ایران میتواند تنگه هرمز را ببندد؟
یک کارشناس مسائل خاورمیانه درباره عملی شدن احتمال بستن تنگه هرمز نیز بیان داشت: در واقعیت، مطابق با کنوانسیون حقوق بینالملل دریاها، تنگههای بینالمللی ازسوی کشورهای ساحلی قابل «بستن» نیستند و عبور و مرور در آنها آزاد است؛ امری که تاکنون نیز به همین نحو اجرا شده است.
در شرایط کنونی کشورهای حاشیه خلیجفارس و سایر متحدان اروپایی ایالاتمتحده فارغ از مواضع اعلامی رویکرد منفعلانهای اتخاذ کردهاند، چراکه نمیخواهند در این جنگ تحمیلی هزینه هنگفتی متحمل شوند اما همزمان شاهد هستیم که محور مقاومت بهپا خواسته و قادرند موازنه قوا در میدان را به نفع ایران به شکلی برجسته تغییر دهند.
به گزارش اعتماد، جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی وارد پانزدهمین روز خود شد آنهم در شرایطی که این رویارویی به واسطه تهاجمات غیر به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی، همراه با هدف قرار دادن کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، ابعاد تازهای یافته است. نیروهای مسلح ایران در پاسخ به تجاوزات آشکار علیه تمامیت ارضی کشورمان، عملیات موشکی و پهپادی شدیدی را علیه پایگاههای امریکایی در منطقه و اهداف صهیونیستی اجرا کردهاند که شدیدترین حملات از آغاز درگیری تاکنون بوده است. همزمان تحلیلگران تاکید دارند که ماجراجویی واشنگتن و تلآویو، با وجود برتری موقت هوایی، به قماری پرریسک تبدیل شده؛ زیرا وابستگی جهانی به انرژی خلیجفارس، تهدید بسته شدن تنگه هرمز و توان بازدارندگی نامتقارن ایران، هزینههای اقتصادی و نظامی سنگینی را بر مهاجمان تحمیل کرده و حتی انتقادات داخلی در امریکا از سیاستهای تهاجمی ترامپ را برانگیخته است. در همین راستا، روزنامه اعتماد با هدف واکاوی پیامدهای احتمالی این منازعه و ارزیابی راهبردهای آتی ایران، با حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، گفتوگویی انجام داده است.
حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه در رابطه با واکنش احتمالی کشورهای حاشیه خلیجفارس به حمله ایران به پایگاههای نظامی امریکا در منطقه و همچنین احتمال پیوستن این گروه به جنگ علیه ایران گفت: در طول دوره تقریبی دو هفتهای از آغاز جنگ، تغییر قابل توجهی در رویکرد کشورهای جنوب خلیجفارس نسبت به این مناقشه مشاهده نشده. اگرچه این کشورها به صورت موردی، از طریق اظهارنظرها، بیانیهها و تماسهای دیپلماتیک با سران دیگر کشورها، نارضایتی خود را از ناآرامیهای منطقهای و وقوع جنگ ابراز کردهاند و طرفین را به آرامش و صلح دعوت نمودهاند. با این حال، هیچ نشانهای مبنی بر آمادگی یا توانایی این کشورها برای انجام اقدامات نظامی جدی علیه ایران مشاهده نشده است. از همین رو به نظر میرسد این کشورها در حال حاضر برای تصمیمگیری درگیر تردید هستند. آنها نه از پیروزی قطعی اسراییل یا امریکا در جنگ اطمینان دارند تا به طور کامل به سمت آنها متمایل شوند و نه از پیامدهای احتمالی آن پس از جنگ اطلاع دقیقی دارند. علاوه بر این مجموعهای از متغیرهای مختلف بر تصمیمگیری کشورهای جنوب خلیجفارس تاثیرگذار بوده و آنها را در وضعیت تردید و دودلی قرار داده است. ربیعی در ادامه خاطرنشان کرد: این وضعیت باتوجه به اظهارات مکرر مقامات عالیرتبه ایران، ازجمله رییسجمهور و سایر مسوولان سیاسی و نظامی، مبنی بر عدم خصومت با همسایگان، به ویژه کشورهای درگیر در جنگ در جنوب خلیجفارس، تشدید شده است. ایران این کشورها را «برادران مسلمان» خطاب کرده و هیچ نشانهای مبنی بر تمایل به تعرض به آنها از سوی ایران اعلام نشده است. در مقابل، ایران اعلام کرده است که به مبدا حملاتی که علیه این کشور صورت گیرد، پاسخ خواهد داد و پایگاههای خارجی، به خصوص پایگاههای امریکا در کشورهای جنوب خلیجفارس را به عنوان سرزمین کشورهای متخاصم درنظر خواهد گرفت.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه خاطرنشان کرد: بر این اساس، پیشبینی میشود که کشورهای جنوب خلیجفارس به زودی از این وضعیت تردید و سرگردانی در تصمیمگیری خارج نخواهند شد. علاوه بر این، باتوجه به اینکه ایران همسایه ابدی این کشورهاست و احتمال خروج ایالاتمتحده امریکا از منطقه یا انتقال تمرکز این بازیگر به مناطق دیگر (مانند شرق آسیا در تقابل با چین یا هند) وجود دارد، این کشورها احتمالا در محاسبات خود درنظر میگیرند که بهتر است ایران را با خود دشمن نکند. به بیانی دیگر هدف آنها این است که حتی پس از پایان جنگ، بتوانند همزیستی مسالمتآمیزی با ایران داشته باشند. بنابراین، به طور کلی، تصور نمیشود که کشورهای جنوب خلیجفارس، به ویژه کشورهای کوچکتر منطقه، وارد جنگ جاری شوند، خصوصا اگر این ورود به معنای پیوستن به جبهه امریکا و اسراییل باشد.
این استاد دانشگاه همچنین درباره ادعای مربوط به شروط ایران برای آتشبس و راهکارهای پیش رو در صورت گستردگی جنگ و ائتلاف کشورهای اروپایی علیه ایران و سناریوهای پیش رو افزود: درخصوص گسترش دامنه جنگ، به نظر میرسد صحنه نبرد در حال حاضر به میدانی با حضور حداکثر بازیگرانی رسیده است. ایران از ابتدا درگیر بوده، حزبالله و نیروهای مقاومت عراق نیز اندکی پس از آغاز درگیری وارد عمل شدند. تنها نیروی طرفدار ایران که هنوز عملیات قابل توجهی انجام نداده، انصارالله یمن است که آمادگی خود را اعلام کرده و تهدید به مداخله در آینده نزدیک کرده است؛ این اقدام میتواند دامنه جنگ را به دریای سرخ و تنگه بابالمندب کشانده و آن را تا شاخ آفریقا گسترش دهد. در جبهه مقابل، کشورهای اروپایی تاکنون هیچکدام آمادگی رسمی خود را برای ورود به جنگ اعلام نکردهاند. اگرچه اخباری مبنی بر حضور احتمالی بریتانیا و فرانسه مطرح شد، اما هر دو کشور به شدت این موضوع را رد کردهاند. اسپانیا از ابتدا مخالف قاطع بوده و آلمان، استرالیا و سایر کشورها نیز علاقهای به ورود به این درگیری نشان ندادهاند. بنابراین، احتمالا تعداد بازیگران در جبهه مقابل تغییری نخواهد کرد. با این حال به باور ربیعی موضوعات و اهداف مورد مناقشه در جنگ دستخوش تغییر شده است. اخباری مبنی بر حمله به پایگاههای ایست بازرسی در داخل تهران منتشر شده که این اولینبار از آغاز جنگ محسوب میشود. همچنین تهدیداتی مبنی بر حمله به بنادر و سواحل ایران مطرح شده است که در صورت وقوع، صحنه جدیدی از این جنگ خواهد بود. دونالد ترامپ نیز تهدید به حمله به زیرساختهای انرژی و تاسیسات نیروگاههای برق کرده است که در صورت تحقق، نشاندهنده تشدید درگیری خواهد بود. بنابراین، جغرافیای جنگ احتمالا به دریای سرخ و بابالمندب کشیده خواهد شد و بازیگران اصلی تغییر نخواهند کرد. اما به اعتقاد این استاد دانشگاه در صورت تشدید درگیری، ممکن است موضوعات جدیدی در میدان مطرح شود، ازجمله تهدیدات ترامپ. ایران نیز متقابلا اعلام کرده است که در صورت حمله به زیرساختهایش، زیرساختهای طرف مقابل را هدف قرار خواهد داد. از این رو، پتانسیل تشدید درگیری همچنان وجود دارد، هرچند تصاعد بحران به نفع هیچکدام از طرفین نخواهد بود.
ربیعی در ادامه این مصاحبه خاطرنشان کرد: با وجود شجاعت و توانمندی نیروهای نظامی ایران در آسیب رساندن به پایگاههای امریکا، رادارهای کنترلی و شهرهای اسراییل (تلآویو، حیفا و غیره) که تحسین جهانی را برانگیخته است، ایران نیز خسارات جانی و مالی را متحمل شده است.لذا، با درنظر گرفتن این خسارات، ممکن است برای ایران مناسبتر باشد که از تشدید دامنه جنگ جلوگیری کند.
به باور این کارشناس ارشد مسائل منطقه شروطی که ایران برای آتشبس مطرح کرده، منطقی و معقول به نظر میرسند: شروطی چون: تضمین عدم تکرار جنگ، غنیسازی اورانیوم: به عنوان حقی مطابق با پروتکلهای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) که کشورهای عضو باید بتوانند در سطوح تعیین شده غنیسازی را انجام دهند و هیچ کشوری نمیتواند این حق را از آنها سلب کند و پرداخت خسارات جنگ.
مطابق با کنوانسیونهای بینالمللی، متجاوز موظف به پرداخت غرامت جنگ است. هیچکدام از این خواستهها غیرقانونی، غیرمنطقی یا زیادهخواهانه نیستند. با وجود این، باتوجه به همه این ملاحظات، به نظر میرسد که ایران باید درنهایت به دنبال دستیابی به آتشبس به هر شکل ممکن باشد، زیرا گسترش دامنه جنگ به نفع هیچکدام از طرفین و به ویژه به نفع ایران نخواهد بود.
این کارشناس مسائل خاورمیانه درباره عملی شدن احتمال بستن تنگه هرمز نیز بیان داشت: در واقعیت، مطابق با کنوانسیون حقوق بینالملل دریاها، تنگههای بینالمللی ازسوی کشورهای ساحلی قابل «بستن» نیستند و عبور و مرور در آنها آزاد است؛ امری که تاکنون نیز به همین نحو اجرا شده است. حتی ناوها و ناوشکنهای امریکایی نیز به سهولت وارد خلیجفارس شده و بازگشتهاند. اگر با دقت و تیزبینی به موضوع نگریسته شود، در حال حاضر ایران رسما اعلام نکرده است که تنگه هرمز را خواهد بست، بلکه اعلام شده که شرایط، «شرایط جنگی» است و در چنین شرایطی، ناامنی امری طبیعی تلقی میشود. براساس همان کنوانسیون حقوق بینالملل دریاها، شرایط جنگی یک وضعیت استثنایی محسوب شده و کشورهای ساحلی در چنین شرایطی مجاز به اتخاذ اقدامات دفاعی هستند. ایران نیز از این منظر استفاده کرده و اعلام میکند شناورهایی که احتمال داده شود تهدیدی برای امنیت ملی محسوب میشوند یا در خدمت دشمنان ایران قرار دارند، اجازه عبور نخواهند داشت. لذا، نکته ظریفی که باید همواره مدنظر قرار گیرد این است که ایران اعلام نکرده تنگه را خواهد بست، زیرا از نظر قانونی قادر به انجام چنین اقدامی نیست. اما با توجه به شرایط موجود و دشواریهای فعلی در تردد شناورها، چنین وضعیتی ممکن است درنهایت منجر به ایجاد یک جبهه بینالمللی گسترده علیه کشور شود. دلیل این امر آن است که ایالاتمتحده امریکا وابستگی چندانی به تنگه هرمز ندارد؛ نفت مورد نیاز این کشور، که خود نیز صادرکننده آن است، عمدتا از آفریقا، امریکای جنوبی و امریکای لاتین تامین میشود و اقتصاد ایالاتمتحده در این زمینه آسیب جدی نخواهد دید. در مقابل، برخی متحدان ایران، ازجمله چین، ژاپن، کرهجنوبی و هند، به شدت به نفت خاورمیانه و نفت وارداتی از خلیجفارس وابسته هستند و اقتصاد آنها احتمالا آسیب بیشتری خواهد دید. کشورهای اروپایی نیز در روزهای اخیر که جنگ در جریان بوده و تنگه هرمز با مشکلاتی مواجه شده است، اعلام کردهاند که اقداماتی را برای تسهیل تردد کشتیها انجام خواهند داد. برخی از این کشورها، مانند فرانسه، حتی آمادگی خود را برای اعزام نیروهای نظامی جهت اسکورت کشتیها اعلام نمودهاند. ازسوی دیگر، سازمان بینالمللی انرژی و سایر کشورهایی که دارای ذخایر استراتژیک انرژی هستند، اعلام کردهاند که برای جلوگیری از افزایش قیمت نفت در کوتاهمدت، میتوانند از این ذخایر استفاده کرده و آنها را آزاد سازند. بنابراین، به باور ربیعی بستن تنگه هرمز یا کند کردن عبور و مرور در آن، تنها در صورتی موثر خواهد بود که به یک دوره زمانی بسیار طولانی، مثلا سه تا شش ماه، منجر شود و واقعا کشورهای جهان را در تنگنای شدیدی قرار دهد. در غیر این صورت، در کوتاهمدت، یعنی در یک یا دو هفته و حتی یک ماه، اختلال چندانی ایجاد نخواهد کرد. همانطور که مستحضرید، اکثر کشورهای بزرگ جهان ذخایر استراتژیک انرژی برای سه ماه دارند و حتی آنها میتوانند با این فرض که عبور و مرور پس از سه ماه عادی خواهد شد، از ذخایر استراتژیک خود استفاده کرده و جلوی افزایش شدید قیمت نفت را بگیرند. کشورهای کوچکتری که احتمالا بیشتر آسیب میبینند، مانند برخی کشورهای کوچک اروپایی، تاثیر چندانی در این معادله نخواهند داشت.لذا، اینجانب بر این باورم که بهتر است این ابزار (بستن تنگه هرمز) به تنهایی و با اتکای زیاد مورد استفاده قرار نگیرد، مگر اینکه بنا بر ادامه جنگ برای دورههای زمانی طولانیتر (شش ماه یا حتی یک سال) لحاظ شود. در صورت ادامه درگیری به شکل فعلی، شامل موشکباران، حملات هوایی و تخریب زیرساختها، ممکن است این اقدام (بستن تنگه) درنهایت به کار استراتژیهای نظامی جمهوری اسلامی ایران نیاید.
دیدگاه تان را بنویسید