کد خبر: 777631
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۳ ۱۰:۱۹:۴۴
| |

بقا، همچنان بنیادی‌ترین اصل حاکم بر روابط بین‌الملل است

جنگ فعلی ایران بار دیگر نشان داده است که جهان هنوز از منطق قدرت عبور نکرده و سیاست بقا همچنان بنیادی‌ترین اصل حاکم بر روابط بین‌الملل است.

بقا، همچنان بنیادی‌ترین اصل حاکم بر روابط بین‌الملل است
کد خبر: 777631
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۳ ۱۰:۱۹:۴۴

مجتبی محمدی، دبیر انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران- جنگ، بی‌رحم‌ترین آزمون نظریه‌های سیاسی است. بسیاری از ایده‌ها و آرمان‌هایی که در روزهای آرام جذاب و حتی بدیهی به نظر می‌رسند، در لحظه بحران و در زیر سایه جنگ، اعتبار خود را از دست می‌دهند. جنگ فعلی ایران و تحولات گسترده‌ای که در پیرامون آن شکل گرفته است، صرفاً یک منازعه نظامی یا یک بحران منطقه‌ای نیست؛ بلکه آزمونی برای بسیاری از مفروضات رایج درباره نظم جهانی، امنیت و آینده روابط بین‌الملل است.

در سال‌های گذشته، بخش قابل توجهی از ادبیات سیاسی جهان بر این فرض استوار بود که بشریت به تدریج در حال عبور از منطق سنتی قدرت است. جهانی‌شدن، گسترش تجارت، توسعه فناوری‌های ارتباطی و افزایش نقش نهادهای بین‌المللی این تصور را ایجاد کرده بود که رقابت‌های سخت ژئوپلیتیکی جای خود را به همکاری و وابستگی متقابل خواهد داد. بسیاری گمان می‌کردند هزینه جنگ آن‌قدر افزایش یافته که دولت‌ها دیگر به سوی رویارویی‌های پرهزینه حرکت نخواهند کرد.اما امروز در میانه جنگ فعلی ایران، بار دیگر پرسش‌های بنیادین سیاست بین‌الملل به صحنه بازگشته‌اند. در شرایطی که امنیت ملی، بازدارندگی، توازن قوا و ظرفیت نظامی به مهم‌ترین موضوعات تصمیم‌گیری تبدیل شده‌اند، روشن است که سیاست جهانی هنوز از منطق قدرت فاصله نگرفته است. آنچه در میدان رخ می‌دهد بیش از هر چیز یادآور این حقیقت است که دولت‌ها در شرایط بحرانی پیش از هر مسئله‌ای به بقای خود می‌اندیشند.این دقیقاً همان نقطه‌ای است که یکی از قدیمی‌ترین منازعات نظری روابط بین‌الملل اهمیت پیدا می‌کند؛ منازعه میان کانت و مورگنتا. ایمانوئل کانت، فیلسوف بزرگ عصر روشنگری، امیدوار بود که انسان بتواند از طریق عقلانیت، قانون و همکاری سیاسی از چرخه تاریخی جنگ عبور کند. او در رساله «صلح پایدار» استدلال می‌کرد که توسعه نهادهای مشترک، گسترش جمهوریت و افزایش روابط اقتصادی می‌تواند زمینه شکل‌گیری جهانی کم‌تنش‌تر را فراهم آورد. در اندیشه کانت، تاریخ مسیری رو به پیشرفت دارد و عقل انسانی قادر است خشونت را مهار کند این اندیشه بعدها الهام‌بخش بسیاری از نظریه‌های لیبرالی در روابط بین‌الملل شد.

سازمان ملل متحد، حقوق بین‌الملل، رژیم‌های همکاری منطقه‌ای و حتی بخش مهمی از پروژه جهانی‌شدن را می‌توان ادامه همان امید کانتی دانست؛ امیدی که باور داشت همکاری سرانجام بر رقابت غلبه خواهد کرداما واقعیت سیاست جهانی همیشه به اندازه فلسفه خوش‌بین نبوده استهانس مورگنتا، نظریه‌پرداز برجسته رئالیسم، از همان ابتدا نسبت به چنین خوش‌بینی‌هایی هشدار می‌داد. از نگاه او، سیاست بین‌الملل نه عرصه آرمان‌ها، بلکه عرصه منافع و قدرت است. دولت‌ها در جهانی زندگی می‌کنند که فاقد اقتدار مرکزی است؛ جهانی که در آن هیچ قدرتی نمی‌تواند امنیت بازیگران را به طور کامل تضمین کند. در چنین شرایطی، هر دولت ناچار است خود مسئول امنیت خویش باشد.

 مورگنتا معتقد بود بزرگ‌ترین خطای سیاست‌مداران و نظریه‌پردازان آن است که آرزوهای خود را با واقعیت اشتباه بگیرند. جهان ممکن است به صلح نیاز داشته باشد، اما نیاز به صلح لزوماً به معنای تحقق صلح نیست. آنچه رفتار دولت‌ها را تعیین می‌کند نه خواسته‌های اخلاقی، بلکه ارزیابی آنان از تهدیدها، فرصت‌ها و موازنه قدرت است.

جنگ فعلی ایران را می‌توان از این منظر مطالعه کرد. در میانه بحران، هیچ دولتی امنیت خود را بر پایه امید یا حسن نیت دیگران بنا نمی‌کند. همه بازیگران در حال محاسبه قدرت، ارزیابی تهدیدها و جستجوی راه‌هایی برای افزایش بازدارندگی خود هستند. زبان اصلی سیاست در چنین شرایطی نه زبان آرمان‌ها، بلکه زبان امنیت است. اینجاست که مفهوم سیاست بقا به مرکز تحلیل بازمی‌گردد.سیاست بقا بر این اصل استوار است که مهم‌ترین وظیفه هر دولت حفظ موجودیت خویش است. پیش از توسعه، پیش از رفاه، پیش از عدالت و حتی پیش از آرمان‌های ایدئولوژیک، مسئله‌ای بنیادی وجود دارد: استمرار بقا. زیرا دولتی که نتواند امنیت خود را حفظ کند، فرصت پیگیری هیچ هدف دیگری را نخواهد داشت.جنگ فعلی ایران بیش از هر چیز یادآور همین واقعیت است. واقعیتی که شاید برای سال‌ها در سایه خوش‌بینی‌های نظری پنهان شده بود. این جنگ نشان داد که هنوز هم در لحظات سرنوشت‌ساز، مسئله اصلی دولت‌ها امنیت است؛ هنوز هم بازدارندگی اهمیت دارد؛ هنوز هم توازن قوا بر بسیاری از تصمیمات سیاسی سایه می‌اندازد و هنوز هم بقا مهم‌ترین دغدغه بازیگران سیاسی محسوب می‌شود.شاید آرمان کانت همچنان ارزشمند باشد و هیچ اندیشمند عاقلی نتواند اهمیت صلح را انکار کند. اما صلح پایدار زمانی معنا پیدا می‌کند که ابتدا امنیت پایدار وجود داشته باشد. این همان نکته‌ای است که مورگنتا بر آن تأکید می‌کرد و تحولات امروز بار دیگر آن را به ما یادآوری می‌کنند.

شاید بزرگ‌ترین توهم عصر ما این نباشد که انسان آرزوی صلح دارد؛ بلکه این باشد که تصور کند می‌توان بدون توجه به قدرت، امنیت و بقا درباره سیاست جهانی سخن گفت. جنگ فعلی ایران بار دیگر نشان داده است که جهان هنوز از منطق قدرت عبور نکرده و سیاست بقا همچنان بنیادی‌ترین اصل حاکم بر روابط بین‌الملل است.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها