«اعتمادآنلاین» بررسی میکند:
انتخابات اسرائیل؛ ۸ سناریوی نتایج در یک انتخابات پیچیده
تصور کنید انتخاباتی برای ریاست کابینهای برگزار شود که در آن یک لهستانی، یک مراکشی، یک مجارستانی، یک مولداویایی، یک آمریکایی اهل کالیفرنیا در کنار یک لیتوانیایی و یک عراقی با یکدیگر رقابت کرده و دیگر اعضای تشکیلدهنده این فرایند نیز از سراسر جهان گرد هم آمدهاند. این دقیقاً همان شرایطی است که امروز در انتخابات اسرائیل حاکم است.
سیدعماد حسینی- برای پی بردن به شرایط انتخابات اسرائیل همین کفایت میکند که بدانیم امروز رقابت بین اتباع چند کشور جهان است.
تصور کنید انتخاباتی برای ریاست کابینهای برگزار شود که در آن یک لهستانی، یک مراکشی، یک مجارستانی، یک مولداویایی، یک آمریکایی اهل کالیفرنیا در کنار یک لیتوانیایی و یک عراقی با یکدیگر رقابت کرده و دیگر اعضای تشکیلدهنده این فرایند نیز از سراسر جهان گرد هم آمدهاند.
این دقیقاً همان شرایطی است که امروز در انتخابات اسرائیل حاکم است و اگر بخواهیم نقطه مشترکی بین تمامی آنها پیدا کنیم نیز این است که باید صاحبان اصلی این سرزمین یعنی فلسطینیان از آن حذف شوند.
این شاید تنها نقطه مشترک بنیامین نتانیاهوی لهستانی، گادی آیزنکوت مراکشی، یائیر لاپید مجارستانی، آویگدور لیبرمن مولداویایی، نفتالی بنت آمریکایی، بتسلئیل اسموتریچ لیتوانیایی و ایتامار بنگویر عراقی در این جنگ انتخاباتی باشد، در حالی که در سایر مسائل حتی بین اعضای یک ائتلاف هم اختلاف نظر شدید مشاهده میشود.
امروز اسرائیل در آستانه انتخابات کنست قرار دارد، انتخاباتی که اگر اتفاق خاصی نیافتد، روز سهشنبه، ۲۷ اکتبر، برگزار میشود و میتواند سمتوسوی اسرائیل را دستکم در بعد تاکتیکی مشخص کند.
با توجه به این بنبست سیاسی، نظرسنجیها نیز نشان میدهند نه اردوگاه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر فعلی، و نه اردوگاه تغییر یا همان مخالفان او قادر به کسب اکثریت ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل کابینه نیستند.
همین باعث شده است تا کارشناسان صریحتر درباره احتمال تجدید انتخابات در سال ۲۰۲۷ سخن به میان آورند، گرچه همواره مساله غافلگیریهای لحظه آخری نیز در هر انتخاباتی وارد است، مواردی مانند تغییرات عمده در میزان مشارکت رأیدهندگان، تاثیرگذاری نتایج احزاب کوچک یا مواضع رهبران احزاب پس از انتخابات که معادلات را بر هم میزند، اما تجدید انتخابات ظاهراً قویترین احتمال است.
بر اساس گزارشی که وبسایت اسرائیلی «واینت» منتشر کرده است، بیشتر نظرسنجیها، چه آنهایی که از طریق شبکههای تلویزیونی منتشر شدهاند و چه نظرسنجیهای داخلی احزاب، تصویری تقریباً مشابه از صحنه سیاسی ترسیم میکنند؛ تصویری که در آن هیچیک از دو اردوگاه از اکثریت روشنی برخوردار نیست.
با این حال، اگر میزان مشارکت با پیشبینیها تفاوت داشته باشد؛ یعنی شمار زیادی از آرا به احزابی اختصاص یابد که از حد نصاب انتخاباتی عبور نمیکنند یا در روزهای پایانی کارزار انتخاباتی تحولاتی رخ دهد، موازنه قدرت ممکن است بهشدت تغییر کند. در چنین شرایطی احتمال عقبنشینی برخی از رهبران احزاب از تعهدات پیشین خود نیز وجود دارد.
احزاب اسرائیلی در مرحله پایانی کارزارهای انتخاباتیشان بر بسیج رأیدهندگان تمرکز کرده و مناطق تشکیلدهنده پایگاههای انتخاباتی هر اردوگاه را در اولویت قرار دادهاند.
نتانیاهو مشغول آمادهسازی برای آغاز کارزاری گسترده به منظور بسیج رأیدهندگان از طریق کوبیدن بر طبل جنگ و فهرست کردن اقداماتی است که ادعا میکند در آن موفق بوده است؛ در مقابل، رهبران اردوگاه تغییر روی افزایش میزان مشارکت در پایگاههای لیبرال حساب باز کردهاند و امیدوارند مشارکت در مناطق حامی نتانیاهو کاهش یابد.
به گفته کارشناسان، پیشتازی در نتایج انتخابات ۲۷ اکتبر برای تعیین تکلیف هویت نخستوزیر آینده کافی نخواهد بود.
نبرد اصلی بر سر جمعآوری ۶۱ نماینده، یعنی حد نصاب لازم برای تضمین اکثریت در کنست با ۱۲۰ کرسی، خواهد بود؛ آن هم در فضایی که نظام انتخاباتی بر اساس نمایندگی نسبی در سراسر اسرائیل استوار است و کسب چنین اکثریتی از سوی یک حزب بهتنهایی بسیار بعید به نظر میرسد.
نتایج نظرسنجیهای منتشرشده ابعاد این بنبست را آشکارتر میکنند: ائتلاف بنیامین نتانیاهو که راستگرایان و راستگرایان افراطی را در بر میگیرد حدود ۵۰ کرسی و ائتلاف مخالفان که گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش، در آن چهره برجستهای است حدود ۵۲ کرسی به دست میآورد.
با ادامه این رقابت نزدیک طی هفتههای اخیر، هر یک از دو طرف برای تکمیل کرسیهای مورد نیاز خود، پیش از آنکه بتواند آرای انتخاباتیاش را به ائتلافی حاکم تبدیل کند، به شرکایی نیاز دارد که این کرسیها را در اختیارش قرار دهند.
از همین رو کارشناسان چند سناریو را برای آینده اسرائیل پیشبینی میکنند، در حالی که هر دو طرف روی حمایت راستگرایان بهشدت افراطی حتی به بهای اظهارات دروغ و غلط شرطبندی کردهاند، در پی سعی خواهیم کرد به طور خلاصه به سناریوهای پیش روی اسرائیل بپردازیم.
- سناریوی نخست، تشکیل دولتی کاملاً راستگرا به رهبری نتانیاهو با مشارکت احزاب راست و حریدی است که حتی بدون حضور اعضای منشقشده از لیکود موفق به تشکیل کابینه شوند. با این حال، احتمال تحقق این سناریو ضعیف به نظر میرسد؛ زیرا نظرسنجیها، به استثنای نظرسنجیهای شبکه ۱۴ (تریبون نتانیاهو)، اکثریت ۶۱ کرسی را برای اردوگاه نتانیاهو پیشبینی نمیکنند.
با وجود این، حزب لیکود در صورت نزدیک شدن نتانیاهو به اکثریت مورد نیاز، روی امکان جذب نمایندگان کنست از احزاب دیگر، بهویژه حزب «یاشار!» به رهبری گادی آیزنکوت، حساب ویژهای باز کرده است.
وبسایت «واینت» دراینباره فاش کرده است که لیکود از هماکنون تیمی ویژه تشکیل داده تا پس از انتخابات، نمایندگانی از حزب آیزنکوت را به اردوگاه نتانیاهو منتقل کند، این تلاشها به گوش متحدان آیزنکوت در بلوک تغییر نیز رسیده و شخصیتهایی همچون لیبرمن درباره این اقدام رهبر یاشار هشدار میدهند.
در همین چارچوب، آیزنکوت روز سهشنبه بر مخالفت خود با مشارکت در هر دولتی به ریاست نتانیاهو تاکید کرد. این اظهارات در واکنش به اتهاماتی بیان شد که مقامهای ارشد اردوگاه تغییر به او نسبت دادهاند.
- سناریوی دوم، تشکیل دولتی به رهبری اردوگاه تغییر است؛ خواه با مشارکت دو حزب یوعاز هندل و یارون زلیخا خواه بدون آنها.
با این همه، احتمال تحقق این سناریو نیز ضعیف به نظر میرسد؛ زیرا هیچیک از نظرسنجیهای دوره اخیر، اکثریت ۶۱ کرسی را برای اردوگاه تغییر پیشبینی نکردهاند.
آخرین نظرسنجیها حاکی از آن است که شمار کرسیهای این اردوگاه به ۵۲ کرسی میرسد و با احتساب دو حزب زلیخا و هندل که در این نظرسنجی از حد نصاب انتخاباتی عبور میکنند، به ۵۶ کرسی افزایش مییابد. این رقم بهترین و ایدهآلترین آمار است.
با وجود این، این جریان بهشدت به افزایش میزان مشارکت در انتخابات دل بسته است به این امید که بتواند شرایط را به نفع آنها تغییر دهد.
- سناریوی سوم، تشکیل دولت وحدت یا توافق بر سر گردش در مقام نخستوزیری میان لیکود و احزاب اردوگاه تغییر است؛ اما با توجه به تعهدات مکرر رهبران این اردوگاه مبنی بر مشارکتنکردن در دولتی که احزاب حاضر در دولت نتانیاهو هنگام حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در آن حضور پیدا کنند، احتمال تحقق این سناریو بسیار ضعیف به نظر میرسد اما باز هم کارشناسان تاکید دارند هیچچیز در صحنه سیاسی اسرائیل غیرممکن نیست.
- سناریوی چهارم، تشکیل دولت وحدت به ریاست یکی از رهبران اردوگاه تغییر اعم از آیزنکوت، نفتالی بنت یا لیبرمن است؛ اما این گزینه نیز با دشواری جذب احزاب اردوگاه نتانیاهو روبهروست.
عوفر وینتر شاید تنها شخصیتی باشد که امکان انتقال او از اردوگاه نتانیاهو به اردوگاه مقابل وجود دارد؛ هرچند او بارها تاکید کرده است که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. در مقابل، اسموتریچ و ایتامار بنگویر در مواضعی حتی راستگرایانهتر از لیکود قرار دارند؛ حال آنکه احزاب حریدی همچنان به اردوگاه نتانیاهو پایبند هستند. این وضعیت با وجود اظهارات متفاوتی از سوی حزب «یهودیت توراتی» کماکان برقرار است؛ این مساله بهویژه از آن رو که موضوع فرار از خدمت سربازی یکی از محورهای اصلی کارزار انتخاباتی به شمار میرود، ابهاماتی پیدا کرده است.
- سناریوی پنجم، تشکیل دولت وحدت به رهبری شخصیتی از حزب لیکود، بهجز نتانیاهو، است. این گزینه در دورههای انتخاباتی پیشین مطرح شده، اما در شرایط سیاسی کنونی واقعبینانه به نظر نمیرسد.
بر اساس قانون اسرائیل، اگر نامزدی که مامور تشکیل کابینه میشود در این ماموریت شکست بخورد، اکثریت اعضای کنست میتوانند درخواست کنند که این ماموریت به نماینده دیگری واگذار شود حتی اگر آن نماینده پیشتر در تشکیل دولت ناکام مانده باشد.
لیبرمن اعلام کرده بود لیکود بدون نتانیاهو میتواند شریک یک دولت آینده باشد.
- سناریوی ششم به تشکیل دولت تغییر با مشارکت فهرست متحد عربی به رهبری منصور عباس مربوط میشود؛ اما این گزینه با مخالفت قاطع لیبرمن و بنت روبهروست که مشارکت در چنین ائتلافی را منتفی دانستهاند. آیزنکوت نیز مخالفت خود را با مشارکت فهرست متحد عربی در دولت اعلام کرده است. او معتقد است حزب منصور عباس، جنبش حماس را «سازمان تروریستی» نمیشناسد و به همین دلیل نمیتواند بخشی از ائتلاف دولتی باشد.
با این همه، بعضی از کارشناسان اظهارات رهبران احزاب صهیونیست را به مصرف انتخاباتی و جذب رأیدهنده ریزشیافته از لیکود و احزاب راستگرا تعبیر میکنند و مدعیاند اوضاع بعد از انتخابات تفاوت زیادی با دوره تبلیغات انتخاباتی دارد.
- سناریوی هفتم، تشکیل دولت اقلیت به ریاست آیزنکوت است که بر حمایت بیرونی فهرست متحد عربی و احتمالاً برخی از اجزای فهرست مشترک متکی خواهد بود.
آیزنکوت این گزینه را رد نکرده است؛ اما لیبرمن با اعلام اینکه علیه چنین دولتی رأی خواهد داد، راه را بر آن بسته است؛ موضوعی که عملاً احتمال تشکیل چنین دولتی را بسیار ضعیف میکند.
بنت نیز تاکید کرده است از تشکیل دولتی که به خودداری احزاب عرب از رأی دادن علیه آن متکی باشد حمایت نخواهد کرد. او و لیبرمن چنین اقدامی را غیراخلاقی و غیرعملی میدانند.
این مواضع از اختلافات عمیق درون اردوگاه تغییر درباره ماهیت ائتلاف آینده و حدود همکاری با احزاب عرب حکایت دارند؛ اختلافاتی که ممکن است حتی در صورت کسب پیشرفت انتخاباتی چشمگیر از سوی این اردوگاه، مانع تشکیل دولت شوند.
- سناریوی هشتم، تجدید انتخابات در سال ۲۰۲۷ است؛ به زعم کارشناسان اسرائیلی، این محتملترین سناریوی حال حاضر در صحنه سیاسی اسرائیل است.
از نگاه رسانههای اسرائیل نیز برگزاری انتخابات جدید در سال ۲۰۲۷ محتملترین سناریو محسوب میشود؛ مشروط بر آنکه در لحظات پایانی کارزار انتخاباتی تحولی رخ ندهد و رهبران احزاب همچنان بر تعهداتی پافشاری کنند که مانع تشکیل دولت وحدت یا همکاری با احزاب عرب میشوند، حال آنکه با توجه به اختلافات حاکم بر قطبهای سیاسی اسرائیل این امر به واقعیت نزدیکتر است.
دیدگاه تان را بنویسید