«اعتمادآنلاین» بررسی میکند:
چگونه «جشن جهانی» توافق آمریکا و ایران به کابوسی در تلآویو تبدیل شد؟
هنگامی که جهان از پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز استقبال میکرد، اسرائیل خود را در موقعیتی ناآشنا یافت: در حاشیه، و در حالی که از نزدیکترین متحد خود سیلی میخورد.
عبدالناصر سعید– هنگامی جهان از پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز استقبال میکرد، اسرائیل خود را در موقعیتی ناآشنا یافت: در حاشیه، و در حالی که از نزدیکترین متحد خود سیلی میخورد.
روزی که جهان جشن گرفت، متحد بزرگ آمریکا در گوشهای گریست؛ اسرائیل همواره عادت داشت در لحظات بزرگی که نقشه سیاسی خاورمیانه را بازمیکشید حضور داشته باشد؛ گاه در نقش بازیگر اصلی بر سکو، و گاه در کسوت نیرویی تاثیرگذار در پشت پرده. اما صبح پانزدهم ژوئن ۲۰۲۶ تصویری متفاوت را آشکار ساخت.
در روزی که جهان جشن میگرفت، متحد بزرگ آمریکا خود را در گوشهای یافت که از نزدیکترین دوستان خود سیلی میخورد.
هنگامی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به همراه شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و با مشارکت میانجیگران منطقهای از دستیابی به توافقی برای پایان جنگ با ایران و گشودن مسیری تازه برای مذاکره خبر داد، اسرائیل در زمره کشورهای استقبالکننده نبود. بلکه بیشتر به طرفی میمانست که غافلگیر شده و حتی خود را هدف پیامدهای آن احساس میکرد.
تلآویو ناگهان خود را در برابر صحنهای ناآشنا یافت: کاخ سفید آشکارا تصمیمات رهبرانش را نقد میکند.
روزنامههای اسرائیلی از «دستاوردهای آشکار ایران» میگویند و جهان برای توافقی کف میزند که در اسرائیل «فاجعهای راهبردی» خوانده میشود.
لحظه استقبال جهانی از توافق، اینگونه به لحظه سرگشتگی سیاسی برای اسرائیل بدل شد؛ کشوری که خود را خارج از صحنهای میدید که طی دههها گمان میکرد جزئی جداییناپذیر از آن است.
فصل نخست: لحظهای که افسانه «رابطه ویژه» فروپاشید
بنیامین نتانیاهو سالها راهبرد سیاسی خود را بر آنچه «رابطه ویژه» با دونالد ترامپ مینامید بنا کرده بود. اما ساعاتی پیش از اعلام توافق، شکنندگی این شرط آشکار شد.
حمله اسرائیل به حومه جنوبی بیروت، تنها چند ساعت پیش از نهایی شدن تفاهم، نگرانی واشینگتن را از فروپاشی مذاکرات در آخرین لحظه برانگیخت. به گزارش رسانههای آمریکایی، کاخ سفید زمان این حمله را اشتباهی سیاسی دانست که میتوانست مسیر دیپلماتیک را به خطر اندازد.
ترامپ هیچ ابهامی بر جای نگذاشت. او در گفتوگو با روزنامه نیویورکتایمز این حمله را «احمقانه» خواند و درباره نتانیاهو گفت: «او هیچ قضاوت درستی ندارد.» شبکه سیانان نیز به نقل از منابع آگاه گزارش داد، ترامپ در تماس تلفنی از «واژگان رکیک» برای ابراز خشم خود استفاده کرده است.
دردناکتر برای اسرائیل آن بود که ترامپ در برابر جهان تکرار کرد: اگر ایران سلاح هستهای داشت، «اسرائیل ظرف دو ساعت از بین میرفت». گویی میخواست بگوید: «شما جان خود را مدیون ما هستید، پس اعتراض نکنید.»
برای بسیاری از اسرائیلیها، این سخنان صرفاً انتقادی تاکتیکی نبود، بلکه نشانه تغییری عمیقتر بود: رابطه ویژه دیگر تضمین پیشین را نداشت. ترامپ از «بهترین دوست اسرائیل» به «بزرگترین سیلیزننده» بدل شده بود.
فصل دوم: مطبوعات اسرائیل اعتراف میکنند: «ایران پیروز بزرگ است»
شوک سیاسی در اسرائیل بهسرعت بر صفحات روزنامهها نقش بست. اما آنچه در این میان شگفتآور بود، لحن اعتراف به شکست بود که بهجای گفتمان بازدارندگی معمول، بر پوشش خبری چیره شد.
روزنامه معاریو در یادداشت اصلی خود بیپرده نوشت: «امروز روزی است که اسرائیل پوشش آمریکایی خود را از دست داد. ایران بدون هیچ حریفی، پیروز بزرگ است.»
روزنامه یدیعوت آحارانوت واکنش خود را تنها در دو کلمه خلاصه کرد: «معامله بد»، و اعتراف کرد که اسرائیل قدرتی برای تغییر آن ندارد.
روزنامه اسرائیل هیوم، که به نتانیاهو نزدیک است، بر «نقاط ضعف توافق» تاکید کرد و نوشت: «اسرائیل بیش از هر زمان پیش از جنگ، در تنگنا قرار گرفته است.»
تحلیلگر نظامی روزنامه هاآرتص در یادداشتی آورده است: «مهمترین رویداد، جزئیات توافق نیست، بلکه درک اسرائیل از این واقعیت است که آمریکا ممکن است تصمیماتی راهبردی اتخاذ کند که همیشه با اولویتهای تلآویو همسو نباشد. انحصار اسرائیل در واشینگتن به پایان رسید.»
این تیترها که چند ماه پیش انتشارشان غیرممکن مینمود، امروز به سوخت مناظرهای عمومی در اسرائیل تبدیل شده است: «ما چگونه به اینجا رسیدیم؟»
فصل سوم: جهان شادمان است و اسرائیل در گوشهای تنها
زمانی که اسرائیل نگرانی خود را ابراز میداشت، پایتختهای جهانی مسیری کاملاً متفاوت در پیش گرفته بودند.
رهبران اروپایی (بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا) در بیانیه مشترکی توافق را «فرصتی برای بازگرداندن ثبات منطقهای و حمایت از اقتصاد جهانی» خواندند. صدراعظم آلمان آن را «دستاورد بزرگ دیپلماتیک» نامید. رئیسجمهور فرانسه، امانوئل مکرون، بر اهمیت بازگشایی تنگه هرمز برای ثبات منطقه و اقتصاد جهانی تاکید کرد. قطر و پاکستان که میانجیگری را بر عهده داشتند، توافق را جشن گرفتند. استرالیا، ژاپن و ترکیه نیز از آن به مثابه گامی به سوی صلح پایدار استقبال کردند.
بازارهای مالی رساتر از سیاستمداران سخن گفتند. بلافاصله پس از اعلام توافق، قیمت آتی نفت برنت چهار درصد کاهش یافت و به ۸۳.۹۶ دلار در هر بشکه رسید؛ نشانهای آشکار از خرسندی جهان از پایان تنش و بازگشت جریان نفت از طریق تنگه هرمز.
در میان این اجماع جهانی، اسرائیل گویا تنها کشوری بود که با دلهره عمیق به توافق مینگریست. این امر حس انزوای درون نهادهای سیاسی آن را تشدید کرد. همانگونه که یکی از تحلیلگران نوشت: «برای نخستین بار، اسرائیل نه در اتاق تصمیمگیری، بلکه در اتاق انتظار نشسته است.»
فصل چهارم: مخالفان اسرائیلی بر پیکر نتانیاهو چنگ میزنند
بحثوجدل در اسرائیل تنها به ارزیابی توافق محدود نماند، بلکه به ارزیابی عملکرد رهبری سیاسی نیز کشیده شد و در صحنهای که از زمان جنگ اکتبر (۱۹۷۳) در اسرائیل دیده نشده بود، مخالفان چاقویی تیز بر پشت نتانیاهو فرو بردند.
یائیر لاپید، رهبر مخالفان، در بیانیهای تند گفت: «اگر خبرهای مربوط به توافق درست باشد، این یکی از شوکآورترین ناکامیهای تاریخ اسرائیل خواهد بود.» او افزود: «این توافق هیچیک از اهداف اعلامشده دولت در طول جنگ را برآورده نمیکند. نظام باقی است، موشکهای بالستیک سالم هستند و ایران قادر به بازسازی برنامه هستهای خود خواهد بود. این شکست کامل نتانیاهو است.»
مقامات بلندپایه اسرائیلی که با شرط فاش نشدن نامشان با سایت واللا عبری سخن گفته بودند اذعان کردند: «هیچکس از این توافق خوشحال نیست. صدای اسرائیل در واشینگتن شنیده نمیشود. این بزرگترین مشکل است.»
و برای نخستین بار، صداهایی در اسرائیل بلند شد که میپرسیدند: «آیا جنگ ضروری بود؟» و «چرا این همه هزینه پرداختیم و دست خالی بیرون آمدیم؟»
فصل پنجم: برای اسرائیل چه باقی میماند؟ واکنش رسمی میان دفاع و درماندگی
در تلاشی برای جذب شوک، مقامات اسرائیلی اظهاراتی صادر کردند که میکوشید اثر توافق را کوچک جلوه دهد. معاریو گزارش داد، نتانیاهو در تماسی تلفنی و پرتنش به ترامپ گفته است، اسرائیل خود را ملزم به بند لبنان نمیداند، و تاکید کرده که ارتش اسرائیل از مواضعی که در اختیار دارد خارج نخواهد شد.
اما این اظهارات بیش از آنکه قانعکننده به نظر رسد، دفاعی و درماندهوار بود. واقعیت میدانی این است که آمریکا توافق را جلو میبرد و اسرائیل دیگر آن حق وتوی غیررسمی را که بدان خو گرفته بود در اختیار ندارد.
گزینههای پیش روی اسرائیل اکنون محدود است:
تهدید نظامی تنها– اما این کار دشوارتر شده است، چراکه ترامپ نشان داده از هر اقدامی که توافق را خراب کند حمایت نخواهد کرد.
اعمال فشار سیاسی در واشینگتن– اما ترامپ نشان داده از رودررویی آشکار با نتانیاهو هراسی ندارد.
پذیرش واقعیت و تلاش برای بهرهگیری از هرگونه خلأ– که واقعبینانهترین گزینه به نظر میرسد، هرچند دردناکترین باشد.
بسیاری از تصمیمگیرندگان در تلآویو دریافتهاند مهمترین تغییر، نه در مفاد خود توافق، بلکه در این حقیقت نهفته است که ایالات متحده دیگر نقش تعیینکننده پیشین اسرائیل در تعیین سیاست خود در قبال ایران را نمیپذیرد.
نتیجهگیری: اسرائیل متحدی را از دست نداد، اما بزرگترین توهم خود را از دست داد
لحظهای که خاورمیانه در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶ شاهد آن بود، شاید پایان درگیری نباشد، اما بیتردید آغازی بر مرحلهای متفاوت است.
جهان به این توافق به مثابه فرصتی برای اجتناب از رویارویی گستردهتر و بازگشایی یکی از مهمترین رگهای حیاتی اقتصاد جهانی مینگرد. بازارهای مالی جشن گرفتند، قیمت نفت کاهش یافت و قدرتهای بزرگ کف زدند.
اما اسرائیل با آن چون چالشی راهبردی برخورد میکند که نیازمند بازاندیشی در بسیاری از مفروضات حاکم بر سیاست خود در دهههای اخیر است. اسرائیل در این روز دریافته است که هرگز «شریک» نبوده، بلکه در بازی بزرگ آمریکا «ابزاری» بیش نبوده است. و هنگامی که نیاز به آن پایان یافت، در قفسه گذاشته شد.
در حالی که مسیر دیپلماتیک به سوی مذاکراتی جزییتر در ژنو پیش میرود، دردناکترین پرسش در تلآویو همچنان باقی است: اسرائیل چگونه میتواند خود را با خاورمیانهای تندتغییر و واقعیتی بینالمللی سازگار کند که در آن دیگر تنها بازیگر تاثیرگذار در رابطه واشینگتن-تهران نیست؟
و جمله پایانی: اسرائیل امروز متحدی را از دست نداد، اما بزرگترین توهم خود را از دست داد: اینکه آمریکا به خاطر او، منافع خود را خواهد سوزاند.
دیدگاه تان را بنویسید