کد خبر: 767700
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۸ ۰۹:۵۳:۲۲
| |

چرا به پتروشیمی ماهشهر حمله شد؟

روزنامه اعتماد نوشت: منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر در استان خوزستان، با ۲۷درصد از تولید پتروشیمی کشور، یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی ایران به شمار می‌رود. این منطقه شبانه‌روز فعال است و نقش کلیدی در تامین مواد اولیه بسیاری از کالاهای روزمره دارد؛ از لوازم خانگی و قطعات خودرو گرفته تا دارو و تجهیزات پزشکی. حال تصور کنید اگر برق و بخار و آب صنعتی از این منطقه قطع شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ تمام این زنجیره ارزش می‌شکند. دشمن دقیقا این را می‌خواست؛ نه فقط یک کارخانه که کل سیستم را از کار بیندازد.

چرا به پتروشیمی ماهشهر حمله شد؟
کد خبر: 767700
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۸ ۰۹:۵۳:۲۲

رویا خالقی-صبح شنبه بود، پانزدهم فروردین. هوا هنوز بوی بهار می‌داد، بوی سفره‌های هفت‌سین و مسافرت‌های نوروزی. اما در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، سوت کارگران از سحرگاه بلند بود. این منطقه هرگز تعطیل نمی‌شود؛ چراغ‌هایش شبانه‌روزی روشن است، چون صنعت ایران نفسش به این نقطه گره خورده. ساعت به ۱۱ نزدیک می‌شد که ناگهان زمین لرزید؛ نه از زلزله، از یورش دشمن. رژیم صهیونیستی و امریکایی باز هم زیرساخت‌های کشور را نشانه رفت. این‌بار، شنبه‌ای سیاه برای صنعت نفت و ایران رقم خورد.

به گزارش اعتماد،‌در میان هیاهوی دود و آتش که تا کیلومترها دورتر دیده می‌شد، خیلی‌ها در دقایق اولیه فکر کردند بمب‌ها همه جا را گرفته،اما واقعیت تلخ و دقیق‌تر این بود؛ پتروشیمی فجر۱ و فجر۲ در منطقه ویژه هدف قرار گرفتند. همان دو واحدی که نه محصول پتروشیمی، که رگ حیات منطقه بودند. این دو مجتمع، وظیفه تامین خدمات یوتیلیتی (برق، بخار، آب صنعتی و تصفیه فاضلاب) را برای تمام شرکت‌های همجوار برعهده دارند.

امیرکبیر و رجال و دیگر واحدهای پتروشیمی مستقیما آسیب ندیدند، اما چون دیوار به دیوار هم هستند، دود سیاه و شعله‌های سرکش و بقایای انفجار، ناظران میدانی را به خطا انداخت. اگر آن روز آسمان ماهشهر را تماشا می‌کردید، دود خاکستری در عقب، متعلق به بندر امام بود و دود سیاه در میان، روایتگر سوختن فجر.

اما چرا این نقطه؟ منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر در استان خوزستان، با ۲۷درصد از تولید پتروشیمی کشور، یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی ایران به شمار می‌رود. این منطقه شبانه‌روز فعال است و نقش کلیدی در تامین مواد اولیه بسیاری از کالاهای روزمره دارد؛ از لوازم خانگی و قطعات خودرو گرفته تا دارو و تجهیزات پزشکی. حال تصور کنید اگر برق و بخار و آب صنعتی از این منطقه قطع شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ تمام این زنجیره ارزش می‌شکند. دشمن دقیقا این را می‌خواست؛ نه فقط یک کارخانه که کل سیستم را از کار بیندازد.

درست در میانه این منطقه، شرکت انرژی فجر خلیج‌فارس (فجر۱) ایستاده بود؛ شرکتی که پیش‌تر با نام پتروشیمی فجر شناخته می‌شد. اما اینجا خبری از تولید پلیمر و مواد شیمیایی نیست. فجر۱

 یک نیروگاه است، یک تصفیه‌خانه، یک دیگ بخار عظیم. تامین‌کننده خاموش انرژی برای کل منطقه است. فکر کنید شهری را بی‌برق، بی‌بخار و بی‌آب صنعتی تصور کنید. این همان نقشی است که فجر۱ بر دوش می‌کشد. به بیان ساده، فجر قلب تپنده تامین انرژی منطقه است. اگر این قلب از کار بیفتد، همه‌چیز از نفس می‌افتد.

اما پشت این تاسیسات صنعتی، یک واقعیت انسانی عمیق‌تر هم وجود دارد. سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی با بیش از ۳۰ هزار نیروی کار مستقیم، یکی از بزرگ‌ترین کارفرمایان منطقه محسوب می‌شود. ۳۰ هزار کارگر؛ یعنی ۳۰ هزار خانواده، یعنی مردمی که سفره نان‌شان به چرخیدن توربین‌های فجر۱ گره خورده است. هر کدام از این کارگران یک داستان دارند؛ یکی پدر خانواده است، یکی جوانی که تازه ازدواج کرده، یکی سال‌هاست که صبح تا شب در گرمای طاقت‌فرسای ماهشهر کار می‌کند تا فرزندش به دانشگاه برود. وقتی بمب بر فراز فجر۱ فرود آمد، نه بر سقف یک سوله که بر دل هزاران خانواده فرود آمد.

حالا بیایید نگاهی به مقیاس این عملیات بیندازیم. شرکت انرژی فجر خلیج‌فارس فعالیت خود را از سال ۱۳۷۸ با راه‌اندازی نخستین توربین‌ها آغاز کرد. سال ۱۳۸۱ بود که به‌ طور رسمی به بهره‌برداری رسید. امروز، ۱۱ توربین گازی در آن می‌چرخند؛ هر کدام غولی است که با صدایی کرکننده، برق را به شبکه تزریق می‌کند. آمارها حیرت‌آور است: روزانه ۱,۱۴۷ مگاوات برق و ۱,۶۹۰ تن بخار صنعتی از این شرکت خارج می‌شود. این عددها را کنار هم بگذارید: بیش از یک‌هزار مگاوات برق، یعنی روشنایی و حرکت برای صنعتی به وسعت یک شهر و ۱,۶۹۰ تن بخار، یعنی انرژی لازم برای راکتورها، کوره‌ها و خطوط تولید ده‌ها کارخانه.

اما ماجرا فقط به برق و بخار ختم نمی‌شود. فجر۱ آب صنعتی و آب تصفیه ‌شده را نیز دراختیار مجتمع‌های همجوار قرار می‌دهد. علاوه بر این، توانایی تولید نیتروژن، اکسیژن، آرگون و تصفیه فاضلاب صنعتی را دارد. این یعنی فجر۱ یک مجتمع کامل تامین انرژی و خدمات جانبی است؛ چیزی که در هیچ کتاب درسی به این سادگی نمی‌توان پیدا کرد. با راندمان حرارتی بالای ۹۰درصد، این شرکت به عنوان یکی از کارآمدترین واحدهای تامین انرژی در کل صنعت پتروشیمی ایران شناخته می‌شود.

این راندمان یعنی حداقل هدررفت انرژی، یعنی حداکثر بهره‌وری، یعنی دانش فنی که سال‌ها برای رسیدن به آن زحمت کشیده شده است.

 حالا این کارآمدترین واحد، این قلب تپنده، این پشتوانه هزاران خانواده، هدف قرار گرفته است. اما شاید دردناک‌ترین و در عین حال تأمل‌برانگیزترین بخش ماجرا اینجاست: صددرصد سهام این شرکت، این غول صنعتی، متعلق به بازنشستگان صنعت نفت، بازنشستگان تامین اجتماعی و سهامداران عدالت است؛ یعنی همه مردم ایران. هیچ سرمایه‌دار خصوصی، هیچ شرکت خارجی و هیچ نهاد ویژه‌ای در این سهام سهیم نیست. 

هر کس که در ایران سهام عدالت دارد، هر کس که روزی در صنعت نفت کار کرده و بازنشسته شده، هر کارگری که زیر چتر تامین اجتماعی نفس می‌کشد، در فجر سهم دارد. وقتی بمب بر فراز فجر فرود آمد، بر سفره همه ما فرود آمد. این حمله، حمله به یک تاسیسات نظامی نبود؛ حمله به جیب و سفره و آینده مردم ایران بود.

ماهشهر تنها یک شهر صنعتی نیست. ماهشهر پشتوانه اقتصاد ایران است، امید کارگرانی است که زیر دود و آتش، باز هم به خط تولید برمی‌گردند. مردان و زنانی که در گرمای ۵۰ درجه، با لباس کار و کلاه ایمنی، از دل شعله‌ها، امید را بیرون می‌کشند. فجر شاید زخمی شده باشد، شاید دود سیاه از آن بلند شده باشد، شاید برای مدتی نتواند برق و بخار را به‌ طور کامل برساند، اما هنوز می‌تپد؛ چون قلب یک کشور را نمی‌شود با چند بمب ایستاند. 

صنعت ایران بارها زخمی شده، بارها زیر ضربه‌ها خم شده، اما هر بار سر را بلند کرده است. این‌بار هم همین اتفاق خواهد افتاد. شنبه سیاه تمام شد، اما داستان صنعت ایران هنوز ادامه دارد.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها