کد خبر: 755678
|
۱۴۰۴/۱۰/۱۶ ۰۹:۳۷:۳۹
| |

پیام حذف مادورو:‌ هر که کنار ایران بایستد دیر یا زود هزینه خواهد داد

روزنامه اعتماد نوشت: حذف مادورو پیامی واضح دارد: هر کشوری که کنار ایران بایستد، دیر یا زود هزینه خواهد داد. در این میان، شادمانی برخی در داخل کشور، بیش از آنکه نشان اعتراض باشد، نشانه فقدان درک سیاسی است.

پیام حذف مادورو:‌ هر که کنار ایران بایستد دیر یا زود هزینه خواهد داد
کد خبر: 755678
|
۱۴۰۴/۱۰/۱۶ ۰۹:۳۷:۳۹

«از حمله به ونزوئلا تا اغتشاشات در کف خیابان» عنوان یادداشت بیژن همدرسی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ آنچه این روزها درباره ونزوئلا رخ داد، نه یک خبر معمولی بود و نه یک اتفاق دور از ما. امریکا بعد از ماه‌ها فشار، محاصره و جنگ روانی، به بهانه‌ای تکراری مثل قاچاق مواد مخدر، وارد فاز عملیاتی شد و با اقدامی بی‌سابقه و آشکارا خلاف حقوق بین‌الملل، رییس‌جمهور یک کشور مستقل و همسرش را با نیروهای ویژه ربود و به خاک خود منتقل کرد؛ بی‌هیچ ترسی از افکار عمومی جهان، بی‌هیچ اعتنایی به قانون و بی‌نیاز از پاسخگویی. این همان امریکایی است که سال‌هاست از دموکراسی و حقوق بشر سخن می‌گوید، اما وقتی پای منافعش وسط باشد، قانون را دور می‌زند و دولت‌ها را مثل مهره جابه‌جا می‌کند.

تلخ‌تر از خود این اتفاق، واکنشی بود که در داخل ایران دیده شد؛ عده‌ای با خوشحالی و تمسخر از «سرنگونی مادورو» نوشتند و جشن گرفتند، بی‌آنکه بفهمند چه چیزی را تشویق می‌کنند. مادورو هرچه باشد، یک متحد راهبردی جمهوری اسلامی در قاره امریکا بود. حذف او، نه یک شکست شخصی، بلکه قطع یکی از بازوهای نفوذ ایران در آن سوی جهان است. کسانی که امروز از این اتفاق خوشحالند، یا سیاست را نمی‌فهمند یا وانمود می‌کنند که نمی‌فهمند. در دنیای واقعی، سیاست خارجی محل عشق و نفرت نیست؛ محل منافع است. وقتی بازوی نفوذ کشوری قطع می‌شود، نتیجه‌اش مستقیما به امنیت و قدرت همان کشور برمی‌گردد. جنگ‌ها و درگیری‌های اخیر هم ناگهانی و بدون پیش‌زمینه نبودند. آنچه از آن با عنوان جنگ دوازده‌روزه یاد می‌شود، حاصل یک تصمیم لحظه‌ای نبود؛ این مسیر سال‌ها قبل طراحی شده بود. از ترور شهید قاسم سلیمانی که عملا آغاز شمارش معکوس تقابل مستقیم با ایران بود، تا ترور شهید فخری‌زاده، عملیات‌های امنیتی در لبنان، حذف چهره‌های محوری مقاومت، فشارهای پی‌درپی بر سوریه، حمله به زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی و تلاش برای تضعیف دولت اسد. همه اینها حلقه‌های یک زنجیر بودند با یک هدف مشخص: کوتاه کردن دست‌های ایران در بیرون از مرزهایش. 

وقتی نتوانستند ایران را مستقیم زمین بزنند، رفتند سراغ متحدانش. یکی‌یکی. از خاورمیانه تا امریکای لاتین. ونزوئلا در این نقشه، نقطه‌ای بسیار مهم بود؛ هم به‌خاطر ذخایر عظیم نفتی، هم موقعیت جغرافیایی و هم جسارت سیاسی‌اش در ایستادن مقابل واشنگتن. حذف مادورو پیامی واضح دارد: هر کشوری که کنار ایران بایستد، دیر یا زود هزینه خواهد داد. در این میان، شادمانی برخی در داخل کشور، بیش از آنکه نشان اعتراض باشد، نشانه فقدان درک سیاسی است. آنها نمی‌فهمند که امروز جشن گرفتن ربایش رییس‌جمهور یک کشور، فردا می‌تواند توجیه فشار، تحریم یا حتی اقدام علیه منافع خود ایران باشد. تاریخ بارها نشان داده که قدرت‌های بزرگ، ابتدا متحدان را می‌زنند، بعد سراغ هدف اصلی می‌آیند. شادی بر سر ضعف جبهه خودی، اسمش اعتراض نیست؛ اسمش بازی خوردن است.

همزمان با این فشارهای بیرونی، ایران در داخل هم با التهاب‌های اقتصادی و اعتراضاتی به بهانه گرانی و معیشت روبه‌روست. هیچ‌کس منکر مشکلات اقتصادی نیست، اما مساله اینجاست که همین نارضایتی‌ها، وقتی بدون تحلیل و هدایت درست رها می‌شوند، تبدیل به ابزاری برای همان پروژه‌ای می‌شوند که بیرون از مرزها در حال اجراست. دشمن دقیقا همین تصویر را می‌خواهد: کشوری تحت فشار خارجی، با جامعه‌ای خسته و متفرق در داخل.

واقعیت این است که آنچه در ونزوئلا رخ داد، آنچه در منطقه اتفاق افتاد و آنچه در خیابان‌های ایران دیده می‌شود، قطعات جدا از هم نیستند. همه اینها بخش‌هایی از یک بازی بزرگ‌ترند؛ بازی قدرت، نفوذ و تضعیف. اگر این ارتباط دیده نشود، اگر هر خبر را جداگانه و احساسی قضاوت کنیم، بازنده از پیش معلوم است.

سیاست جای ساده‌لوحی نیست. تاریخ با کسانی که از آن درس نگیرند، شوخی ندارد. امروز شادی بر سر ضربه خوردن یک متحد، ممکن است فردا به بهای امنیت، استقلال و منافع خود ما تمام شود.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها