کد خبر: 769448
|
۱۴۰۵/۰۱/۳۰ ۰۹:۲۴:۰۲
| |

اعتماد گزارش داد

تعطیلی بازار سرمایه در جنگ ریسک سیستماتیک را کاهش می‌دهد؟

یک کارشناس بورس گفت: تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که تعطیلی طولانی بازار در دوره‌های بحران نه‌تنها ریسک سیستماتیک را کاهش نمی‌دهد، بلکه به‌ واسطه انباشت فشار فروش، نبود کشف قیمت، افزایش نااطمینانی و محدود شدن دست سرمایه‌گذار در مدیریت پرتفوی، پیامدهای شدیدتری را ایجاد می‌کند. از همین منظر، یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که شرایط اخیر به ما داد، ضرورت باز بودن بازار سرمایه حتی در زمان جنگ و بحران‌های گسترده است.

تعطیلی بازار سرمایه در جنگ ریسک سیستماتیک را کاهش می‌دهد؟
کد خبر: 769448
|
۱۴۰۵/۰۱/۳۰ ۰۹:۲۴:۰۲

لیلا لطفی-چراغ بازار سهام هنوز روشن نشده است. همزمان با حمله امریکا و اسراییل به ایران چراغ‌های این بازار خاموش شد. طبق پیش‌بینی‌ها بازار پس از آتش‌بس قطعی باز خواهد شد. اما این رویکرد مقامات دولتی از نگاه گروهی از فعالان بورس منطقی نیست. از دید این گروه از تحلیلگران باید در شرایط خاص نیز بازار سهام باز باشد. به باور آنها بسته بودن بازار ریسک‌های موجود را حذف نمی‌کند، فقط آن را پنهان می‌کند.

به گزارش اعتماد، سهیلا نقی‌زاده در گفت‌وگو با «اعتماد» مروری می‌کند وضعیت بازار سهام را از اسفند سال گذشته و نگاهی می‌کند به وضعیت سهامداران در شرایط فعلی. او می‌گوید: از ابتدای اسفند ماه سال گذشته و همزمان با آغاز تنش‌های نظامی گسترده در منطقه، بازارهای مالی ایران و جهان وارد دوره‌ای بی‌سابقه از تلاطم و عدم قطعیت شدند. حملات هماهنگ امریکا و اسراییل به تاسیسات حساس ایران در روزهای پایانی بهمن، معادلات اقتصادی را به کلی دگرگون کرد و بازار سرمایه تهران تا اطلاع ثانوی تعطیل شد. در این میان، سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی که بخش عمده دارایی خود را در انواع اوراق و سهام متمرکز کرده بودند، در سردرگمی بی‌سابقه‌ای نسبت به آینده دارایی‌هایشان گرفتار آمدند. 

 سید محمدرضا اعلمی، کارشناس بازار بورس در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به اهمیت بازار سهام در مورد وضعیت کنونی بازار سهام می‌گوید: بازار سرمایه به عنوان آینه اقتصاد، در تمام دنیا حتی در شرایط سخت و پرریسک نیز نقش حیاتی خود را حفظ می‌کند. تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که تعطیلی طولانی بازار در دوره‌های بحران نه‌تنها ریسک سیستماتیک را کاهش نمی‌دهد، بلکه به‌ واسطه انباشت فشار فروش، نبود کشف قیمت، افزایش نااطمینانی و محدود شدن دست سرمایه‌گذار در مدیریت پرتفوی، پیامدهای شدیدتری را ایجاد می‌کند. از همین منظر، یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که شرایط اخیر به ما داد، ضرورت باز بودن بازار سرمایه حتی در زمان جنگ و بحران‌های گسترده است.  او می‌افزاید: بازار بسته، ریسک را حذف نمی‌کند؛ فقط آن را پنهان می‌کند. زمانی که معامله متوقف می‌شود، سرمایه‌گذار امکان بازچینی سبد، کاهش ریسک، نقدشوندگی بخشی از دارایی یا تعدیل پرتفوی را از دست می‌دهد. در واقع، باز بودن بازار نه یک انتخاب، بلکه بخشی از «حق مالکیت» سرمایه‌گذار است. ابزارهای کنترلی مانند بازارگردانی، دامنه نوسان و حجم مبنا دقیقا برای همین دوره‌ها طراحی شده‌اند و تنها در بازار باز قابلیت اعمال دارند. بنابراین بسته ماندن طولانی‌مدت، عملا کارایی ابزارها را از بین می‌برد.

از نگاه اعلمی، اما برای اینکه بازار سرمایه بتواند در دوره‌های بحران باز بماند و در عین حال ثبات نسبی داشته باشد، برخی اقدامات لازم است. نخست آنکه بازار باید به‌ صورت مرحله‌ای و طبقه‌بندی ‌شده مدیریت شود؛ به این معنا که صنایع حساس یا شرکت‌هایی که نیاز به شفافیت عملیاتی دارند، با زمانبندی متفاوت و بر اساس گزارش‌های تکمیلی وارد بازار شوند. دوم، تقویت نقش بازارگردان‌ها ضروری است. بازارگردانی فعال، از نوسانات غیرمنطقی جلوگیری می‌کند و اجازه نمی‌دهد فشارهای مقطعی باعث ایجاد روندهای غیرواقعی شود. سوم، باید ابزارهای مشتقه، صندوق‌های باثبات درآمد و سازوکارهای پوشش ریسک توسعه یابند تا سرمایه‌گذار در شرایط پرریسک انتخاب‌های بیشتری داشته باشد. اقدام دیگر، تقویت شبکه اطلاع‌رسانی شفاف است؛ زیرا شایعات دقیقا در زمانی شکل می‌گیرند که اطلاعات رسمی محدود باشد. بازار باز و پرمعامله، بهترین راهکار مقابله با شایعه است.

صندوق‌هایی که باز  شدند

در حالی که بازار سهام هنوز بسته است. در بحبوحه جنگ بازارهای کالایی همچون بازار طلا باز شد. در کنار آن صندوق‌های ثابت نیز باز شدند و به فعالیت خود ادامه دادند. نقی‌زاده درباره این موضوع می‌گوید: در غیاب بازار سهام، برخی صندوق‌های سرمایه‌گذاری از جمله صندوق‌های درآمد ثابت مجوز فعالیت یافتند و بازگشایی شدند. متعاقبا صندوق‌های کالایی از جمله صندوق‌های مبتنی بر طلا و نقره نیز با شرایط خاصی به فعالیت خود ادامه دادند و مسیر متفاوتی را نسبت به روزهای پیش از جنگ طی کردند. 

او در تشریح وضعیت صندوق‌های درآمد ثابت که عمدتا در اوراق بدهی دولتی و شرکتی سرمایه‌گذاری می‌کنند، می‌گوید: در این دوره از تعطیلی بازار سهام عملکرد نسبتا پایداری داشتند. با توجه به سیاست‌های اعلامی بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی و تثبیت نرخ بهره، این صندوق‌ها توانستند بازدهی مثبت و نسبتا قابل پیش‌بینی ارایه دهند. با این حال، تشدید تحریم‌ها و بلوکه شدن بخشی از منابع ارزی کشور، فشار بر بودجه دولت را افزایش داد و نگرانی‌هایی درباره توان دولت در بازپرداخت اوراق منتشر شده ایجاد کرد. در مجموع، صندوق‌های درآمد ثابت با نوسانات محدودتری نسبت به سایر دارایی‌ها مواجه شدند و برای سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز گزینه مناسبی محسوب می‌شوند.

او می‌افزاید: برخلاف تصور رایج که طلا را همواره یک دارایی امن در بحران‌ها می‌داند، عملکرد طلا در جنگ چهل‌ روزه اخیر پیچیده و غیرمنتظره بود. قیمت طلا در روزهای ابتدایی جنگ تا مرز 5 هزار و 300 دلار در هر اونس صعود کرد، اما سپس در یک حرکت نزولی شدید، حدود یک‌پنجم ارزش خود را از دست داد    و تا حوالی 4 هزار و 100 دلار سقوط کرد. این افت شگفت‌آور به چند عامل اصلی بازمی‌گردد؛ نخست، افزایش قیمت نفت که شاخص برنت را از 72 به بالای 110 دلار رساند، نگرانی از تورم پایدار را تشدید کرد و بازارها احتمال افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی را پیش‌بینی کردند. از آنجا که طلا در شرایط نرخ بهره بالا جذابیت خود را از دست می‌دهد، فشار فروش بر آن افزایش یافت. دوم، در اوج بحران، سرمایه‌گذاران برای پاسخ یا جبران زیان سایر دارایی‌ها، مجبور به فروش طلا شدند. به عبارت دیگر، تقاضای نقدینگی بر خاصیت پناهندگی طلا غلبه کرد. سوم، نگرانی از اینکه صندوق‌های ثروت ملی، به ویژه در کشورهای حوزه خلیج‌فارس، برای تامین هزینه‌های جنگی ناچار به فروش ذخایر طلای خود شوند، جو بازار را متشنج‌تر  کرد.

این تحلیلگر بازار بورس درباره صندوق‌های نقره نیز که وضعیتی مشابهی با صندوق‌های طلا داشتند، می‌گوید: نوسانات صندوق‌های نقره شدیدتر بود. نقره به دلیل کاربردهای صنعتی گسترده، علاوه بر عوامل موثر بر طلا، از کاهش پیش‌بینی‌های رشد اقتصادی جهان نیز ضربه پذیرفت. قیمت نقره در برخی روزها بیش از 25 درصد نسبت به سقف خود سقوط کرد. نکته قابل توجه، عملکرد ضعیف‌تر سهام شرکت‌های معدنی طلا نسبت به خود فلز بود. شاخص سهام بزرگ‌ترین معدنکاران طلا حدود 25 درصد کاهش یافت. دلیل اصلی، جهش قیمت نفت و افزایش هزینه‌های استخراج از جمله هزینه دیزل و تجهیزات بود. نسبت طلا به نفت، یعنی تعداد بشکه نفتی که با یک اونس طلا می‌توان خرید، به ‌شدت کاهش یافت و حاشیه سود شرکت‌های معدنی را تحت فشار قرار داد.

سناریوهایی برای آینده

سازمان بورس اوراق بهادر سناریوهایی را ترسیم کرده بود که این سناریوها شامل «وضعیت فعلی با محدودیت معاملات به صندوق‌ها»، «تشدید جنگ و تعطیلی کامل»، «بازگشایی پس از آتش‌بس کتبی» و «بازگشایی تدریجی در صورت آتش‌بس بدون توافق» بودند. نقی‌زاده، تحلیلگر بازار بورس در بخشی از گفت‌وگویش با «اعتماد» با اشاره به چهار سناریو مقامات سازمان بورس اوراق بهادار، وضعیت بازار سهام را در دو قالب خوشبینانه و بدبینانه بازار بررسی می‌کند و می‌گوید: در هر دو سناریوی بازگشایی، وضعیت سهام به ‌شدت تحت تاثیر شرایط حاکم خواهد بود. در خوشبینانه‌ترین سناریو یعنی آتش‌بس رسمی و پایان پایدار جنگ، انتظار می‌رود بازار واکنش بسیار مثبتی نشان دهد. تحلیلگران معتقدند نشانه توقف حملات ایران یا بازگشت به میز مذاکره، سیگنالی قوی برای ورود سرمایه‌گذاران به بازار سهام خواهد بود. در این سناریو، کاهش تنش ژئوپلیتیک منجر به افت قیمت نفت و کاهش فشار تورمی می‌شود. صنایع پالایشی، پتروشیمی و حمل و نقل که بیشترین آسیب را از جنگ دیده‌اند، احتمالا رشد سریعی را  تجربه خواهند کرد. 

او می‌افزاید: همچنین نمادهای کوچک و متوسط که با نقدشوندگی پایین‌تری مواجه بودند، می‌توانند رشد قابل توجهی داشته باشند. با این حال، به دلیل ریسک‌های سیستماتیک انباشته شده، بازگشت بازار به شرایط عادی احتمالا تدریجی خواهد بود  نه جهش ناگهانی.

اعلمی با نگاهی متفاوت به آینده می‌گوید: در مورد وضعیت بازار و چشم‌انداز کوتاه‌مدت آن، طبیعی است که پس از یک دوره تعطیلی یا افزایش تنش، بازار با نوسان مواجه شود. این نوسان، مرحله‌ای ضروری از فرآیند کشف قیمت است. انتظار می‌رود در روزهای ابتدایی بازگشایی، فشار فروش معناداری ظاهر شود، اما نکته مهم آن است که این فشار به سرعت تخلیه شود و پس از تثبیت حجم معاملات، بازار به سمت تعادل حرکت ‌کند. تجربه جهانی نشان داده بازاری که پس از بحران باز می‌شود، تمایل دارد در هفته‌های نخست نوسانات رفت‌وبرگشتی داشته باشد و سپس بر اساس متغیرهای بنیادی مسیر خود را پیدا کند. این کارشناس بازار بورس می‌افزاید: در دوره آتش‌بس و ایجاد ثبات نسبی، معمولا بازار سرمایه واکنش مثبت‌تری نشان می‌دهد. کاهش ریسک‌های سیستماتیک، روشن‌تر شدن چشم‌انداز عملیاتی شرکت‌ها و امکان ارزیابی دقیق‌تر خسارت‌ها، باعث افزایش تدریجی تقاضا می‌شود. البته این روند فوری نیست؛ سرمایه‌گذاران حرفه‌ای مسیر را با احتیاط طی می‌کنند، اما به‌ محض انتشار گزارش‌های رسمی، شفافیت وضعیت تولید و بازگشت زنجیره تامین، بخش‌های بزرگی از بازار به‌ویژه صنایع بزرگ‌تر به سمت تعادل و حتی رشد حرکت می‌کنند.

او در بخشی از تحلیلش می‌گوید: اما فضای پس از جنگ از همیشه مهم‌تر است. دوره پساجنگ معمولا دوره‌ای است که اقتصاد نیاز به حجم عظیمی از سرمایه‌گذاری برای احیای زیرساخت‌ها، تولید، انرژی و لجستیک دارد. در چنین شرایطی، بازار سرمایه عملا موتور تامین مالی کشور خواهد بود؛ چه از طریق افزایش سرمایه شرکت‌ها، چه انتشار اوراق، چه صندوق‌های پروژه. صنایع زیرساختی، فولادی، سیمانی، پتروشیمی‌های پایه، نیروگاهی‌ها و شرکت‌های مرتبط با ساخت‌وساز در خط مقدم بازسازی قرار خواهند گرفت. این صنایع معمولا در دوره پسابحران با افزایش تقاضا روبه‌رو می‌شوند و می‌توانند نقش پیشران بازار را ایفا کنند. او می‌افزاید: از سوی دیگر شرکت‌هایی که آسیب دیده‌اند با ارائه گزارش‌های شفاف و اعلام برنامه بازسازی می‌توانند به ‌تدریج اعتماد بازار را بازگردانند. تجربه اقتصادی کشورها نشان می‌دهد که بازار سرمایه در دوران پساجنگ معمولا یکی از اولین بخش‌هایی است که روند بهبود را آغاز می‌کند، چراکه سرمایه همیشه به‌دنبال فرصت‌های جدید  و ارزیابی ریسک/  بازده واقعی است.

سخن آخر

همچنان وضعیت مذاکرات و آینده آتش‌بس و به تبع آن بازار سهام نامشخص است. در این وضعیت اعلمی در جمع‌بندی اظهاراتش می‌گوید: بازار سرمایه نه‌تنها باید در دوره بحران فعال بماند، بلکه در دوره بازسازی نقشی تعیین‌کننده در رشد اقتصاد خواهد داشت. برای تحقق این هدف، باز بودن بازار، شفافیت کامل اطلاعات، فعال‌سازی ابزارهای کنترلی و توسعه بازار بدهی و ابزارهای مشتقه از ضرورت‌های غیرقابل چشم‌پوشی هستند. با رعایت این اصول می‌توان انتظار داشت که بازار سرمایه در روزهای پیش‌رو، چه در دوره آتش‌بس و چه در دوران بازسازی، مسیر متعادل، منطقی و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی را دنبال کند.

نقی‌زاده نیز از نگاهی دیگر اظهاراتش را چنین جمع‌بندی می‌کند که جنگ چهل ‌روزه بار دیگر اثبات کرد که هیچ دارایی کاملا امنی در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک وجود ندارد. صندوق‌های درآمد ثابت کمترین نوسان را داشتند، طلا خلاف رویه تاریخی خود عمل کرد و بازار سهام نیز در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. مهم‌ترین عامل برای سرمایه‌گذاران، صبر استراتژیک و پرهیز از تصمیمات احساسی در روزهای اول بازگشایی بازار خواهد بود. چشم‌انداز نهایی  بازار سهام بیش از هر چیز به میز مذاکره وابسته است نه به اظهارات سیاسی .

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها