کد خبر: 776811
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۸ ۰۹:۰۵:۳۰
| |

کشورهای منطقه در سیاست حضور پایگاه‌های آمریکا در منطقه تجدیدنظر خواهند کرد؟

با این همه برخی تحلیلگران مدعی‌اند پس از جنگ با ایران، ممکن است برخی کشورها در رویکرد تسهیل‌گرانه خود نسبت به حضور و عملیات نظامی امریکا تجدیدنظر کنند. در همین رابطه ایالات‌متحده نتوانست از شرکای خود در حاشیه خلیج‌فارس به‌ طور کامل در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاه‌های نظامی‌اش در منطقه محافظت کند و همین مساله نیز می‌تواند نگرانی سایر متحدان واشنگتن را نیز برانگیزد که مبادا در شرایط مشابه در معرض آسیب‌پذیری قرار گیرند.

کشورهای منطقه در سیاست حضور پایگاه‌های آمریکا در منطقه تجدیدنظر خواهند کرد؟
کد خبر: 776811
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۸ ۰۹:۰۵:۳۰

حدیث روشنی- در میانه همه بحث‌ها درباره وضعیت برنامه هسته‌ای ایران و واکاوی اهداف آغاز تهاجمات نظامی به ایران، یک پرسش کلیدی تا حد زیادی نادیده گرفته شده و آن این است که ایالات‌متحده جنگی را در فاصله بیش از شش هزار مایل دورتر از مرزهای خود آغاز کرد، آن‌هم صرفا به این دلیل که توان انجام آن را داشت؟

به گزارش اعتماد، نشریه فارن افرز با انتشار یادداشتی در این رابطه نوشت: به‌ طور معمول، دولت‌ها حتی آنهایی که از ارتش‌های بزرگ و توانمند برخوردارند برای اعمال قدرت نظامی در فواصل بسیار دور با محدودیت‌های جدی مواجه می‌شوند. برد تسلیحات و هواپیماها محدود است و تامین و پشتیبانی نیروها در جبهه‌ای دوردست کار آسانی نیست. با این حال، تنها در یک سال گذشته ارتش امریکا اهدافی را در ونزوئلا، نیجریه، سومالی، ایران، عراق، سوریه و یمن هدف حملات خود قرار داده است. افزون بر این، از زمان پایان جنگ جهانی دوم، ایالات‌متحده در کشورهایی از‌جمله افغانستان، بوسنی و کوزوو، کامبوج، جمهوری دومینیکن، گرانادا، ایران، عراق، کره، لبنان، لیبی، پاناما و ویتنام جنگیده یا عملیات‌های نظامی گسترده انجام داده است. اینکه امریکا قادر است در هر نقطه‌ای از جهان قدرت آتش عظیم و تعیین‌کننده‌ای را به کار گیرد، واقعیتی است که نه تنها شهروندان امریکایی بلکه بخش بزرگی از جهان آن را امری بدیهی و مسلم تلقی می‌کنند. به نوشته این نشریه امریکایی ارتش ایالات‌متحده تا حد زیادی است بر مانع فاصله جغرافیایی غلبه کند، زیرا کشورهای مختلف در سراسر جهان به این کشور اجازه داده‌اند از قلمروشان برای پیشبرد جنگ‌ها استفاده کند. برای مثال، ازبکستان به ایالات‌متحده اجازه داد نیروهای ویژه‌ای را که در سال ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کردند، در خاک خود مستقر کند و پاکستان نیز امکانات لجستیکی و اطلاعاتی لازم برای تسهیل و تداوم عملیات‌های گسترده نظامی در طول جنگ افغانستان را دراختیار واشنگتن قرار داد. همچنین امریکا تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق را از خاک کویت آغاز کرد و یگان‌های عملیات ویژه این کشور از طریق اردن وارد غرب عراق شدند. راهبرد آغاز تجاوز نظامی به ایران نیز از این الگوی دیرینه این کشور مستثنا نیست، به گونه‌ای که کشورهای میزبان با دو دلی و احتیاط به ارتش امریکا اجازه داده‌اند تا توان عظیم نظامی خود را در مسیر انتقال از پایگاه‌های دوردست داخلی به خاورمیانه، از خاک آنها عبور دهد. این کشورها همچنین امکان استفاده ناوگان پشتیبانی نیروی دریایی امریکا از بنادر خود را برای سوخت‌گیری و تامین تجهیزات موردنیاز ناوهای هواپیمابر فراهم کرده‌اند و به نیروی هوایی امریکا اجازه داده‌اند از داخل مرزهایشان علیه اهدافی در ایران عملیات هوایی انجام دهد. با این حال هنگامی که دولت‌ها درباره آغاز یک جنگ تصمیم‌گیری می‌کنند، یکی از مهم‌ترین ملاحظات آنها این است که آیا می‌توانند اهداف نظامی خود را با هزینه‌ای قابل‌قبول محقق کنند یا خیر. واقعیت این است که دسترسی تقریبا بدون محدودیت امریکا به زیرساخت‌ها و قلمرو کشورهای دیگر در زمان جنگ، این امکان را برای واشنگتن فراهم می‌کند که در نقاط دوردست جهان وارد جنگ شود و در عین حال هزینه‌های سیاسی، لجستیکی و نظامی خود را کاهش دهد. البته این توانایی برای انجام نسبتا آسان عملیات نظامی در سراسر جهان می‌تواند مزایایی نیز داشته باشد. با این حال برخی کارشناسان نظامی معتقدند افزایش امکان‌پذیری جنگ و کاهش هزینه‌های آن می‌تواند پیامد معکوسی نیز داشته باشد؛ بدان معنا که ایالات‌متحده بیش از پیش به استفاده از گزینه نظامی به عنوان راه‌حل پیش‌فرض روی آورد، حتی در شرایطی که مشخص نیست چنین اقدامی بهترین راه برای تامین اهداف سیاسی این کشور باشد یا خیر. به بیان دیگر، هر چه دسترسی امریکا به امکانات و قلمرو کشورهای دیگر در زمان جنگ آسان‌تر و گسترده‌تر باشد، احتمال آنکه واشنگتن وارد جنگ‌هایی نادرست یا فاقد توجیه راهبردی شود نیز افزایش می‌یابد.در این میان گزاره دیگری نیز مطرح است و این‌بار ایالات‌متحده با تکیه بر استراتژی پوسیده‌اش در جنگ‌های قبلی واکنشی را از طرف ایران دریافت کرد که می‌تواند به امپراتوری نظامی‌اش پایان داده و حتی به اعتبارش در خاورمیانه پایان دهد.

دندان بی‌دم امریکا

با این همه برخی تحلیلگران مدعی‌اند پس از جنگ با ایران، ممکن است برخی کشورها در رویکرد تسهیل‌گرانه خود نسبت به حضور و عملیات نظامی امریکا تجدیدنظر کنند. در همین رابطه ایالات‌متحده نتوانست از شرکای خود در حاشیه خلیج‌فارس به‌ طور کامل در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاه‌های نظامی‌اش در منطقه محافظت کند و همین مساله نیز می‌تواند نگرانی سایر متحدان واشنگتن را نیز برانگیزد که مبادا در شرایط مشابه در معرض آسیب‌پذیری قرار گیرند. فارین پالسی نیز در این رابطه نوشت: اگر امریکا دیگر نتواند با اطمینان روی دسترسی به قلمرو و زیرساخت‌های کشورهای شریک در زمان جنگ حساب کند، بخشی از توانایی خود برای اعمال قدرت در مقیاس جهانی را از دست خواهد داد. با این حال، ایجاد یک مانع اضافی در مسیر توسل به نیروی نظامی ممکن است نتیجه‌ای مثبت نیز داشته باشد؛ زیرا می‌تواند ایالات‌متحده را از ورود به جنگ‌هایی که از نظر راهبردی سنجیده یا ضروری نیستند، بازدارد، چراکه دولت‌ها باید در اعمال قدرت نظامی در فواصل بسیار دور با دشواری‌های جدی روبه‌رو باشند و این مساله دست‌کم دو دلیل اصلی دارد. نخست آنکه اغلب سامانه‌های تسلیحاتی با محدودیت‌های سختگیرانه‌ای از نظر برد عملیاتی مواجه هستند. توپخانه‌ها و تسلیحات متعارف نمی‌توانند اهداف خود را در آن سوی اقیانوس‌ها مورد اصابت قرار دهند. هواپیماها نیز بدون سوخت‌گیری مجدد قادر به طی مسافت‌های بسیار طولانی نیستند و خلبانان نیز محدودیت‌های انسانی خود را دارند؛ آنها نمی‌توانند ساعت‌های متمادی بدون استراحت، غذا یا حتی نیازهای اولیه به پرواز ادامه دهند. بنابراین، کشورها برای آنکه بتوانند از سامانه‌های کوتاه‌برد خود استفاده کنند، ناگزیرند پیش از هر چیز فاصله جغرافیایی میان خود و دشمن را از میان بردارند و نیروها، تجهیزات و زیرساخت‌های لازم را به نزدیکی میدان نبرد منتقل کنند. دومین دلیل اما این است که هر عملیات رزمی به پشتیبانی نیاز دارد؛ به تعبیر رایج در ادبیات نظامی، «دندان بدون دم کارایی ندارد» بدین معنا که امریکا کارت بنده خود را از دست داده است. به ادعای این نشریه و به بیانی دیگر، توان رزمی تنها زمانی موثر است که از یک شبکه گسترده پشتیبانی برخوردار باشد. عملیات‌های نظامی در مقیاس بزرگ حجم عظیمی از سوخت و مهمات مصرف می‌کنند. تانک‌ها، جنگنده‌ها و سایر تجهیزات نظامی به تعمیرات مستمر و قطعات یدکی نیاز دارند. نیروهای نظامی نیز باید به غذا، آب، خدمات درمانی و امکانات تخلیه و انتقال مجروحان دسترسی داشته باشند. بنابراین تداوم یک عملیات جنگی مستلزم انتقال حجم گسترده‌ای از محموله‌ها، به‌کارگیری شمار زیادی از وسایل نقلیه پشتیبانی برای جابه‌جایی این تجهیزات و همچنین نیروی انسانی لازم برای اداره آنهاست. در این شرایط نیز هرچه فاصله میان انبارهای لجستیکی و خط مقدم نبرد بیشتر باشد، خطوط تامین طولانی‌تر شده و به امکانات حمل ‌و نقل بیشتری نیاز خواهد بود. از همین رو، حتی ارتش‌های بزرگ و توانمند نیز ممکن است به سرعت به سقف ظرفیت لجستیکی خود برسند؛ به‌ ویژه زمانی که منابع خود را بیش از حد صرف سامانه‌های رزمی پرزرق‌ و برق کنند و از توسعه قابلیت‌های پشتیبانی که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند غفلت ورزند. در همین راستا واشنگتن از یک‌سو با دراختیار داشتن سرزمین‌هایی با موقعیت راهبردی همچون «گوام» و جزایر «ماریانای شمالی» و از سوی دیگر با سرمایه‌گذاری در سامانه‌های تسلیحاتی دوربرد و توانمندی‌های هوانوردی دریایی، ظرفیت اعمال قدرت در فواصل دور را افزایش داده است. با این حال، ستون اصلی راهبرد امریکا برای گسترش و حفظ توان رزمی در سراسر جهان، «دسترسی در زمان جنگ» بوده؛ یعنی تصمیم دولت‌های مختلف برای اجازه دادن به ایالات‌متحده تا از داخل قلمرو و زیرساخت‌های آنها جنگ‌های خود را هدایت و اجرا کند.

نقش کشور‌های میزبان 

با این حال، «دسترسی در زمان جنگ» معمولا زمانی اعطا می‌شود که کشورها اجازه دهند نیروهای نظامی از خاکشان عبور کرده و عملیات رزمی یا پشتیبانی انجام دهند. این دسترسی می‌تواند محدود باشد؛ از اجازه صرفا عملیات پشتیبانی یا دفاعی تا ممنوعیت کامل عملیات تهاجمی یا حتی استفاده محدود به حریم هوایی. از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، امریکا صدها پایگاه نظامی در جهان ایجاد یا دراختیار داشته و کشورهایی که در زمان صلح میزبان نیروهای امریکایی بوده‌اند، غالبا در زمان جنگ نیز اجازه استفاده عملیاتی داده‌اند؛ هر چند برخی کشورها که در زمان صلح چنین حضوری نداشته‌اند نیز در زمان جنگ این دسترسی را فراهم کرده‌اند. در برنامه‌ریزی‌های واشنگتن برای رویارویی احتمالی با چین بر سر تایوان نیز اتکا به پایگاه‌هایی در استرالیا، ژاپن، فیلیپین و کره‌جنوبی دیده می‌شود.  به گفته برخی کارشناسان، این نوع دسترسی امکان استفاده از سامانه‌های کوتاه‌برد امریکا در عمق عملیاتی دشمن را فراهم کرده و خطوط تدارکاتی را کوتاه‌تر می‌کند؛ به‌گونه‌ای که فاصله جغرافیایی کشورها با امریکا عملا بی‌معنا شده و بسیاری از آنها به «همسایه دیواربه‌دیوار» واشنگتن تبدیل می‌شوند. امریکا در رویارویی اخیر با ایران نیز از همین الگو در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بهره برده؛ هر چند این کشورها درباره اجازه استفاده عملیاتی از خاک خود شفاف عمل نکرده‌اند، اما جابه‌جایی و استقرار تجهیزات نظامی نشانه‌ای از این دسترسی است. در فوریه، امریکا بزرگ‌ترین استقرار نظامی خود در خاورمیانه از زمان جنگ عراق ۲۰۰۳ را انجام داد و صدها هواپیما را طی یک «پل هوایی» به پایگاه «موفق الصالحی» در اردن منتقل کرد. سپس این نیروها در پایگاه‌هایی در سراسر منطقه پراکنده شدند. جنگنده‌های F-22 و F-35 از پایگاه «العدید» در قطر و «الظفره» در امارات عملیات انجام داده‌اند و سایر هواپیماها از پایگاه‌هایی در بحرین، اردن و عربستان به پرواز درآمده‌اند. همچنین دارایی‌های اطلاعاتی و شناسایی از کویت و امارات فعال بوده‌اند. به گفته برخی تحلیلگران، این دسترسی دریایی نیز در عملیات نقش داشته است؛ به‌طوری‌که ناوهای هواپیمابر امریکا در دریای عرب هرچند در آب‌های بین‌المللی فعالیت می‌کنند، اما به حمایت لجستیکی بنادر کشورهای منطقه وابسته‌اند. برای نمونه، ناو «جرالد فورد» پس از بروز نقص فنی ابتدا به کرواسی و سپس به جزیره «کرت» یونان منتقل شد. در مجموع، پایگاه‌های مستقر در خاک کشورهای میزبان نقش مهمی در پشتیبانی نیروهای زمینی و تداوم عملیات امریکا در منطقه ایفا کرده‌اند.

درس خلیج‌فارس برای جهان

با این همه، «دسترسی در زمان جنگ» همیشه برای واشنگتن بدون مانع نبوده است. ترکیه در سال ۲۰۰۳ اجازه ایجاد جبهه شمالی علیه عراق را نداد و امریکا را غافلگیر کرد. پاکستان نیز در سال ۲۰۱۱ با بستن خطوط ارتباط زمینی بندر کراچی به افغانستان، عملیات ائتلاف را به ‌طور جدی مختل کرد. در جنگ اخیر علیه ایران نیز همه متحدان امریکا از حضور نظامی این کشور استقبال نکرده‌اند. اسپانیا در روزهای ابتدایی دسترسی به پایگاه‌های «روتا» و «مورون» را رد کرد و سپس حریم هوایی خود را بست. به ادعای دونالد ترامپ، فرانسه نیز اقدام مشابهی انجام داد. ایتالیا هم اجازه فرود چند بمب‌افکن امریکایی در پایگاه «سیگونلا» را صادر نکرد. در ترکیه، هرچند سامانه‌های پدافندی و هشدار هوایی فعال بوده‌اند، اما آنکارا تاکید کرده هیچ مجوزی برای عملیات رزمی به امریکا نداده است؛ درحالی که در صورت چنین مجوزی، پایگاه «اینجرلیک» گزینه اصلی عملیات علیه ایران می‌بود. در مقابل، بیشتر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس پس از تردید اولیه، با آغاز جنگ دسترسی عملیاتی دراختیار واشنگتن قرار دادند. با این حال، این دسترسی برای میزبانان بدون هزینه نبود؛ زیرا اعطای امکان عملیات از خاک خود، آنها را به بخشی از میدان نبرد تبدیل کرد و در معرض واکنش متقابل قرار داد. در همین چارچوب، ایران از آغاز جنگ بیش از ۵ هزار موشک و پهپاد به اهداف منطقه‌ای شلیک کرده؛ آن‌هم علیه پایگاه‌ها و زیرساخت‌هایی که نیروهای امریکایی از آنها استفاده می‌کنند، از جمله «شاهزاده سلطان» در عربستان، «علی‌السالم» و «کمپ بوهریگ» در کویت، «العدید» در قطر، پایگاه دریایی بحرین و بنادر «دقم» و «صلاله» در عمان. امارات بیشترین میزان آسیب را متحمل شده و پایگاه «الظفره» نیز از نخستین اهداف بوده است. هدف ایران نیز از این عملیات دوگانه ارزیابی می‌شود: اختلال در عملیات امریکا و فشار بر دولت‌های میزبان برای کاهش یا توقف همکاری. تهران در تحقق اهداف خود موفق بوده است.

پایان هژمونی نظامی ایالات‌متحده ؟

از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، کشورهایی که به امریکا اجازه داده‌اند از خاکشان برای عملیات نظامی استفاده کند، معمولا با این اطمینان وارد همکاری شده‌اند که در برابر تلافی دشمنان محافظت خواهند شد. تنها تعداد محدودی از این کشورها در جنگ‌هایی مانند عراق، سوریه یا کویت ۱۹۹۱ با واکنش جدی مواجه شدند. در آن دوره، برتری نظامی و فناورانه امریکا امکان دفاع موثر از میزبانان را فراهم می‌کرد؛ برای مثال، در جنگ اول خلیج‌فارس، واشنگتن با استقرار جنگنده‌های خود در پایگاه «اینجرلیک» و از طریق عملیات «توفان صحرا»، تهدید نیروی هوایی عراق علیه ترکیه را خنثی کرد. اما گسترش قدرت پهپادهای ایران و دشواری رهگیری آنها نشان می‌دهد این معادله در حال تغییر است. کشورهایی که «دسترسی در زمان جنگ» ارایه می‌دهند، با خطر فزاینده تلافی روبه‌رو شده‌اند و تضمین‌های امنیتی امریکا دیگر مانند گذشته قابل اتکا نیست. هزینه پایین تولید موشک‌ها و پهپادهایی مانند «شاهد» در مقایسه با سامانه‌های رهگیری، این تهدید را تشدید کرده است. حتی در صورت حفظ برتری نظامی امریکا، اگر دشمنان از الگوی حملات موجی به پایگاه‌های میزبان پیروی کنند، حفاظت از این کشورها برای واشنگتن دشوارتر خواهد شد و در نتیجه، دولت‌ها پیش از اعطای دسترسی نظامی با تردید بیشتری تصمیم خواهند گرفت. در صورت رویارویی امریکا با رقیبی قدرتمندتر نیز این چالش پیچیده‌تر می‌شود و حتی تضمین امنیت به کشورهای میزبان ممکن است دشوار باشد. در این میان، برخی استدلال می‌کنند که امریکا باتوجه به موقعیت جغرافیایی امن خود می‌تواند با کاهش مداخلات خارجی امنیت بیشتری داشته باشد. با این حال، اگر کشورها در مقیاس گسترده «دسترسی در زمان جنگ» را رد کنند، واشنگتن بخشی مهم از توان استقرار سریع جهانی خود را از دست خواهد داد و در‌نهایت، هژمونی نظامی شکل‌گرفته پس از جنگ جهانی دوم با چالش جدی مواجه خواهد شد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها