چالشهای زندگی بازنشستگان؛ یک بازنشسته کادر درمان: مهمترین نگرانی دوران بازنشستگی هزینههای درمان است / حقوقها با تاخیر پرداخت میشود
به گفته یک بازنشسته، مهمترین نگرانی دوران بازنشستگی، هزینههای درمان است به خصوص زمانی که فرد یا همسرش به بیماری جدی مبتلا شود یا نیاز به جراحی پیدا کند.
ندا جعفری- احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در همایش گرامیداشت روز جهانی سالمندان اعلام کرد: «مطالبات بازنشستگان با دستور ویژه رییسجمهور پیگیری میشود.» مدتهاست بازنشستگان منتظر پرداخت مطالبات و افزایش حقوقشان هستند، اما خبری از پرداخت این مطالبات نیست. البته این چالش امروز و دیروز آنها نیست.
به گزارش اعتماد، بازنشستگان در ایران سالهاست با مجموعهای از چالشهای اقتصادی و اجتماعی ازجمله کاهش قدرت خرید، فاصله میان مستمری و هزینههای زندگی، مشکلات درمان و تامین هزینههای سلام ت و دغدغههای مربوط به امنیت معیشتی مواجهند؛ مسائلی که با افزایش هزینههای زندگی، اهمیت سیاستهای حمایتی و اصلاحات نظام بازنشستگی را بیش از گذشته برجسته کرده است. روزنامه اعتماد به بهانه گرامیداشت روز جهانی سالمندان پای درددل تعدادی از بازنشستگان نشست.
۳۰ سال کار در بیمارستان و حقوقی که کفاف نمیدهد
یکی از بازنشستگان حوزه درمان با اشاره به سابقه طولانی فعالیت خود در بیمارستان به «اعتماد» میگوید: حدود ۳۰ سال در بخشهای مختلف درمانی کار کردهام و بخش قابلتوجهی از دوران فعالیت خود را در محیطهای سخت و فرسایشی با بیماران بدحال گذراندهام، سالهای زیادی در بیمارستانهای مختلف کار کردم و بخشی از سابقه کاریام مربوط به بخش جراحی قلب باز بود. شیفت شب و شرایط کاری سخت، بخشی از زندگی کاری ما بود. با این حال وقتی بازنشسته شدم، احساس کردم حقوقی که دریافت میکنم با میزان مسوولیت، سابقه و سختی کاری که پشت سر گذاشتهام، تناسبی ندارد.
به گفته این بازنشسته حوزه درمان، یکی از مشکلات اصلی در دوران بازنشستگی، پایین بودن قدرت خرید است. مبلغی ناچیز برای گذران زندگی، آنهم در شرایطی که هزینههای روزمره و درمان افزایش پیدا کرده، اصلا کافی نیست. او ادامه میدهد: مشکل فقط مبلغ حقوق نیست، گاهی حقوق چند روز دیرتر واریز میشود، شاید برای خیلیها سه یا چهار روز تاخیر عدد مهمی نباشد، اما وقتی بازنشسته قسط و هزینههای ثابت دارد، همین چند روز هم برنامه زندگی را بههم میزند. به گفته این بازنشسته، مهمترین نگرانی دوران بازنشستگی، هزینههای درمان است به خصوص زمانی که فرد یا همسرش به بیماری جدی مبتلا شود یا نیاز به جراحی پیدا کند. او میگوید: انسان در این سن بیشتر از هر مسالهای نگران این است که اگر اتفاقی افتاد، هزینه درمان را از کجا تامین کند. برای همین همیشه فکر میکنم باید یک مبلغی کنار گذاشته باشم که اگر یک روز کارمان به بیمارستان افتاد، بتوانیم از آن استفاده کنیم. او ادامه میدهد که هر چند از پوشش بیمه تکمیلی بیمهاش استفاده میکند، اما افزایش هزینههای درمان باعث شده حتی بیمه نیز نتواند تمام نگرانیهای مالی را از بین ببرد. این بازنشسته به برخی حمایتهای رفاهی مانند سبدهای حمایتی، کارتهای رفاهی و خدماتی که در مقاطع مختلف دراختیار بازنشستگان قرار میگیرد نیز اشاره میکند و میگوید: این حمایتها در مقاطعی کمککننده است، اما جای حقوق متناسب با هزینههای زندگی را نمیگیرد. به گفته او، بازنشسته پس از سالها کار انتظار دارد دوران بازنشستگی، دوره آرامش باشد، اما پایین بودن درآمد باعث شده بسیاری از افراد همچنان دغدغه تامین هزینههای زندگی و درمان را داشته باشند. او میگوید: بازنشستگی برای بخشی از کارکنان دستگاههای دولتی به معنای پایان فعالیت اقتصادی نیست. پایین بودن حقوق و افزایش هزینههای زندگی باعث شده برخی بازنشستگان حتی پس از پایان ۳۰سال سابقه، دوباره به بازار کار برگردند.
بازنشستگی برای برخی پایان کار نیست
یکی از بازنشستگان حوزه جهاد کشاورزی درباره شرایط خود و همکارانش به «اعتماد» میگوید: خیلی از کسانی که میشناسم بعد از بازنشستگی دوباره سر کار رفتهاند، بعضیها در شرکتهای خصوصی فعالیت میکنند و برخی دیگر هم برای کارهای فنی دعوت میشوند. به گفته او، این افراد گاهی به صورت تماموقت و گاهی برای پروژههای مشخص کار میکنند، ممکن است یک شرکت در زمان نیاز با آنها تماس بگیرد و برای انجام یک کار فنی از تجربه و تخصصشان استفاده کند.
او میگوید: بسیاری از این افراد هنوز تجربه و توان کاری دارند، اما دلیل اصلی اینکه دوباره سراغ کار میروند، این است که حقوق بازنشستگی به تنهایی پاسخگوی هزینههای زندگی نیست. این بازنشسته جهاد کشاورزی با اشاره به دریافت ۱۴ تا ۱۵ میلیون تومان در ماه توضیح میدهد که او پیش از بازنشستگی خود را بازخرید کرده است و همین مقدار حقوق هم برایش واریز میشود، اما بخشی از همکارانش بعد از سالها فعالیت در جهاد کشاورزی، همچنان مجبورند برای داشتن درآمد بیشتر، شغل یا فعالیت جانبی داشته باشند. این درحالی است که اگر کسی بعد از ۳۰ سال کار بازنشسته شود، انتظار دارد درآمد بازنشستگیاش حداقل هزینههای اصلی زندگی را پوشش دهد، اما وقتی این اتفاق نمیافتد، فرد مجبور است دوباره دنبال کار بگردد. به گفته او، تفاوت میان شرایط افراد نیز قابلتوجه است، برخی بازنشستگان به دلیل تخصصی که دارند، میتوانند در شرکتهای خصوصی یا پروژههای فنی فعالیت کنند، اما همه بازنشستگان از چنین امکانی برخوردار نیستند. او اضافه میکند: کسی که تخصص فنی دارد، شاید بتواند بعد از بازنشستگی نقشهکشی یا کارهای مشاورهای انجام دهد، اما یک بازنشسته دیگر ممکن است چنین فرصتی نداشته باشد، بنابراین شرایط برای همه یکسان نیست.
به گفته این بازنشسته، در کنار درآمد پایین، هزینههای درمان نیز با افزایش سن به دغدغه جدی تبدیل میشود، استفاده از داروهای مستمر و دسترسی به برخی داروها ازجمله مسائلی است که برخی بازنشستگان با آن مواجه هستند. گاهی هم دارویی که فرد سالها مصرف کرده در بازار پیدا نمیشود و مجبور است نمونه دیگری استفاده کند. ممکن است داروی جایگزین از نظر اثرگذاری برای او مناسب نباشد یا عوارض متفاوتی داشته باشد. او معتقد است؛ مساله بازنشستگی فقط میزان حقوق نیست و باید مجموعهای از مسائل ازجمله درمان، دارو، هزینههای مسکن و قدرت خرید مورد توجه قرار گیرد، بازنشستهای که درآمد محدودی دارد، اگر با یک هزینه سنگین درمانی یا خانوادگی روبهرو شود، ممکن است مجبور شود دوباره سراغ کار برود. او میگوید: بازنشستگی باید به معنای رسیدن به یک دوره آرامتر در زندگی باشد، اما برای خیلیها تبدیل به دورهای شده که باید همچنان برای تامین درآمد تلاش کنند.
بازنشستگی بدون پشتوانه کافی
در میان بازنشستگان، گروهی نیز سابقه فعالیت در شرکتهای خصوصی دارند؛ افرادی که پس از پایان کار، به دلیل پایین بودن مستمری یا تفاوت میان درآمد دوران اشتغال و بازنشستگی، ناچار میشوند دوباره وارد بازار کار شوند. روایت یکی از این بازنشستگان نشان میدهد برای برخی، بازنشستگی به جای پایان دغدغههای شغلی، آغاز جستوجوی کاری جدید است. یکی از بازنشستگان شاغل در یک شرکت خصوصی به «اعتماد» میگوید: پس از سالها فعالیت و پایان دوران کاری، درآمد بازنشستگی برای تامین تمام هزینههای زندگی کافی نبود هر چند وقتی آدم بازنشسته میشود، تصور میکند دیگر میتواند کمی استراحت کند، اما وقتی حقوق را دریافت کردم و هزینههای زندگی را کنار آن گذاشتم، متوجه شدم این درآمد پاسخگوی همه مخارج نیست.
به گفته او، همین مساله هم باعث شده برخی بازنشستگان شرکتهای خصوصی دوباره وارد بازار کار شوند؛ گاهی در همان حوزه تخصصی و گاهی در فعالیتی متفاوت. این بازنشسته بخش خصوصی تاکید میکند: بازگشت به کار برای بسیاری از بازنشستگان یک انتخاب اختیاری نیست، وقتی حقوق بازنشستگی کفاف زندگی را نمیدهد، آدم مجبور است کاری برای گذران زندگی پیدا کند. شاید اگر درآمد کافی باشد، فرد ترجیح بدهد وقتش را برای خانواده و زندگی خودش بگذارد، اما وقتی هزینهها بیشتر از درآمد است، دوباره باید کاری پیدا کرد. او معتقد است؛ تجربه کاری بازنشستگان میتواند برای شرکتها ارزشمند باشد، اما مساله این است که نباید اقتصاد زندگی افراد به استفاده دوباره از نیروی کار آنها وابسته شود.
این بازنشسته معتقد است: همزمان با افزایش سن، برخی هزینهها نیز افزایش پیدا میکند و مهمترین آنها هزینههای درمان است.وقتی سن بالاتر میرود، آدم بیشتر به فکر درمان، دارو و هزینههای احتمالی بیماری میافتد. ممکن است امروز سالم باشی، اما نمیدانی چند ماه یا چند سال بعد چه هزینهای پیش میآید، برای همین داشتن یک پسانداز برای بازنشسته خیلی مهم است، نبود پسانداز کافی، در کنار حقوق پایین، باعث افزایش نگرانی در خانواده ما شده است.
این بازنشسته میگوید: اگر حقوق فقط صرف هزینههای روزمره شود، دیگر چیزی برای پسانداز باقی نمیماند، در این شرایط، یک هزینه درمانی یا اتفاق پیشبینی نشده میتواند تمام برنامه مالی خانواده را بههم بزند. بازنشستگی زمانی میتواند برای فرد آرامش ایجاد کند که درآمد او با هزینههای واقعی زندگی تناسب داشته باشد؛ در غیر این صورت، پایان دوران اشتغال الزاما به معنای پایان دغدغههای معیشتی نیست.
دیدگاه تان را بنویسید