گزارش رسانههای خارجی درباره خسارتهای جنگ ۴۰ روزه به محیط زیست / بلومبرگ: آلودگی سمی ناشی از انفجار انبارهای نفت برای دههها ادامه خواهد داشت
حمله هوایی اسراییل به 4 انبار نفتی تهران (شهران، ری، اقدسیه و پالایشگاه تهران) در شامگاه 16 اسفند، رویکرد گزارشهای رسانههای بینالمللی را تغییر داد و تحلیلها درباره خسارات انسانی و محیطزیستی جنگ، متفاوتتر و جزییتر شد. « بلومبرگ » سه روز بعد از حملات هوایی اسراییل به 4 انبار نفت تهران، در گزارش خود این هشدار را مطرح کرد که «آلودگی سمی ناشی از جنگ ایران گسترش مییابد و برای دههها ادامه خواهد داشت.»
از اولین هفته جنگ 40 روزه، نشریات بینالمللی معتبر، بخشی از گزارشهای خود را به بررسی خسارات و خطرات حملات هوایی امریکا و اسراییل برای محیطزیست ایران و منطقه اختصاص دادند.
به گزارش اعتماد، اولین گزارش را نشریه «فوربس » منتشر کرد که در دوازدهمین روز جنگ، نسبت به همزمانی حملات هوایی و توفانهای گرد و غبار منطقه و آسیبهای محیطزیستی متعاقب آن هشدار داد.
گزارشگر فوربس درباره تاثیرات مخرب جنگ برای مردم و محیطزیست نوشته بود: «جنگ معمولا از نظر سیاست، استراتژی نظامی یا حقوق بشردوستانه موردبحث قرار میگیرد، اما موضوع مهم دیگری که کمتر موردتوجه قرار میگیرد، چگونگی تاثیر درگیریهای مسلحانه بر محیطزیست، به ویژه جو است.در مناطقی که از قبل توفانهای مکرر شن و گرد و غبار را تجربه میکنند، بمبارانهای گسترده میتواند این مشکلات را بدتر کند. انفجارها میتوانند مقادیر زیادی ذرات را در هوا آزاد کنند که سپس توسط سیستمهای گرد و غبار موجود به مسافتهای طولانی منتقل میشوند. ایران در یکی از مناطق اصلی توفان گرد و غبار جهان قرار دارد. بسیاری از نقاط کشور مرتبا توفانهای شدید شن و گرد و غبار را تجربه میکنند. این توفانها به دلیل بیابانزایی، دورههای طولانی خشکسالی و خشک شدن دریاچهها و تالابها، بیشتر میشوند. شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان و اهواز اغلب سطوح خطرناکی از آلودگی هوا را تجربه میکنند. بخش زیادی از این آلودگی از ذرات ریزگرد و غبار موجود در هوا ناشی میشود. این ذرات به اندازهای کوچک هستند که میتوانند وارد ریهها و جریان خون شوند و با بیماریهای تنفسی و قلبی مرتبط هستند.توفانهای گرد و غبار اغلب در خاکهای تخریبشده و بسترهای خشک دریاچهها، در ایران و کشورهای همسایه، آغاز میشوند. بادهای شدید میتوانند این ذرات را به هوا بلند کرده و صدها یا هزاران کیلومتر حمل کنند. حتی بدون درگیری (جنگ) توفانهای گرد و غبار در حال حاضر یک مشکل زیستمحیطی جدی در منطقه ایجاد میکنند. آنها کیفیت هوا را بدتر میکنند، به کشاورزی و زیرساختها آسیب میرسانند و هزینههای عمدهای برای سلامت عمومی ایجاد میکنند. وقتی بمباران در مقیاس بزرگ در چنین محیطی رخ میدهد، خطرات زیستمحیطی میتواند به طرز چشمگیری افزایش یابد. »
گزارشگر فوربس در ادامه به تاثیر انفجار و تخریب ناشی از بمبارانها و اصابت موشک و آلودگی ناشی از حملات هوایی اشاره کرده و مینویسد: «وقتی مواد منفجره به مناطق شهری برخورد میکنند، بتن، فلز، آسفالت و عایق را به ذرات بسیار کوچک تبدیل میکنند. بسیاری از این قطعات به اندازه کافی سبک هستند که به هوا بلند شوند و ساعتها یا حتی روزها در آنجا بمانند.درنتیجه، ابرهای تولید شده توسط بمباران سنگین فقط دود نیستند. آنها حاوی ترکیبی پیچیده از ذرات ریز، ازجمله بتن خرد شده و گرد و غبار سیلیس، فلزات سنگین برخاسته از مصالح ساختمانی و ابزار الکترونیکی، آلودگی ناشی از سوختن سوخت و پلاستیک و مواد شیمیایی صنعتی آزاد شده از تاسیسات آسیبدیده هستند. اغلب این مواد روی زمین مینشینند. در مکانهایی که از قبل توفانهای گرد و غبار شدیدی تجربه میکنند، این توفانها سیستمهای حمل و نقل طبیعی قدرتمندی هستند که میتوانند ذرات سست (آوار) را از زمین بلند کرده و آنها را در مناطق وسیعی حمل کنند. این بادها بین گرد و غبار طبیعی بیابان و آوار آلوده ناشی از جنگ، تمایز قائل نمیشوند. اگر بمباران، مقادیر زیادی آوار ریز در سراسر شهر پخش کند، بادهای بعدی میتوانند این ذرات را دوباره به هوا بلند کنند. به عبارت دیگر، گرد و غبار ایجاد شده توسط جنگ میتواند به بخشی از چرخه طبیعی گرد و غبار منطقه تبدیل شود. تحقیقات از سایر مناطق جنگی نشان میدهد که بقایای آلوده میتوانند مدتها پس از پایان جنگ در خاک و آوار باقی بمانند. هر رویداد باد بزرگ میتواند برخی از این ذرات را دوباره بلند کرده و امواج مکرری از آلودگی هوا ایجاد کند. در مناطقی که توفانهای گرد و غبار از قبل بهطور مکرر رخ میدهند، این فرآیند میتواند تاثیر زیستمحیطی جنگ را به میزان زیادی افزایش دهد. به عنوان مثال در تهران که با آلودگی شدید هوا دست و پنجه نرم میکند، مقادیر زیاد گرد و غبار ناشی از تخریب محیطزیست میتواند سطح آلودگی را به سطوح بسیار خطرناکی برساند. »
در ادامه گزارش فوربس و در اشاره به هزینه پنهان محیطزیستی جنگ ایران و اسراییل و امریکا آمده است: «پیامدهای زیستمحیطی این فرآیند میتواند مدتها پس از توقف جنگ ادامه یابد. تاثیرات بلندمدت احتمالی عبارتند از: آلودگی هوا ناشی از گرد و غبار آلوده، آلودگی خاک ناشی از فلزات سنگین و مواد شیمیایی صنعتی، آلودگی آبهای زیرزمینی در صورت نفوذ مواد سمی به منابع آب زیرزمینی و آسیب به اکوسیستمها و بهرهوری کشاورزی.بسیاری از آلایندهها به راحتی به ذرات ریز گرد و غبار متصل میشوند، به همین دلیل آنها میتوانند سالها در خاک باقی بمانند و بارها در طول توفانهای گرد و غبار به هوا بازگردند. هزینههای زیستمحیطی جنگ، اغلب کمتر از رنج انسانی ناشی از درگیری موردتوجه قرار میگیرد. با این حال، در مناطقی که توفانهای گرد و غبار جریان دارد، بمباران میتواند در تعامل با این جریانهای طبیعی، آلودگی را بدتر و طولانیتر کند. بمباران، مقادیر عظیمی از آوارهای ریز و ذرات سمی ایجاد میکند.در منطقهای مستعد توفانهای گرد و غبار، این مواد به سادگی تهنشین و ناپدید نمیشوند. در عوض، میتوانند به بخشی از چرخه گرد و غبار منطقه تبدیل شوند و آلودگی را بسیار فراتر از مناطق اولیه اصابت گسترش دهند.از این نظر، اثرات زیستمحیطی بمباران با توقف انفجارها پایان نمییابد. آنها میتوانند سالها در محیطزیست طبیعی و انسانی باقی بمانند.»
حمله هوایی اسراییل به 4 انبار نفتی تهران (شهران، ری، اقدسیه و پالایشگاه تهران) در شامگاه 16 اسفند، رویکرد گزارشهای رسانههای بینالمللی را تغییر داد و تحلیلها درباره خسارات انسانی و محیطزیستی جنگ، متفاوتتر و جزییتر شد. « بلومبرگ » سه روز بعد از حملات هوایی اسراییل به 4 انبار نفت تهران، در گزارش خود این هشدار را مطرح کرد که «آلودگی سمی ناشی از جنگ ایران گسترش مییابد و برای دههها ادامه خواهد داشت.»
نویسندگان این گزارش با اشاره به دود سیاهی که تا روز بعد از حمله اسراییل به انبارهای نفتی پایتخت، آسمان تهران را پوشاند و باران اسیدی که بر سر پایتخت بارید، مقایسهای از وضع مشابه در جریان حمله عراق به کویت (1990 میلادی) و انفجار صدها میدان نفتی کویت در این جنگ داشتند که در آن زمان، غبار و آلودگی این انفجارها، تا پایتخت ایران هم رسید و همچنین اشاره کردند که طبق نتایج مطالعه سال ۲۰۱۸ آکادمی علوم چین، با انفجار میادین نفتی کویت، تودههایی از دوده، هیدروکربنها و دیاکسید گوگرد تا آسمان ایران رسید و ذوب یخچالهای طبیعی در هیمالیا را تسریع کرد.
نویسندگان بلومبرگ با این مقایسه و استناد به نتیجه این پژوهش این هشدار را مطرح کردند که با جنگ بین ایران و امریکا و اسراییل در منطقه، آلایندههای مشابهی در نزدیکی تهران آزاد خواهد شد که تاثیراتش بر پایتخت ایران، به مراتب بیشتر از تاثیرات رخدادهای 1990 میلادی (حمله عراق به کویت) خواهد بود. در این گزارش همچنین هشدار CEOBS (سازمان غیرانتفاعی مستقر در بریتانیا که درباره پیامدهای زیستمحیطی و بشردوستانه جنگها اطلاعرسانی میکند) درباره آزاد شدن فلزات سنگین و آلایندههای سمی سلاحهای انفجاری و رسوب این آلایندهها بعد از انفجار در هوا، خاک و آب تا دههها بعد از جنگها مطرح شده بود و با تاکید بر اینکه حمله اسراییل به انبارهای نفت تهران، بزرگترین حادثه آلودگی این جنگ تاکنون بوده، افزود که«بسیاری از مردم در معرض آلودگی هستند و خواهند بود.»
گزارشگران بلومبرگ، همچنین این نقل قول را از استادیار دانشگاه برکلی داشتند که با اشاره به مخاطرات انفجار انبارهای نفت تهران گفته بود: «من انتظار تاثیرات حاد بر سلامت تنفسی را دارم. کودکان خردسال و زنان باردار به ویژه در برابر آلایندههای هوا آسیبپذیر هستند.»
این گزارش همچنین به نقل از محققان میگفت که بعد از هدف قرار گرفتن انبارهای نفت تهران، « سطوح بالایی از ذرات ریز و فلزات سنگین مانند سرب، کادمیوم، کروم و نیکل و همچنین مواد سمی مانند دی اکسید گوگرد در آب و هوای شهر شناسایی شده است.»
در این گزارش همچنین به نقل از یک فیزیکدان رصدخانه ملی آتن، این هشدار مطرح بود که موقعیت جغرافیایی تهران بابت قرار گرفتن در دامنه رشته کوههای البرز که همچون سدی در برابر گردش هوا، وارونگی دما را تشدید کرده و باعث ماندگاری آلایندهها در سطح شهر خواهد شد، آلایندههای ناشی از انفجار انبارهای نفت میتواند تا مدتها ادامه داشته باشد. این فیزیکدان میگفت: «باران معمولا آلودگی را میشوید، اما بارندگی به دنبال انفجار انبارهای نفت تهران، ممکن است اوضاع را بدتر کرده باشد.ترکیب آتشسوزیهای فاجعهبار نفت با بارندگی، آنها را برای سلامت انسان بسیار ناسالمتر و سمیتر میکند. این آلایندههای رقیقشده در آب، بسیار سمیتر هستند و به راحتی میتوانند در بدن -سیستم عصبی، سیستم خون- جذب شوند و ممکن است بر کلیهها، کبد و سایر اندامها تاثیر بگذارند.»
گاردین نشریه دیگری بود که 20 مارس درباره تبعات و مخاطرات حملات هوایی امریکا و اسراییل برای محیطزیست ایران نوشت. گزارش گاردین با این جمله آغاز میشد: «اگر حقیقت را اولین قربانی جنگ بدانیم، محیطزیست هم از آن دور نخواهد بود.»
گاردین هم حمله هوایی اسراییل به انبارهای نفت تهران را محور گزارش قرار داده بود و باران اسیدی پس از حمله هوایی اسراییل به انبارهای نفت پایتخت را به عنوان «نمادینترین نشانه از ویرانیهای گسترده محیطزیستی توسط ماشین جنگی امریکا و اسراییل از ابتدای ماه» برشمرد و با هشدار نسبت به پیامدهای محیطزیستی بلندمدت و مهم این جنگ نوشت: «از ابتدای ماه مارس، هزاران بمب و موشک اسراییلی-امریکایی روی پالایشگاههای نفت، پایگاههای نظامی، مناطق صنعتی و تاسیسات هستهای ایران فرود آمده است. ایران نیز پهپادهای انتحاری و موشکهای بالستیک تلافیجویانه را به سمت اهداف مشابه در داخل اسراییل و در سراسر کشورهای خلیجفارس ازجمله امارات متحده عربی، قطر و بحرین پرتاب کرده است.هر تاثیری، یک فاجعه انسانی و زیستمحیطی است که در کنار هم به میراثی سمی تبدیل میشود که کل منطقه -به ویژه ایران- را برای دهههای آینده به ستوه خواهد آورد.باتوجه به حملات گسترده و سریع، ناظران محیطزیستی برای پیگیری این حوادث با مشکل مواجه شدهاند. وقتی دو هفته پیش انبارهای سوخت تهران بمباران شدند، دانشمندان گفتند که آتشسوزیها باعث آزاد شدن دوده، دود، ذرات روغن و ترکیبات گوگرد میشدند که در یک سیستم کمفشار که بر فراز شهر در حال شکلگیری بود، حل شده و به صورت باران اسیدی سیاه میباریدند.رصدخانه محیطزیست مستقر در بریتانیا اعلام کرد که اگرچه هرگونه تخریب کنترلنشده از نظر محیطزیستی مضر است، اما حمله به اماکن نظامی احتمالا خطرات بیشتری به همراه خواهد داشت. طبق یک تحلیل آنلاین، آلایندههای احتمالی شامل سوختها، روغنها، فلزات سنگین، ترکیبات پرانرژی و مواد شیمیایی مصنوعی PFA میشوند و البته آتشسوزیهای ناشی از انفجار، میتوانند به آزاد شدن دی اکسینها (گروهی از ترکیبات آلی و از آلایندههای زیست بوم که بیشتر در فرآیندِ سوزاندن تولید میشود) منجر شود (PFA آلایندهای پایدار و مقاوم در محیطزیست است که میتواند منابع آب آشامیدنی، رودخانهها، دریاچهها و خاک را آلوده کند. فاضلاب صنعتی یکی از منابع این آلاینده است و شیرابه کارخانههای دفن زباله و تصفیهخانه فاضلاب هم میتواند به خاک و آبهای زیرزمینی نفوذ کند. همچنین بسیاری از فرآیندهای صنعتی و پخت و پز و شستوشوی خانگی میتواند باعث انتشار این آلاینده سمی پایدار در هوا شود. بیشترین فراوانی این آلاینده، در منابع آب مجاورسایتهای صنعتی، پایگاههای نظامی و کارگاههای تولیدی شناسایی شده است. بیماری تیروئید، مشکلات کبدی، بیماری قلبی، مغزی، ریوی و تنفسی، ضعف سیستم ایمنی بدن، بروز سرطانها و ناباروری مهمترین تبعات مواجهه با این آلاینده سمی است).
گاردین در گزارش دیگری که روز 21 مارس نوشت، تحلیلهای جزییتری درباره خسارات محیطزیستی حملات هوایی امریکا و اسراییل در ایران و آسیبهای ناشی از این حملات به زیرساختهای سوخت فسیلی، پایگاههای نظامی، مناطق غیرنظامی و کشتیها در دریا داشت.
در این گزارش ضمن هشدار بابت انتشار ۵ میلیون تن دیاکسید کربن CO2 تنها در ۱۴ روز جنگ علیه ایران، این نکته هم مطرح شده بود که این جنگ برای آب و هوا یک فاجعه است. گاردین با انتشار تحلیلی از موسسه تحقیقات آب و هوا و جامعه، درباره خسارات محیطزیستی جنگ علیه ایران نوشت: «درحالیکه هواپیماهای جنگی، پهپادها و موشکها، هزاران نفر را میکشند، زیرساختها را با خاک یکسان میکنند و خاورمیانه را به یک منطقه قربانی محیطزیستی عظیم تبدیل میکنند، طبق تحلیل این موسسه، هر حمله موشکی، زمینه جدیدی برای ایجاد یک سیاره داغتر و ناپایدارتر است و هیچکدام از اینها کسی را امنتر نمیکند.هر آتشسوزی پالایشگاه و حمله به تانکرها یادآوری میکند که ژئوپلیتیک سوخت فسیلی با یک سیاره قابل سکونت ناسازگار است. این جنگ بار دیگر نشان میدهد که سریعترین راه برای تشدید بحران آب و هوا، این است که اجازه دهیم منافع سوخت فسیلی، سیاست خارجی را تعیین کند. »
در ادامه گزارش گاردین آمده بود: «محور امریکا و اسراییل ادعا میکند که هزاران هدف را در داخل ایران بمباران کرده و اسراییل صدها هدف دیگر را در لبنان هدف قرار داده است. گزارشها از داخل هر دو کشور نشاندهنده تخریب گسترده زیرساختها است.ساختمانهای تخریب شده بزرگترین عنصر هزینه تخمینی کربن را تشکیل میدهند. براساس گزارشهای هلالاحمر ایران مبنی بر آسیب حدود ۲۰ هزار ساختمان غیرنظامی بر اثر این درگیری، این تحلیل تخمین میزند که کل انتشار گازهای گلخانهای از این بخش ۲.۴میلیون تن معادل دیاکسید کربن باشد.سوخت دومین عنصر بزرگ است و بمبافکنهای سنگین امریکایی از نقاطی دوردست مانند غرب انگلستان برای انجام حملات بر فراز ایران پرواز میکنند. این تحلیل تخمین میزند که بین ۱۵۰ تا ۲۷۰ میلیون لیتر سوخت توسط هواپیماها و کشتیهای پشتیبانی و وسایل نقلیه در ۱۴ روز اول جنگ مصرف شده و در مجموع 529 هزار تن دیاکسیدکربن منتشر شده است.یکی از تکاندهندهترین تصاویر این جنگ، ابرهای تیره و باران سیاهی بوده که پس از بمباران چهار انبار بزرگ سوخت در اطراف پایتخت ایران توسط اسراییل و به آتش کشیده شدن میلیونها لیتر سوخت، بر فراز تهران بارید. این تحلیل تخمین میزند که بین ۲.۵ تا ۵.۹ میلیون بشکه نفت در آن حمله و حملات مشابه -ازجمله عملیات تلافیجویانه ایران علیه همسایگان خلیجفارس- سوزانده شده که در جریان این آتشسوزیها، حدود ۱.۸۸ میلیونتن دی اکسید کربن تولید شده است. در ۱۴ روز اول، ایالاتمتحده چهار هواپیما و ایران ۲۸ هواپیما، ۲۱ کشتی نیروی دریایی و حدود ۳۰۰ موشکانداز را از دست داد. تخمین زده میشود که این تعداد سختافزار نظامی نابود شده، 172 هزار تن دی اکسید کربن تولید کرده باشد. درحالیکه استفاده از بمبها، موشکها و پهپادها نیز توسط تمام طرفین جنگ، گسترده بوده، براساس ادعاهای ۱۴روز اول، ایالاتمتحده و اسراییل بیش از ۶۰۰۰ هدف را در داخل ایران بمباران کردهاند و ایران با حدود ۱۰۰۰ موشک و ۲۰۰۰ پهپاد به همراه حدود ۱۹۰۰ رهگیر به این پرتابهها پاسخ داده که در مجموع، دو هفته اول درگیری، منجر به انتشار 5 میلیون و 55 هزار و 16 تن CO2e (معادل دیاکسیدکربن) شده است.» نویسنده اصلی این تحلیل، به گاردین میگوید: انتظار این است که با ادامه درگیریها، انتشار گازهای گلخانهای به سرعت افزایش یابد که عمدتا به دلیل سرعت هدف قرار گرفتن تاسیسات نفتی است و این هشدار را مطرح میکند که «این جنگی برای امنیت نیست. این جنگی برای اقتصاد سیاسی سوختهای فسیلی است و افرادی که هزینه آن را میپردازند، شهروندان ایرانی و جوامع طبقه کارگر در سراسر جهان هستند.»
علاوه بر رسانههای بینالمللی، نهادهای فعال در حوزه رفاه و جمعیت و محیطزیست هم، درباره مخاطرات سلاحهای انفجاری برای سلامت مردم و محیطزیست ایران هشدار میدادند. GREENPEACE یکی از انجمنهای غیردولتی فعال در حوزه محیطزیست است که اتفاقا هم در امریکا و هم در اسراییل شعبی دارد. این موسسه، یک روز بعد از حمله هوایی اسراییل به انبارهای نفت پایتخت و فاجعه انسانی متعاقب این حمله، درباره تبعات جنگ برای محیطزیست تمام کشورها و ازجمله ایران، در گزارشی با تیتر « جنگ ایالاتمتحده و اسراییل علیه ایران و اینکه چگونه جنگ و درگیری محیطزیست را نابود میکند» نوشت: «در سال 2024 جهان ۲.۷ تریلیون دلار صرف هزینههای نظامی کرده و هزینههای جهانی در دهه گذشته هرساله افزایش یافته است.از اوکراین گرفته تا سودان، غزه، لبنان، ایران و ونزوئلا، مردم در حال تجربه جنگ، بمباران، اشغال، نظامیگری یا خشونت سیاسی هستند در حالی که خسارات به مراتب فراتر از خطوط مقدم جنگ است. خانهها، بیمارستانها، شبکههای برق، سیستمهای آب، زمینهای کشاورزی و خطوط ساحلی همگی در چرخه یکسانی از تخریب قرار میگیرند که نشان میدهد جنگ نه تنها یک فاجعه انسانی، بلکه یک فاجعه زیستمحیطی نیز هست و پیامدهای آن برای سلامت عمومی، اکوسیستمها و آب و هوا میتواند برای دههها ادامه داشته باشد.جنگ نه تنها مردم را میکشد و خانهها را ویران میکند، بلکه به زیرساختهای زندگی ازجمله شبکههای آب، تصفیهخانههای فاضلاب، زمینهای کشاورزی، بنادر، انبارهای سوخت و زیرساختهای برق نیز آسیب میرساند و اغلب مدتها پس از کند شدن روند جنگ، هوای آلوده، خاک آلوده و آب ناسالم به جا میماند. در تمام درگیریهای اخیر، تحقیقات حاکی از الگوی مشابهی از خسارات است: آتشسوزی، زبالههای سمی، فروپاشی سیستمهای بهداشت عمومی و اکوسیستمهایی که دیگر قابل بازیابی نیستند.این آسیب زیستمحیطی، تصادفی نیست. این آسیبها تایید میکند که جنگ زندگی روزمره را تغییر شکل میدهد.»
در ادامه این گزارش آمده بود: «در ایران، ظرف چند روز پس از اولین حملات امریکا و اسراییل، خودِ انرژی به میدان نبرد مستقیم تبدیل شد، زیرا حملات و ضدحملات، زیرساختهای سوخت فسیلی را هدف قرار میدادند. تنگه هرمز به نقطه اشتعالی تبدیل شد که دهها تانکر حامل میلیاردها لیتر نفت در خلیجفارس به دام افتاده بودند. یک نشت نفت در خلیجفارس میتواند به این زیستگاه دریایی شکننده آسیب جبرانناپذیری وارد کند و عواقب ویرانگری برای مردم، حیوانات و گیاهان منطقه داشته باشد و به تلفات انسانی وحشتناکی که این جنگ غیرقانونی تاکنون برای جوامع محلی به بار آورده، بیفزاید همانطور که در غزه، آسیب شدید به آب، بهداشت، زمینهای کشاورزی و شیلات افزایش یافته است. ترکیب بمباران، فروپاشی زیرساختها و آلودگی، امکان سکونت را دشوارتر کرده و مقاومت در برابر تغییرات اقلیمی را کاهش میدهد.سودان نمونه دیگری است و CEOBS نشان میدهد چگونه جنگ باعث جنگلزدایی، کاهش کشاورزی، آلودگی صنعتی و فروپاشی سیستمهای بهداشتی و درمانی میشود و دسترسی مردم به غذا، آب و انرژی را تضعیف میکند.جنگ همچنین هزینههای اقلیمی فراتر از میدان نبرد به همراه دارد. محققان تخمین میزنند که حدود 5.5درصد از انتشار گازهای گلخانهای جهانی، به دلیل فعالیت نیروهای نظامی در زمان غیر از جنگ است و در ایام جنگ، آتشسوزی، مصرف سوخت، بازسازی و از بین رفتن زیرساختهای عمومی، این سهم را افزایش میدهد. بنابراین، هزینه زیستمحیطی جنگ، هم فوری و هم تجمعی است، امروز، اکوسیستمها را نابود میکند و فردا توانایی جوامع را برای مقابله با گرما، خشکسالی و سیل تضعیف میکند.»
این انجمن غیردولتی در ادامه گزارش خود، برخی خسارات انسانی و محیطزیستی جنگهای معاصر را هم مورد اشاره قرار داده و اعلام میکند: «تاریخ نشان میدهد که این آسیب برای دههها ادامه دارد. در طول جنگ ویتنام، نیروهای امریکایی حدود ۸۰ میلیون لیتر علفکش، ازجمله عامل نارنجی را مورد استفاده قرار دادند (Agent Orange یکی از شش سم قوی گیاهکش امریکایی که ارتش امریکا در جنگ ویتنام از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۱ برای از بین بردن جنگلهای پناهگاه ویتکنگ به کار برد) استفاده از این سموم حدود ۲.۹ میلیون هکتار از زمینهای این کشور را تحتتاثیر قرار داد و دیاکسین را برای دههها در خاک، آب و زنجیرههای غذایی ویتنام باقی گذاشت. تحقیقات UNEP (برنامه محیطزیست ملل متحد) هم هشدارهایی در مورد خطرات زیستمحیطی و بهداشتی بلندمدت مرتبط با آلودگی اورانیوم ضعیفشده و سایر بقایای سمی جنگ در عراق داشت. اهمیت تحقیقات انجام شده درباره جنگهای قدیمیتر این است که نشان میدهند آسیبهای زیستمحیطی جنگ با آتشبس ویتنام و عراق و غزه و اوکراین پایان نمییابد. جنگ زندگی را آلوده و زمین، آب، هوا و سلامت را به گونهای تخریب میکند که بهویژه در مواردی که جنگ با مواد شیمیایی، نفت، خطرات تشعشعات و زیرساختهای عمومی آسیبدیده درهم میآمیزد، میتواند تا نسلها بعد در زندگی مردم تاثیر بگذارد، حملات موشکی باعث آتشسوزیهای جنگلی میشود ، سموم از سایتهای صنعتی نشت میکند، گلولهباران، خاک و آب را آلوده میکند و ورود به زمینهای مینگذاری شده یا اشغال شده برای کشاورزی، خطرناک میشود. جنگ، خطر زیستمحیطی زیرساختهای هستهای را افزایش داده و این زیرساختها را به سلاح تبدیل میکند. نیروگاههای هستهای برای شرایط عملیاتی پایدار طراحی شدهاند، نه اشغال و نظامیسازی. جنگ میتواند زیرساختهای حیاتی را به یک فاجعه زیستمحیطی منطقهای بالقوه تبدیل کند آنهم با عواقبی که در هیچ خط مقدمی متوقف نمیشود.آسیبهای زیستمحیطی ناشی از جنگ، هم پیامد درگیریهاست و هم توسط سیستمهای انرژی مبتنی بر سوخت فسیلی ایجاد میشود. نفت و گاز، سوخت جنگ را تامین کرده و تاثیر زیستمحیطی آن را تشدید میکنند علاوه بر آنکه خطوط لوله، بنادر، نفتکشها و نقاط انسداد کشتیرانی، همان اولین نقاط ایجاد رویارویی ژئوپلیتیکی است. وقتی اقتصاد جهانی به منابع قابل احتراق وابسته است، حمله به انبارها، پالایشگاهها، نفتکشها یا مسیرهای کشتیرانی، اکوسیستمهای دریایی، سلامت عمومی و ثبات اقتصادی را همزمان تهدید میکنند. در طول جنگ خلیجفارس در سال ۱۹۹۱، سوختن چاههای نفت کویت، آسمان را سیاه و زمین و آب را در مقیاس وسیعی آلوده کرد. جنگ اخیر ایالاتمتحده و اسراییل علیه ایران و حملات تلافیجویانهای که در سراسر خلیجفارس انجام شد هم، بیش از ۸۵ نفتکش بزرگ را در خلیجفارس به دام انداخت و خطر نشت نفت را بهشدت افزایش داد. پیامدهای زیستمحیطی جنگ را نمیتوان از اقتصاد سیاسی استخراج سوختهای فسیلی جدا کرد. جنگ و درگیری نهتنها مردم را میکشد، آب را هم مسموم میکند، به خاک آسیب میرساند، هوا را آلوده میکند و زیرساختهای زندگی روزمره را نابود میکند. نامگذاری این ویرانی مهم است، زیرا صلح نهتنها به معنای نبود بمب، بلکه به معنای امکان زندگی در زمینی امن، سالم و قابل سکونت است و این تعاریف، اکنون به عنوان حق بشر به رسمیت شناخته شده است.»
دیدگاه تان را بنویسید