بازتعریف ارزندگی در بازار سرمایه؛ تمرکز تحلیلها بر سهام ریالی
بازار سرمایه ایران در طول دهههای گذشته بارها نشان داده که در مقاطع پرریسک و شرایط پیچیده اقتصادی، بیش از هر بازار دیگری تحت تأثیر فضای روانی و نااطمینانی قرار میگیرد؛ اما در عین حال، تجربه تاریخی بورس تهران نیز ثابت کرده که دقیقاً در همین دورهها، بسیاری از فرصتهای بزرگ سرمایهگذاری شکل گرفتهاند.
ابراهیم سماوی کارشناس بازار بورس- بازار سرمایه ایران در طول دهههای گذشته بارها نشان داده که در مقاطع پرریسک و شرایط پیچیده اقتصادی، بیش از هر بازار دیگری تحت تأثیر فضای روانی و نااطمینانی قرار میگیرد؛ اما در عین حال، تجربه تاریخی بورس تهران نیز ثابت کرده که دقیقاً در همین دورهها، بسیاری از فرصتهای بزرگ سرمایهگذاری شکل گرفتهاند. امروز نیز بازار سهام پس از پشتسر گذاشتن دورهای از فشارهای سنگین، افت نقدینگی، کاهش اعتماد عمومی و افزایش ریسکهای سیاسی و اقتصادی، در نقطهای قرار گرفته که بخش قابل توجهی از سهام، بهویژه در صنایع داخلی و ریالی، از منظر ارزشگذاری در محدودههای جذابی قرار دارند. نکته مهم این است که در شرایط فعلی، روایت غالب تحلیل بازار نسبت به ماههای گذشته تغییر کرده و اکنون بیش از هر زمان دیگری، توجه فعالان بازار به سمت صنایع ریالی، داراییمحور و مبتنی بر اقتصاد داخلی معطوف شده است.
در فضای کنونی، بسیاری از صنایع صادراتمحور بازار سرمایه با ابهامات کوتاهمدت مواجه هستند و همین مسئله باعث شده بخشی از جریان تحلیل و نقدینگی به سمت صنایعی حرکت کند که درآمد، دارایی و فعالیت عملیاتی آنها وابستگی کمتری به تجارت خارجی دارد. به همین دلیل، اکنون صنایع ریالی بورس نهتنها از منظر ارزشگذاری، بلکه از منظر پایداری سودآوری و قابلیت اتکای عملیاتی نیز در موقعیت قابل توجهی قرار گرفتهاند. این موضوع میتواند در فرآیند بازگشت تدریجی اعتماد به بورس، نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
در این میان، گروه بانکی را میتوان یکی از مهمترین و اثرگذارترین صنایع ریالی بازار سرمایه دانست. بانکها در اقتصادهای تورمی معمولاً جزو نخستین نهادهایی هستند که از محل افزایش ارزش داراییها، رشد حجم اسمی عملیات و بازآرایی ترازنامهها مورد توجه قرار میگیرند. بخش قابل توجهی از بانکهای بورسی کشور مالک داراییهای ارزشمند ملکی، سهام شرکتها، سرمایهگذاریهای بلندمدت و وثایق باارزش هستند که در سالهای اخیر با افزایش قابل توجه ارزش مواجه شدهاند. در واقع، بخشی از ارزش واقعی بانکها هنوز در صورتهای مالی و قیمت سهام منعکس نشده و همین موضوع باعث شده بازار نسبت به ظرفیتهای نهفته این صنعت نگاه ویژهای داشته باشد. علاوه بر این، اصلاح تدریجی ساختار مالی برخی بانکها، بهبود درآمدهای عملیاتی و افزایش تمرکز بر درآمدهای کارمزدی میتواند در میانمدت به بهبود کیفیت سودآوری این صنعت منجر شود.
در کنار بانکها، صنعت بیمه نیز بهعنوان یکی از مهمترین صنایع ریالی بازار، ظرفیتهای قابل توجهی برای رشد و بازتعریف ارزش دارد. شرکتهای بیمهای به واسطه پرتفوی سرمایهگذاری، داراییهای مالی و املاک تحت تملک خود، در فضای تورمی میتوانند از رشد ارزش داراییها منتفع شوند. از سوی دیگر، افزایش سطح عمومی قیمتها بهتدریج موجب افزایش ارزش بیمهنامهها و حق بیمه صادره میشود که این موضوع در بلندمدت میتواند به رشد درآمد شرکتهای بیمهای کمک کند. همچنین ماهیت فعالیت این صنعت بهگونهای است که نسبت به بسیاری از صنایع دیگر، وابستگی کمتری به صادرات و تحولات تجارت خارجی دارد و همین ویژگی، آن را به یکی از گروههای باثباتتر بازار تبدیل کرده است.
یکی دیگر از صنایع مهم و مورد توجه در شرایط فعلی، گروه املاک، مستغلات و انبوهسازی است. در اقتصادی که تورم داراییها همچنان در سطوح بالایی قرار دارد، شرکتهایی که مالک زمین، پروژههای ساختمانی، املاک تجاری و داراییهای فیزیکی هستند، از منظر ارزش جایگزینی در موقعیت بسیار مهمی قرار میگیرند. بسیاری از شرکتهای این حوزه همچنان با ارزش بازارهایی پایینتر از خالص ارزش روز داراییهای خود معامله میشوند و همین مسئله موجب شده بخشی از فعالان بازار نگاه ویژهای به این گروه داشته باشند. در واقع، در دورههایی که سرمایهگذاران به دنبال داراییهای امنتر و مبتنی بر ارزش واقعی هستند، شرکتهای داراییمحور میتوانند بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند.
صنعت سیمان نیز از جمله صنایعی است که در شرایط فعلی میتواند نقش مهمی در بازار سرمایه ایفا کند. این صنعت علاوه بر برخورداری از بازار مصرف داخلی، به واسطه ارزش بالای داراییها، کارخانهها و تجهیزات تولیدی، از منظر ارزش جایگزینی در وضعیت قابل توجهی قرار دارد. همچنین در صورت رونق پروژههای عمرانی، بازسازی زیرساختها و افزایش سرمایهگذاری در حوزه ساختوساز، شرکتهای سیمانی میتوانند از رشد تقاضای داخلی منتفع شوند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که صنعت سیمان در دورههای تورمی و افزایش قیمت داراییها، معمولاً یکی از صنایع مورد توجه بازار بوده است.
در کنار صنایع داراییمحور، گروههای مصرفی و دفاعی بازار نیز در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. صنایع غذایی، دارویی و زراعت به دلیل ماهیت مصرفی محصولات خود، از تقاضای نسبتاً پایداری برخوردارند و همین مسئله باعث میشود در دورههای بیثباتی اقتصادی، ریسک عملیاتی پایینتری نسبت به بسیاری از صنایع دیگر داشته باشند.
شرکتهای غذایی به واسطه برند، شبکه توزیع و توان انتقال بخشی از افزایش هزینهها به مصرفکننده، میتوانند حاشیه سود خود را تا حدی حفظ کنند. صنعت دارو نیز به دلیل ماهیت ضروری محصولات و حمایت نسبی سیاستگذار، همچنان جزو صنایع کمریسکتر بازار محسوب میشود. در حوزه زراعت و کشاورزی نیز اهمیت امنیت غذایی و پایداری تقاضا باعث شده این گروه بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
برآوردها نشان میدهد اگرچه از منظر اسمی، بخش مهمی از ارزش بازار سرمایه ایران همچنان در اختیار صنایع بزرگ کالایی و صادراتمحور قرار دارد، اما در شرایط فعلی، صنایع ریالی و داخلی از منظر جریان نقدینگی، تحلیلپذیری و قابلیت اتکای سودآوری، بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفتهاند. به همین دلیل، میتوان انتظار داشت در فرآیند بازگشایی و بازتعریف بازار سرمایه، لیدری بازار تا حد زیادی در اختیار گروههایی قرار گیرد که وابستگی کمتری به صادرات دارند و از تورم داخلی، ارزش داراییها و تقاضای پایدار داخلی منتفع میشوند.
در نهایت، آنچه میتواند مسیر بازگشت آرامش و اعتماد به بازار سرمایه را هموار کند، ثبات در سیاستگذاری، تقویت نقدشوندگی، حمایت هوشمند از بازار و پرهیز از تصمیمات هیجانی و مقطعی است. بازار سرمایه بیش از هر چیز نیازمند قابلیت پیشبینی است و سرمایهگذار زمانی به بازار بازمیگردد که اطمینان پیدا کند فضای فعالیت اقتصادی و سرمایهگذاری از ثبات نسبی برخوردار است. در چنین شرایطی، صنایع ریالی و داراییمحور میتوانند نقش پیشران بازگشت تدریجی اعتماد و رونق معاملات را ایفا کنند و بازار سرمایه را وارد مرحله جدیدی از بازتعریف ارزشها و فرصتهای سرمایهگذاری کنند.
دیدگاه تان را بنویسید