طلاق به دلیل اختلاف بر سر بچهدار شدن
رامین و پریسا بعد از چند سال زندگی مشترک تصمیم به طلاق گرفتند. هرچند ابتدا رامین خواستار طلاق بود اما بعد هر دو درخواست طلاق توافقی دادند.
رامین و پریسا بعد از چند سال زندگی مشترک تصمیم به طلاق گرفتند. هرچند ابتدا رامین خواستار طلاق بود اما بعد هر دو درخواست طلاق توافقی دادند. حالا رامین برای سایت جنایی از دلایلش برای این تصمیم میگوید.
*شما رابطه خوبی با هم دارید. معمولاً زوجهایی که برای طلاق میآیند، با هم دعوا دارند اما شما اینطور نیستید. چرا میخواهید طلاق بگیرید؟
ما دعواهایمان را در این دو سال کردیم و حالا هر دو به این نتیجه رسیدیم که دیگر بس است و باید جدا شویم.
*چرا تا این حد مصمم هستید؟
وقتی من و پریسا ازدواج کردیم همه چیز فرق داشت. او یک دختر ساده بود که تازه لیسانس گرفته بود. زن خانه بود اما چنان تغییر کرد که دیگر نمیشود مثل قبل باشیم.
*چرا چنین اتفاقی افتاد؟
اینطور شروع شد که زنم گفت چند سالی بچه نداشته باشیم تا زندگیمان جا بیفتد، به نظر من منطقی آمد و قبول کردم. چون خانه و ماشین هم نداشتیم. بعد گفت میخواهد وقتش را پر کند و ناخنکاری یاد بگیرد. مخالفت نکردم. همینطور شروع شد و حالا دیگر به حرف من گوش نمیدهد. او خیلی عصبی برخورد میکند. وقتش را یا در باشگاه میگذراند یا در آرایشگاه. از وقتی هم که درآمد دارد ناسازگاری میکند.
*اول شما درخواست طلاق دادید؛ چرا؟
چون من میخواهم زندگی مشترک داشته باشم. خانواده تشکیل بدهم. دو سه بچه داشته باشم. ولی پریسا میگوید میخواهد برای خودش باشد و نمیخواهد مادر شود. من هم درخواست طلاق دادم.
*فکر میکنی با این روند بعدها خوشحبت میشوی؟
آدمی که یک بار شکست سنگینی بخورد همیشه زخمی است. این را میدانم ولی من واقعاً دوست دارم پدر شوم. بعد از پریسا حتماً ازدواج میکنم و بچهدار میشوم. پریسا هم میتواند به سبک زندگی خودش ادامه دهد. من هیچ زنی را به اندازه او دوست نداشتم و این تلخی همیشه در من خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید