از مذاکره بهعنوان ابزار خرید زمان تا شکست نظامی؛ ۳۶ روز نبردی که معادلات را برهم زد
با گذشت ۳۶ روز از آغاز تجاوز رژیم صهیونیستی با همراهی ایالات متحده شاهد تحولات شتابان و تعیینکنندهای در این بازه زمانی بودهایم؛ تحولاتی که به تعبیر برخی تحلیلگران، معادلات منطقهای و جهانی را به «پیش و پس از جنگ رمضان» تقسیم کرده است. بیتردید پیامدهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تجاری این جنگ، تغییرات عمیقی را در سطح منطقه و جهان رقم زده و جمهوری اسلامی ایران را در مقطعی حساس، پیچیده و در عین حال تاریخساز قرار داده است.
مرتضی مکی کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرنگار اعتماد آنلاین با اشاره به جنگ تحمیلی و تجاوز دشمنان به خاک کشورمان، اظهار داشت: با گذشت ۳۶ روز از آغاز تجاوز رژیم صهیونیستی با همراهی ایالات متحده شاهد تحولات شتابان و تعیینکنندهای در این بازه زمانی بودهایم؛ تحولاتی که به تعبیر برخی تحلیلگران، معادلات منطقهای و جهانی را به «پیش و پس از جنگ رمضان» تقسیم کرده است. بیتردید پیامدهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تجاری این جنگ، تغییرات عمیقی را در سطح منطقه و جهان رقم زده و جمهوری اسلامی ایران را در مقطعی حساس، پیچیده و در عین حال تاریخساز قرار داده است.
وی افزود: ضروری است از فرصتهای بهوجودآمده برای تثبیت و تکمیل دستاوردها بهرهبرداری کرده و در عین حال با درسآموزی از این تحولات مسیر جبران کاستیهای گذشته در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را هموار سازیم.
مکی با اشاره به اهداف اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی تصریح کرد: طرف مقابل تصور میکرد که میتواند در مدت کوتاهی و با اقداماتی نظیر ترور رهبران و فرماندهان ارشد، زمینه بیثباتی سیاسی و اجتماعی در ایران را فراهم کرده و به هدف نهایی خود، یعنی تغییر نظام دست یابد. این در حالی است که چنین برداشتی ناشی از یک خطای محاسباتی بزرگ از سوی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بود.
وی ادامه داد: آنان با تکیه بر تحلیلهایی از وضعیت داخلی ایران گمان میبردند که فرصتی برای تضعیف یا حتی تجزیه کشور فراهم شده است. در همین چارچوب، مذاکرات نیز در نگاه آنان ابزاری برای خرید زمان و جمعآوری اطلاعات تلقی میشد و به همین دلیل، در مقاطعی حتی همزمان با روند مذاکرات، شاهد حملات نظامی نیز بودیم.
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: جنگ ۱۲ روزه بخشی از توانمندیهای نظامی ایران را به نمایش گذاشت و در نهایت، طرف مقابل را به سمت درخواست آتشبس سوق داد؛ هرچند این به معنای پایان خصومتها و اقدامات سیاسی، رسانهای و امنیتی علیه ایران نیست.
وی با اشاره به تحولات داخلی گفت: در مقاطعی همچون حوادث دیماه، تلاش شد از طریق ایجاد ناآرامی، زمینه برای فشارهای بیشتر و حتی اقدام نظامی علیه ایران فراهم شود، اما حضور مردم در صحنه، این سناریو را ناکام گذاشت. البته این عقبنشینی به معنای توقف برنامههای آنان نبود، بلکه صرفاً به تعویق انداختن آن در قالب یک «پنجره فرصت» جدید تلقی میشد.
مکی افزود: به نظر میرسد برنامهریزیهایی برای اقدام علیه ایران در بازهای مشخص از جمله حوالی ماه ژوئن، در دستور کار بوده است، اما تحولات سیاسی داخلی آمریکا و مخالفتها با رویکرد نظامی، موجب تغییر در زمانبندی این اقدامات شد. در این میان، نتانیاهو تلاش داشت از فرصت ایجادشده برای وارد آوردن ضربه نهایی به محور مقاومت، پس از تحولات لبنان، غزه، سوریه و عراق، بهرهبرداری کند؛ هدفی که در عمل محقق نشد.
وی در ادامه تأکید کرد: ایران در واکنش به اقدامات طرف مقابل، از سناریوهایی بهره گرفت که در شرایط بحرانی و بهعنوان گزینههای نهایی پیشبینی شده بود. اجرای این سناریوها، بهویژه در هدف قرار دادن پایگاهها و منافع آمریکا و همچنین مواضع رژیم صهیونیستی، موجب غافلگیری طرف مقابل و وارد آمدن ضربات قابلتوجه به آنان شد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان خاطرنشان کرد: با وجود تمامی این تحولات هنوز چشمانداز روشنی از پایان این وضعیت قابل ترسیم نیست. شکاف عمیقی میان مطالبات و طرحهای آمریکا و متحدانش با خواستههای جمهوری اسلامی ایران وجود دارد و در چنین شرایطی، مقاومت همچنان بهعنوان مهمترین متغیر در دستیابی به صلحی پایدار مطرح است.
دیدگاه تان را بنویسید