کد خبر: 788198
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۴ ۱۹:۱۳:۰۰
| |

چرایی دوام اقتصاد ایران در برابر جنگ اقتصادی ترامپ

خو کرده به تحریم ها

تهران تجارب طولانی در مواجهه با تحریم‌ها اندوخته، اما جنگ، منابع پایداری آن را هدف گرفته است، دیگر دولت دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، تنها روی قدرت نظامی برای واداشتن ایران به تسلیم حساب نمی‌کند.

خو کرده به تحریم ها
کد خبر: 788198
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۴ ۱۹:۱۳:۰۰

تهران تجارب طولانی در مواجهه با تحریم‌ها اندوخته، اما جنگ، منابع پایداری آن را هدف گرفته است، دیگر دولت دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، تنها روی قدرت نظامی برای واداشتن ایران به تسلیم حساب نمی‌کند. پس از نزدیک به شش ماه از آغاز جنگ، واشنگتن با هدف قرار دادن توانایی تهران در تامین مالی جنگ، واردات و حفظ ثبات داخلی، خود را برای انتقال بخش بزرگ‌تری از این مواجهه به عرصه اقتصاد آماده می‌کند.

تهران تجارب طولانی در مواجهه با تحریم‌ها اندوخته، اما جنگ، منابع پایداری آن را هدف گرفته است، دیگر دولت دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، تنها روی قدرت نظامی برای واداشتن ایران به تسلیم حساب نمی‌کند. پس از نزدیک به شش ماه از آغاز جنگ، واشنگتن با هدف قرار دادن توانایی تهران در تامین مالی جنگ، واردات و حفظ ثبات داخلی، خود را برای انتقال بخش بزرگ‌تری از این مواجهه به عرصه اقتصاد آماده می‌کند.ترامپ آنچه «شدیدترین اقدام اقتصادی تاریخ علیه یک کشور» خوانده، اعلام کرده و کشورهایی را که به حمایت از ایران ادامه دهند، به پیامدهای اقتصادی تهدید کرده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا نیز گفت که ایالات متحده روز (دوشنبه) جزییات طرحی را برای انزوای ایران و شرکای تجاری‌اش فاش و پیش‌بینی کرد این اقدام «بزرگ‌ترین انزوای اقتصادی هماهنگ‌شده در تاریخ» باشد.این تشدید مواضع به سرعت در بازارها بازتاب یافت؛ به‌طوری که نفت خام برنت برای پنجمین روز متوالی و در میان نگرانی‌ها از اختلالات جدید در supply انرژی و تجارت از طریق خلیج فارس، به بالاترین سطح خود در حدود چهار هفته اخیر رسید.اما موفقیت استراتژی امریکا به یک پرسش بنیادی بستگی دارد: اقتصاد ایران تا چه زمانی می‌تواند دوام بیاورد؟نزدیک‌تر ین پاسخ این است که می‌تواند ادامه دهد، اما با هزینه‌ای که به سرعت در حال افزایش است.اقتصادی خوگرفته به تحریم‌ها... نه جنگ‌ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹، منظومه گسترده‌ای را برای سازگاری با تحریم‌ها بنا نهاده است که واسطه‌ها، صرافی‌ها، تجارت مرزی، تهاتر و تسویه حساب با ارزهایی غیر از دلار و همچنین «ناوگان سایه» برای حمل نفت را شامل می‌شود.این کشور همچنین از بازار داخلی بزرگ، پایه صنعتی و کشاورزی، ذخایر عظیم نفت و گاز و مرزهای زمینی گسترده برخوردار است و همزمان با وجود تحریم‌های غرب، بازار نفت خود و در راس آنها چین را حفظ کرده است.اما جنگی که  در فوریه آغاز شد، معادلات را تغییر داد. فشارهای موجود دیگر صرفا مالی نیستند، بلکه با آسیب دیدن زیرساخت‌ها، محاصره دریایی و اختلال در تجارت، جنبه عینی و فیزیکی نیز پیدا کرده‌اند. بدین‌ترتیب، تهران به‌طور همزمان با تحریم‌ها، جنگ، تورم، تضعیف ارزش پول ملی و اختلال در زنجیره‌های تامین مواجه است.با وجود توانایی پایداری اقتصاد در ماه‌های نخست، استمرار فعالیت‌ها به این معنا نیست که این معادله تا بی‌نهایت امکان‌پذیر باشد.ایران توان پایداری خود را از کجا به دست می‌آورد؟نفت و گاز خط مقدم دفاعی را تشکیل می‌دهند. ایران دارنده ذخایر عظیم هیدروکربنی است و تا زمانی که خریدارانی حاضربه‌پذیرش مخاطرات تحریم و جنگ باشد - و در راس آنها چین - می‌تواند به ارز سخت دست یابد.از همین رو، گزینه‌های واشنگتن بر خریداران نفت، صرافی‌ها، دارایی‌های ایران در خارج از کشور و نفتکش‌های «ناوگان سایه» متمرکز است.موقعیت جغرافیایی نیز به نوبه خود به تهران هامش و فضای مانور می‌دهد. مرزهای این کشور با عراق، ترکیه، پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان، در کنار گذرگاه‌های دریایی، انزوای کامل آن را به ماموریتی بسیار دشوار تبدیل می‌سازد. اگر یک مسیر تجاری بسته شود، می‌توان بخشی از جریان‌های تجاری را - اگرچه با هزینه‌ای بالاتر - به مسیرهای دیگر منتقل کرد.علاوه بر این، چند دهه تحریم به ایران تجارب گسترده‌ای در استفاده از واسطه‌ها، شرکت‌های پوششی، تهاتر و تسویه حساب با یوان و سایر ارزها بخشیده است. این منظومه اگرچه کارایی کمتری نسبت به تجارت طبیعی دارد، اما خطر خفگی کامل اقتصادی را کاهش می‌دهد.دولت ابزار دیگری نیز در اختیار دارد که همان توانایی توزیع خسارات از طریق تخصیص یارانه به برخی کالاها و سوخت، محدودسازی واردات و کنترل ارزهای خارجی است. پارادوکس اصلی همین‌جاست: توان پایداری حکومت ممکن است طولانی‌تر از توانایی شهروندان در تحمل هزینه‌های آن باشد.نرخ ارز و تورم؛  کانون خطربارزترین نقطه ضعف ایران، ارز سخت است. با وجود توانایی کشور در تولید بخش زیادی از نیازهای خود، ایران برای تامین ماشین‌آلات، قطعات یدکی، مواد اولیه، دارو، غذا و فناوری به واردات وابسته است.از این رو، کاهش درآمدهای نفتی نه تنها بر بودجه دولت فشار می‌آورد، بلکه توان کل اقتصاد را برای واردات محدود می‌سازد. اگر واشنگتن موفق شود شرکای تجاری را میان انتخاب بازار امریکا یا ایران مخیر کند، تبدیل درآمدهای نفتی به کالاهای مورد نیاز کشور دشوارتر خواهد شد.شدت این فشارها در تورمی که در جولای به حدود ۶۶ درصد رسید خود را نشان می‌دهد؛ به‌طوری که قیمت مواد غذایی بر مبنای سالانه حدود ۱۲۸ درصد جهش داشته است. این امر به معنای افت سریع دستمزدها، پس‌اندازها و قدرت خرید مردم است.افت ارزش ریال نیز مشکل را تشدید می‌کند، چرا که قیمت کالاهای وارداتی و نهاده‌های تولید را بالا برده، دوباره به تورم دامن می‌زند و بر شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان فشار می‌آورد.جنگ بار دیگری را نیز از طریق آسیب‌های واردشده به زیرساخت‌ها و شبکه‌های تجاری افزوده است؛ آن هم در شرایطی که شرکت‌ها خود با دشواری دسترسی به فناوری، قطعات یدکی و سرمایه‌گذاری خارجی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.بزرگ‌ترین خطر برای حکومت ممکن است از جانب جامعه باشد. با افزایش قیمت‌ها، کاهش درآمدهای واقعی و کمبود برخی کالاها، توان خانوارهای ایرانی در تحمل بحران، به فاکتوری تبدیل می‌شود که اهمیت آن کمتر از ارقام تولید ناخالص داخلی یا صادرات نفت نیست.غذا و دارو تحت فشاراین بحران به معنای خالی شدن بازارها از کالا نیست، اما دستیابی به محصولات اساسی را دشوارتر و پرهزینه‌تر کرده است.این منازعه الگوی مصرف ایرانیان را تغییر می‌دهد، چرا که قدرت خرید آنها زیر بار تورم کم‌سابقه و افت حدود ۳۰ درصدی ارزش پول ملی در سال جاری فروپاشیده است. داروها و تجهیزات پزشکی همچنان از حساس‌ترین بخش‌ها به‌شمار می‌روند، چرا که محدودیت‌های بانکی، مشکلات حمل‌ونقل، بیمه و نقص ارز خارجی می‌تواند واردات آنها را حتی زمانی که از تحریم‌ها معاف هستند، با اختلال مواجه کند.همین وضعیت در مورد ماشین ‌آلات، قطعات یدکی، قطعات الکترونیکی و نهاده‌های کارخانه‌ها نیز صدق می‌کند؛ جایی که کمبودها ممکن است ابتدا با از کار افتادن یک ماشین یا کاهش تولید آغاز شود، پیش از آنکه خود را به شکل افزایش قیمت‌ها یا نایاب شدن کالاهای نهایی نشان دهد.از دست رفتن دروازه امارات، توقف تجارت امارات با ایران بر حجم فشارها می‌افزاید؛ موضوعی که به نقش تاریخی این کشور به عنوان مرکز صادرات مجدد، تجارت و تامین مالی بازمی‌گردد.اهمیت دوبی برای ایران صرفا به کالاهای اماراتی مربوط نمی‌شد، بلکه به نقش آن به عنوان دروازه‌ای برای ورود محصولات از چین، هند، اروپا و سایر بازارها ارتباط داشت.تهران می‌تواند بخشی از این تجارت را به مسیرهای ترکیه، عراق، عمان و مسیرهای شمالی منتقل کند، اما هر واسطه اضافی و هر مسیر طولانی‌تر به معنای هزینه‌های بالاتر برای حمل‌ونقل، بیمه و تامین مالی است؛ در حالی که خروج بانک‌ها از ترس تحریم‌ها، گزینه‌های پرداخت را محدودتر می‌سازد.این دقیقا همان نقطه‌ای است که واشنگتن روی تعمیق آن حساب باز کرده است.اقتصاد در ساعتِ جنگ سیاسی با بالا رفتن هزینه‌ها، اختلافات درون تهران درباره استراتژی خروج از جنگ عمق می‌یابد. مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور و جریان حامی مذاکرات با این پرسش اساسی مواجهند که کشور تا چه حد توان تحمل یک مواجهه طولانی‌مدت را در سایه تورم، انزوا و آسیب دیدن زیرساخت‌ها دارد.در مقابل، جناح‌های تندروتر براین باورند که کنار گذاشتن کارت‌های فشار - به‌ویژه توانایی تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز - ممکن است آنچه واشنگتن نتوانسته از طریق نظامی به دست آورد، در طبق اخلاص به آن تقدیم کند.دست‌آخر، جوهر اختلاف و پرسش اصلی این است: آیا ایران به توافقی نیاز دارد که تحریم‌ها را کاهش دهد و مسیر تجارت را باز کند یا اینکه تداوم فشار از طریق تنگه هرمز می‌تواند هزینه مواجهه را برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی تا حدی بالا ببرد که شرایط تهران

 بهبود یابد؟ منبع :بلومبرگ عربی

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها