روایت یک زن سرپرست خانوار از مشارکت اسنپ در بازسازی خانههای آسیبدیده از جنگ
پشت دیوارهای ترکخورده یک زندگی
من راضیام فقط همین شکافهای خانه را بگیرند تا من و بچههایم برگردیم. بچهها مدرسه دارند؛ نمیتوانم پروندهشان را بگیرم و بیاورم روستا.» اینها را لیلا میگوید؛ زنی ۴۰ ساله و مادر سه فرزند که خانه محل سکونتش در جریان جنگ ۳۹روزه آسیب دیده است. او و فرزندانش پس از آسیبدیدن خانه، ناچار شدهاند بندرعباس را ترک کنند و بهطور موقت در خانه پدر و مادر لیلا در روستا ساکن شوند.
لیلا یکی از حدود ۱۰۰ زن سرپرست خانواری است که برای طرح بازسازی خانههای آسیبدیده زنان سرپرست خانوار در هرمزگان شناسایی شده و شرایط او در حال بررسی است. اسنپ با همکاری موسسه نفس آفتاب، سه میلیارد تومان برای بازسازی ۲۰ خانه آسیبدیده به دلیل جنگ در این استان اختصاص داده است.
به گفته موسسه نفس آفتاب بررسی وضعیت خانوادهها و میزان آسیب خانهها هنوز ادامه دارد و فهرست نهایی ۲۰ خانه مشمول طرح در حال تکمیل است.
زندگی میان مراقبت و تأمین هزینهها
لیلا سه فرزند دارد. دختر بزرگش ۱۵ ساله و دارای معلولیت ذهنی شدید است و به مراقبت و درمان مستمر نیاز دارد. دختر دوم او ۱۲ ساله است و امسال به کلاس ششم میرود. پسر کوچک خانواده نیز دانشآموز کلاس سوم است.
بخش زیادی از زندگی لیلا با مراقبت از دختر بزرگش میگذرد. او باید پیوسته وضعیت درمانی دخترش را پیگیری کند و نمیتواند برای مدتی طولانی او را تنها بگذارد. همین شرایط، امکان داشتن شغلی ثابت و منظم را برایش محدود کرده است.
لیلا میگوید بخش زیادی از دارایی و توان مالی خود را صرف درمان دخترش کرده است: «هرچه داشتم و نداشتم فروختم و برای این دختر خرج کردم.»
هرچند او بهصورت رسمی از همسرش جدا نشده، ولی مدتهاست جدا زندگی میکند و مسئولیت روزمره نگهداری از سه فرزندش را بر عهده دارد. در کنار هزینههای درمان، تأمین مخارج دو فرزند مدرسهای نیز یکی دیگر از دغدغههای اوست.
خانهای که دیگر امکان بازگشت به آن نیست
خانهای که لیلا و فرزندانش در آن زندگی میکردند، متعلق به پدر اوست و برای سکونت این خانواده در اختیارشان قرار گرفته بود. پدر و مادر لیلا در روستای سیاهو، در فاصله حدود دو ساعت و نیم از بندرعباس، زندگی میکنند.
لیلا حدود سه سال همراه فرزندانش در خانه پدرش زندگی کرده است. پیش از آن، همراه همسر و فرزندانش به همراه والدین همسرش زندگی میکرد، اما مشکلات زندگی مشترک و نیازهای مراقبتی دختر بزرگش ادامه آن وضعیت را دشوار کرده بود. در نهایت، او همراه فرزندانش به خانه پدرش رفت.
این خانه در جریان حملاتی در نزدیکی محل زندگی آنها آسیب دیده است. ساختمان بهطور کامل تخریب نشده، اما به گفته لیلا، شیشههای آن شکسته و در بخشهایی از دیوارها، ستونها و کف ساختمان ترکهایی ایجاد شده است.
او میگوید: «خانه کامل تخریب نشده است. شیشههایش خرد شده، اما ستونها هم از داخل و هم از بیرون شکاف خوردهاند. کف خانه هم ترک دارد.»
این توضیحات، روایت لیلا از وضعیت خانه است و تعیین میزان آسیب، امکان سکونت و نوع تعمیرات مورد نیاز، به بررسی کارشناسی ساختمان نیاز دارد. ترکهای خانه و نگرانی از وضعیت آن باعث شده است لیلا بازگشت همراه فرزندانش را تا پیش از ارزیابی و انجام تعمیرات لازم ممکن نداند.
پس از آسیبدیدن خانه، لیلا و فرزندانش به روستایی رفتند که پدر و مادر او در آن زندگی میکنند. رفتوآمد از این روستا تا بندرعباس برای خانوادهای با شرایط آنها آسان نیست. لیلا نه توانایی اجاره خانه دیگری را دارد و نه میتواند زندگی خود و فرزندانش را برای همیشه به روستا منتقل کند.
فاصله از مدرسه و مراکز درمانی
دختر بزرگ لیلا به مراقبت پزشکی و مراجعه مستمر به مراکز درمانی نیاز دارد. اقامت در روستا و فاصله آن با بندرعباس، رفتوآمدهای درمانی خانواده را دشوارتر کرده است.
از سوی دیگر، دو فرزند کوچکتر لیلا در بندرعباس مدرسه میروند. دختر ۱۲ سالهاش باید کلاس ششم را شروع کند و پسرش به کلاس سوم برود. انتقال پرونده تحصیلی آنها به روستا برای لیلا تصمیم سادهای نیست؛ بهویژه اینکه اقامت خانواده در روستا موقتی است و هنوز نمیدانند چه زمانی امکان بازگشت خواهند داشت.
او میگوید: «نمیتوانم پرونده بچهها را بگیرم و به روستا منتقل کنم. دخترم هم باید برای درمان و آزمایش رفتوآمد کند. زندگی من آنجاست؛ فقط خانهام قابل سکونت نیست. مگر تا کی میتوانم با پدر و مادرم زندگی کنم؟»
لیلا درآمد ثابت و مشخصی ندارد. هزینههای زندگی خانواده با یارانه، مبالغ محدودی که گاهی پدر فرزندان برای آنها میپردازد و برخی حمایتها تأمین میشود. به گفته لیلا، این منابع برای تأمین مخارج یک خانواده چهار نفره و هزینههای درمانی دخترش کافی نیست.
در این شرایط، اجاره خانهای دیگر در بندرعباس نیز از توان مالی او خارج است. بازگشت به خانه قبلی، در صورت تأیید امکان تعمیر و انجام بازسازیهای لازم، میتواند دوباره دسترسی خانواده را به مدرسه و مراکز درمانی آسانتر کند.
بررسی بیش از ۱۰۰ پرونده برای انتخاب ۲۰ خانه
پرونده لیلا یکی از بیش از ۱۰۰ پروندهای است که در نقاط مختلف استان هرمزگان برای طرح بازسازی خانههای آسیبدیده زنان سرپرست خانوار شناسایی شدهاند. این پروندهها به خانوادههایی در بندرعباس، بندر خمیر، میناب، سیریک، جاسک، بندرلنگه و رودان مربوطاند.
اسنپ با همکاری موسسه نفس آفتاب، سه میلیارد تومان برای بازسازی ۲۰ خانه در این استان اختصاص داده است. بررسی پرونده خانوادهها و وضعیت فنی خانهها همچنان ادامه دارد و پس از تکمیل این ارزیابیها، ۲۰ خانهای که در فهرست نهایی طرح قرار میگیرند مشخص خواهند شد.
روایت لیلا مربوط به یکی از پروندههای در حال بررسی است. خانوادههای دارای پرونده، علاوه بر آسیب واردشده به محل سکونتشان، با محدودیتهای اقتصادی و مسئولیت مراقبت از فرزندان نیز مواجهاند. برای چنین خانوادههایی، هزینه تعمیر خانه در کنار نیازهای فوریتری مانند غذا، دارو، درمان و تحصیل فرزندان قرار میگیرد و ممکن است برای مدتی طولانی به تعویق بیفتد.
نوع و میزان بازسازی هر یک از ۲۰ خانه نهایی نیز براساس وضعیت همان ساختمان و نتیجه بررسیهای انجامشده تعیین خواهد شد. در خانههایی که بخشهایی مانند ستون یا کف آنها آسیب دیده است، تعیین امکان و شیوه تعمیر به ارزیابی فنی نیاز دارد و صرف پوشاندن ترکها برای قابل سکونت شدن ساختمان کافی نیست.
اگر خانه لیلا پس از تکمیل بررسیها در فهرست نهایی طرح قرار بگیرد، تعمیر آن میتواند امکان بازگشت او و فرزندانش به بندرعباس را فراهم کند؛ دختر بزرگ خانواده به مراکز درمانی نزدیکتر میشود و دو فرزند دیگر نیز میتوانند بدون تغییر مدرسه، تحصیل خود را ادامه دهند.
تعمیر خانه نمیتواند همه دشواریهای زندگی لیلا را برطرف کند. نیازهای درمانی دخترش ادامه خواهد داشت، درآمد خانواده همچنان محدود خواهد بود و مسئولیت مراقبت از سه فرزند نیز بر عهده او باقی میماند. با این حال، داشتن خانهای قابل سکونت میتواند یکی از نگرانیهای اصلی این خانواده را کاهش دهد.
پشت دیوارهای ترکخورده این خانه، زندگی زنی جریان دارد که خواستهاش را در طول گفتوگو تکرار میکند: نه خانهای تازه و نه امکاناتی دور از دسترس؛ فقط تعمیر همان خانه تا بتواند همراه سه فرزندش به محل زندگیشان برگردد.
دیدگاه تان را بنویسید