کد خبر: 788018
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۳ ۲۰:۳۰:۰۷
| |

«اعتمادآنلاین» گزارش می‌دهد:

آخرین تماس مقتول؛ سرنخ جنایت در میدان تره‌بار

شش سال بعد از قتل فجیع مردی در میدان تره‌بار، اکنون پای یک زن به پرونده باز شده است.

آخرین تماس مقتول؛ سرنخ جنایت در میدان تره‌بار
کد خبر: 788018
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۳ ۲۰:۳۰:۰۷

شش سال بعد از قتل فجیع مردی در میدان تره‌بار، اکنون پای یک زن به پرونده باز شده است.

به گزارش اعتمادآنلاین، پرونده قتل مرد جوان در میدان تره‌بار در تهران با گزارشی که از بیمارستان به پلیس داده شد به جریان افتاد. مسئولان حراست بیمارستان به پلیس گزارش دادند مجروحی به نام لهراسب که به بیمارستان منتقل شده بود جانش را از دست داده است.

تحقیقات ماموران برای مشخص شدن ابعاد ماجرا آغاز شد و پلیس از دو مرد جوانی که شاهد ماجرا بودند تحقیق کرد.

آن دو به ماموران گفتند ضارب را دیده‌اند. ماموران با توجه به گفته‌های دو شاهد، متهم به نام رامین را شناسایی و بازداشت کردند. این مرد مدعی شد در محل نبوده و مرتکب قتل نشده است اما مدارکی به دست آمد نشان می‌داد او عامل قتل است. پلیس رد تلفن همراه متهم را در محل قتل کشف کرد. علاوه بر این، مشخص شد متهم بعد از قتل لهراسب از تهران فرار کرده و در شهری در غرب کشور پنهان شده و خط موبایلش را هم عوض کرده بود.

با توجه به این مدارک سرانجام کیفرخواست علیه رامین صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی، وکیل اولیای دم درخواست قصاص کرد و گفت: موکلان من به‌شدت فقیر هستند و حتی هزینه آمدن به دادگاه را نداشتند اما همچنان بر درخواست قصاص باقی‌اند.

سپس قضات از دو شاهد خواستند در جایگاه حاضر شوند. شاهد اول درباره اینکه آیا متهم حاضر در دادگاه همان فردی است که لهراسب را زده است گفت: من این مرد را هیچ‌وقت شناسایی نکردم و حالا هم به‌صراحت می‌گویم او نیست.

قاضی گفت: تو در دو مرحله اعلام کردی ضارب همین فرد است؛ یک بار پیش بازپرس و یک بار به مامور پلیس.

متهم گفت: من چنین حرفی نزدم. حتی چند بار گفتم فردی که لهراسب را زد قدش کوتاه بود و هر دو دستش تا بالا خالکوبی داشت.

قاضی از شاهد خواست آنچه را اتفاق افتاده بود توضیح دهد. این مرد گفت: من و دوستم سعید داشتیم با موتور می‌رفتیم که بارمان را تحویل بگیریم. در وسط میدان دیدیم لهراسب سوار ماشینش توقف کرده است. دو موتورسوار آمدند و یکی از ترک موتور پیاده شد و با چاقو یک ضربه به گردن لهراسب زد. لهراسب هم چاقوی کوچکی دستش بود. از ماشین پیاده شد و یک ضربه به دست آن فرد زد. پسر جوان که خیلی هم فرز بود از بین پاهای لهراسب فرار کرد، پشت او رفت و حدود 20 ضربه به کمرش زد. لهراسب کاملاً خونی بود. پسر جوان سپس ترک موتور پرید و هر دو موتورسوار فرار کردند. من داشتم دنبال‌شان می‌رفتم که لهراسب گفت آنها را می‌شناسد و لازم نیست دنبال‌شان کنم. همان لحظه تلفنش زنگ خورد. زنی بود که اسمش در گوشی لهراسب لوسی ذخیره شده بود. لهراسب با او خیلی محبت‌آمیز صحبت کرد و گفت روبه‌رو شدند و تمام شد؛ چیز مهمی‌ نیست و خودش را می‌رساند. خون زیادی از او می‌رفت. من به سعید گفتم بیا ببریمش بیمارستان. همان لحظه پتویی را که در ماشین بود روی گردن لهراسب گذاشتم. خون به‌شدت از بدنش می‌رفت. دیدم بیمارستان بردن با آن وضعیت کار ما نیست. اورژانس را خبر کردیم. نیم ساعت طول کشید تا اورژانس آمد و بعد هم به بیمارستان رفتیم که آنجا لهراسب جانش را از دست داد.

مرد شاهد توضیح داد: چند ماه بعد متهم حاضر در دادگاه را گرفتند. اول عکسش را به من نشان دادند من گفتم نمی‌توانم تایید کنم قطعاً این فرد است. بعد خودش را به من نشان دادند که گفتم این آدم نبود.

قاضی گفت: اما تو این فرد را میان سه نفر شناسایی کردی.

شاهد گفت بازپرس و مامور اشتباه گزارش کرده‌اند و او این فرد را شناسایی نکرده است.

شاهد دوم نیز گفت: من هیچ‌چیز یادم نمی‌آید، آن‌قدر صحنه شوک‌آور بود که همه‌چیز از یادم رفته است.

بعد از آن متهم در جایگاه حاضر شد و گفت: من اتهام را قبول ندارم. اصلاً مقتول را نمی‌شناختم و نمی‌شناسم. هیچ مراوده‌ای هم با او نداشتم.

قاضی پرسید: یک بار گفته‌ای برای تعمیر خانه پدرت به شهر دیگری رفته بودی. یک بار گفته‌ای پرونده داشتی. یک بار گفته‌ای رفته بودی چای و قند بخری و هر سه مورد رد شده است. سیم‌کارتت را عوض کردی، سابقه‌دار هم هستی، تلفن همراهت هم در محل قتل آنتن داشت. با همه این مدارک چطور می‌گویی که مرتکب قتل نشده‌ای؟

متهم پاسخ داد: سابقه من مربوط به یک پرونده آزار جنسی بود که اصلاً پرونده بسته شد. من بارها گفته‌ام در شهر دیگری زندگی می‌کنم و حتی مدارکی را که مصالح خریدم تا خانه پدرم را تعمیر کنم ارائه دادم. من نیمی از سال را در تهران و شش ماه را در شهر دیگری زندگی می‌کنم. طبیعی است که تلفن همراهم در نزدیکی محل قتل آنتن داشته چون من در آن محل زندگی می‌کنم. باز هم می‌گویم من قتلی مرتکب نشده‌ام.

در پایان قضات برای تصمیم‌گیری در این زمینه وارد شور شدند.

 

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها