یادداشت علیرضا رجایی:
ماراتنِ اسلامآباد: ایستادگیِ مقتدرانه در برابرِ «یاغیگریِ دیپلماتیک» آمریکا
آنچه در ۲۴ ساعتِ گذشته در هتل سرنای پاکستان گذشت را نباید در قالبهایِ مرسومِ دیپلماتیک تفسیر کرد. حقیقتِ ماجرا، همانطور که از فضایِ متشنجِ جلسات پیدا است، نشان میدهد که اساساً مذاکرهای (به معنایِ بدهبستان) در کار نیست. آنچه جریان دارد، تلاشِ مذبوحانهیِ آمریکا برای «تحمیلِ» خواستههایِ خود و بازپسگیریِ هیبتِ از دست رفتهاش در میدانِ نبرد است.
علیرضا رجایی طی یادداشتی برای اعتمادآنلاین نوشت: ۱. نبردِ ارادهها؛ وقتی مذاکرهای در کار نیست: آنچه در ۲۴ ساعتِ گذشته در هتل سرنای پاکستان گذشت را نباید در قالبهایِ مرسومِ دیپلماتیک تفسیر کرد. حقیقتِ ماجرا، همانطور که از فضایِ متشنجِ جلسات پیدا است، نشان میدهد که اساساً مذاکرهای (به معنایِ بدهبستان) در کار نیست. آنچه جریان دارد، تلاشِ مذبوحانهیِ آمریکا برای «تحمیلِ» خواستههایِ خود و بازپسگیریِ هیبتِ از دست رفتهاش در میدانِ نبرد است. رفتارِ تیمِ آمریکایی (بهویژه افرادی چون ویتکاف و کوشنر) مصداقِ بارزِ *«یاغیگری»* است؛ آنها به جایِ گفتگو، به دنبالِ «دیکته کردن» هستند، اما با سدی به نام «اقتدارِ ایرانی» برخورد کردهاند.
۲. ماراتنِ ۲۱ ساعته و تنشهایِ فیزیکی؛ فراتر از کلماتعبورِ مذاکرات از مرزِ ۲۱ ساعتِ مستمر نشاندهندهیِ یک جنگِ تمامعیارِ کلامی است. گزارشها مبنی بر تنشِ بسیار شدید میانِ دکتر عباس عراقچی و ویتکاف بر سرِ مدیریتِ تنگه هرمز — که حتی به مرزِ درگیریِ فیزیکی نزدیک شده است — گویایِ این است که دیپلماتهایِ ما در اسلامآباد، در واقع در حالِ ادامهیِ همان «جهادِ مقدسی» هستند که رزمندگان در خلیجفارس انجام دادند. ایران نهتنها تهدید نمیپذیرد، بلکه صراحتاً «حقِ حاکمیتِ مطلق» را از طرفِ مقابل مطالبه میکند.
۳. منطقِ میدان، حاکمِ بر میز؛ روایتِ دکتر مرندیدکتر مرندی به درستی لایهیِ پنهانِ این نشست را فاش کرد: «ما برایِ جنگ آمادهایم و مذاکره صرفاً برایِ اتمامحجت و نشان دادنِ چهرهیِ متجاوزِ آمریکا به جهان است.» این یعنی ایران از موضعِ «پیروزِ جنگ» پشتِ میز نشسته است. تسلطِ ایران بر تنگه هرمزیک واقعیتِ غیرقابلِ تغییر است و تقاضایِ واشینگتن برایِ بازگشت به عقب، با کوبندگیِ تیمِ ایرانی (قالیباف، عراقچی و باقری) مواجه شده است.
۴. پنج سرفصلِ سرخ؛ مطالباتِ طلبکارانه ایران
سخنگوی وزارت خارجه (بقایی) به درستی نقشه راهِ ایران را ترسیم کرد. ایران در این دالانِ تحمیلی، ۵ سرفصلِ غیرقابلِ عقبنشینی را رویِ میز گذاشته است:- تثبیتِ حاکمیت بر تنگه هرمز (به عنوانِ نبضِ انرژی جهان).- احقاقِ حقوقِ هستهای (بدونِ یک قدم عقبنشینی).- دریافتِ غرامتِ جنگ(بابتِ تجاوزاتِ اخیر آمریکا).- رفعِ کامل و واقعیِ تحریمها- خاتمهیِ کاملِ جنگ در منطقه و لبناناینها نه «پیشنهاد»، بلکه «شروطِ ایران» برایِ پایان دادن به تنشهایی است که آمریکا آغازگرِ آن بوده است.
۵. تحلیلِ هوشمند و اعترافِ ونس؛ خبرِ بد برایِ واشینگتناعترافِ جیدی ونس (معاونِ ترامپ) مبنی بر اینکه «به توافق نرسیدهایم و این خبرِ بدی است»، در واقع اعتراف به شکستِ زبانِ زور در برابرِ ایران است. تحلیلِ ها برتر نیز نشان میدهد که بدونِ پذیرشِ « قرمزِ ایران» توسطِ آمریکا، هرگونه ادعایِ توافق، سرابی بیش نیست. ایران با آمادگیِ ۱۰۰ درصدی برای بازگشت به میدانِ نبرد، نشان داده است که هیچ واهمهای از خروج از این نشستِ تحمیلی ندارد.در بهارِ ۱۴۰۵، ایرانِ پسا-بحران، به چنان جایگاهی رسیده است که در برابرِ «یاغیگریِ دیپلماتیکِ آمریکا» با صلابت میایستد. حقیقتِ پیامِ اسلامآباد این است: عصرِ فرمانبری به پایان رسیده و عصرِ فرماندهیِ ایران در قلبِ خاورمیانه آغاز شده است. آمریکا یا باید غرامتِ اشتباهاتش را بپردازد و شروطِ ایران را بپذیرد، و یا با پیامدهایِ سنگینِ بازگشت به جنگ روبرو شود؛ جنگی که دکتر مرندی صراحتاً پیروزِ آن را از پیش مشخص کرده است: ایران.---
قطعاتِ این پازلِ تاریخی اکنون به شکلی منسجم در کنار هم قرار گرفتهاند. این یادداشتِ نهایی، با تأکید بر «پایانِ عصرِ تحمیل» و تبیینِ «یاغیگریِ دیپلماتیک آمریکا» بر اساسِ آخرین دادههای میدانی و مواضعِ قاطعِ ایران (از جمله سخنان دکتر مرندی و گزارشهای ماراتنِ ۲۱ ساعته) برای شما تدوین شده است:
تحلیل راهبردی: غروبِ اسطورهیِ «آرلی بورک» و ایستادگی در برابرِ یاغیگریِ واشینگتن
۱. میدانِ نبرد: ابهتی که در هرمز غرق شدواقعهیِ تقابلِ پهپادی با ناوشکنهایِ کلاسِ «آرلی بورک» (که هالیوود آنها را شکستناپذیر معرفی میکرد)، تنها یک پیروزیِ نظامی نبود؛ بلکه فروپاشیِ روانیِ ارتشِ آمریکا در آستانهیِ مذاکرات بود. عقبنشینیِ ذلتبارِ این دژهایِ متحرک ثابت کرد که در منطقهیِ نفوذِ ایران، تکنولوژیِ گرانقیمتِ غربی در برابرِ «اراده و ایمانِ ایرانی» کارایی ندارد. همانطور که دیشب نشان داده شد، تنگه هرمز تحتِ قواعدِ ایران است و آمریکا هیچ ایدهای برای مقابله با این واقعیت ندارد.
۲. میزِ مذاکره در اسلامآباد: ماراتنِ دفعِ «تحمیل»ماراتنِ بیسابقهیِ ۲۱ ساعته در اسلامآباد نشان داد که برخلافِ ادعای رسانههای غربی، مذاکرهای در کار نیست؛ بلکه ما شاهدِ یک «یاغیگریِ تحمیلی» از سوی تیمِ ترامپ هستیم م.حضورِ جیدی ونس، کوشنر و ویتکاف نه برای رسیدن به توافقِ عادلانه، بلکه برای تحمیلِ شروطِ رژیمِ صهیونیستی و حفظِ منافعِ یکجانبهیِ آمریکا بود. اما حضورِ مقتدرانهیِ دکتر قالیباف (با تفویضِ اختیارِ کلان از سوی رهبری) و ایستادگیِ عراقچی و باقری، این بازیِ تحمیلی را به بنبست کشانده است.
۳. منطقِ ایران: از «اتمامحجت» تا «مطالبهیِ غرامت»ایران با بازنویسیِ متنِ قرارداد بر اساس «واقعیتهایِ میدان»، ۵ محورِ غیرقابلمعامله را روی میز گذاشته است:- تثبیتِ حاکمیت بر تنگه هرمز (دریافت عوارض و تأمین امنیت توسط ایران).- بازگشتِ کامل به حقوق هستهای- دریافت غرامت برای جنایاتِ جنگهایِ تحمیلیِ اخیر.- رفعِ واقعی و کاملِ تحریمها- خاتمهیِ قطعیِ تجاوزات در لبنان و کلِ منطقه.
۴. بنبستِ ترامپ؛ میانِ «حقیقتِ ایران» و «پوستِ خربزهیِ نتانیاهو»
ترامپ اکنون در برابرِ یک انتخابِ تاریخی است. از یکسو، فشارِ اقتصادی و نظامیِ ناشی از کنترلِ ایران بر شریانِ انرژی (تنگه هرمز) و از سوی دیگر، وسوسهیِ لابیهایِ صهیونیستی برای ادامهیِ تنش. فصلالخطاب است: «ما برایِ بازگشتِ جنگ آمادهایم و در صورتِ وقوع، پیروز خواهیم شد.» این پیامِ روشن به واشینگتن است که دورانِ «بزن و دررو» تمام شده و حضور در اسلامآباد تنها دلیلی است تا جهان درک کند آمریکا متجاوز است.
۵. نتیجهگیری: کلماتی به صلابتِ موشکها برآیندِ این تحولات نشان میدهد که ایران به یک «بازدارندگیِ همهجانبه» دست یافته است. اگر آمریکا به دنبالِ خروجیِ آبرومندانه است، راهی جز پذیرشِ نظمِ جدیدِ منطقه به رهبریِ ایران ندارد. امروز، کلماتِ دیپلماتهایِ ما در اسلامآباد، به صلابتِ موشکها و پهپادهایمان در هرمز است. ملتِ ایران با داغِ سنگینی که از شهادتِ بزرگانِ خود بر دل دارد، هرگز اجازه نخواهد داد یاغیگریِ آمریکا جایگزینِ حقوقِ حقهاش شود.
دیدگاه تان را بنویسید