خسارتهایی که جنگ به محیط زیست زد / باید نگران خلیج فارس باشیم
انفجارها، آتشسوزیهای مخازن نفتی، آلودگیهای ناشی از سوخت مواد شیمیایی، تخریب زیستگاهها و برهم خوردن تعادل اکوسیستمها، بخشی از خسارتهایی هستند که معمولا کمتر درباره آنها صحبت میشود. شاید چون آثارشان فوری و آشکار نیست یا شاید چون در میان انبوه خبرهای تلخ این روزها، صدای طبیعت کمتر شنیده میشود. خلیجفارس یکی از نخستین مناطقی است که باید نگران آن باشیم.
«محیطزیست و روی پنهان جنگ» عنوان یادداشت اعتماد به قلم انوشه میرمجلسی است که در آن آمده؛ این روزها که خبرهای جنگ، خسارت و ناامنی مجال اندیشیدن به بسیاری از مسائل دیگر را از ما گرفته است، شاید صحبت کردن از محیطزیست در نگاه نخست چندان اولویتی نداشته باشد. وقتی انسانها زخمی و خانهها ویران میشوند و نگرانیهای معیشتی و امنیتی بر زندگی مردم سایه میاندازد، کمتر کسی فرصت میکند به سرنوشت رودخانهها، جنگلها، آبزیان یا حیاتوحش فکر کند. اما حقیقت این است که محیطزیست نه بیرون از این بحرانها قرار دارد و نه میتواند منتظر بماند تا روزهای آرامتری فرا برسد. درست برعکس؛ بسیاری از مسائلی که امروز با عنوان بحران، خسارت و ناامنی میشناسیم، دیر یا زود به محیطزیست گره میخورد و آثار آن در طبیعت باقی میماند؛ آثاری که گاه بسیار ماندگارتر از آن چیزی است که در روزهای نخست به چشم میآید. درست در روزهایی که جهان خود را برای مواجهه با پیامدهای رخدادهای اقلیمی بزرگی مانند سوپرالنینو آماده میکند، در ایران همچنان این پدیدهها تنها در حد هشدارهای معمول مطرح میشوند، آنهم در کشوری که هنوز خاطره سیلابهای گسترده سال ۱۳۹۸ را فراموش نکرده است؛ سیلهایی که پنج استان کشور را درگیر کرد و خسارتهایی بهجا گذاشت که هنوز هم از پس جبران کامل آنها برنیامدهایم. با این همه، همچنان خبری از برنامههای منسجم، جامع و مستمر برای مواجهه با این تهدیدهای محیطزیستی نیست. حالا جنگ را هم به این فهرست اضافه کنیم. جنگ تنها زیرساختها و شهرها را تخریب نمیکند. طبیعت نیز یکی از قربانیان خاموش آن است.
انفجارها، آتشسوزیهای مخازن نفتی، آلودگیهای ناشی از سوخت مواد شیمیایی، تخریب زیستگاهها و برهم خوردن تعادل اکوسیستمها، بخشی از خسارتهایی هستند که معمولا کمتر درباره آنها صحبت میشود. شاید چون آثارشان فوری و آشکار نیست یا شاید چون در میان انبوه خبرهای تلخ این روزها، صدای طبیعت کمتر شنیده میشود. خلیجفارس یکی از نخستین مناطقی است که باید نگران آن باشیم.
این پهنه آبی ارزشمند سالهاست زیر فشار انواع آلودگیها و بهرهبرداریهای فشرده قرار دارد و اکنون باید تبعات تنشها و درگیریهای نظامی را نیز تحمل کند. انفجارهای دریایی، تردد گسترده شناورها و تجهیزات نظامی و آلودگیهای ناشی از آنها، تنها به آب محدود نمیشود. آبزیان خلیج فارس، از ماهیان گرفته تا پستانداران دریایی، لاکپشتها و زیستمندان وابسته به مرجانها، همگی در معرض آسیب هستند. بسیاری از این گونهها نسبت به شوکهای صوتی ناشی از انفجارها حساساند و کوچکترین اختلال در زیستگاههایشان میتواند چرخههای طبیعی زندگی آنها را دچار مشکل کند. در خشکی نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. گونههای جانوری که پیش از این هم با تخریب زیستگاه، کمآبی و تغییر اقلیم دست و پنجه نرم میکردند، اکنون با تهدیدهای تازهای روبهرو هستند. صدای انفجارها، آتشسوزیهای احتمالی، جابهجایی تجهیزات و ناامن شدن زیستگاهها میتواند رفتار طبیعی حیاتوحش را مختل کند. پوششهای گیاهی نیز که در بسیاری از مناطق کشور تحت فشار شدید خشکسالی قرار دارند، در برابر این آسیبهای تازه تابآوری کمتری خواهند داشت. اما شاید مهمتر از خود این خسارتها، سکوتی باشد که درباره آنها وجود دارد. سالهاست که از ضعف ارتباطات محیطزیست در کشور سخن گفته میشود؛ از اینکه مسائل محیطزیستی معمولا زمانی مورد توجه قرار میگیرند که بحران رخ داده و کار از کار گذشته است. درباره خشکسالی زمانی حرف میزنیم که تالابها خشک شدهاند، درباره فرونشست زمانی هشدار میدهیم که زمین دهان باز کرده و درباره سیلاب زمانی مینویسیم که خانهها و جادهها زیر آب رفتهاند. خسارتهای محیطزیستی جنگ نیز از همین جنس هستند. هنوز کمتر درباره آنها حرف میزنیم. کمتر آنها را ثبت میکنیم و کمتر از خود میپرسیم که سهم طبیعت از این بحران چیست. در حالی که یکی از مهمترین وظایف ارتباطات محیطزیست دقیقا همین است؛ اینکه بتواند پیش از آنکه خسارتها به فراموشی سپرده شوند، آنها را به بخشی از حافظه عمومی تبدیل کند. بتواند میان دانش تخصصی، افکار عمومی و تصمیمگیریهای مدیریتی پیوند برقرار کند و یادآوری کند که محیطزیست موضوعی جدا از زندگی روزمره ما نیست. بهانه این یادداشت هم چیزی جز همین یادآوری نیست؛ یادآوری اینکه چند روز پیش، ۱۵ خرداد روز جهانی محیطزیست بود و ما در ایرانِ جنگزده مشغول التیام دردهای فراوانی بودیم و هستیم که محیطزیست در میان آنها اولویت چندانی ندارد.
دیدگاه تان را بنویسید