کد خبر: 783422
|
۱۴۰۵/۰۴/۳۰ ۲۰:۳۰:۵۱
| |

اعتمادآنلاین از پیگیری یک پرونده گزارش می‌دهد:

گره کور در پرونده قتل مرد مسن؛ همسر سوم و زن همسایه باز هم یکدیگر را متهم کردند

معمای پیچیده قتل پیرمرد ثروتمند که همسر سوم او و زن همسایه متهمان اصلی هستند، با ایرادهایی که به آن وارد شد پیچیده‌تر شده است.

گره کور در پرونده قتل مرد مسن؛ همسر سوم و زن همسایه باز هم یکدیگر را متهم کردند
کد خبر: 783422
|
۱۴۰۵/۰۴/۳۰ ۲۰:۳۰:۵۱

معمای پیچیده قتل پیرمرد ثروتمند که همسر سوم او و زن همسایه متهمان اصلی هستند، با ایرادهایی که به آن وارد شد پیچیده‌تر شده است. 

به گزارش اعتمادآنلاین، دو زن که متهم این پرونده هستند یکدیگر را عامل قتل معرفی کردند و دیوان عالی کشور هم حکم برائت همسر سوم مقتول را نقض کرد و همین باعث پیچیدگی‌های زیاد در پرونده شده است. 

این در حالی است که مقتول قبل از مرگ به فرزندانش گفته بود همسر سومش عامل وارد کردن ضربات بر بدن اوست.

سه سال پیش شهروندی با ماموران تماس گرفت و از زخمی شدن یکی از همسایه‌هایش خبر داد. بلافاصله ماموران به محل حادثه رسیدند و متوجه شدند مرد مجروح جانش را از دست داده است.

مردی که با ماموران تماس گرفته بود گفت: من مقابل خانه‌ام داشتم سیگار می‌کشیدم که دیدم مقتول با سر و صورتی خونی از خانه خارج شده و می‌دود. بلافاصله موضوع را به دخترش که خانه‌اش چند ساختمان آن‌طرف‌تر بود خبر دادم و بعد هم به پلیس زنگ زدم. مرد اصلاً توان نداشت و آن‌قدر خون از او رفته بود که به زمین افتاد.

با انتقال جسد به پزشکی قانونی فرزندان مقتول از نامادری‌شان به نام مریم شکایت کردند و مدعی شدند پدرشان به شاهدان گفته این زن و پسرش عامل زخمی شدنش هستند. وقتی مریم احضار شد، قتل را انکار کرد. او گفت: شوهرم خودزنی کرد. او عصبی و خیلی ناراحت بود به همین خاطر هم خودزنی کرد.

این گفته‌ها در حالی بازگو شد که پزشکی قانونی تایید کرد مقتول خودکشی نکرده بلکه مرگ او قتلی است که به دست یک آشنا رقم خورده، زیرا قاتل توانسته مقتول را غافلگیر کند.

از سویی پلیس متوجه شد مقتول از مدتی قبل با زن همسایه نیز اختلافاتی داشته و همین اختلاف‌ها باعث چندین درگیری بین آنها شده بود.

به‌این‌ترتیب همسر سوم مقتول و زن همسایه به اتهام همدستی در قتل مرد ۸۲ساله بازداشت شدند. زن همسایه به نام مینا به قتل اعتراف کرد و گفت: حدود هفت ماه پیش به عنوان مستاجر در آن ساختمان ساکن شدم. اوایل پیرمرد با من رفتار خوبی داشت، اما بعد از مدتی اذیت‌هایش شروع شد. مدتی قبل از حادثه پسرم به ترکیه رفته بود. او یک سگ داشت که قبل از مسافرتش آن را به من سپرد تا بعد از چند هفته حیوان را برایش بفرستم. پیرمرد از این ماجرا ناراحت بود و اعتراض می‌کرد. از طرفی بهانه پول شارژ را هم می‌گرفت و می‌گفت مصرف آب و برق من زیاد است. خلاصه از رفتار‌های او خسته شده بودم.

متهم ادامه داد: پیرمرد یک دسته کلید داشت که مال گاوصندوقش بود. آن دسته کلید همیشه دور گردنش بود و خودش نیز بیشتر اوقات روی یک صندلی جلوی ورودی ساختمان می‌نشست. او هر بار مرا می‌دید اعتراض می‌کرد و می‌گفت رفت‌و‌آمدهایم زیاد است. واقعاً تحملش برایم غیرممکن بود. این ماجرا گذشت تا اینکه روزی همسرش را دیدم و به او گفتم بالاخره یک روز شوهرت را تکه‌تکه می‌کنم. مریم وقتی این حرفم را شنید گفت الآن نه، باشد در فرصت مناسب. سه روز قبل از حادثه مریم را دیدم. او به خاطر اینکه شوهرش همه اموالش را به دامادش وکالت داده بود ناراحت بود، به همین دلیل گفت زنده بودن شوهرش بی‌فایده است و گفت وقت آن رسیده تا شوهرش را به قتل برسانم. به خاطر کینه‌ای که از پیرمرد داشتم قبول کردم. روز حادثه مریم سراغم آمد و گفت شوهرش خواب است. یک تیزی برداشتم و به خانه آنها رفتم. دیدم پیرمرد تکان می‌خورد. برای همین پشیمان شدم، اما مریم گفت نگران نباش خوابش سنگین است فقط باید این کار را با دستکش انجام دهم. به همین خاطر یک دستکش کاموایی پوشیدم. سپس سراغ پیرمرد رفتم و با آن تیزی ضربه‌ای به گردنش زدم. پیرمرد بیدار شد و از خانه بیرون دوید. همان موقع ساختمان را ترک کردم و به خانه پسر مریم رفتم. خبر ندارم بعد از آن چه اتفاق‌هایی افتاد. بعد از اینکه لباس‌هایم را عوض کردم به خانه‌ام برگشتم.

بعد از روشن شدن جزئیات واقعه کیفرخواست علیه متهمان صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد.

در جلسه رسیدگی به این پرونده بعد از اینکه کیفرخواست علیه متهمان خوانده شد اولیای دم در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند.

سپس مینا به عنوان متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت. او اتهام قتل را رد کرد و گفت: من این اتهام را قبول ندارم، چون دچار بیماری عصبی هستم و زیر فشار عصبی به قتل اعتراف کردم.

متهم گفت: همسایه‌ها گفته‌اند که چه کسانی قاتل هستند. مریم و پسرش در این قتل دست داشتند. من هیچ نقشی در قتل نداشتم و زمانی که بازداشت شدم آن‌قدر تحت فشار بودم که اعتراف کردم.

متهم قبول کرد با مقتول اختلاف داشته، اما گفت هیچ وقت به قتل فکر نکرده است. او ادامه داد: مریم به خاطر اینکه شوهرش اموالش را بخشیده بود خیلی ناراحت بود و تصمیم به قتل او گرفت.

سپس مریم در جایگاه حاضر شد و گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم. مینا به‌تنهایی دست به قتل زده است. من زمان حادثه زباله‌ها را بیرون بردم، در نیمه‌باز بود و او از این فرصت استفاده کرده وارد خانه شده و شوهرم را به قتل رسانده است.

متهم در اظهاراتی ضدونقیض گفت: مینا سگش را برای تفریح بیرون برده بود. او از باز بودن در استفاده کرد و شوهرم را کشت. او دروغ می‌گوید، من با شوهرم اختلافی نداشتم. همسرم مرد خوبی بود.

در ادامه وکیل متهم ردیف اول از قضات خواست با توجه به اینکه شاهدانی هستند که شنیده‌اند مقتول مریم و پسرش را قاتل معرفی کرده است، آن افراد را به دادگاه دعوت کنند. قضات بعد از این درخواست ادامه رسیدگی به پرونده را به بعد موکول کردند. در جلسه دوم شاهدان در دادگاه حاضر شدند و شهادت دادند که پیرمرد به آنها گفته همسرش مرتکب وارد کردن ضربات شده است. با این حال دادگاه مریم همسر مقتول را به ۱۵ سال حبس و زن همسایه را به قصاص محکوم کرد.

رأی صادره محل اعتراض اولیای دم و همچنین مینا زن همسایه قرار گرفت، دیوان عالی کشور ادله را برای صدور حکم قصاص برای مینا کافی ندانست و حکم نقض شد، در نتیجه شعبه هم‌عرض موظف به رسیدگی به این پرونده شد. در جلسه رسیدگی هر دو متهم یک بار دیگر در دادگاه حاضر شدند و هر دو اتهام را انکار کردند. در این هنگام قاضی از مریم پرسید اگر بی‌گناه است چرا به رأی صادره که ۲۵ سال حبس بوده اعتراض نکرده است؟ این نشان می‌دهد که او می‌خواسته رأی تایید شود. مریم جواب قانع‌کننده‌ای نداد و همچنان ضد‌ونقیض صحبت کرد.

در نهایت با توجه به اینکه هر دو متهم همه‌چیز را انکار کردند و قاتل اصلی نزد دادگاه مشخص نشد، هیات قضات هر دو متهم را به پرداخت دیه محکوم کردند تا خون مسلمان هدر نرود.

این حکم با اعتراض اولیای دم و دادستان مواجه شد. از این رو یک بار دیگر پرونده به جریان افتاد. این بار هم دیوان عالی کشور حکم صادره را نقض کرد چراکه اولاً از نظر دیوان مریم انگیزه کافی برای قتل همسرش داشته و از اینکه او اموالش را به دامادش داده ناراحت بوده است. ثانیاً مقتول قبل از مرگش درباره اینکه مریم ضارب بوده به شاهدان حرف‌هایی زده است و آنها شهادت داده‌اند؛ بنابراین حکم صادره نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه کیفری استان تهران بازگردانده شد.

در جلسه‌ای که مجدداً تشکیل شد هر دو متهم در شعبه 10 محاکمه شدند، آنها طبق دفاعیات قبل همدیگر را عامل قتل معرفی کردند. مینا گفت: من در قتل نقشی نداشتم روز حادثه داشتم سگ‌هایم را برای گردش بیرون می‌بردم که صدای درگیری‌ای از اتاق خواب مقتول شنیدم، بعد از سر کنجکاوی به سمت پنجره اتاق خواب مقتول رفتم تا ببینم چه خبر است. چون پنجره بلند بود پرت شدم و به زمین افتادم. من چیز زیادی ندیدم، فقط مریم و پسرش و مقتول را دیدم که با هم درگیر هستند. بعد هم زمین خوردم و به خاطر صدایی که تولید شد مریم و پسرش آمدند.  من هم بیرون رفتم. 

مینا در پاسخ به این سوال که در خانه‌اش خون مقتول پیدا شده و این خون از کجا آمده است گفت: مریم و پسرش با دست‌ها و کفش‌های خونی بیرون آمدند. مقتول خودش هم قبل از مرگ از راهرو بیرون آمد و خونش روی زمین ریخته بود. وقتی من برگشتم و به خانه رفتم کفش‌هایم در راهرو خونی شده بود و از این طریق خون وارد خانه من شد. 

در ادامه مریم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: شوهرم به مینا نظر داشت. ارتباط آنها باعث شده بود بین ما اختلاف پیش بیاید. البته به خاطر سگ‌ها اختلافی هم بین شوهر من و مینا بود و به همین دلیل او شوهرم را کشت. من کاره‌ای نبودم. 

متهم به این سوال که چرا خانه و وسایل و دست‌های خودش خونی بوده پاسخی نداد. 

در پایان قضات برای تصمیم‌گیری دراین‌باره وارد شور شدند. آن بخش از پرونده که به نقض قرار منع تعقیب مربوط می‌شد و قرار منع تعقیب مریم در دیوان عالی کشور نقض شده بود نیز به شعبه 2 ارسال شد تا قضات آن را بررسی کنند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها