«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
سرقت مرگبار از خانه پیرزن تنها با توهم چند کیلو طلا
دختری که متهم است زمینه قتل و سرقت از خانه مادربزرگش را فراهم کرده است همراه همدستانش در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
دختری که متهم است زمینه قتل و سرقت از خانه مادربزرگش را فراهم کرده است همراه همدستانش در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
به گزارش اعتمادآنلاین، متهمان به طمع سرقت چند کیلو طلا وارد خانه زن تنها شدند و با فریادهای پیرزن یکی از آنها به دام افتاد و راز قتل لو رفت.
یک سال قبل همسایههای زنی به پلیس گزارش دادند از خانه زنی مسن سرقت و یکی از سارقان هم دستگیر شده است. بلافاصله ماموران به محل رسیدند و دیدند پیرزن صاحبخانه جانش را از دست داده است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات گسترده در این زمینه آغاز شد. جوان دستگیرشده به پلیس گفت عامل قتل دوستش رامین است. این جوان که سیاوش نام دارد به ماموران گفت: ما برای سرقت آمده بودیم. این زن مادربزرگ نامزد رامین است و ما برای بردن طلاهای او رفته بودیم که رامین او را کشت.
بررسیهای بعدی نشان داد رامین و نامزدش روشنک نقشه سرقت را طراحی کردند. سپس رامین با همکاری دوستش، سیاوش، وارد خانه پیرزن شد، او را به قتل رساند و مقداری طلا سرقت کرد.
به این ترتیب، پرونده با بازداشت سایر متهمان تکمیل و با صدور کیفرخواست به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. در جلسه رسیدگی بعد از اینکه کیفرخواست علیه متهم خوانده شد اولیای دم درخواست قصاص قاتل را مطرح کردند و گفتند از سایر متهمان هم شکایت دارند. وکیل اولیای دم گفت: موکلان من درخواست قصاص دارند چون رامین به قصد قتل وارد خانه مادر آنها شده و بعد از اینکه مادر را به قتل رسانده، طلاهای او را هم سرقت کرده است.
در ادامه رامین در جایگاه قرار گرفت. او گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. فقط سرقت کردم.
متهم گفت: من و روشنک نامزد بودیم و قرار بود بهزودی با هم عقد کنیم. برای عقد پولی نداشتم. روشنک پیشنهاد سرقت از خانه مادربزرگش را داد و گفت داییهایش سهم آنها را از اموالش مادربرگش ندادهاند. او کلید را به من داد و گفت به خانه مادربزرگش بروم و سرقت کنم. من هم نقشه را با دوستم سیاوش اجرا کردم.
متهم گفت: صبحت از کشتن نبود. وقتی ما وارد خانه پیرزن شدیم، او ترسید و جیغ کشید. همسایهها باخبر شدند. میخواستم جلوی دهان او را بگیرم که این اتفاق افتاد. من زن را خفه نکردم و فقط جلوی دهانش را گرفتم تا صدایش به همسایهها نرسد. بعد هم سیاوش یک گردنبند برداشت. ما هیچ طلای دیگری پیدا نکردیم. البته روشنک هم از قتل خبر نداشت.
سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من مرتکب قتل نشده و فقط سرقت کرده است. بنابراین باید بر اساس اتهام سرقت محاکمه شود.
او درباره نظریه پزشکی قانونی توضیح داد: طبق نظریه پزشکی قانونی، علت فوت پیرزن به طور دقیق مشخص نشده است. او در قلبش فنر داشته و همین هم باعث ضعفش شده است. پزشکی قانونی هم یک بار گفته علت فوت فنر در قلب است، یک بار گفته خفگی و یک بار هم گفته دندان مصنوعی به دهانش پریده است. بنابراین نظریه پزشکی قانونی معتبر نیست و موکل من مرتکب قتل نشده است.
در ادامه سیاوش در جایگاه حاضر شد و گفت: من از موضوع قتل خبر نداشتم. رامین پیشنهاد سرقت داد و گفت مادربزرگ نامزدش چند کیلو طلا دارد که اگر کمک کنم آنها را سرقت کنیم، یک کیلو از آن را به من میدهند. من هم به این امید رفتم اما گرفتار شدم. من اصلاً از قتل خبر نداشتم.
سپس روشنک در جایگاه قرار گرفت. او اتهام معاونت در سرقت را رد کرد و گفت: من کاری نکردم. از سرقت هم خبر نداشتم. چند بار به ساندویچی رامین رفتم و آنجا عاشق هم شدیم. از من خواستگاری کرد و چیزی به عقدمان نمانده بود که این اتفاق افتاد. یک بار که با خالهام به مغازه رامین رفته بودیم او کلید را از داخل کیف خالهام برداشته و از آن کپی زده بود؛ از طریق همان کلید هم وارد خانه مادربزرگم شد.
قاضی گفت: رامین گفته کلید را از تو گرفته است.
متهم پاسخ داد: این دروغ است. او به من گفت از خانه مادربزرگت سرقت کنیم. مخالفت کردم و گفتم حق نداری به او آسیب بزنی. برای اینکه به او کلید ندادم، آن را از کیف خالهام دزدید. اتهاماتی را که رامین به من زده قبول ندارم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید