«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
قتل مادرزن سابق با ادعای شنیدن صدای مرد در خانه/ متهم در دادگاه مدعی شد جنایت را به خاطر ندارد
مردی که در پی سوءظن به همسر سابقش به خانه او حمله کرده و علاوه بر زخمی کردن زن، مادر او را هم به قتل رسانده است پای میز محاکمه رفت.
مردی که در پی سوءظن به همسر سابقش به خانه او حمله کرده و علاوه بر زخمی کردن زن، مادر او را هم به قتل رسانده است پای میز محاکمه رفت.
به گزارش اعتمادآنلاین، متهم که مردی حدوداً ۳۰ساله است ابتدا ۱۴ ضربه چاقو به همسر سابقش و سپس ۱۸ ضربه چاقو به مادر او وارد کرد که منجر به مرگ زن میانسال شد.
یک سال پیش اهالی منطقهای در شهریار به پلیس گزارش دادند مردی به خانه همسر سابقش حمله و خون به پا کرده است. با توجه به این گزارش، پلیس در محل حاضر شد. مادر و دختر غرق در خون در قسمت هال افتاده بودند. مجروحان به بیمارستان منتقل شدند و ساعاتی بعد زن میانسال به نام یلدا جانش را از دست داد.
با این تفاصیل، تحقیقات ماموران در این زمینه شروع شد. آنها متوجه شدند ضارب داماد سابق خانواده به نام سهیل است که مدتی قبل از همسرش، شیما، جدا شده بود. شیما که بهشدت مجروح بود بعد از بهبود نسبی به پلیس گفت: شوهر سابقم با منزل ما تماس گرفت تا با دخترمان رویا صحبت کند. اول من گوشی را برداشتم. یکدفعه گفت از خانه صدای مرد میآید. گفتم مردی در اینجا نیست که فحاشی کرد و گوشی را قطع کرد.
این زن ادامه داد: سهیل چند دقیقه بعد در را کوبید و بهزور وارد خانه شد. او وسایل خانه را به هم ریخت. میگفت مردی در خانه است و حتماً باید او را پیدا کند. مادرم خواست جلوی او را بگیرد. سهیل مادرم را چاقو زد، من جلو رفتم تا نگذارم مادرم را بکشد ولی مرا هم چاقو زد. من بیهوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم. بعد در بیمارستان به هوش آمدم. حتی نمیدانم دخترم کجاست.
پلیس متوجه شد سهیل بعد از این جنایت دخترش را سوار ماشین کرده، به خانه پدرش رفته، بچه را به پدر و مادرش سپرده و خودش رفته است. ماموران رد سهیل را در روستایی در سیاهکل پیدا و او را بازداشت کردند.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۸ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی که صبح امروز برگزار شد، وکیل اولیای دم درخواست قصاص کرد. او گفت: موکلان من گذشت نمیکنند. تفاضل دیه را پرداخت میکنند. دیه جراحات غیرمنتهی به مرگ در بدن یلدا را هم میخواهند. همچنین شیما نیز به خاطر جراحاتی که بر بدنش وارد شده درخواست دیه و مجازات متهم را دارد.
در ادامه قاضی از متهم خواست در جایگاه حاضر شود. او گفت توان حرف زدن ندارد و فعلاً وکیلش دفاع میکند.
وقتی نوبت به وکیل رسید، او گفت: موکل من دچار اختلال روانی است. او قبل از این حادثه چند بار اقدام به خودکشی کرده بود. بعد از حادثه نیز در زندان دست به خودکشی زد و همین هفته گذشته سکته هم کرد. با توجه به شرایطی که دارد ما درخواست اعزام به بیمارستان کردیم که زندان قبول نکرد.
او توضیح داد: موکل من با اینکه از همسرش جدا شده بود اما رجوع کرده بودند، آنها حتی با هم مسافرت هم رفته بودند و مدتی نیز با یکدیگر زندگی میکردند به همین دلیل هم او نسبت به صدایی که شنید حساس شد. من درخواست دارم موکلم به پزشکی قانونی اعزام شود تا میزان اختلال روانی او را مشخص کنند.
در ادامه قاضی از متهم خواست صحبت کند. او گفت: من چیزی یادم نمیآید. نمیدانم اصلاً چه شد. فقط یادم است رفتم خانه مادرزنم که آن مرد را پیدا کنم. داشتم سمت حمام خانه میرفتم که او سعی کرد جلوی مرا بگیرد. یک ضربه زدم، اصلاً شاید هم من نزدم و ضربه خودش زده شد. بعد از چند ساعت فهمیدم دستم خونی شده است. به خودم که آمدم دیدم بچه در ماشین است. چون حرف زد و صدایش را شنیدم فهمیدم دخترم در ماشین است.
متهم گفت: به سیاهکل فرار نکردم. رفتم تا تنها باشم. من زنم را دوست داشتم. مادرش مادر من بود. ما خانواده بودیم و از اینکه چنین کاری کردم خیلی پشیمان هستم. آنها هم قصاص نکنند من خودکشی میکنم.
سپس وکیل اولیای دم دوباره در جایگاه قرار گرفت. او گفت: متهم حالا مدعی است چیزی یادش نمیآید. در حالی که او کاملاً آگاه بوده است. او بعد از قتل لباسهای خونیاش را عوض کرده، بچه را به خانه مادرش برده و فرار کرده است. اگر فردی اختلال روانی داشته باشد، نمیتواند چنین برنامهریزیشده و دقیق کار کند.
در پایان با توجه به اینکه نظریه پزشکی قانونی درباره سلامت روان متهم وجود نداشت، قضات تصمیم گرفتند متهم را به پزشکی قانونی معرفی کنند تا پس از اعلام نظریه تصمیم خود را بگیرند.
دیدگاه تان را بنویسید