اعتمادآنلاین گزارش میدهد:
عضو باند سرقت در دادگاه شرح داد: ماجرای درگیری مسلحانه پلیس و سارقان منزل
اعضای باند سارقان مسلح که میلیاردها تومان از شهروندان دزدیده و ماموری را زخمی کردهاند در حالی محاکمه شدند که یکی از سارقان کشته شده و دیگری همچنان متواری است.
اعضای باند سارقان مسلح که میلیاردها تومان از شهروندان دزدیده و ماموری را زخمی کردهاند در حالی محاکمه شدند که یکی از سارقان کشته شده و دیگری همچنان متواری است.
به گزارش اعتمادآنلاین، اعضای این باند سرقت مسلحانه یک سال قبل در جریان درگیری که بین آنها و چند مامور بازداشت شدند.
این سارقان مسلح به دستور ایست ماموران توجه نکردند و به سمت آنها تیراندازی کردند که یکی از ماموران زخمی شد. پلیس هم برای زمینگیر کردن سارقان به سمت پای آنها شلیک کرد که سه نفر از آنها از ناحیه زانو به پایین زخمی شدند و نفر چهارم که او هم زخمی شده بود بر اثر خونریزی شدید جانش را از دست داد، اما نفر پنجم این باند همچنان متواری است.
در جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه 2 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد ابتدا شکات یک به یک در جایگاه قرار گرفتند. آنها از سرقت میلیاردها تومان پول و طلا از منزلشان صحبت کردند و گفتند که سارقان آنها را با اسلحه تهدید کردند.
اولین شاکی در جایگاه قرار گرفت و گفت: من خانه نبودم. یکی از همسایهها با من تماس گرفت و گفت که پلیس آمده و مردم اطراف خانهام جمع شدهاند. وقتی به خانه رسیدیم دیدم سارقان در را شکسته و میلیاردها تومان طلا و پول سرقت کردهاند.
سپس شاکی دوم در جایگاه قرار گرفت. این زن گفت: من در خانه نبودم. وقتی رسیدم متوجه سرقت شدم. سارقان همچنان در همان اطراف بودند و حتی من را تهدید کردند. آنها طلاهای عروسی و چندین ساعت برند و مقدار زیادی پول از من سرقت کردند.
بعد از اینکه شکات صحبت کردند، متهمان در جایگاه قرار گرفتند. اولین متهم که شروین نام دارد، گفت: ما یک باغ در کرج اجاره کرده بودیم. من و سعید و ساسان و مرحوم حامد با هم بودیم. ما خانههایی را که چراغهایشان خاموش بود، شناسایی میکردیم. روز حادثه هم همین کار را کردیم و من بالا رفتم. در طبقه چهارم توپی در را خراب کردم و در را باز کردم. البته توپیزن گروه مرحوم حامد بود. بعد خانه را گشتیم. من از داخل جاکفشی 10 گرم طلا و یک گیره کراوات طلا پیدا کردم. معلوم بود خانه نو است و هنوز چیده نشده است. همان موقع سعید گفت گشت کلانتری آمده است. میخواستیم از ساختمان بیرون برویم که ماموران ما را دیدند و مشکوک شدند. آنها وارد راهپله شدند. ما تیراندازی کردیم و ماموران هم تیراندازی کردند. یکی از ماموران که نزدیک ما بود تیر خورد البته من تیر به مامور نزدم و به دیوارها میزدم. بعد یکی ماموران به پاهای ما شلیک کرد.
وی گفت: من سابقهدار هستم ولی بعد از ازادی دوباره به سمت سرقت رفتم.
قاضی گفت: تو که میدانستی عاقبتت چیست چرا دوباره سمت سرقت رفتی؟
متهم گفت: من برای رد مال سرقتهای قبلی سرقت میکردم.
قاضی گفت: یعنی اگر باز هم به رد مال محکوم شوی سرقت میکنی؟
متهم پاسخ داد: من که میدانم به خاطر تیراندازی به مامور آزاد نمیشوم اما اگر آزاد شوم حتما سرقت میکنم که بتوانم رد مال را بپردازم البته اگر رد مال کم باشد از پدرم کمک میگیرم.
قاضی گفت: مگر شغل پدر شغلش چیست؟
متهم پاسخ داد: پدرم کشاورز است. من هم کشاورزی میکردم ولی بعد سمت سرقت رفتم. پدر و مادرم دفعه قبل که متوجه شدند من سرقت کردهام طردم کردند. آنها حتی یک پیاز از من قبول نمیکنند، چون آن را حرام میدانند. آنها خیلی به حلال و حرام توجه میکنند.
سپس متهم دیگر پرونده در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من هیچ اتهامی را قبول ندارم. هیچ سابقهای هم نداشتم. در سرقت ها نبودم.
قاضی گفت: شکات تو را شناسایی کردند.
متهم گفت: قبول ندارم.من نبودم.
در ادامه دیگر متهم پرونده در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد. در پایان قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید