«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
عشق ممنوعه به زن عمو مرد جوان را با اتهام قتل مواجه کرد
پسر جوانی که متهم است وارد یک عشق ممنوعه با همسر عمویش شده و او را به قتل رسانده است پای میز محاکمه رفت و با درخواست قصاص روبهرو شد.
پسر جوانی که متهم است وارد یک عشق ممنوعه با همسر عمویش شده و او را به قتل رسانده است پای میز محاکمه رفت و با درخواست قصاص روبهرو شد.
به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال پیش جسد بیجان زنی به بیمارستان منتقل شد. ماموران مردی را که او را به بیمارستان برده بود بازداشت کردند. مرد جوان گفت که ژاله زنعموی اوست و وقتی متوجه شده ژاله خودکشی کرده، سعی کرده به او کمک کند.
این مرد که آرش نام دارد گفت: من برای ژاله کار میکردم. اگر باری داشت برایش جابهجا میکردم. ژاله خیاط بود و از بازار جنس زیاد میگرفت. روز حادثه هم اجناسی را که خواسته بود به خانهاش بردم. بعد از چند دقیقه پیام داد و گفت حالش خوب نیست و از این زندگی خسته شده و میخواهد خودش را بکشد. ژاله سرطان داشت. من سعی کردم دلداریاش بدهم اما بعد گفت دیگر تحمل ندارد. به حمام میرود و بعد خودکشی میکند. من اول دودل بودم چه کنم اما بعد تصمیم گرفتم بروم و کمکش کنم. به خانه عمویم رفتم. هرچه در زدم کسی در را باز نکرد. کلید داشتم. وارد خانه شدم و دنبال ژاله گشتم. پیدایش نکردم، حتی سمت حمام رفتم نبود. بعد در کمد دیواری را نیمهباز دیدم و وقتی باز کردم با جسد حلقآویزشده او روبهرو شدم.
گفتههای متهم با شرایط خانه و وضعیت جسد همخوانی نداشت. مطابق گفته پزشکیقانونی دو ساعت از زمان مرگ ژاله گذشته بود که او را به بیمارستان رساندند. ضمن اینکه کارشناسان بررسی صحنه جرم اعلام کردند محلی که به عنوان محل خودکشی ژاله گفته شده کوتاه است و اصلاً امکان ندارد فردی بتواند خود را آنجا حلقآویز کند. این در حالی بود که بررسی پیامکهای ژاله نشان داد او مدتزمان زیادی با آرش متهم پرونده ارتباط عاطفی داشته و رابطه عاشقانه آنها چالشهایی هم پیدا کرده است. بنابراین آرش با اتهام رابطه نامشروع هم مواجه شد.
با توجه به اینکه علت مرگ هم خفگی اعلام شده بود با شکایت پدر و مادر ژاله و شوهر او کیفرخواست قتل عمدی علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی پدر و مادر مقتول درخواست قصاص کردند و گفتند چهار میلیارد تومان در حساب دخترش پول بوده و آرش به طمع آن پول این کار را کرده است.
سپس نوبت به آرش رسید. او گفت: من اتهام را قبول ندارم. من فقط ژاله را به بیمارستان رساندم. در یک شیرینیفروشی پیک موتوری بودم. کارهای ژاله را هم انجام میدادم و پول میگرفتم. به واسطه کاری که میکردیم با هم ارتباط تلفنی هم داشتیم ولی من او را نکشتم. آن روز هم فقط قصدم کمک کردن به ژاله بود. وقتی وارد خانه شدم و او را حلقآویز پیدا کردم. جسمش را پایین آوردم و به بیمارستان رساندم. کار دیگری نکردم.
قاضی گفت: محلی که جسد حلقآویز شده بود چند متر بود؟
متهم گفت: حدوداً دو متر.
قاضی گفت: چطور میشود از جایی دومتری فردی خودش را حلقآویز کند. در حالی که جسد تقریباً یک متر و ۶۰ سانتیمتر بوده! ضمن اینکه روسری هم ارتفاعی داشته است!
متهم سعی کرد محل را روی کاغذ ترسیم کند اما نتوانست و گفت: من جسد را در کمد پیدا کردم و حرف دیگری هم ندارم.
متهم درباره رابطه نامشروع با ژاله گفت: آن پرونده جدا شد. مرا به شلاق محکوم کردند و حکم هم اجرا شد. ولی قتل کار من نیست.
با پایان جلسه دادگاه هیات قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید