«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
بلومبرگ: جنگ با ایران به فرسایشی ساختاری برای آمریکا تبدیل شده است
گزارش مهم «بلومبرگ» نشان میدهد جنگ ایران از یک فرسایش مالی قابل تحمل برای ایالات متحده، به فرسایشی ساختاری تغییر شکل داده که آمادگی نظامی جهانی آمریکا را تحت فشار گذاشته است.
محاصره در تعطیل کردن صادرات نفت ایران نتیجه روشنی داشته، اما در مقابل بخش بزرگی از نیروی دریایی آمریکا را درگیر کرده است.
به گزارش اعتمادآنلاین، گزارش مهم «بلومبرگ» نشان میدهد جنگ ایران از یک فرسایش مالی قابل تحمل برای ایالات متحده، به فرسایشی ساختاری تغییر شکل داده که آمادگی نظامی جهانی آمریکا را تحت فشار گذاشته است.
به نوشته این رسانه، محاصره در تعطیل کردن صادرات نفت ایران نتیجه روشنی داشته، اما در مقابل بخش بزرگی از نیروی دریایی آمریکا را درگیر کرده، ناوها را از آسیا بیرون کشیده، ذخایر مهمات را مصرف کرده، تعمیرات را به تاخیر انداخته و طراحان، خلبانان و پرسنل پایگاهها را تحت فشار شدید قرار داده است.
در ادامه این گزارش آمده است: بیش از ۳۰ درصد شناورهای جنگی آمریکا اکنون درگیر محاصره ایران هستند و چهار ناو هواپیمابر به صورت چرخشی در منطقه مستقر شدهاند.
فرسایش در ۶ لایه همزمان رخ میدهد: مالی، مهمات، شناورها، تعمیر و نگهداری، پایگاهها و نیروی انسانی متخصص که بهوضوح قابل ملاحظه است.
به اعتراف بلومبرگ، ادامه محاصره دریایی ایران تبعات سنگینی برای ایالات متحده داشته و هر ماه اضافی به قیمت کاهش انعطافپذیری نظامی در سایر نقاط جهان تمام میشود.
توان فعلی محاصره حدود ۲۲ شناور است که بیش از ۳۰ درصد ناوهای جنگی آمریکا را تشکیل میدهد و روزانه حدود ۳۲.۵ میلیون دلار هزینه دارد؛ این در حالی است که اوج هزینه روزانه در ماه آگوست به حدود ۴۲ میلیون دلار رسیده بود.
دستکم ۲۸ شناور به صورت چرخشی در محاصره دوم که از ۱۴ جولای آغاز شد شرکت کردند. هزینههای عملیاتی شناورها بهتنهایی در این مرحله از دو میلیارد دلار و از زمان آغاز اعزام نیروهای دریایی در ژانویه از ۷.۱ میلیارد دلار فراتر رفته است.
اهمیت این ارقام تنها از جنبه مالی نیست. شناوری که در خلیج فارس حضور دارد نمیتواند همزمان در غرب اقیانوس آرام باشد و هر روز اضافی در دریا، بعدها از زمان تعمیر، آموزش و آمادگی آن کسر میشود.
این گزارش همچنین فاش میکند که لشکر ۸۲ هوابرد (از مهمترین یگانهای واکنش سریع آمریکا) در حال تکمیل یک ماموریت ۱۲ماهه در خاورمیانه است، بدون آنکه عملاً وارد نبرد شده باشد.
این بدان معناست که واشینگتن نهتنها نیروهای در حال نبرد را مستهلک میکند، بلکه یگانهای بسیار آماده را نیز برای حالتهای اضطراری در صحنه نگه داشته که این موضوع دست واشینگتن را در صورت بروز بحران در منطقهای دیگر میبندد.
ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» بارزترین نمونه هزینه انسانی پرداختشده از سوی آمریکاست. این ناو پس از حدود ۹ ماه دریانوردی بدون توقف در هیچ بندری، در حالی وارد بندری در تایلند شد که با نقصهای فنی، افت روحیه و تشکیل بازار سیاه برای مواد شوینده و بهداشت فردی مواجه بود.
برخی از پرسنل قطعی ۴۰روزه اینترنت را تجربه کردند و خانوادههای ملوانان گفتند شرایط باعث شده تعدادی از پرسنل دست به تلاش برای پریدن از ناو بزنند.
این بارِ عملیاتی زمانی پیچیدهتر شد که پایگاههای اصلی آمریکا در منطقه بر اثر ضربات ایران متحمل آسیبهای سنگین شدند و نیروی دریایی را مجبور کردند از خطوط مواصلاتی و پشتیبانی طولانیتر و پیچیدهتر استفاده کند.
محاصره در یک محیط دریایی بحرانی رخ میدهد؛ حوثیها (انصارالله) در ساحل یمن پیشروی کردهاند، تهدیدها برای شناورها در دریای سرخ افزایش یافته و بخشهایی از خط لوله شرق به غرب عربستان (یکی از مهمترین جایگزینها برای دور زدن هرمز) دچار اختلال شده است.
در بخش دیگری از این نوشتار هم آمده است: چین محور اصلی نگرانی است. واشینگتن دههها بر انتقال توانمندیهای خود به آسیا برای بازدارندگی چین (بهویژه در اطراف تایوان) تمرکز کرده است، اما اکنون بعضی از شناورهای ناوگان هفتم مستقر در ژاپن و گوام به خلیج فارس منتقل شدهاند.
همچنین میلیاردها دلار از بخشهایی مانند تحقیق و توسعه به بخش عملیات و نگهداری تخصیص یافته است، در حالی که فرمانده عملیات دریایی درباره کسر بودجه هشت میلیارد دلاری در سال جاری هشدار داده است.
مشکل بعدی تعمیر و نگهداری است. ماموریتهای طولانیمدت برنامهریزیهای چندساله برای ورود ناوها به حوضچههای تعمیراتی را بر هم زده است؛ این در حالی است که ۱۱ ناو هواپیمابر آمریکا تا یکچهارم عمر عملیاتی خود را در حوضچههای تعمیر میگذرانند.
با محدودیت حوضچههای تعمیرات سنگین، تاخیر در تعمیر یک ناو میتواند به جدول سایر ناوها سرایت کند؛ چنانکه منبعی مطلع برآورد میکند نیروی دریایی طی دو سال آینده با مشکلات جدی در آمادگی مواجهه دستوپنجه نرم خواهد کرد.
فرسایش در تخصصهای انسانی که جایگزینسازی آنها دشوار است (بهویژه خلبانان و تکنیسینهای باسابقه) خطرسازتر خواهد بود، آن هم در اوج مشکلاتی که از قبل برای حفظ این نیروها وجود داشته است.
به اعتراف این رسانه اما موفقیت (ادعایی) محاصره در توقف صادرات به معنای موفقیت سیاسی آن نیست. تاکنون گزارش شواهدی ارائه نداده که نشان دهد رهبری ایران آماده تسلیم در برابر شروط آمریکا شده است.
این رسانه به نقل از کارشناسان نوشت: ایران احتمالاً میتواند محاصره را برای مدتی طولانی تحمل کند زیرا سالها زیر بار تحریمها و محدودیتهای اقتصادی زندگی کرده و این نوع فشارها تاکنون ثابت نکردهاند که میتوانند نظام را به تغییر گزینههایش وا دارند.
دیدگاه تان را بنویسید