دیپلماسی علمی در خدمت هویت ملی؛ راهبرد اتحادیه علوم سیاسی در صیانت از حریم دانشگاه
در تاریخ تحولات سیاسی ایران، بزنگاههایی وجود دارند که سکوت در برابر آنها، نه یک انتخاب هوشمندانه، بلکه مصداق انفعال است. این لحظات، همان نقاط عطفی هستند که بیتفاوتی در آنها میتواند مسیر آیندهی یک ملت را تحتالشعاع قرار دهد. امروز، رسالت اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران و مسئولیت تاریخی ما در قبال پاسداشت هویت علمی کشور، ما را در جایگاهی قرار داده که در برابر نقض فاحش حقوق بینالملل، موضعی فعال اتخاذ کنیم.
در تاریخ تحولات سیاسی ایران، بزنگاههایی وجود دارند که سکوت در برابر آنها، نه یک انتخاب هوشمندانه، بلکه مصداق انفعال است.
۱. فراتر از مشاهدهگری؛ ضرورت اتخاذ موضع فعال در قبال نقض حقوق بینالملل
در تاریخ تحولات سیاسی ایران، بزنگاههایی وجود دارند که سکوت در برابر آنها، نه یک انتخاب هوشمندانه، بلکه مصداق انفعال است. این لحظات، همان نقاط عطفی هستند که بیتفاوتی در آنها میتواند مسیر آیندهی یک ملت را تحتالشعاع قرار دهد. امروز، رسالت اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران و مسئولیت تاریخی ما در قبال پاسداشت هویت علمی کشور، ما را در جایگاهی قرار داده که در برابر نقض فاحش حقوق بینالملل، موضعی فعال اتخاذ کنیم. این رویکرد، برآمده از یک مسئولیتشناسی عمیق و مبتنی بر عقلانیت سیاسی است؛ چرا که ما در میانهی طوفانی ایستادهایم که هدف آن، فراتر از آسیبهای فیزیکی، «تراشیدن ریشههای تفکر» در این سرزمین است. این تعبیر، به معنای هدف قرار دادن آن چیزی است که به یک جامعه توان اندیشیدن، تحلیل و بازسازی خویش را میدهد. هدف قرار گرفتن سیستماتیک دانشگاهها به عنوان نماد تولید دانش و بنیان خردورزی در جامعه، مصداق آشکار نقض اصول بنیادین حقوق بشردوستانه است و تداوم این وضعیت، هزینههای جبرانناپذیری را بر پیکرهی دانش جهانی تحمیل خواهد کرد.
از این رو، اتحادیه تصمیم گرفت تا به جای تماشای این شرایط نامطلوب، گام در مسیر کنشگری فعال گذاشته و موضوع را با نهادهای اثرگذار بینالمللی از جمله شورای جوانان بریکس، شورای جوانان سازمان همکاری شانگهای، کمیته بینالمللی صلیب سرخ، مجمع جوانان همکاری اسلامی و سایر نهادهای همتراز در سطوح بینالمللی و منطقهای مطرح کند تا از حریم علمی کشور در عرصهی دیپلماسی دفاع نماید. این یک کنشگری چندجانبه با هدف فعالسازی ظرفیتهای قانونی و مسئولیتهای ذاتی نهادهایی است که مأموریت حفظ ثبات، عدالت و صیانت از ارزشهای تمدنی را در سطح جهان بر عهده دارند.
۲. حفاظت از مرزهای دانش؛ دانشگاه به مثابهی سنگر هویتساز
در شرایط کنونی، دانشگاههای کشور — همچون دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه شهید بهشتی — هدف تخریبی قرار گرفتهاند که از جنس حوادث جانبی یا ناگوار جنگ نیست. باید با صراحت اعلام کرد که حمله به این مراکز، نمیتواند صرفاً یک خطای گذرا تلقی شود. این آسیب، افزون بر خسارتهای فیزیکی به زیرساختهای تحقیقاتی، در صدد ایجاد گسستی عمیق میان حافظهی جمعی ملت با بستر تولید دانش است. وقتی آزمایشگاهی که دههها برای تجهیز آن تلاش شده یا کتابخانهای که مخزن تجربهی علمی است تخریب میشود، در واقع بخشی از ساختار آگاهی یک ملت هدف قرار گرفته است. به بیان دقیقتر، هدف قرار گرفتن نهاد دانشگاه، به معنای محاصرهی تفکر و به خطر افتادن جدی «آیندهی تمدنی» کشور است. هر ملتی که بنیانهای علمیاش تضعیف شود، در مواجهه با مسائل کلان آینده با دشواری روبرو خواهد شد. ما در اتحادیه اعتقاد داریم که سکوت در برابر این روند، با رسالت ما در تضاد است؛ لذا تصمیم گرفتیم از موضع مشاهدهگری فاصله بگیریم و مطالبهگری در سطح بینالمللی را آغاز کنیم.
رویکرد اصلی مکاتبات اتحادیه در این است که ما تلاش کردهایم با زبانی مستند و حقوقی، جایگاه علمی دانشگاه را تبیین کرده و زمینهی اثرگذاری واقعی بر سازوکارهای بینالمللی را فراهم آوریم. ما بر این باوریم که در فضای پیچیدهی بینالمللی، زبان حقوق و استدلال فنی، نافذترین ابزار کنشگری است. لذا در این نامهها، فراتر از برشمردن خسارتها، راهکارهای عملی، حقوقی و مشخصی را برای نهادهای بینالمللی تدوین و ارائه کردهایم تا بستری برای تعهد نظاممند این سازمانها فراهم شود:
پیشنهاد کریدورهای علمی: در مکاتبات با نهادهای بریکس و شانگهای، منطق اتحادیه این است که حتی در صورت آسیب دیدن زیرساختهای فیزیکی، میتوان پلهای علمی را با جهان پیرامون حفظ و حتی مستحکمتر کرد. این کریدورها به مثابه شریانهای حیاتی عمل میکنند که مسیرهای جایگزین برای همکاریهای تحقیقاتی، انتقال فناوری و حمایتهای پژوهشی از نخبگان ایرانی را در شرایط بحران فراهم میآورند. این اقدام، تضمینی برای استمرار حیات علمی و پویایی نخبگان در بسترهای بینالمللی است و اجازه نمیدهد چرخهی دانش در محدودیتهای جغرافیایی متوقف شود.
امنیت مراکز آموزشی؛ خط قرمز بشردوستانه: در نامه به صلیب سرخ جهانی، ما تأکید کردیم که امنیت مراکز آموزشی، یک اصل بنیادین در حقوق بشردوستانهی بینالمللی است. بر اساس کنوانسیونهای چهارگانهی ژنو و پروتکلهای الحاقی آن، هدف قرار دادن عمدی تأسیسات غیرنظامی — بهویژه دانشگاهها — مصداق بارز «جنایت جنگی» است. این یک حقیقت حقوقی صریح است که نیازمند پایش دقیق بینالمللی است.
اتحادیه مستندات این تخریب سیستماتیک را در اختیار این نهاد قرار داده و خواستار ورود فوری و نظارت میدانی صلیب سرخ شده است تا واقعیتهای میدانی حاکم بر مراکز علمی، مبنای گزارشهای حقوقی قرار گیرد.
فراخوان اخلاقی به جهان اسلام: در مکاتبه با مجمع جوانان همکاری اسلامی، به صراحت یادآوری کردیم که شعار «سال جوان آماده برای آینده» با تماشای تخریب دانشگاههای یک کشور اسلامی، دچار تعارض بنیادین میشود. این پارادوکس نیازمند بازنگری در نحوهی حمایت این مجمع از سرمایههای انسانی است. ما از مجمع جوانان اسلامی انتظار داریم که نه در قالب بیانیههای تشریفاتی، بلکه در قامت یک موضع شفاف عملی، از شأن و جایگاه دانش در جهان اسلام دفاع کند.
۳. حقوقی کردن ابعاد بحران و منطق هزینهسازی
اتحادیه با این سلسلهاقدامات، در صدد حقوقی کردن ابعاد این شرایط است. ما به خوبی میدانیم که بازیگران جهانی، بر اساس منطق سود و زیان سیاسی عمل میکنند؛ لذا با مستندسازی دقیق خسارتها بر اساس اصول «تفکیک»، «تناسب» و «احتیاط» در حقوق بینالملل، به دنبال روایتگری و تصویرسازی فجایع رخداده در ایران هستیم. بر اساس این اصول، مراکز علمی باید همواره از اهداف نظامی تفکیک شده و امنیت آنها در سختترین شرایط منازعه نیز تضمین گردد.
این اقدام، راهی است برای تبیین دقیق هزینههای اخلاقی و سیاسی این تهاجم در افکار عمومی جهان. وقتی تخریب زیرساختهای علمی در نهادهای بینالمللی ثبت شود، مشروعیت اقدامات تخریبی به چالش کشیده خواهد شد. هدف ما، سوق دادن ساختارهای بینالمللی به سمت واکنش مؤثر است؛ واکنشی که فراتر از ویترین مسئولیتپذیری آنها، دارای ابعاد اجرایی باشد. ما خواستار تشکیل «کمیتههای حقیقتیاب» و «گروههای نظارت بینالمللی» هستیم تا مانع از آن شویم که ویرانی مراکز آموزشی به یک «رویهی عادی» تبدیل شود. هر اقدامی علیه یک سقف آموزشی، باید برای مسببان آن، تبعات دیپلماتیک و حقوقی جدی به همراه داشته باشد
۴. صیانت از سرمایههای نخبگانی؛ مقابله با انزوای علمی
هدف دیگر اتحادیه از این رایزنیها، ایجاد یک «کمربند حمایتی بینالمللی» برای جامعهی نخبگان ایران است. ما بر این باوریم که در شرایط دشوار کنونی، نباید اجازه داد پیوند دانشگاهیان ما با فضای علم جهانی گسسته شود. انزوای علمی، دقیقاً همان هدفی است که دشمنان به دنبال تحقق آن هستند تا از این طریق، قدرت تأثیرگذاری نخبگان ما را کاهش دهند. از همین رو، اتحادیه با تکیه بر «دیپلماسی علمی»، بهدنبال گشودن مسیرهای جایگزین برای همکاریهای پژوهشی و تبادلات علمی است.
تلاش ما بر این است تا با فعالسازی این شبکههای حمایتی، از انزوای علمی کشور جلوگیری کرده و هزینههای تحمیلشده بر مراکز آموزشی ایران را در تراز جهانی مطالبهگری کنیم. تداوم فعالیتهای نخبگانی و حفظ پویایی دانشگاه، معقولترین پاسخ به فشارهایی است که حیات علمی ما را هدف گرفتهاند. ما مصمم هستیم تا با استفاده از ظرفیت نهادهای بینالمللی، بستر لازم برای امنیت خاطر و استمرار فعالیتهای پژوهشی اساتید و دانشجویان را فراهم آوریم تا روند تولید دانش در هیچ شرایطی دچار وقفه نشود.
۵. کلام آخر: پاسداری از رسالت دانشگاه
اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران، این مسیر را بر اساس یک «اولویت گریزناپذیر» و با تکیه بر ابزارهای «دیپلماسی علمی» آغاز کرده است. ما بر این باوریم که هرگونه تضییع حقوق مراکز علمی، پیامدهای جبرانناپذیری برای سرمایههای فکری کشور دارد و نادیده گرفتن این روند، با رسالت اصلی نهادهای علمی در تعارض است.
از اینرو، اتحادیه به عنوان نمایندهی نسل جدید نخبگان، بر خود فرض میداند که با کنشگری مسئولانه، در عرصههای بینالمللی از حقوق جامعهی دانشگاهی صیانت کند. این وظیفه، بخشی از هویت صنفی و علمی ماست. ما معتقدیم که در دنیای امروز، صیانت از حریم دانش نیازمند صدایی رسا در تمامی تریبونهای جهانی است. لذا تا تبدیل مطالبات تخصصی نهاد علم به یک دستور کار جدی در نهادهای بینالمللی، این مسیر را با قاطعیت و تکیه بر ابزارهای دیپلماتیک ادامه خواهیم داد. دانشگاه، قلب تپندهی پیشرفت یک جامعه است و حفاظت از این قلب، مأموریت تخطیناپذیر ماست.
دیدگاه تان را بنویسید