انتخاب قالیباف در راس تیم مذاکرهکننده ایران چه پیامی داشت؟
روزنامه اعتماد نوشت: قرار گرفتن قالیباف در رأس تیم مذاکرهکننده اما پیامی صریح و چندوجهی به افکار عمومی داخلی و جامعه جهانی ارسال کرده بود. این پیام دلالت بر آن داشت که جمهوری اسلامی، با هدف خروج از بنبست کنونی موضوع مذاکره با امریکا را از سطح صرفا دولتی فراتر برده و با اعزام نمایندهای از سوی عالیترین مرجع تصمیمگیری در ایران، اراده قاطع خود را برای ورود به فاز مذاکره به طرف مقابل نشان داده است.
گفتوگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف با مردم، که شنبه شب و در روزهای پایانی منتهی به اتمام بازه زمانی آتشبس دو هفتهای میان ایران و ایالات متحده صورت گرفت، فراتر از یک گفتوگوی ویژه خبری معمولی رییس مجلس و صحبت متداول از استودیو صداوسیما با ملت بود. قالیباف در سخنان اخیر خود مشخصا از نقشه راه استراتژیک جدید نظام در میانه یکی از پیچیدهترین بحرانهای نظامی و سیاسی پردهبرداری کرد و چند نکته مهم را در دل خود داشت.
به گزارش اعتماد، پیش از مرور نکات مهم صحبتهای قالیباف باید ابتدا تصویر درستی از وضعیت عرصه سیاست داخلی داشته باشیم. محمدباقر قالیباف حالا در نقطهای ایستاده که همواره مورد حمله و هجمه طیف مخالف مذاکره و هر نوع توافقی با غرب است. این نقطه تا پیش از این ساکنان مختلفی داشته است از حسن روحانی و محمد جواد ظریف تا مسعود پزشکیان و عباس عراقچی.
قرار گرفتن قالیباف در رأس تیم مذاکرهکننده اما پیامی صریح و چندوجهی به افکار عمومی داخلی و جامعه جهانی ارسال کرده بود. این پیام دلالت بر آن داشت که جمهوری اسلامی، با هدف خروج از بنبست کنونی موضوع مذاکره با امریکا را از سطح صرفا دولتی فراتر برده و با اعزام نمایندهای از سوی عالیترین مرجع تصمیمگیری در ایران، اراده قاطع خود را برای ورود به فاز مذاکره به طرف مقابل نشان داده است. تلاش برای دستیابی به توافقی که قرار نیست از موضع ضعف و انفعال حاصل شود، بلکه به عنوان خروجی منطقی یک بنبست نظامی دوجانبه و به مثابه یک راهحل عقلانی برای مدیریت تنشها به امضا خواهد رسید.
این تصمیم اراده و درک عمیق تهران از تحولات و متغیرهای پیچیده بینالمللی را نشان داد. نظام، با گسیل داشتن قالیباف - که خود نمادی از پیوند میدان عمل و عرصه سیاستورزی است- پیامی از «اراده واحد» را به واشنگتن مخابره کرد تا نشان دهد که لایههای مختلف قدرت در ایران بر سر اصل توافق به یک اجماع محوری دست یافتهاند. این پیامی بود که برای برخی طیفهای سیاسی داخلی نیز گسیل شد تا بدانند صدای مذاکره صدای نظام است.
قالیباف چه گفت؟
ارجاع مستقیم قالیباف به نام آیتالله سیدمجتبی خامنهای و تأکید بر هماهنگی کامل با دفتر رهبری در این گفتوگو و صحبتها بلکه تبیین و تأیید این واقعیت است که هسته سخت تصمیمگیری در ایران به این جمعبندی رسیده که زمان حفظ دستاوردهای استراتژیک موجود و گذر از فاز تقابل نظامی و ورود به دوره ثبات فرا رسیده است. مخلص کلام قالیباف اما یک پیام روشن داشت؛ «مذاکره به مثابه مبارزه». او ضمن نفی هرگونه شائبه وادادگی یا عقبنشینی اعلام کرد که «امروز چه کاغذهای مذاکره و چه کالکهای نقشه جنگ برای من یکی است؛ حاضرم هم خون بدهم و هم خون دل بخورم و مهم این است که حق این ملت و سرافرازی ایران حفظ شود.» این بیان، تلاش برای بازتعریف چارچوب ذهنی دیپلماسی در میان افکار عمومی بود.
خطاب قالیباف بهطور مستقیم با طیف مخالف مذاکره در داخل کشور بود. او با بیانی قاطع اظهار داشت: «مذاکره یک روش از مبارزه است و همه اینها مکمل هم هستند. اولین خواهشم از مردم این است که این سه میدان (میدان، خیابان و دیپلماسی) را یک میدان ببینند.» این موضعگیری، کوششی برای همافزایی و یکپارچهسازی روایتهای داخلی در جهت مشروعیتبخشی به مسیر دیپلماتیک بود.
او در بخش دیگری از گزارش خود، بهطور تلویحی به آن دسته از نیروهای داخلی که همچنان به تشویق و ادامه درگیری نظامی اصرار میورزند، یادآوری کرد که توان نظامی طرف مقابل قوی است. قالیباف دستکم سه بار در اظهاراتش تأکید کرد که توضیحاتش درباره پیروزیهای ایران در میدان به معنای برتری نظامی مطلق ما بر امریکاییها یا نابودی ارتش آنها نیست. این تأکیدات، در واقع پاسخی به کسانی بود که بر طبل «جنگ جنگ تا پیروزی» میکوبند. او یک بار صریحا متذکر شد که نباید ادعا کنیم ارتش امریکا را نابود کردهایم و بار دیگر تصریح کرد: «مشخص است که پول و امکانات امریکاییها از ما بیشتر است. از طرفی کار آنها همواره در دنیا تهاجم بوده لذا تجربه بیشتری دارند.» این به واقعیتهای میدانی، نشانگر یک استراتژی شفافسازی برای مدیریت انتظارات داخلی بود. این بخش از اظهارات قالیباف نشاندهنده آن است که نیروهای مسلح ایران به یک بلوغ نظامی و استراتژیک دست یافتهاند. برخلاف رویکرد کسانی که به دنبال ادامه بیمحابای درگیری هستند، این بلوغ شامل درک دقیقی از ظرفیتها و محدودیتهای کشور است. بنابراین، حرکت به سمت مذاکره، نه یک عقبنشینی، بلکه تجلی بخشی از همین بلوغ سیاسی و نظامی است که هدف آن حصول منافع ملی از طریق ابزارهای متنوع و واقعبینانه است.
نظم جدید هرمز؛ استراتژیکترین برگ برنده ایران در مذاکرات به روایت قالیباف
یکی از محورهای کانونی و حائز اهمیت در سخنان رییس مجلس، بازتعریف موقعیت ایران در حساسترین گذرگاه استراتژیک جهان، یعنی تنگه هرمز، بود. این گذرگاه حیاتی، که مدیریت و تنظیم آن خود از جدیترین نقاط چالشبرانگیز در مذاکرات کنونی به شمار میرود، توسط قالیباف به عنوان «اهرم اصلی امنیت انرژی جهانی در دستان تهران» معرفی شد. او به صراحت بیان داشت که «امروز تنگه هرمز در کنترل جمهوری اسلامی ایران بوده و ما حق استفاده از تنگه را میدهیم، اما پروتکلهای خاص را قرار میدهیم.» این بیان، تأکیدی بر حاکمیت عملی و توانایی ایران در اعمال اراده خود بر این شاهراه حیاتی بینالمللی بود، نه صرفا ادعایی نظری.
او با اشاره به تقابلهای مستقیم اخیر، به شکل ماهرانهای پرده از نقاط ضعف عملیاتی ایالات متحده در منطقه برداشت و گفت: «زمانی که ما در پاکستان بودیم، هیات امریکایی قصد ارسال مینروب به خلیج فارس داشت. من هشدار دادم که اگر از این جلوتر بیایید، قطعا میزنیم. آنها گفتند آقای قالیباف ۱۵ دقیقه فرصت دهید، دستور میدهیم برگردند؛ که همین اتفاق هم افتاد.» این حکایت، نه تنها تصویری از یک رویارویی مستقیم و موفقیتآمیز را ارایه میدهد، بلکه به وضوح نشان میدهد که برخلاف رجزخوانیهای پیشین ترامپ، قدرت مانور عملیاتی امریکا در فضای میدانی منطقه بهشدت محدود و متأثر از اراده و واکنش ایران شده است. قالیباف در ادامه، با بیانی قاطع که حاوی هشداری مستقیم به عربستان سعودی و امارات متحده عربی بود، هشدار داد که «اگر بنا شده باشد چاههای نفت ما مورد اصابت قرار گیرد، دیگر نباید نفتی از جای دیگر هم صادر شود.» این پیام، استراتژی بازدارندگی ایران را روشن و پیام را برای آن سوی مرزها مخابره کرد.
دیالوگ استراتژیک قالیباف چه بود؟
«به او گفتم همین الان هم که روبروی شما نشستهام هیچ اعتمادی به شما ندارم و شما باید در وهله اول اعتمادسازی کنید.» این دیالوگ قالیباف شاید استراتژیکترین صحبتی باشد که او طی عمر سیاسی خود بر زبان آورده است و پیام روشنی را مخابره میکند؛ راهبرد ایران در مذاکرات فعلی بر اصل «تعهد در برابر تعهد» و «اقدام گام به گام» استوار است؛ به این معنا که هرگونه امتیاز یا گام از سوی ایران، مستلزم گامی متقابل و معنادار از سوی طرف مقابل خواهد بود. او مذاکره را فرصتی مغتنم برای کاهش سوءبرداشتها، مدیریت ریسکها و در نهایت رسیدن به یک نقطه میداند؛ «صلح تضمینشده».
نمایش اراده سیاسی در رأس نظام
اظهارات قالیباف در شب گذشته، تأکید بیچونوچرا بر تمایل جدی و قاطع ایران برای حصول یک توافق را به نمایش گذاشت. او صراحتا اعلام کرد که «ما در حوزه نظامی چیزی به دست آوردهایم» و اکنون زمان آن فرا رسیده است که «در حوزه سیاسی و حقوقی این موضوع را برای امروز و آینده تثبیت کنیم.» این دیدگاه، حاکی از یک استراتژی جامع است که دستاوردهای میدانی را پایه و مبنایی برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک میداند. او خطاب به مخالفان مذاکره، با اطمینان خاطر وعده داد که «ما در این میدان به هیچ عنوان وادادگی نخواهیم داشت»، که نشان از عزم بر حفظ اصول و منافع ملی در عین انعطافپذیری تاکتیکی بود.
در تشریح فرآیند ورود ایران به مذاکره با امریکا، قالیباف به وضوح از نقش و اراده رهبری عالی نظام نام برد. این اشاره، نه تنها برای نشان دادن آن بود که سیاست مذاکره، رویکردی برخاسته از یک بخش یا جناح خاص نیست، بلکه تجلی عزم عالیرتبهترین مقام در حاکمیت است. او تصریح کرد که زمانی که شرایط پانزدهبندی امریکا به دست ایران رسید، این موضوع در شورای عالی امنیت ملی به بحث گذاشته شد و «در لحظه به رهبری معظم منتقل و منعکس شد.» این بیان، فرآیند سلسلهمراتبی و مشروعیتبخش تصمیمگیری را آشکار میسازد. قالیباف در جای دیگری نیز تأکید کرد:«راهبرد اصلی هیات مذاکرهکننده ایرانی نیز بر اساس تدابیر رهبری معظم و امام شهید بود و هیچگاه نیز خارج از آن کاری نکردیم.» و به صراحت افزود: «همه ما تحت رهبری حضرت آیتالله آقاسیدمجتبی خامنهای پیش میرویم و نه جلوتر و نه عقبتر از ایشان خواهیم بود.» این جملات، نه تنها انسجام و یکپارچگی درونی نظام را بازتاب میدهد، بلکه پیامی قدرتمند از وحدت تصمیمگیری در سطح عالی را به طرف مقابل ارسال میکند. قالیباف در بخشی دیگر از اظهاراتش، برای رفع هرگونه ابهام داخلی، تأکید کرد که «کار مذاکره هیچ کار سلیقهای و جناحی نبود.» این سخن، تلاشی برای خنثیسازی اتهامات احتمالی درباره انگیزههای شخصی یا گروهی در روند مذاکرات است که البته مخاطب کاملا مشخصی دارد.
مخاطبان قالیباف در داخل چه کسانی بودند؟
در شرایطی که آینده هرگونه آتشبس در هالهای از ابهام و تردید قرار دارد برخی اظهارات از جانب چهرههای سیاسی و البته بدنه حامیان طیفی از اصولگرایان در فضای مجازی به شکلی بود که تصویر تشتت در کانون تصمیمگیریهای تهران را مخابره میکرد. فراتر از این گروهی که همواره مذاکره را نوعی سازشکاری میدیدند و با هر نوع توافقی مخالف بوده و حالا نیز خواهان ادامه درگیری نظامی هستند اینبار نوک پیکان انتقادات خود را به سمت قالیباف نشانه گرفتهاند.
هجمه به قالیباف از نخستن روزی که او در راس تیم مذاکرهکننده به اسلامآباد رفت شروع شد.
امیرحسین ثابتی، نماینده تهران و مشاور سعید جلیلی، با حضور در تجمعات مردمی درباره مذاکرات اسلامآباد گفت: «آقایان قالیباف و عراقچی باید به مردم توضیح دهند اخباری که در رسانههای داخلی و خارجی پیرامون مذاکره درباره تعلیق غنیسازی یا رقیقسازی اورانیوم انجام شده درست است یا خیر؟ اگر دروغ است رسما تکذیب کنید در غیر این صورت اگر مشخص شود خطوط قرمز رهبر انقلاب نقض شده ما هم با مردم حرفهای دیگری خواهیم زد.» او در حالی این ادعا را بیان کرده است که تهران تاکید کرده از حقوق خود درباره غنیسازی و مدیریت تنگه هرمز کوتاه نخواهد آمد.
این نماینده مجلس مدعی شد که «مردم سوالات زیادی درباره تناقضاتی که مشاهده میکنند دارند، از جمله اینکه رهبر ما در پیام مکتوبشان فرمودند جنگ باید در تمام جبهههای مقاومت متوقف شود و آقای قالیباف هم به درستی بر نقض آتشبس در لبنان به عنوان پیش شرط مذاکره سخن گفت ولی در کمال تعجب خود او برای مذاکره با امریکا عازم پاکستان شد که این باعث ناراحتی و حیرت مردم شده است.» حمید رسایی هم با انتشار فیلمی از خود که در میان تجمعکنندگان مردمی است، بیان کرده: «مذاکره پیروزی نیست ۱۰ تا شرط محقق نشده و امریکا به وعدهاش عمل نمیکند. در پشت صحنه دلایلی هست که من نتونم پشت تریبون بگم.»
ابوالفضل اقبالی، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا و از نیروهای نزدیک به سعید جلیلی نیز در یادداشتی نوشت: «عزیزان باور کنید اگر ما از غنیسازی و تنگه هرمز کوتاه بیاییم او از ما سیگنال عقلانیت دریافت نمیکند بلکه پالس ضعف میگیرد و برای زدن ضربات سنگینتر و سناریوهای جدیدتر خود را آماده میکند. آقایون مسوول میدان و مذاکره! بگذارید مختصات میدان برای دشمن گزینه بسازد چون در این صورت دشمن تنها یک گزینه بیشتر نخواهد داشت و آن هم پذیرش حقوق ملت ایران است...»
در همین حال در پی انتشار توییتی از سوی عراقچی که به نوعی نشان از گشایشهایی در وضعیت تنگه هرمز و احتمال توافقات غیررسمی بود، بلافاصله فضای مجازی و کف خیابانها شاهد موجی از مخالفتهای شدید از سوی نیروهای حامی جلیلی بود. آنها با صدای بلند، نسبت به عدم شفافیت در خصوص جزییات مذاکرات و توافقهای غیررسمی میان ایران و امریکا اعتراض کرده و گلهمند بودند. این در حالی بود که در همان لحظات، خود سعید جلیلی با انتشار پستی، به محمدباقر قالیباف، به عنوان رییس هیات مذاکرهکننده، «خداقوت» گفته و از او تقدیر کرده بود!
در شبکههای اجتماعی نیز، اکانتهای متعددی که با عناوینی چون «هواداران دکتر سعید جلیلی» فعالیت میکنند، بهشدت از هر گونه مذاکره و توافق انتقاد کردند .
در کنار فعالان سیاسی و رسانهای، نقش مداحان نیز در این صحنه پیچیده حائز اهمیت است. پیش از برقراری آتشبس، محمود کریمی، مداح سرشناس، در یک تجمع عمومی در پایتخت، صراحتا اعلام کرد که «حرف ما حرف آقا سید مجتبی است و ایشان هر حرفی بزنند و بگویند مذاکره یا ادامه جنگ ما تنها اطاعت میکنیم.» این اظهارنظر، واکنشهای گستردهای را در فضای مجازی به دنبال داشت و بستر حملات عمیقی به وی شد. چند روز بعد و در پی انتشار طرح ۱۰ مادهای محمدجواد ظریف برای مذاکره با امریکا، سعید حدادیان، مداح دیگر، با لحنی تهدیدآمیز از ظریف خواست که عذرخواهی کند. اگرچه ظریف عذرخواهی کتبی یا رسمی انجام نداد، اما حدادیان مدعی شد که او عذرخواهی کرده است. پس از آن، ادبیات حدادیان نیز دستخوش تغییر شد و حتی در روزهای اخیر، شاهد مداحی و ستایش او از محمدباقر قالیباف بودهایم.
این دست فرمان مواضع نشان میدهد که طیفی از فعالان و شخصیتهای مذهبی و سیاسی که تا پیش از این از بلند کردن صدای انتقاد علیه دولتهای پیشین (مانند روحانی و ظریف) ابایی نداشتند و حتی این کار را وظیفه خود میدانستند، اکنون با در دست گرفتن تابلوی «حرف ما حرف نظام است»، به شکلی آشکار و بیپرده در پشت محمدباقر قالیباف قرار گرفتهاند. این تحولات نشاندهنده یک بازآرایی مهم در ائتلافهای سیاسی و تغییر جهتگیریهای استراتژیک در مواجهه با چالشهای منطقهای و بینالمللی است.
آینده تقابلهای سیاسی در تهران: کشاکش مذاکره و مقاومت
انتخاب محمدباقر قالیباف، چهرهای با سابقه نظامی و اجرایی، به عنوان مسوول راهبردی مذاکرات و به عنوان «صدای اصلی نظام» پیامدهای چشمگیری بر آینده رقابتهای سیاسی داخلی، به ویژه میان طیف منتسب به سعید جلیلی و جریان قالیباف، خواهد داشت.
موقعیت کنونی قالیباف به عنوان رأس هیات مذاکرهکننده، نمادی از یک تغییر پارادایم در رویکرد جمهوری اسلامی به حوزه دیپلماسی است. در دهههای اخیر، این نقش عمدتا بر عهده چهرههایی از جریان اصلاحطلب یا اصولگرایان میانهروتر، نظیر محمدجواد ظریف یا حتی علی لاریجانی، بود که سابقه و ماهیت سیاسیشان با مفهوم مذاکره و تعامل بینالمللی بیشتر سازگار به نظر میرسید. اما اکنون، قرار گرفتن قالیباف، با پسزمینهای قوی در نیروهای نظامی، فرماندهی نیروی انتظامی و سالها تجربه اجرایی در شهرداری و ریاست مجلس، در این مسند، حاکی از پیامی دوگانه است: جمهوری اسلامی آماده مذاکره است، اما از سوی دیگر، این مذاکرات با چهرهای انجام میشود که ریشههای عمیقی در بدنه اصلی و انقلابی حاکمیت دارد. این انتخاب، ممکن است تلاشی باشد برای اقناع طیف وسیعی از مخالفان که همواره به هرگونه مذاکره با غرب به دیده تردید نگریستهاند و همزمان، نشان دادن اقتدار در پشت میز گفتوگو. قالیباف با سابقه پراگماتیستی خود، اما در چهارچوب اصولگرایی، میتواند به عنوان پلی میان جریانهای مختلف عمل کند.
دیدگاه تان را بنویسید