تحلیل استاد دانشگاه سعودی از تفاهم ایران و آمریکا
توافق تعهدات آمریکا؛ بزرگترین شکست دیپلماتیک واشنگتن
توافقی که روز گذشته اعلام شد، به وضوح صحه بر این باور میگذارد که دیپلماتهای ایرانی، مذاکرهکنندگانی از طراز استثنایی هستند. ما اکنون در برابر یک پیروزی مذاکراتی تمامعیار برای ایران، و در سوی دیگر، بزرگترین شکست در تاریخ دیپلماسی ایالات متحده قرار داریم.
نویسنده: ا.د. صالح الخثلان*
توافقی که روز گذشته اعلام شد، به وضوح صحه بر این باور میگذارد که دیپلماتهای ایرانی، مذاکرهکنندگانی از طراز استثنایی هستند. ما اکنون در برابر یک پیروزی مذاکراتی تمامعیار برای ایران، و در سوی دیگر، بزرگترین شکست در تاریخ دیپلماسی ایالات متحده قرار داریم.
البته این امر چندان مایه شگفتی نیست؛ زمانی که بدانیم هدایت مذاکرات در جبهه ایرانی بر عهده «عباس عراقچی» بود—نویسنده کتاب «قدرت مذاکره» که در دانشگاهها تدریس میشود—در حالی که در طرف مقابل، تیمی به رهبری یک فعال حوزه املاک و مستغلات یعنی «استیو ویتکوف» قرار داشت و وزارت امور خارجه آمریکا نیز حضور کمرنگی در مدیریت این پرونده داشت.
برای درک عمق پیروزی ایران، تنها کافی است روی یک واژه در متن توافق تمرکز کنیم: «تعهد میدهد». این واژه ۸ بار در متن ذکر شده است؛ ۶ بار در چارچوب تعهدات یکجانبه آمریکا، و تنها ۲ بار در قالب تعهدات مشترک.
در مقابل، توافقنامه شامل هیچگونه تعهد یکجانبهای از سوی ایران در پروندههای اساسی و بنیادین نیست.
- تعهدات یکجانبه ایالات متحده شامل موارد زیر است:
عقبنشینی نظامی: ایالات متحده تعهد میدهد که نیروهای خود را ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، از پیرامون ایران خارج کند.
تأمین مالی بازسازی: ایالات متحده تعهد میدهد که با همکاری شرکای منطقهای، بودجهای ۳۰۰ میلیارد دلاری را برای بازسازی و توسعه ایران تأمین کند.
لغو تحریمها: ایالات متحده تعهد میدهد به تمامی اشکال تحریمهای وضعشده علیه ایران، اعم از تحریمهای بینالمللی و آمریکایی، پایان دهد.
معافیتهای نفتی و بانکی: ایالات متحده تعهد میدهد که معافیتهایی را برای صادرات نفت خام، فرآوردههای نفتی، مشتقات و تمامی خدمات مرتبط با آن از جمله خدمات بانکی، بیمه و حملونقل صادر کند.
آزادسازی داراییها: ایالات متحده تعهد میدهد داراییها و اموال بلوکهشده یا محدودشده ایران را برای استفاده کامل در دسترس قرار دهد.
صدور مجوزهای مالی: ایالات متحده تعهد میدهد تمامی مجوزها و تاییدیه های لازم را برای تمکین ایران در استفاده از این اموال و داراییها صادر کند.
دستاوردهای جانبی و راهبردی ایران
دستاوردهای ایران تنها به این تعهدات محدود نمیشود، بلکه متن توافق حامل امتیازات مهم دیگری است، از جمله:
مدیریت تنگه هرمز: به رسمیت شناختن نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز. در این میان، اشاره به رایزنی با کشورهای حوزه خلیج فارس، تلاشی شیطنتآمیز برای مشروعیتبخشی منطقهای به مدیریت ایران بر این تنگه است.
توقف تحریمهای جدید: عدم اعمال هرگونه تحریم جدید از سوی آمریکا در طول دوره مذاکرات.
ممنوعیت افزایش حضور نظامی: عدم استقرار نیروهای نظامی اضافی آمریکا در منطقه در طول دوره مذاکرات.
تضمینهای بینالمللی: اعطای ضمانتهای حقوقی و بینالمللی اضافی به ایران از طریق تصویب توافق نهایی در قالب یک قطعنامه الزامآور در شورای امنیت سازمان ملل متحد.
حفظ مواد غنیشده: باقی ماندن مواد غنیشده در داخل خاک ایران و اکتفا به کاهش درصد غنیسازی، به جای خروج آنها از کشور.
مواضع تکراری هستهای: اکتفا به بازگویی موضع سنتی و همیشگی ایران مبنی بر عدم تلاش برای دستیابی یا توسعه سلاحهای هستهای؛ موضعی که بارها اعلام شده و ارزش عملی ندارد.
دستاورد سیاسی در لبنان: اعطای یک امتیاز سیاسی و رسانهای به ایران از طریق اصرار بر گنجاندن بند امنیت و تمامیت ارضی لبنان در توافقنامه.
این امر به تهران اجازه میدهد خود را به عنوان بازیگری که در حفاظت از لبنان نقش داشته، معرفی کند.
همچنین گنجاندن نام لبنان در این توافق، به معنای اعتراف عملی به دکترین «وحدت میدانها» است که تهران در مدیریت منازعات به کار میگیرد.
پیامدها از منظر کشورهای حوزه خلیج فارس
اما بدترین بخش این توافق از دیدگاه کشورهای حوزه خلیج فارس، تحمیل هزینههای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران به شرکای منطقهای است. این کشورها در پی اقدامات تهاجمی ایران، متحمل خسارتهایی در سطح صدها میلیارد دلار شدهاند(با توجه به حمله به پایگاه های آمریکا که از آن تجاوز علیه جمهوری اسلامی ایران انجام میشد ـ م)—بهویژه با ضربهای که به تصویر آنها به عنوان کشورهایی باثبات و جذاب برای سرمایهگذاری و گردشگری وارد شد.
** نویسنده، عضو سابق مجلس شورای عربستان سعودی، دانشیار سابق علوم سیاسی در دانشگاه ملک سعود و مشاور ارشد فعلی مرکز مطالعات خلیج فارس.
دیدگاه تان را بنویسید