روزنامه اعتماد در گفتوگو با «رحمن قهرمانپور» بررسی کرد:
انتقال مذاکرات ایران و آمریکا از ترکیه به عمان اقدام درستی بود؟
رحمن قهرمانپور گفت: اگر میانجیگران منطقهای مانند قطر، مصر، ترکیه یا پاکستان در مذاکرات ایران و امریکا حضور داشتند، اعتبار این مذاکرات بیشتر بود و افکار عمومی، بازار و مخاطبان میتوانستند نتیجهگیری کنند که مذاکرات جدی و احتمال موفقیت آنها بالاتر است. اما یکی از دلایلی که باعث شد نگاه محتاطانهای به این مذاکرات وجود داشته باشد، همین تغییر مکان از ترکیه به عمان بود.
حدیث روشنی-عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان در تازهترین گفتوگوی خود با الجزیره تأکید کرد که برنامه موشکی ایران «هرگز قابل مذاکره نیست» و همچنین هشدار داد که هرگونه حمله به خاک کشور با واکنش جدی تهران مواجه خواهد شد. او همچنین با اشاره به مذاکرات روز جمعه در مسقط افزود که علیرغم غیرمستقیم بودن گفتوگوها، فرصتی برای دست دادن با هیات امریکایی فراهم شده و این دور از مذاکرات را «آغاز خوبی» توصیف کرد، اما تأکید کرد راه طولانی برای اعتمادسازی میان دوطرف باقی است.
به گزارش اعتماد، این اظهارات در حالی مطرح شده که نخستین گفتوگوها میان ایران و امریکا پس از شکست مذاکرات بهار 1404 و در شرایطی مجددا در مسقط برگزار شد که به ادعای ناظران ایالات متحده مواضع بسیار سختگیرانه تعریف کرده است. در همین راستا واشنگتن تلاش دارد علاوه بر پرونده هستهای، موضوع برنامه موشکی ایران و حمایت تهران از گروههای منطقهای را نیز در دستور کار قرار دهد؛ خواستههایی که ایران بارها اعلام کرده خارج از چارچوب مذاکره است. در این میان عراقچی با تأکید بر حق غنیسازی اورانیوم ایران اعلام کرد تهران آماده است برای دستیابی به توافقی اطمینانبخش در زمینه غنیسازی، انعطافپذیری داشته باشد، اما برنامه موشکی همچنان خط قرمز است. از سوی دیگر، ایالات متحده نیز با استقرار نیروهای نظامی در منطقه، از جمله ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن»، تلاش کرده فشارهای ادعایی خود را بر ایران افزایش دهد. اقدامی که به ادعای برخی تحلیلگران در کنار فرمان اجرایی برای اعمال تعرفهها علیه کشورهایی که با ایران روابط تجاری دارند و تحریمهای جدید علیه شرکتها و شناورهای فعال در حوزه کشتیرانی، نشاندهنده ادامه سیاست فشار حداکثری واشنگتن است. همزمان با تشدید بازدارندگی از سوی دوطرف، سرلشکر عبدالرحیم موسوی رییس ستاد کل نیروهای مسلح در تازهترین اظهارات خود ضمن بازدید از یکی از تأسیسات موشکی سپاه، اعلام کرد که پس از جنگ ۱۲ روزه، راهبرد نظامی ایران از رویکرد دفاعی به تهاجمی تغییر یافته و سیاست جنگ نامتقارن در دستور کار قرار گرفته است. او همچنین تأکید کرد: «ما تنها به پیروزی میاندیشیم و از قدرت ظاهری دشمن هراسی نداریم.» راهبردی که بنا به ادعای گروهی از ناظران نشان از تغییر استراتژی نظامی است و همچنین پاسخی به حملات مخرب گذشته و نشاندهنده آمادگی ایران برای اقدام سریع و قاطع در دفاع از خطوط قرمز خود است. با این حال برخی تحلیلگران معتقدند شرایط فعلی، معادلهای پیچیده میان دیپلماسی و قدرت نظامی ایجاد کرده است. چرا که ایران با تجربه سالها تحریم، فشار و تهدید، استراتژیهای خود را بازنگری کرده و توان دفاعی خود را تقویت کرده است، در حالی که امریکا خواستههای حداکثری خود را مطرح کرده است. این خواستهها شامل محدودیتهای شدید در پرونده هستهای و اعمال محدودیتهایی بر برنامه موشکی است. به ادعای این گروه در چنین شرایطی، حتی اگر مذاکرات ادامه یابد، مسیر پیشرو همچنان پیچیده و نامعلوم است؛ جایی که هر اقدام شتابزده ممکن است به بحرانهای جدید منجر شود. از این رو روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی سناریوهای پیش روی تهران و واشنگتن در شرایط پیچیده کنونی با رحمن قهرمانپور کارشناس ارشد مسائل بینالملل گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو در ادامه میآید:
رحمن قهرمانپور کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی در پاسخ به سوال «اعتماد» در خصوص نتایج حاصل از راند اول مذاکرات ایران و ایالات متحده با لحاظ کردن مواضع طرفین گفت: همچنان نشانهای از تغییر واقعی در رویکرد تهران و واشنگتن دیده نمیشود و شاید به همین دلیل، فضای کلی حاکم بر این دور از مذاکرات، فضای محتاطانهای است. همزمان بازارها، کارشناسان و نیز سیاستمداران نیز تاکنون در این زمینه بسیار محتاط عمل کردهاند. از طرفی شکاف عمیق میان خواستهها و مطالبات دوطرف یکی از مهمترین دلایلی است که موجب شده تا تهران و واشنگتن رویکردی محتاطانه را در پیش بگیرند. از سوی دیگر، هم ایران و هم مقامات امریکایی اعلام کردهاند که از مواضع گذشته خود کوتاه نیامدهاند. این موضعگیریها نشان میدهد که دستکم از نظر تاکتیکی، هنوز تغییری در مواضع ایران و امریکا ایجاد نشده است. بنابراین باید منتظر ماند و دید آیا در دور بعدی مذاکرات، دو طرف حاضر خواهند شد از مواضع قبلی خود عقبنشینی کنند یا خیر.
قهرمانپور در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با تفاوت این دور از رایزنی با پنج دور مذاکرات پیش از حمله اسراییل به ایران تشریح کرد: باید گفت که امریکا همچنان با تکیه بر دیپلماسی زور یا اجبار وارد این مذاکرات شده؛ بدین معنا که اگر مذاکرات موفق شود و به توافق حداکثری مورد نظر امریکا منجر شود، واشنگتن به آن پایبند خواهد بود، اما اگر مذاکرات نتیجه ندهد، همانند دور قبلی رایزنیها در بهار ۱۴۰۴، به احتمال زیاد امریکا مسیر رویارویی نظامی را انتخاب خواهد کرد. این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: در مورد اینکه چرا ایران گزینه مذاکرات را انتخاب کرده، چند دلیل قابل ذکر است؛ اول اینکه تهران احتمالا به این گزاره فکر میکند که با توسل به دیپلماسی، مشروعیت داخلی مذاکرات بیشتر میشود و در صورتی که اقدامی نظامی از سوی امریکا انجام شود، افکار عمومی ایران، تهران را مقصر نخواهند دانست و مدعی نمیشوند که ایران از میز مذاکرات کناره گرفت. قهرمانپور در ادامه تصریح کرد: ایران، مانند امریکا، طبیعتا همزمان و به موازات مذاکرات دیپلماتیک، به دنبال تقویت توان دفاعی خود است. همانطور که پیشتر آقای خطیبزاده، معاون وزیر خارجه مطرح کرد، سیاست ایران بعد از جنگ دوازدهروزه این است که همزمان با تکیه بر مسیر دیپلماسی، خط تقویت توان دفاعی خود را هم پیش ببرد. از این رو، دلیل دوم حضور ایران در مذاکرات، تقویت توان دفاعی و ارسال پیامی به امریکا است: بیایید پای میز مذاکره و از این طریق مشکلات خود را با ایران حل کنید.
قهرمانپور در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» درباره شروط ادعایی واشنگتن از جمله مساله برد موشکها تشریح کرد: اهمیت مساله موشکی در حال حاضر حتی بسیار فراتر از دور قبلی مذاکرات در بهار ۱۴۰۴ است. شاید دلیل آن نیز این باشد که ترامپ ادعا کرده توان هستهای ایران را با بمباران تأسیسات فوردو، نطنز و سایر مراکز هستهای از بین برده است. بنابراین اگر بخواهد دوباره به بهانه هستهای به ایران حمله کند، این کنش از نظر افکار عمومی قابل پذیرش نخواهد بود. به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی از سوی دیگر، بعید است امریکا بخواهد از موضوع موشکی صرفنظر کند. زیرا از دیدگاه واشنگتن، و پس از حمله به تأسیسات هستهای ایران، توان موشکی ایران مهمترین تهدیدی است که متوجه امریکا و متحدان منطقهایاش است. به همین دلیل، بدون حل این مساله، امریکا نمیتواند ادعا کند که تهدید ایران را به صورت بلندمدت و معتبر دفع کرده و متحدان منطقهای نیز این ادعا را نمیپذیرند. بنابراین به نظر میرسد گره اصلی مذاکرات حاکم، مساله موشکی باشد؛ هرچند ایران اعلام کرده که درباره برنامه موشکی رایزنی نخواهد کرد، اما مقامات امریکایی بارها تأکید کردهاند که مذاکرات پیش رو درباره مسائل هستهای، موشکی و حمایت ایران از گروههای منطقهای خواهد بود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در ادامه و درباره چرایی انتقال مذاکرات از ترکیه به عمان به «اعتماد» گفت: در این زمینه میتوان به چند دلیل اشاره کرد؛ اول حضور گسترده رسانهها در ترکیه است. طبیعتا در این شرایط، مذاکرات میتوانست با فشار رسانهای امریکا همراه شود و طبیعتا محتوای گفتوگوها خیلی سریع به رسانهها درز کند و مدیریت فضای روانی را دشوار سازد. از همین رو ایران بر اساس تجربه مذاکرات اوایل سال در عمان، ترجیح داد کنترل فضای رسانهای و روانی را خود در اختیار داشته باشد و آن را مدیریت کند. این مساله نشان میدهد که فضای روانی و رسانهای برای ایران بسیار مهم بوده و یکی از دلایلی است که مذاکرات از استانبول به مسقط منتقل شد. به باور قهرمانپور مساله دوم به میزان اعتماد میان ایران و عمان بازمیگردد. طبیعتا چنین سطحی از اعتماد در روابط ایران با ترکیه یا سایر کشورها وجود ندارد. در مذاکراتی با این درجه از حساسیت، ایران ترجیح میدهد در مکانی مذاکره انجام شود که به میزبان اعتماد بیشتری دارد و مطمئن باشد اسرار مذاکرات حفظ خواهد شد. این تحلیلگر روابط بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: مساله سوم اما به نظر میرسد تغییر ماهیت مذاکرات از حالت چندجانبه به دوجانبه و غیرمستقیم و کاهش نقش میانجیگری منطقهای مربوط باشد. این درحالی است که انتظار میرفت میانجیگران منطقهای بتوانند چارچوب جدیدی تعریف کرده و بخشی از مشکلات موجود در مذاکرات را کاهش دهند. اما با توجه به اینکه عمان در مذاکرات قبلی نتوانست نقش موثری ایفا کند و مانع از تشدید تنشها شود، انتقال مذاکرات از استانبول به مسقط امیدواری نسبت به موفقیت آنها را کاهش داد. طبیعتا اگر میانجیگران منطقهای مانند قطر، مصر، ترکیه یا پاکستان در مذاکرات ایران و امریکا حضور داشتند، اعتبار این مذاکرات بیشتر بود و افکار عمومی، بازار و مخاطبان میتوانستند نتیجهگیری کنند که مذاکرات جدی و احتمال موفقیت آنها بالاتر است. اما یکی از دلایلی که باعث شد نگاه محتاطانهای به این مذاکرات وجود داشته باشد، همین تغییر مکان از ترکیه به عمان بود.
قهرمانپور در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره چرایی عدم پذیرش حضور سران دیگر کشورها در این دور از رایزنیها تشریح کرد: به باور من، حضور کشورهای عربی همراه با ترکیه و پاکستان در مذاکرات، هم میتوانست تهدیدی برای ایران باشد و هم فرصت. جنبه تهدیدآمیز آن این بود که این کشورها میتوانستند بر ایران فشار بیاورند تا امتیازات بیشتری به طرف مقابل بدهد. کما اینکه پیشنویس اولیهای که الجزیره منتشر کرد، نشان داد میانجیگران منطقهای حتی به موضوع موشکی و حمایت ایران از گروههای منطقهای ورود کردند. طبیعتا این موضوع میتوانست فشار کشورها بر ایران در مذاکرات را افزایش دهد و آنها همراه با امریکا، خواهان پذیرش محدودیتهای بیشتر از سوی ایران باشند. به باور این کارشناس مسائل سیاست خارجی با این حال حضور این چهرهها میتوانست فرصتساز نیز باشد و مذاکرات را جدیتر پیش برده و تغییر اساسی و جدی در رویکرد ایران را نشان دهد. با این حال، اگر از منظر ذهنی و رسانهای نگاه کنیم، مذاکرات روز جمعه در عمان به همان شکل و شمایلی برگزار شد که مذاکرات شکستخورده بهار ۱۴۰۴ برگزار شد و ناخودآگاه این فرض در ذهن مخاطب ایجاد میشود که احتمالا این دور از مذاکرات هم مانند دور قبل به نتیجه نخواهد رسید. بنابراین، تغییر مکان مذاکرات، ورود میانجیگران جدید و اضافه شدن اعضای جدید به هیات مذاکرهکننده ایرانی میتوانست در این مقطع حساس امیدواری نسبت به موفقیت مذاکرات را افزایش دهد و این امیدواری محدود به پیامکها یا برخی فضاسازیهای رسانهای نباشد. به نظر میرسد ایران بیشتر جنبه تهدیدآمیز این حضور را مدنظر داشته و تلاش کرده با انتقال مذاکرات از ترکیه به عمان، این تهدید را به نوعی دفع کند.
این تحلیلگر ارشد روابط بینالملل درباره تشدید بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن به عنوان مهمترین مولفه عدم موفقیت مذاکرات از نگاه مقامات ایرانی تشریح کرد: طبیعی است که فاصله فعلی میان ایران و امریکا بهمراتب بیشتر از فاصلهای است که قبل از جنگ دوازدهروزه وجود داشت. دلیل ساده و واضح آن است که امریکا به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد؛ تأسیساتی که در واقع انحراف فعالیتشان توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأیید نشده بود و نوعی تأسیسات صلحآمیز محسوب میشد که تحت نظارت پادمان و بازرسیهای آژانس قرار داشت. این اقدام خلاف چارچوب پیمان انپیتی و تعهداتی بود که کشورهای هستهای در چارچوب این پیمان ارایه داده بودند. بنابراین طبیعی است که چنین اقدامی موجب افزایش بیاعتمادی میان ایران و امریکا شود. همانطور که آقای عراقچی نیز در جریان مذاکرات اخیر اعلام کرد، مساله و مانع اصلی، فقدان اعتماد میان دو طرف است. حال آنکه این حجم از بیاعتمادی بعد از جنگ دوازدهروزه بهمراتب افزایش یافته و یافتن راهحلی برای عبور از این مانع نیز سختتر شده است. به همین دلیل است که نگاه به مذاکرات عمان، تا حد زیادی محتاطانه باقی مانده است.
قهرمانپور در ادامه این گفتوگو و در خصوص سناریوهای احتمالی نتایج این دور از مذاکرات توضیح داد: باید اشاره کنم متأسفانه به نظر میرسد که هنوز محتملترین سناریو در صورت ناکامی مذاکرات عمان، تقابل نظامی و اقدام امریکا علیه ایران باشد. این موضوع باعث نگرانی کشورهای منطقه شده، زیرا درباره تبعات و آثار چنین اقدام نظامی احتمالی، عدم قطعیتها و نااطمینانیهای زیادی وجود دارد و همین مساله کشورهای منطقه را وادار کرده که توان دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از این تقابل نظامی به کار گیرند. به گفته این کارشناس مسائل بینالملل با توجه به اینکه چارچوب عملکرد ترامپ همچنان دیپلماسی مبتنی بر اجبار است، در صورت نرسیدن به توافق در مذاکرات، احتمال توسل ایالات متحده به اقدام نظامی وجود دارد. چرا که دو اقدام گذشته یعنی حمله به تأسیسات هستهای ایران و اقدام نظامی در ونزوئلا علیه مادورو از نظر ترامپ موفقیتآمیز بودهاند؛ یعنی بدون آنکه ارتش امریکا وارد درگیری شود، او به اهدافش دست یافته است. از منظر روانشناسی فردی نیز ظاهرا ترامپ اینبار انگیزه زیادی برای تکرار تجربههای گذشته دارد.
قهرمانپور در پاسخ به سوال پایانی «اعتماد» درباره رویکرد و تحرکات اخیر تلآویو در قبال مذاکرات تهران و واشنگتن تشریح کرد: واقعیت این است که سیاست اسراییل در قبال برنامه هستهای ایران تغییر خاصی نکرده و تلآویو همچنان اصرار دارد که هم برنامه موشکی و هم برنامه هستهای ایران برچیده شود. با این حال، برخی از مقامات اسراییلی در ماههای اخیر ادعا کردهاند که اگر ایران و امریکا به یک توافق جامع برسند که نگرانیهای اسراییل را برطرف کند، ممکن است اسراییل از آن توافق استقبال کند. به باور این تحلیلگر روابط بینالملل در هر حال متأسفانه، نتانیاهو و جریان راست افراطی که در اسراییل قدرت را در اختیار دارند، همچنان اقدام نظامی را مهمترین راهکار برای مقابله با برنامه هستهای ایران میدانند. حتی برخی از اعضای کابینه نتانیاهو از تغییر رژیم (نظام) در ایران سخن گفتهاند، موضوعی که حتی از سوی امریکا نیز پذیرفته نشده است. در مجموع، اسراییل همچنان سیاست قبلی خود را دنبال میکند و انتشار اخبار اخیر، به همراه نشست ترامپ و نتانیاهو در روز چهارشنبه، نشان میدهد که دو طرف، علاوه بر مذاکرات ایران و امریکا در عمان، در حال هماهنگی برای اقدام نظامی احتمالی هستند.
دیدگاه تان را بنویسید