زلزلهای که گسلهای ریز کشورهای نفتی را بر ملا کرد
با وجود آنکه جنگ آمریکایی ـ اسرائیلی علیه جمهوری اسلامی به طور رسمی به پایان نرسیده اما ظاهرا "ریز بازیگران" آن سریع تر از آن چیزی که تصور میکردند با تبعات آن موجه شدهاند.
با وجود آنکه جنگ آمریکایی ـ اسرائیلی علیه جمهوری اسلامی به طور رسمی به پایان نرسیده اما ظاهرا "ریز بازیگران" آن سریع تر از آن چیزی که تصور میکردند با تبعات آن موجه شدهاند.
شاید یکی از مهمترین این بازیگران که هم در جریان جنگ و هم بعد از آن برای خود ادعاهایی داشت، شیخ نشین کوچک و نه چندان متحد امارات متحد عربی است.
به اعتقاد کارشناسان یکی از مهمترین پس لرزهای این جنگ را این شیخ نشین متحمل شده و در کوتاه مدت آینده متحمل خواهد شد.
در این بین، اعلام خروج از اوپک تنها یکی از نشانهها و نمادهایی است که به عنوان بخش کوچکی از نوک کوه یخی این مشکلات سر در آورده است.
به اعتقاد کارشناسان عرب، آنچه که امروز از رفتارهای عجیب و غریب امارات متحده شاهد آن هستیم، بیشتر علنی شدن رقابت و جنگ با رقیب سنتی امارات یعنی عربستان است، به تعبیری واضح تر امروز ما شاهد درگیری و تنش بین دو عضو ائتلاف شکست خورده جنگ و تجاوز علیه ایران است.
به تعبیر یک تحلیلگر عرب آنچه که شاهد آن هستیم سقوطی مهیب در باتلاق هرج و مرجی است که امارات خود در شکل گیری آن نقش افرین بوده است.
باید اعتراف کرد تصمیمی که امارات در مورد خروج از اوپک گرفته و از چند ساعت پیش رسانهها را در منطقه و حتی جهان به خود مشغول کرده است، صرفا یک تصمیم نفتی نبود بلکه نشانههایی از یک زلزله راهبردی است که فروپاشی عمیق تری را در ساختار این شیخ نشین و حتی آنچه که سالهاست به شورای همکاری خلیج فارس شهرت دارد نشان میدهد.
آنچه که در ظاهر به عنوان خروج یک کشور از یک اتحادیه یا شورا دیده میشود برای اماراتی که به تازگی از یک باخت بزرگ در یک قمار عظیم به نام تکیه بر قدرتی بیگانی برای تامین امنیت و حتی تحقق اهداف راهبردی تفسیر شده، خارج میشود، اقدامات پرخاشگرانه و هیستریک یک شکست خورده علیه متحدان دیروز است.
امارات هم همانند بقیه شیخ نشینان متمول ساحل جنوبی خلیج فارس و شاید بسیار بیشتر از آنها در این توهم غرق شده بود که همه چیز را میتوان با پول خرید.
این شیخ نشین حتی پای را از آن هم فراتر نهاده و دیگر نقش مخربش در تجزیه کشورهایی همچون سودان، لیبی، یمن و اخیرا سومالی به امری علنی و غیر قابل پنهان تبدیل شد.
در کمتر گزارشی از هرج و مرج و خرابکاری در منطقه خاورمیانه میشد رد پایی از اقدامات مخرب این کشور و نقش آفرینی محمد بن زاید در اغتشاشات منطقهای و بین المللی پیدا نکرد.
ایجاد ارتشهای اجارهای و تکیه بر شبه نظامیان خارجی برای برهم زدن امنیت و ثبات منطقه از جمله ابزارهای متداول چند سال اخیر اتاق عملیات بن زاید در منطقه بود.
کار به جایی رسید که توطئه چینی و اقدامات تخریبی حتی دامن متحدان سنتی امارات از جمله عربستان سعودی و شخص محمد بن سلمان را هم گرفت.
تا اینکه گزارشهایی از پیشنهاد ابوظبی به واشنگتن برای پرداخت پولی هنگفت برای تحقق توهمات توسعه طلبانهاش در منطقه خلیج فارس در اوج تجاوز آمریکایی ـ اسرائیلی به جمهوری اسلامی ایران هم منتشر شد.
اما ظاهرا بسیاری از این تیرهای توطئه به سنگ خورده و حتی کمانه کرده است، گزارش کارشناسان سودانی تاکید دارد شبکه تامین مالی امارات برای شبه نظامیان در این کشور در حال فروپاشی است، در لیبی طرح امارات به بن بست خورده است و اهداف کودتای گسترده و بزرگی که ابوظبی علیه یمن انجام داده بود نیز برای یمنیها آشکارتر میشود و از آن مهم تر اینکه عرصه بر توهمات بلندپروازنه بن زاید در منطقه خلیج فارس هم به شدت تنگ و تنگ تر شده است، این در حالی است که در سومالی و شاخ آفریقا هم شاهد شکل گیری ائتلافهایی با محوریت متحدان سابقش و برای مقابله با طرحهای این کشور هستیم، ائتلافهایی که محور آن ریاض، دوحه، آنکارا، قاهره، خارطوم، سومالی و اسمره هستند.
در واقع امارات امروز خود را در کانون گردبادی میبیند که خود نقش اول ایجاد آنرا در منطقه ایفا کرده است.
با این حال انتظار میرود امارات متحده که اولین کشور در میان میزبانان پایگاه مبدا تجاوز به ایران است، ادعای پیروزی در جنگ کرد، تنها سنگ دومینوی فرو افتاده به دلیل تبعات جنگ نخواهد بود.
در مجالی دیگر به تاثیرات این اقدام امارات بر همسایگانش به ویژه عربستان خواهیم پرداخت.
دیدگاه تان را بنویسید