افزایش ساعتی قیمت لوازم خانگی / حقوق ۱۶ میلیون تومانی؛ یخچال ۲۸۰ میلیون تومانی!
افزایش شدید قیمت لوازم خانگی، آنها را از جایگاه کالاهای مصرفی روزمره به سطحی نزدیک به داراییهای سرمایهای سوق داده است. کالاهایی که زمانی با یک یا چند ماه پسانداز قابل خرید بودند، امروز نیازمند چندین برابر درآمد ماهانه هستند.
بازار لوازم خانگی در ماههای اخیر، یکی از بیثباتترین و پرنوسانترین دورههای خود را تجربه میکند؛ بازاری که تا همین چند سال پیش محل خریدهای روزمره و حتی حاشیهای طبقه متوسط بود، حالا به فضایی تبدیل شده که هر خرید در آن نیازمند محاسبه، تردید و گاه انصراف است.
به گزارش اقتصادنیوز، قیمتها نهتنها افزایش یافتهاند، بلکه رفتارشان به بازارهای دارایی شبیه شده است؛ شبیه دلار و سکه، با تغییرات پیدرپی و گاه ساعتی.
در چنین شرایطی، یک پرسش ساده به مسئلهای جدی تبدیل شده است؛ «اگر یکی از لوازم ضروری خانه خراب شود و قابل تعمیر نباشد، یک خانوار باید چه میزان از درآمد خود را صرف جایگزینی آن کند؟»

این قیمتها مربوط به کالاهای پرفروش بازار است؛ یعنی مدلهایی که عموماً در دسته ارزان یا میانرده (بسیاری مونتاژی) قرار میگیرند و بهنوعی نشاندهنده «قدرت خرید فعلی» مصرفکنندگان هستند. در سطوح بالاتر، قیمتها بهمراتب بیشتر است، اما عملاً تقاضای قابل توجهی برای آنها وجود ندارد.
وقتی یک خرابی ساده، معادل یک ماه یا چند ماه هزینه زندگی میشود
با در نظر گرفتن عدد ۴۳ میلیون تومان بهعنوان میانگین سبد معیشت خانوار (و تقریباً معادل خط فقر ۴۲ میلیون تومان)، میتوان تصویر دقیقتری از فشار این قیمتها به دست آورد.
اگر یک یخچال ساده و کوچک خراب و غیرقابل استفاده شود، خانوار باید بین حدود یک تا یکونیم برابر کل هزینه ماهانه خود را صرف خرید و جایگزینی آن کند. در مورد یخچال فریزر، این عدد به حدود ۱.۵ تا نزدیک ۳ برابر میرسد و برای یک یخچال ساید بای ساید، هزینه میتواند معادل ۴ تا بیش از ۶ ماه کل سبد معیشت خانوار باشد.
ماشین لباسشویی، که یک کالای کاملاً ضروری محسوب میشود، بین حدود ۱ تا نزدیک ۲ برابر این شاخص هزینه دارد. ماشین ظرفشویی، که زمانی بهعنوان کالای نیمهلوکس شناخته میشد، اکنون بین ۲ تا بیش از ۲.۳ برابر هزینه ماهانه خانوار قیمت دارد.
حتی کالاهای کوچکتر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. یک اتوی ساده میتواند تا حدود یکسوم درآمد ماهانه خانوار باشد. جاروبرقی در مواردی به نزدیک نصف هزینه یک ماه زندگی میرسد. همین نسبتها نشان میدهد که حتی خرابی یک وسیله نسبتاً ساده نیز میتواند تعادل مالی یک خانواده را برهم بزند.
تعمیر؛ انتخابی اجباری که ارزان هم نیست
در چنین شرایطی، بسیاری از خانوارها بهجای خرید، به تعمیر روی میآورند. اما این مسیر نیز چندان هموار نیست. هزینه تعمیر لوازم خانگی کوچک، بهگفته تعمیرکاران، از حدود ۲ تا ۵ میلیون تومان آغاز میشود و در مواردی مثل یخچال و ماشین لباسشویی تا ۳۰ میلیون و بسیار بالاتر هم میرود.
در عمل، خانوارها وارد یک محاسبه پیچیده میشوند: آیا تعمیر وسیلهای قدیمی، با هزینهای چند میلیونی و بدون تضمین دوام، منطقیتر است یا خرید یک کالای جدید با قیمتی چند ده میلیونی؟ پاسخ بستگی به توان خرید خانوار در آن ماه دارد.
خرید قسطی؛ راهحل یا تعویق بحران؟
گزینه دیگر، خرید قسطی و چکی است؛ مسیری که بهویژه برای طبقه متوسط به یک راهکار رایج تبدیل شده است. اما این روش نیز عملاً به معنای انتقال فشار به آینده است. خانواری که امروز برای خرید یک یخچال یا ماشین لباسشویی وارد تعهدات چندماهه یا حتی یکساله میشود، باید بخش قابل توجهی از درآمد آینده خود را پیشاپیش هزینه کند.
در این میان، شکاف میان درآمد و هزینه بیش از پیش نمایان میشود. کارگری با حقوق حدود ۱۶ میلیون تومان، چگونه میتواند کالایی مانند یک یخچال ۴۰ تا ۶۰ میلیونی تهیه کند؟ حتی در سادهترین حالت، این خرید معادل چندین ماه کل درآمد اوست، آن هم بدون در نظر گرفتن سایر هزینههای زندگی.
حذف تدریجی برخی کالاها از سبد خانوارها
این فشار قیمتی، بهتدریج در حال تغییر الگوی مصرف است. کالاهایی که زمانی بخشی از خریدهای معمول بودند، مانند آبمیوهگیری، مخلوطکن، هواپز یا حتی برخی لوازم برقی کوچک، اکنون از سبد بسیاری از خانوارها حذف شدهاند.
طبقه متوسط که پیشتر میتوانست این اقلام را بهصورت تدریجی و حتی همراه با خریدهای دیگر تهیه کند، حالا برای خرید آنها نیازمند برنامهریزی چندماهه یا استفاده از اعتبار است. برای برخی خانوارها نیز این کالاها بهطور کامل به نیازهای غیرضروری تبدیل شدهاند.
روایتهایی از بازار؛ شوک قیمت در تجربه روزمره
یک فروشنده لوازم خانگی میگوید: «بزرگترین کابوس خانوادهها خراب شدن یخچاله، مخصوصاً ساید. الان دیگه کمتر از ۱۸۰ تا ۲۵۰ میلیون چیزی پیدا نمیکنید. یخچال ساده خوب هم حدود ۸۰ میلیونه. ما خودمون هم نمیدونیم قیمت رو چطور بدیم؛ هم ما سردرگمیم، هم مشتری.»
یک دانشجوی شاغل تعریف میکند که قصد داشته با حدود ۵ میلیون تومان یک اتوی باکیفیت بخرد، اما در نهایت به یک مدل ساده ایرانی با قیمت حدود ۸ میلیون تومان بسنده کرده است: «برای خرید همین هم واقعاً حس کردم دارم از کیفیت زندگیام کم میکنم، اما چارهای نبود.»
یک زن خانهدار نیز از تجربه مشابهی میگوید: «جاروبرقی جهیزیهام بعد از چند سال خراب شد. یادمه اون موقع با حدود یک میلیون تومان خریده بودیم. الان همون مدلها شده ۱۲ تا ۱۵ میلیون. واقعاً شوکه شدم.»
در موردی دیگر، یک خریدار تلویزیون از رشد سریع قیمتها میگوید: «چند سال پیش تلویزیون خریدم، الان نصف پیکسلهاش سوخته. رفتم قیمت بگیرم، دیدم چند برابر شده. اصلاً نمیدونم تعمیر کنم یا کلاً بیخیال بشم.»
وقتی خدمات پس از فروش هم گران است
حتی برای کسانی که توان خرید کالاهای گرانتر را دارند، مسئله به همینجا ختم نمیشود. هزینه سرویس، تعمیر و نگهداری نیز به همان نسبت افزایش یافته است. به بیان دیگر، پرداخت هزینه بیشتر برای خرید یک کالای «مطمئنتر» لزوماً به معنای کاهش هزینههای آینده نیست.
یکی از ویژگیهای بارز بازار فعلی، نبود قطعیت است. قیمتها بهشدت تحت تأثیر نرخ ارز قرار دارند و همگام با آن بالا و پایین میشوند. در نتیجه، هم فروشندگان و هم خریداران در وضعیت تعلیق قرار گرفتهاند.
فروشنده نمیداند کالایی را با چه قیمتی عرضه کند تا متضرر نشود، و خریدار نمیداند چه زمانی برای خرید مناسبتر است. این وضعیت باعث شده بخشی از تقاضا به تعویق بیفتد و بخشی دیگر به اجبار و در شرایط اضطراری انجام شود.
آیا برخی خریدها بهکلی حذف میشوند؟
پرسش مهم این است که آیا ادامه این روند میتواند به حذف برخی خریدها از سبد مصرف منجر شود؟ آیا ممکن است خانوارها از خرید برخی لوازم صرفنظر کنند و به جای آن به روشهای جایگزین روی آورند، مثلاً شستوشوی دستی لباس در نبود ماشین لباسشویی یا صرفنظر از خرید اتو و سایر لوازم کوچک؟
نشانهها حاکی از آن است که این روند تا حدی آغاز شده است. تغییر الگوی مصرف، افزایش عمر استفاده از کالاها و تمایل به تعمیر بهجای تعویض، همگی نشاندهنده نوعی «انطباق اجباری» با شرایط جدید هستند.
لوازم خانگی در مسیر کالای سرمایهای شدن
افزایش شدید قیمت لوازم خانگی، آنها را از جایگاه کالاهای مصرفی روزمره به سطحی نزدیک به داراییهای سرمایهای سوق داده است. کالاهایی که زمانی با یک یا چند ماه پسانداز قابل خرید بودند، امروز نیازمند چندین برابر درآمد ماهانه هستند.
در این میان، خانوارها میان سه گزینه محدود ماندهاند: «تعمیر، خرید قسطی یا حذف.» هر سه گزینه، بهنوعی نشانهای از فشار فزاینده بر معیشت هستند.
بازار لوازم خانگی دیگر صرفاً بازاری برای خرید نیست؛ به صحنهای از تصمیمهای دشوار اقتصادی تبدیل شده است، تصمیمهایی که مستقیماً با کیفیت زندگی خانوارها گره خوردهاند.
بر اساس همان مبنای ۴۳ میلیون تومان بهعنوان هزینه ماهانه سبد معیشت، معادل عددی هر کالا از درآمد یک خانوار در جدول زیر آمده است:

این جدول نشان میدهد حتی در سناریوی حداقلی، بسیاری از کالاهای ضروری معادل یک ماه یا بیشتر از کل هزینه زندگی یک خانوار هستند و در سناریوهای بالاتر، به چند ماه فشار معیشتی تبدیل میشوند.
دیدگاه تان را بنویسید