«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
قتل پیرزن فامیل با انگیزه سرقت طلا
پسری که یکی از زنان فامیل را با انگیزه سرقت به قتل رسانده است، در دادگاه مدعی شد قصد آدمکشی نداشت و وسوسه شده بود.
پسری که یکی از زنان فامیل را با انگیزه سرقت به قتل رسانده است، در دادگاه مدعی شد قصد آدمکشی نداشت و وسوسه شده بود.
به گزارش اعتمادآنلاین، پسر جوان متهم است در شهریور 1404 به خانه زنی مسن که از اقوام دورش بود و تنها زندگی میکرد رفت و بعد از کشتن او مقداری طلا سرقت کرد.
متهم که جواد نام دارد امروز در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. در ابتدای جلسه نماینده دادستان اتهام او را سرقت مقرون به آزار و قتل اعلام کرد و جرمش را محرز دانست. سپس فرزندان مقتول به عنوان اولیای دم در جایگاه قرار گرفتند و برای متهم درخواست قصاص کردند. یکی از آنها گفت: جواد فامیل دور ما بود و ما به او خیلی محبت کردیم اما جواد در نهایت جواب محبتهای ما را به این شکل داد. ما درخواست قصاص داریم و به هیچ وجه نمیتوانیم از او بگذریم.
پسر دیگر مقتول نیز گفت: من هر هفته روزهای تعطیل به مادرم سر میزدم. آن روز هم به خانه او رفتم و دیدم مادرم دمر روی زمین افتاده و بوی خون فضای خانه را پر کرده است. مادرم را برگرداندم و دیدم ضربات سنگینی به سر و صورتش وارد شده و ابرویش هم شکافته است. اول فکر کردم فشار خونش بالا پایین شده و به همین دلیل زمین خورده است. بعد به برادر و خواهرانم تلفن زدم و وقتی آنها آمدند فهمیدیم طلاهای مادرم نیست. آن موقع بود که متوجه شدیم او قربانی سرقت شده است. مادرم را به بیمارستان رساندیم و از طرف پلیس هم آمدند و بررسی کردند اما چیزی پیدا نشد تا اینکه خودم بیشتر گشتم و تکههای شکسته چیزی را پیدا کردم و از طریق هوش مصنوعی فهمیدم تکههای پروژکتور عکاسی است. جواد هم عکاس است و این از دلایل ما مبنی بر قاتل بودن جواد است.
این مرد ادامه داد: پنج روز بعد از بستری بودن مادرم تماس گرفتند و گفتند اکسیژن خونش پایین آمده و باید به اتاق عمل منتقل شود اما در آنجا فوت شد. اگر جواد واقعیت را بگوید که چرا این کار را کرده شاید کمکش کنیم اما اکنون قصاص میخواهم.
در ادامه دختران مقتول نیز برای متهم درخواست قصاص کردند و گفتند او تکفرزند خانوادهاش است و از نظر مالی وضعیت خوبی دارد و دلیلی نداشت برای سرقت دست به قتل بزند. سپس جواد در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل را رد کرد. او گفت: به قصد قتل به خانه آن زن نرفتم. دو روز آنجا کشیک دادم و چند بار هم پشیمان شدم ولی نمیدانم چه شد که یکدفعه وقتی به خودم آمدم که در آسانسور بودم و بالا رفتم. ماسک زده بودم. مقتول مرا نشناخت و شروع به داد و فریاد کرد. هلش دادم که داخل رفت. بعد چوبی را که کنار جاکفشی بود برداشتم. یک ضربه به سرش زدم اما ساکت نشد. دومی را که زدم روی زمین افتاد و سومی را که زدم ساکت شد. من نیاز مالی نداشتم و میتوانستم از پدرم پول بگیرم اما وسوسه شدم. اشتباه کردم و شرمنده این خانواده شدم.
او ادامه داد: آن روز کولهپشتی عکاسیام همراهم بود اما وسایلم را درنیاوردم و نمیدانم تکههای پرژکتور چطور در خانه مقتول پیدا شده است.
در ادامه وکیل متهم دفاعیات خود را مطرح کرد و قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید