«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
زن مقتول: مامور پلیس برای نجات ما شوهر معتادم را کشت
خانواده مرد معتاد که با شلیک گلوله پلیس کشته شد درخواست دیه کردند و گفتند مامور برای نجات آنها رفته بود که این اتفاق رخ داد.
خانواده مرد معتاد که با شلیک گلوله پلیس کشته شد درخواست دیه کردند و گفتند مامور برای نجات آنها رفته بود که این اتفاق رخ داد.
به گزارش اعتمادآنلاین، دو سال قبل مردی با پلیس تماس گرفت و مدعی شد شخصی در حال راه انداختن آتشسوزی است. وقتی ماموران به محل رفتند متوجه شدند خانهای آتش گرفته و ماموران آتشنشانی هم آن را خاموش کردند.
یک ساعت بعد دوباره شخصی با پلیس تماس گرفت و این بار مدعی شد سرقتی در آن خیابان اتفاق افتاده است. باز هم ماموران به محل اعزام شدند. این بار مردی که با پلیس تماس گرفته بود گفت: سرقتی اتفاق نیفتاده است اما من مجبور شدم این حرف را بزنم که ماموران حتماً بیایند. برادر من اعتیاد دارد. او زن و بچهاش را در خانه نگه داشته و میخواهد با ساطور آنها را بکشد. حتی یک بار هم ساطور به من پرت کرد.
وقتی ماموران به خانه مورد نظر رفتند و در زدند، مرد معتاد در را باز نکرد. برادر او با کلیدی که داشت در را باز کرد و وقتی خواست وارد خانه شود مرد معتاد یک بار دیگر به سمت او ساطور پرت کرد که به مرد برخورد نکرد. با توجه به اینکه ماموران حکم قضایی نداشتند منتظر مجوز از سوی بازپرس شدند و به محض اینکه اجازه ورود داده شد رئیس کلانتری محل و چند نیروی کمکی به که محل آمده بودند وارد خانه شدند.
مرد معتاد وقتی ماموران را دید به سمت آنها چاقو و ساطور پرت کرد. یکی از ماموران برای تسلیم کردن او یک تیر هوایی شلیک اما تیر بعدی به مرد معتاد برخورد کرد و باعث مرگ او شد.
با توجه به مرگ یک شهروند پرونده برای رسیدگی به کارشناسان سپرده شد و آنها اعلام کردند مامور بدون اخطار قبلی شلیک کرده و قتل، عمد است.
با تکمیل تحقیقات، کیفرخواست علیه مامور صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی همسر مقتول به عنوان قیم فرزندانش گفت شکایتی ندارد و درخواست دیه دارند زیرا مرد مامور قصد کمک به آنها را داشت.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: هرچند نیروی انتظامی دیه را به حساب اولیای دم واریز کرده است اما من قتل عمدی مرتکب نشدم. تیری که گفته میشود باعث مرگ مقتول شده از اسلحه دیگری شلیک شده است. من یک سلاح سازمانی داشتم که دو تیر شلیک کردم، یک تیر هوایی یک تیر هم به پای مقتول برخورد کرد. من اصلاً متوجه برخورد تیر به پهلوی مقتول نشدم. حتی وقتی اورژانس آمد گفتم تیر به پایش برخورد کرده است. من با حکم قصاص روبهرو نیستم اما واقعیت هم این است که قتل مرتکب نشدم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید