. اهداف او غالبا مبهم است. در پای میز مذاکره باید مواظب همه جوانب باشید، زیرا شاید طرف دعوتکننده مطلبی را به شما بقبولاند که دشمن دنبال آن است. خبرنگاران، عکاسان و فیلمبرداران در این مرحله دوست شما نیستند. هر کلام شما میتواند یک پیام به دشمن و پشت جبهه شما باشد و به عنوان یک شبیخون، شما را در پشت میز مذاکره غافلگیر کند. شبکه مجازی هم که تقویتکننده این حملات است.
کافی است یک لبخند بیموقع را یک عکاس ثبت و آن را به جهان مخابره کند، هزاران تفسیر و تحلیل میدهند که چرا لبخند زده شد!! نقل قولی از دکتر ولایتی شنیدم که میگفتند در زمان مذاکرات 598 مدتها بحث بر سر آن بود که چگونه وارد اتاق مذاکره شویم و چگونه دور میز بنشینیم. شاید این مطالب برای مردم عادی عجیب باشد، اما هر اقدامی در هنگام مذاکره، معنا و مفهوم خود را دارد و میتواند به یک داستان تبدیل شود. سختترین مرحله کار برای مذاکرهکننده، بازگشت به کشور است. مذاکره کردن یک امر برد - باخت نیست یعنی نمیتوانید انتظار داشته باشید که دشمن را سرکوب کرده، همه امتیازات را بگیرید و به عنوان سوغات به کشورتان باز گردید. جلسات دیپلماتیک غالبا بر اساس برد - برد تنظیم میشود و یک نوع داد و ستد است. حال تصور کنید رفتهاید امتیازاتی گرفتهاید و امتیازاتی را هم دادهاید و اکنون میخواهید به کشورتان که جنگ را تجربه کرده، پاسخ بدهید که چرا امتیاز دادهاید. امتیازاتی که گرفتهاید حق مردم شماست و قابل بحث نیست، اما امتیازاتی که دادهاید چه؟! در طول تاریخ، مذاکرهکنندگان غالبا قهرمان نیستند، زیرا پیروزیها مربوط به جنگ است و مذاکرات در بهترین حالت، تثبیت این پیروزیهاست. در نتیجه مذاکرهکنندگان همیشه در سایه قهرمانان جنگ قرار دارند و وامصیبتا اگر امتیازاتی هم به دشمن داده باشد. کسانی که خطر مذاکره کردن را به جان میخرند غالبا انتظار تشویق ندارند، زیرا میدانند در کشورشان هستند کسانی که بدون درک درست از مذاکره، دنبال امتیازات چشمگیر و پیروزیهای به دست نیامده در جنگند. آنها فقط به ماشینهای شیک دیپلماتها و هتلهای رنگین اقامت آنها توجه میکنند و نه به زجری که هر بند بند توافقنامهها تحمیل میکند. گاهی ترس از آینده و افرادی که منتظر گرفتن غلطهای مذاکرهکنندگان هستند، از ترفندهای دشمن ترسناکتر است. چه بسیار بزرگانی که به دلیل همین مذاکرات، بدنام شدهاند و تاریخ به سختی توانست آنها را تبرئه کند و به دیگران بفهماند که زمان و شرایط، مذاکرهکنندگان را مجبور به پذیرش برخی بندهای توافق کرده است. در هر صورت مذاکره کردن، امری خطرناک است در حالی که این مهم، بخشی از ساخت سرنوشت یک کشور است. یک ملت بزرگ همانگونه که به قهرمانان جنگ خود این اجازه را میدهد تا در میدان نبرد از ابتکارات و خلاقیتهایش استفاده کند و به پیروزی برسد باید به مذاکرهکنندگان هم این فرصت را بدهد که در یک میدان دیپلماتیک با همه شرایط خاص خودش، خلاقیت نشان داده و به پیروزی در دیپلماسی برسد که مسلما جنس و نوع آن با میدان جنگ متفاوت است.
دیدگاه تان را بنویسید