کد خبر: 786140
|
۱۴۰۵/۰۵/۱۹ ۲۲:۰۵:۳۷
| |

اسکات ریتر: وابستگی حکام عرب به آمریکا یک ضعف راهبردی است؛ ایران در برابر جنگ آسیب‌ناپذیرتر است

کارشناس امور نظامی و تسلیحاتی آمریکایی توضیح می‌دهد که چگونه ظرفیت نظامی مستمر آمریکا به سقف خود رسیده و روند خروج آمریکا از منطقه غرب آسیا آغاز شده است. او تأکید می‌کند با خروج آمریکا، یک مانع بزرگ برای ایجاد ثبات در این منطقه، مرتفع خواهد شد و ایران می‌تواند در کانون نظم امنیتی جدید قرار بگیرد.

اسکات ریتر: وابستگی حکام عرب به آمریکا یک ضعف راهبردی است؛ ایران در برابر جنگ آسیب‌ناپذیرتر است
کد خبر: 786140
|
۱۴۰۵/۰۵/۱۹ ۲۲:۰۵:۳۷

 اسکات ریتر، نظامی سابق آمریکایی که مدتی به عنوان بازرس تسلیحات کشتار جمعی سازمان ملل در عراق فعالیت کرد توضیح می‌دهد که چگونه وابستگی حکام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به یک ضعف راهبردی برای ایشان تبدیل شده و اگر جنگ علیه ایران تشدید شود، احتمال فروپاشی این حکومت‌ها، بیش از پیش تشدید می‌شود. 

به گزارش فارس، ریتر حکومت را در ایران، متکی و وابسته به مردم توصیف کرده و آن را دلیل اصلی انسجام ملی و مقاومت خلل‌ناپذیر ایران در برابر حملات آمریکایی-اسرائیلی می‌خواند. او توضیح می‌دهد که چرخش ایران به سمت شرق، می‌تواند زمینه‌ساز ثبات در غرب آسیا شود و از آنجا که روند خروج آمریکا از این منطقه آغاز شده، می‌توان گفت که ایران با همکاری چین و روسیه می‌تواند نظم امنیتی جدیدی را در منطقه ایجاد کند که حتی مورد قبول و استقبال کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس هم باشد. 

وابستگی حکام عرب به آمریکا، یک ضعف راهبردی‌ست و بقای آن‌ها را تضمین نمی‌کند

ریتر معتقد است که حکومت‌های عربی خلیج فارس از نظر ساختاری بسیار شکننده هستند و بقای سیاسی و امنیتی آن‌ها تا حد زیادی به درآمدهای انرژی و مهم‌تر از آن، به حمایت نظامی آمریکا وابسته است. از نگاه او، این کشورها علی‌رغم برخورداری از ثروت نفت و گاز و خرید گسترده تسلیحات، فاقد توان مستقل برای تضمین امنیت خود هستند و در برابر یک جنگ گسترده با ایران آسیب‌پذیری جدی دارند؛ به‌ویژه از این جهت که تمام زیرساخت‌های حیاتی اقتصادی و انرژی آن‌ها در محدوده حملات موشکی قرار دارند.

او استدلال می‌کند که اگر این زیرساخت‌ها در جریان جنگ به‌طور جدی آسیب ببینند، کاهش درآمد نفتی کوچکترین مشکل ممکن است و بحران اقتصادی، بی‌ثباتی اجتماعی و در نهایت فروپاشی این حکومت‌ها را درپی خواهد داشت. 

ریتر تصدیق می‌کند که وابستگی این حکومت‌ها به آمریکا، یک ضعف راهبردی است، زیرا خروج یا کاهش تعهد امنیتی واشنگتن، شکاف میان ثروت اقتصادی این کشورها و توان واقعی حکمرانان آن‌ها برای دفاع از خود را آشکار می‌کند.

حکومت در ایران، در اراده مردمی ریشه دارد و در برابر جنگ خدشه‌ناپذیر است

ریتر سپس به تشریح تفاوت بنیادین میان ساختار سیاسی ایران و حکومت‌های عربی می‌پردازد و آن را به آسیب‌پذیری امنیتی مذکور پیوند می‌زند. از نگاه او، ایران علی‌رغم برخی آسیب‌ها به زیرساخت‌های انرژی، به‌دلیل برخورداری از نهادهای حکمرانی، قانون اساسی و پیوند مستحکم میان دولت و جامعه، ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای تداوم حیات به‌عنوان یک دولت دارد. 

این درحالی‌ست که خاندان‌های حاکم بر کشورهای عربی خلیج فارس، از نظر ریتر فاقد پیوند واقعی با مردم و متکی بر ثروت نفتی، توزیع یارانه‌ها و حمایت امنیتی خارجی هستند. بنابراین، وابستگی این حکومت‌ها به درآمد انرژی و چتر امنیتی آمریکا، آنها را در برابر حمله به زیرساخت‌های نفت و گاز بسیار آسیب‌پذیر می‌کند.

ریتر تأکید می‌کند اگر اختلال پایدار در تولید و صادرات انرژی رخ دهد، هم منابع مالی لازم برای حفظ نظام رفاهی و رضایت عمومی را کاهش می‌دهد و هم توان تأمین هزینه‌های امنیتی حکومت‌ها را تضعیف می‌کند.

آمریکا مانع اصلی شکل‌گیری ثبات و آرامش در غرب آسیا است

ریتر معتقد است تداوم حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس به یکی از موانع اصلی شکل‌گیری یک نظم امنیتی جدید در منطقه تبدیل شده است؛ زیرا از یک‌سو کشورهای عربی خلیج فارس برای حفظ امنیت حکومت‌های خود به چتر نظامی و دفاعی آمریکا وابسته‌اند و از سوی دیگر، حضور نظامی واشنگتن فضای لازم برای ایفای نقش مستقل‌تر چین در میانجی‌گری و ایجاد ثبات منطقه‌ای را محدود می‌کند. 

ریتر توضیح می‌دهد که چین می‌تواند نقش مهمی در جلوگیری از تشدید این وضعیت ایفا کند؛ زیرا برخلاف آمریکا، رویکرد چین، فاقد یک ایدئولوژی تهاجمی‌ و بیشتر مبتنی بر ثبات و منافع اقتصادی است. او به سابقه میانجی‌گری پکن میان ایران و عربستان اشاره می‌کند و تأکید می‌کند تداوم ثبات منطقه‌ای و کاهش تنش میان ایران و کشورهای خلیج فارس، هم با منافع ایران و هم با منافع اقتصادی چین سازگار است.

چرخش ایران به شرق، حفظ ثبات و برقراری صلح را در غرب آسیا تضمین می‌کند

از نظر ریتر، چرخش راهبردی ایران به شرق در سال‌های اخیر، کاملاً ملموس و تعیین کننده است. او معتقد است ایران پیوندهای آینده خود را بیش از گذشته با روسیه، چین و سایر قدرت‌های شرقی تعریف کرده است و بنابراین تهران نمی‌خواهد از کشورهای عربی خلیج فارس امتیازی بگیرد یا بخشی از امنیت ملی خود را در وابستگی به ایشان تعریف کند. 

به عقیده این کارشناس نظامی، خواسته اصلی ایران از این کشورها صرفاً برقراری ثبات و پایبندی به صلحی است که در نتیجه، کاهش حضور نظامی آمریکا می‌تواند شکل گرفته و می‌تواند زمینه را برای شکل‌گیری روابط منطقه‌ای مبتنی بر همکاری اقتصادی، میانجی‌گری چین و ترتیبات امنیتی مستقل از واشنگتن فراهم کند.

آمریکا به سقف ظرفیت رزمی مستمر برای حمله به ایران رسیده است

این بازرس تسلیحاتی سابق سازمان ملل با اشاره به محدودیت ذخایر تسلیحات خاص آمریکا، معتقد است توان واشنگتن برای آغاز و تداوم یک جنگ گسترده علیه ایران به‌شدت محدود شده است. او می‌گوید آمریکا بخش قابل‌توجهی از ذخایر موشک‌های دورایستا و مهمات دقیق خود را مصرف کرده، ذخایر تامهاک نیز کاهش یافته و حتی ناچار شده برای تأمین نیازهای عملیاتی، برخی موشک‌ها را از اروپا و کره‌جنوبی جابه‌جا کند. در نتیجه، آمریکا برای حمله به اهداف عمیق در داخل ایران با کمبود سلاح‌های دورایستا مواجه است. 

از دید او، این محدودیت تسلیحاتی در برابر ایران بسیار معنادار و مهم است، زیرا ایران از توان موشکی با بردی برخوردار است که به آن امکان می‌دهد از عمق راهبردی خود، اهدافی در سراسر کشورهای عربی خلیج فارس و حتی نقاطی دورتر را تهدید کند، در حالی که آمریکا با تسلیحات موجود قادر نیست به همان میزان به عمق راهبردی ایران دسترسی پیدا کند. بنابراین، ریتر نتیجه می‌گیرد که آمریکا عملاً به سقف ظرفیت رزمی قابل‌استمرار خود رسیده و توانایی انجام یک جنگ گسترده و طولانی‌مدت علیه ایران را ندارد.

روند عقب‌نشینی آمریکا از غرب آسیا، آغاز شده است

ریتر معتقد است که آمریکا عملاً در مسیر عقب‌نشینی تدریجی از غرب آسیا قرار گرفته است، هرچند ترامپ احتمالاً حاضر نخواهد بود این روند را به‌صورت علنی با عنوان «عقب‌نشینی آمریکا» اعلام کند. از دید او، خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌های نظامی آمریکا، نیاز به انعقاد قراردادهای جدید با دولت‌های میزبان، تأمین بودجه و بازسازی تأسیسات باعث می‌شود واشنگتن نتواند به‌سادگی به سطح حضور نظامی گذشته بازگردد.

او همچنین تأکید می‌کند که ممکن است برخی دولت‌های منطقه نیز دیگر تمایل چندانی به تداوم همان ترتیبات امنیتی سابق نداشته باشند. بنابراین حتی اگر دولت ترامپ از نظر سیاسی تلاش کند مسئولیت این تغییر را نپذیرد و آن را به دولت بعدی واگذار کند، واقعیت راهبردی این است که کاهش حضور و نفوذ نظامی آمریکا از غرب آسیا آغاز شده و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ غیرممکن خواهد بود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها