کد خبر: 767342
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۶ ۱۰:۰۹:۲۵
| |

جللال ساداتیان: روند دیپلماسی باید بدون فشارهای غیرضروری پیش رود

به عقیده دیپلمات اسبق کشورمان، روند دیپلماسی باید به‌ طور مستقل و بدون فشارهای غیرضروری پیش رود. هیچ کس نباید با جبهه‌گیری یا پیش‌داوری، مسیر استفاده از فرصت‌های موجود را محدود کند، از همین رو مهم این است که کشور فرصت‌های موجود را بشناسد و از آنها حداکثر بهره را ببرد.

جللال ساداتیان: روند دیپلماسی باید بدون فشارهای غیرضروری پیش رود
کد خبر: 767342
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۶ ۱۰:۰۹:۲۵

ایالات‌متحده در پوشش دیپلماسی وارد بازی اسراییل شد و استراتژی پرهزینه‌ای اتخاذ کرد؛ استراتژی‌ای که امروز با ابتکار عمل‌های میدانی ایران و هم‌صدایی محور مقاومت با کشورمان بازی واشنگتن و تل‌آویو را پیچیده و پرهزینه کرده و موجب شده تا ایالات‌متحده بدون حمایت بازیگران عضو ناتو به تنهایی تلاش کند تا راهی برای خروج از بحران بیابد.

به گزارش اعتماد، در شرایطی که در پنجمین هفته از آغاز تجاوزات امریکا و اسراییل علیه کشورمان قرار داریم، همزمانی تشدید درگیری‌های میدانی با تحرکات دیپلماتیک، معادله جنگ را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ مرحله‌ای که نشانه‌های خستگی راهبردی در غرب و پیچیده‌تر شدن مسیر دیپلماسی را به‌ طور همزمان نمایان کرده است. درحالی که وزیر خارجه آلمان از عدم تمایل واشنگتن به ورود به یک جنگ زمینی طولانی‌مدت سخن می‌گوید، گزارش ادعایی وال‌استریت ژورنال از به بن‌بست رسیدن تلاش‌های میانجیگرانه به رهبری پاکستان برای برقراری آتش‌بس خبر می‌دهد؛ دو نشانه متضاد که از یک‌سو میل به مهار بحران و  ازسوی دیگر ناتوانی در رسیدن به توافق را نشان می‌دهد. همزمان، مخالفت روسیه، چین و فرانسه در شورای امنیت با استفاده از زور در شورای امنیت برای بازگشایی تنگه هرمز که طی قطعنامه‌ای قرار است ازسوی بحرین ارایه شود، شکاف در جبهه حامیان امریکا را عیان‌تر کرده و از طرفی افزایش قیمت نفت، هزینه‌های جنگ را به سطحی بی‌سابقه رسانده است. در چنین شرایطی برخی ناظران بر این باورند که گره اصلی نه فقط در میدان نبرد، بلکه در نبود راهبرد خروج واشنگتن از این باتلاق شکل گرفته؛ وضعیتی که امریکا را در معرض یک رویارویی فرسایش تدریجی قرار داده است. با این حال گروهی دیگر از تحلیلگران معتقدند همین بن‌بست می‌تواند به نقطه گشایش تبدیل شود؛ جایی که برتری میدانی ایران و فشارهای اقتصادی جهانی، طرف‌ها را به سمت توافقی فراتر از یک آتش‌بس شکننده سوق دهد. به این بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی معادلات پیچیده جنگ در شرایطی که بیش از یک ماه از آن می‌گذرد با جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین کشورمان گفت‌وگو کرده است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید: 

جلال ساداتیان، تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در پاسخ به سوال «اعتماد» درخصوص ارزیابی‌اش از استراتژی ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز توسط ایران و نتایج و امتیازهای حاصل از آن گفت: تحلیل‌ها و ارزیابی‌هایی که تاکنون ارایه شده، نشان می‌دهد هدف دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا از آغاز این جنگ، به‌ نوعی تحت‌تاثیر و در چارچوب بازی بنیامین نتانیاهو تعریف شده است.  به ‌باور من، روسای‌جمهور امریکا معمولا وارد چنین بازی‌هایی نمی‌شدند، اما در این مورد خاص، به دلایل مختلف از جمله ملاحظات داخلی، این اتفاق رخ داد. در واقع می‌توان گفت نوعی فریب و پیچیدگی در روند تحولات وجود داشت، به ‌ویژه در شرایطی که مذاکرات در جریان بود، اما به‌ نظر می‌رسد فشارهای نتانیاهو مانع از دستیابی به توافق شد و درنهایت به آغاز یک جنگ ۱۲روزه انجامید. در این جنگ، ایران به سرعت به اقدامات طرف مقابل پاسخ داد. زمانی که طرف مقابل با توانمندی‌ها و به ‌اصطلاح «شگفتی‌های» ایران مواجه شد، درخواست آتش‌بس مطرح شد و ایران نیز با پذیرش آن موافقت کرد.  به گفته ساداتیان با این حال، این روند برای بار دوم نیز با نوعی بی‌اعتمادی همراه شد؛ بدان معنا که در پوشش مذاکره، مجددا زمینه برای اقدام نظامی فراهم شد. هر چند ایران غافلگیر نشد، اما تصور این بود که مسیر دیپلماسی همچنان در جریان است. در تحلیل اهداف این حملات، به ‌نظر می‌رسد طرف مقابل تصور می‌کرد با هدف قرار دادن رهبری شهید کشورمان و سطوح عالی فرماندهی و ایجاد رعب در میان مردم، می‌تواند ساختار داخلی ایران را دچار اختلال کند. حتی به‌ نظر می‌رسد برنامه‌هایی برای فعال‌سازی برخی نیروها در داخل و نیز تحرکاتی از مرزها با هدف ایجاد بی‌ثباتی یا حتی تجزیه درنظر گرفته شده بود، اما این سناریوها محقق نشد. در مقابل، حضور مردم در صحنه و انسجام داخلی مانع از تحقق این اهداف شد.

این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: در حوزه نظامی نیز ایران پیش‌تر اعلام کرده بود که در صورت حمله بازیگری متخاصم، پایگاه‌های امریکا در منطقه را هدف قرار خواهد داد. در همین چارچوب، پایگاه‌هایی در کشورهای مختلف منطقه ازجمله کویت، بحرین، امارات، عربستان، عمان، اردن، قبرس و اقلیم کردستان هدف قرار گرفتند و حتی ناوگان دریایی و ناوهای هواپیمابر نیز مورد تهدید و حمله قرار گرفتند. این اقدامات نشان داد که ایران در حوزه عملیاتی نیز از توان پاسخگویی برخوردار است. در داخل کشور نیز همزمان با این تحولات، انسجام قابل‌توجهی میان نیروهای نظامی وجود داشته و دارد. ارتش و سپاه، هر چند به ‌صورت مستقل عمل می‌کنند، اما هماهنگی لازم میان آنها برقرار است و هر کدام ماموریت‌های خود را پیش می‌برند. پیشرفت‌های نظامی به‌ ویژه در حوزه موشکی نیز نقش مهمی در ایجاد دست برتر برای ایران ایفا کرده است؛ موضوعی که به‌ نظر می‌رسد طرف مقابل برآورد دقیقی از آن نداشت. ساداتیان در ادامه این گفت‌وگو تصریح کرد: ازسوی دیگر، تحولات میدانی باعث شده ایران در موقعیتی قرار گیرد که بتواند کنترل و تسلط بیشتری بر تنگه هرمز اعمال کند. هر چند به ‌صورت رسمی اعلامی مبنی بر بستن این تنگه صورت نگرفته، اما در عمل نوعی مدیریت و اعمال محدودیت در عبور برخی کشتی‌ها مشاهده می‌شود. در مقابل، ایالات‌متحده ادعاهایی مبنی بر تضعیف توان دریایی و موشکی ایران مطرح کرد که در عمل محقق نشد. شاهد بودیم در سطح بین‌المللی نیز، این جنگ با واکنش‌های متفاوتی همراه بود. بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی ناتو، همراهی صریحی با این اقدامات نشان ندادند. حتی کشورهای منطقه نیز که تلاش‌هایی برای ایجاد ائتلاف صورت گرفته بود، به ‌صورت رسمی به چنین ائتلافی نپیوستند، هر چند در مواردی امکانات و پایگاه‌های خود را دراختیار امریکا قرار دادند.

این تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل در ادامه خاطرنشان کرد: ازسوی دیگر، ایران نیز پیش‌تر اعلام کرده بود هر نقطه‌ای که مبدا حمله باشد، به عنوان هدف مشروع تلقی خواهد شد. در بعد داخلی امریکا نیز، این تحولات با واکنش‌های انتقادی همراه بوده است. بخشی از سناتورها و نمایندگان کنگره به‌ شدت از این رویکردها انتقاد کرده‌اند و حتی شاهد برگزاری اعتراضاتی در برخی ایالت‌ها بوده‌ایم. این موضوع نشان‌دهنده وجود شکاف در داخل امریکا نسبت به نحوه مدیریت این بحران است. در عین حال، نوع اهدافی که در این حملات مورد توجه قرار گرفته، ازجمله حمله به مدارس، مراکز درمانی، دانشگاه‌ها، زیرساخت‌ها، بنادر و فرودگاه‌ها، از منظر حقوق بین‌الملل می‌تواند مصداق نقض قوانین جنگ و حتی جنایات جنگی تلقی شود. افزایش فشارها بر زیرساخت‌های غیرنظامی و طرح اظهاراتی درباره بازگرداندن ایران به شرایطی شبیه «ویرانی کامل» و به تعبیر ادعایی عصر حجر نشان‌دهنده تشدید رویکردهای تهاجمی است. با این حال، مجموعه شواهد و تحولات میدانی حاکی از آن است که ایران در این جنگ توانسته موقعیت برتری نسبت به طرف مقابل به دست آورد و دست‌کم در مقطع کنونی، دست بالا را در معادلات میدانی و راهبردی در اختیار داشته باشد. 

به گفته ساداتیان لذا بنا بر گزارشاتی تحرکات دیپلماتیکی نیز شکل گرفت. در همین چارچوب، وزیر امور خارجه ایران با همتای پاکستانی خود در تماس بودند و با توجه به جایگاه پاکستان به عنوان همسایه ایران و روابط موجود، انتظار می‌رفت که نقش فعال‌تری در این فضا ایفا کند. طرف پاکستانی نیز ضمن اعلام آمادگی، پیشنهاد داد که وزیران خارجه عربستان و ترکیه نیز به این روند اضافه شوند. در ادامه این تحرکات، طی روزهای گذشته گفت‌وگوهایی میان مقامات عالی دو کشور، ازجمله نخست‌وزیر پاکستان و رییس‌جمهور ایران، انجام شد و همچنین تماس‌هایی در سطح وزرای خارجه برقرار شده است. مجموعه این رایزنی‌ها نشان می‌دهد که برخی کشورها تمایل داشتند وارد یک روند دیپلماتیک شوند، هر چند هنوز طرح مشخص، چارچوب مدون یا شروط روشنی در این زمینه ارایه نشده و این تلاش‌ها بیشتر در سطح اعلام آمادگی اولیه باقی مانده است. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه به «اعتماد» گفت: به نظر می‌رسد در این میان و در ابتدا ایران نیز آمادگی خود را برای ورود به چنین روندی اعلام کرد. ازسوی دیگر، وزیر امور خارجه پاکستان یک بیانیه پنج ‌ماده‌ای منتشر کرده که پذیرش یا عدم پذیرش آن بحث جداگانه‌ای است، اما در مجموع نشان‌دهنده فعال شدن مسیر دیپلماسی بود. همچنین برخی پیشنهادها ازسوی محمدجواد ظریف، وزیر اسبق امور خارجه و حسن روحانی، رییس‌جمهور اسبق مطرح شده که به نوعی در همین چارچوب قابل ارزیابی است. با این حال، همزمان با این تحرکات دیپلماتیک، حملات به ارایه‌دهندگان راه‌حل‌های دیپلماتیک نیز ادامه دارد. در هر صورت در چنین وضعیتی، اهمیت دارد که ایران بتواند از این مقطع برای کسب امتیازات لازم استفاده کند. در این مسیر، نقش برخی کشورهای منطقه نیز می‌تواند تعیین‌کننده باشد؛ کشورهایی مانند عمان که پیش‌تر نیز نقش میانجی را ایفا کرده یا قطر که می‌تواند در ایجاد تفاهمات جدید نقش‌آفرینی کند. به‌ هر حال، هدف باید دستیابی به ترتیباتی جدید باشد و نه بازگشت به شرایط گذشته، چراکه معادلات منطقه‌ای دستخوش تغییر شده و دیگر نمی‌توان انتظار داشت همه‌ چیز به روال سابق ادامه یابد. ساداتیان در ادامه گفت‌وگوی خود تصریح کرد: در عین حال، این مقطع را باید یک فرصت مهم تلقی کرد؛ فرصتی که باید به سرعت و با دقت از آن استفاده شود. تجربه‌های گذشته نشان داده که تعلل در بهره‌گیری از فرصت‌های دیپلماتیک می‌تواند هزینه‌زا باشد؛ همان‌گونه که پس از آزادسازی خرمشهر در جریان جنگ ایران و عراق یا در برخی مقاطع دیگر، امکان دستیابی به امتیازات مهم وجود داشت، اما به دلایل مختلف از آن استفاده نشد. لذا اکنون نیز شرایطی مشابه از حیث فرصت در حال شکل‌گیری است. برخی بازیگران، از جمله کشورهای اروپایی، پاکستان و دیگران، تمایل خود را برای ورود به این روند نشان داده‌اند و ضروری است از این ظرفیت‌ها برای مهار روند تخریبی جنگ و جلوگیری از تشدید بحران استفاده شود. لازم است فضای درونی کشور به‌ گونه‌ای مدیریت شود که مانعی در مسیر گفت‌وگوهای دیپلماتیک ایجاد نشود. جریان‌هایی که با هرگونه مذاکره یا ابتکار سیاسی مخالفت می‌کنند، نباید اجازه پیدا کنند تجربه‌های منفی گذشته را تکرار کنند. مدیریت افکار عمومی و ایجاد اجماع داخلی در چنین شرایطی می‌تواند نقش مهمی در پیشبرد اهداف ملی و بهره‌برداری از فرصت‌های پیش‌رو ایفا کند.

ساداتیان در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درخصوص مواضع ناتو در مورد عدم ورود مستقیم این نهاد جهت بازگشایی تنگه هرمز تشریح کرد: درباره ناتو باید گفت که در جریان این جنگ، هر یک از کشورهای عضو به‌ طور مستقل موضع خود را اعلام کردند.  برای مثال، امانوئل مکرون، رییس‌جمهور فرانسه تاکید کرد که این جنگ، جنگ فرانسه نیست و انگلستان نیز اعلام کرد که کمک مستقیمی نخواهد کرد. ترامپ هم به ناتو گفت که دیگر از طرف امریکا کمکی ارایه نخواهد شد و خودتان باید فشار لازم را وارد کنید و تنگه هرمز را باز کنید. در این میان، پشت ماجرا درگیری‌ها و بحران اوکراین باعث شد روسیه از لغو تحریم‌های نفتی بهره لازم را ببرد. با افزایش قیمت نفت، این کشور توانست بخش زیادی از نفت خود را بفروشد و درآمدهای بیشتری کسب کند.  به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان منطقه خلیج‌فارس و تنگه هرمز حدود ۲۰درصد انرژی مصرفی جهان را منتقل می‌کند. ایران در همین چارچوب، اجازه داده است که کشتی‌های کشورهای مختلف مانند هند و فرانسه به‌طور محدود و تحت شرایط مشخص عبور کنند. در چنین شرایطی، ایران باید بتواند بهره لازم را از دستاوردهایی که تا این لحظه به دست آورده، ببرد و حداکثر امتیازات ممکن را کسب کند. در این میان مهم‌ترین نکته این است که مذاکره‌کنندگان قوی باشند و از فرصت‌هایی که کشورهای مختلف، ازجمله پاکستان و ترکیه، ایجاد می‌کنند، بهره کامل گرفته شود. کشورهای اروپایی نیز به ‌طور رسمی تاکید نمی‌کنند، اما فرصت‌هایی را فراهم کرده‌اند که ایران می‌تواند از آنها استفاده کند. ساداتیان در ادامه این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: در این مسیر، اقدامات فداکارانه دیپلمات‌ها و مسوولان ایرانی نقش مهمی داشته است. به عنوان نمونه، علی لاریجانی و همچنین کمال خرازی با اجازه رهبری تلاش‌هایی انجام داده‌ بودند. با این حال مهم این است که ایران اجازه دهد روند تحولات داخلی و منطقه‌ای در مسیر درست پیش رود و از موقعیت موجود حداکثر بهره‌برداری شود تا دستاوردهای سیاسی و اقتصادی کشور بیشترین ثمره را داشته باشد. این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درخصوص نقش همزمان گروه‌های مقاومت بالاخص انصارالله یمن در انسداد تنگه باب‌المندب با بستن تنگه هرمز توسط کشورمان نیز خاطرنشان کرد: یکی از عجایب این جنگ اخیر، علاوه بر مقاومت ایران که فراتر از یک ماه ادامه یافته است، برخلاف پیش‌بینی دشمنان، نیروهای مقاومت در منطقه به ویژه حشدالشعبی و جریان‌های داخلی عراق، توان و رشد خود را نشان داده‌اند. همان‌طور که مشاهده می‌کنیم، این نیروها اکنون در مقابل اسراییل ایستاده‌اند و ازسوی دیگر، حوثی‌های یمن نیز وارد صحنه شده‌اند. آنچه دشمنان فکر می‌کردند که مقاومت از بین رفته، اکنون کاملا زنده و فعال است. از طرفی شاهد هستیم که ایران نیز برای آینده شروط مشخصی دارد: ایران به دنبال آتش‌بس صرف نیست، بلکه خواهان برقرار شدن یک پیمان صلح است که تضمین کند جنگ مجددی رخ ندهد. این صلح نه فقط برای ایران، بلکه برای کل منطقه باید برقرار شود، ازجمله برای حوثی‌ها و سایر گروه‌های منطقه‌ای.  به گفته ساداتیان در این چارچوب، ایران ابزارهای متعددی دراختیار دارد که برتری آن را تقویت می‌کند: قدرت موشکی، توانمندی نیروهای مقاومت، حضور گسترده مردم در صحنه و واکنش آنها در برابر فشارها. این‌ ابزارها همگی قابل توجه و تعیین‌کننده هستند. ازسوی دیگر، حزب‌الله لبنان نیز در مقابله با اسراییل توانسته به خوبی دشمن را تحت فشار قرار دهد. حال نیز اگر مناطق استراتژیکی مانند باب‌المندب نیز وارد این معادله شوند، معادلات درگیری‌ها در منطقه پیچیده‌تر می‌شود. لذا باید از نقطه قوت فعلی ایران در منطقه حداکثر بهره‌برداری صورت گیرد. فرصت‌ها باید قبل از کهنه شدن و تبدیل شدن به فرصت از دست رفته، به شکل هوشمندانه مدیریت شوند. این شامل باز کردن تنگه هرمز و تضمین منافع ایران در روندهای منطقه‌ای و مذاکرات دیپلماتیک است. 

به عقیده این دیپلمات اسبق کشورمان درنهایت، روند دیپلماسی باید به‌ طور مستقل و بدون فشارهای غیرضروری پیش رود. هیچ کس نباید با جبهه‌گیری یا پیش‌داوری، مسیر استفاده از فرصت‌های موجود را محدود کند،  از همین رو مهم این است که کشور فرصت‌های موجود را بشناسد و از آنها حداکثر بهره را ببرد.  این تحلیل بدان معنا نیست که هر پیشنهادی کاملا درست و بجا هستند منظور این است که فضای درون کشور به سمت و سویی سوق پیدا کند که هر یک از افراد براساس تجارب خود بتوانند ایده‌های خود را بدون واهمه از طرد شدن مطرح کنند.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها