کد خبر: 790814
|
۱۴۰۵/۰۶/۲۵ ۰۸:۰۵:۱۰
| |

آمریکا و اسرائیل چه نقشی در لغو نشست عمان داشتند؟

مرتضی مکی، کارشناس روابط بین‌الملل نقش امریکا و اسراییل را در سرنوشت ابتکار عمان برای شکل‌دادن به سازوکاری میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را نیز موثر دانست و گفت: موضع ایران درباره مشروط‌ بودن بازگشایی تنگه هرمز به بازگشت امریکا به تفاهم اسلام‌آباد، می‌تواند بر فضای این ابتکار اثر بگذارد.

آمریکا و اسرائیل چه نقشی در لغو نشست عمان داشتند؟
کد خبر: 790814
|
۱۴۰۵/۰۶/۲۵ ۰۸:۰۵:۱۰

مرتضی مکی، کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره چرایی تعویق نشست صلاله عمان گفت: «در ابتدا یادآور می‌شوم که اگر این نشست برگزار می‌شد، گام مهمی در جهت کاهش یا مدیریت تنش در منطقه بود. ایران و عمان، به عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، می‌توانستند با هماهنگی و همراهی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس، به چارچوبی برای مدیریت این تنگه دست پیدا کنند. بدین معنا که اگر اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس و عمان در نشست حضور می‌یافتند و تفاهمنامه ایران و عمان با مشارکت آنها امضا می‌شد، بخش بزرگی از چارچوب منطقه‌ای موردنیاز، دست‌کم در قالب قواعد حقوق دریاها شکل می‌گرفت. در چنین شرایطی، امریکا احتمالا بزرگ‌ترین بازنده این توافق بود، زیرا یکی از مهم‌ترین توجیه‌های حضور امریکا در منطقه، حمایت از منافع و امنیت کشورهای ساحل جنوبی خلیج‌فارس و تضمین آزادی تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز عنوان می‌شود.»

«صلاله» به دلیل هراس اعراب از امریکا برگزار نشد

مکی ادامه داد: «بنابراین چنین توافقی عملا استدلال امریکا برای تداوم حضور در خلیج‌فارس را تضعیف می‌کرد. انتشار خبر برگزاری نشستی با حضور وزیران خارجه کشورهای حوزه خلیج‌فارس، از این جهت شوک‌آور بود که کمتر کسی انتظار داشت اعضای شورای همکاری به این سادگی در نشستی مشترک با ایران حاضر شوند و تفاهمنامه‌ای راهبردی را امضا کنند، از همین رو بسیاری از تحلیلگران در فاصله انتشار خبر تا اعلام تعویق نشست، این ابتکار را گامی مهم در مسیر همکاری میان ایران و اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس می‌دانستند؛ اتفاقی که از نگاه آنها می‌توانست در چند دهه گذشته کم‌سابقه باشد. با این حال، هر اندازه این ابتکار می‌توانست دستاورد مهمی محسوب شود، به همان اندازه نیز برای امریکا و شرکای منطقه‌ای‌اش حساسیت‌زا و آسیب‌پذیر بود.» این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در بخش دیگر اظهارات خود درباره چرایی توقف نشست گفت: کشورهای حاشیه خلیج‌فارس باید همزمان رضایت و همکاری امنیتی خود با امریکا را حفظ کنند. اگر آنها به‌سمت ایجاد یک پلتفرم منطقه‌ای برای سازش، همکاری و همراهی میان کشورهای ساحلی خلیج‌فارس حرکت می‌کردند، نفوذ و قلمرویی که امریکا برای خود در منطقه تعریف کرده است، به چالش کشیده می‌شد، از همین رو تعویق نشست نشان داد کشورهای منطقه هنوز اراده لازم را برای رسیدن به همکاری منطقه‌ای پیدا نکرده‌اند. همین مساله ازجمله عوامل و انگیزه‌هایی بود که به تعویق برگزاری این نشست انجامید.»

اسراییل، امریکا و موانع پیش روی ابتکار عمان

این کارشناس روابط بین‌الملل، در ادامه گفت‌وگو با «اعتماد» نقش امریکا و اسراییل را در سرنوشت ابتکار عمان برای شکل‌دادن به سازوکاری میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را نیز موثر دانست و گفت: موضع ایران درباره مشروط‌ بودن بازگشایی تنگه هرمز به بازگشت امریکا به تفاهم اسلام‌آباد، می‌تواند بر فضای این ابتکار اثر بگذارد. به باور مکی «در نشست مشترک شورای همکاری خلیج‌فارس با ایران، متغیر اسراییل و لابی این بازیگر در امریکا نمی‌تواند نادیده گرفته شود. اسراییل یک متغیر مهم و اثرگذار در روند تحولات سیاسی منطقه است.»  مکی در ادامه افزود: «اگر چنین توافق و همکاری‌ای امضا می‌شد، عملا پیمان ابراهیم به چالش کشیده می‌شد. امریکا همچنان تلاش می‌کند عربستان را به پیوستن به پیمان ابراهیم وادار کند و حتی همکاری‌های امنیتی خود با عربستان و موضوع یمن را به این مساله پیوند زده است.»  او ادامه داد: «امریکا، اسراییل و امارات در این معادله حضور دارند و در شرایطی که منافع متعارضی میان کشورهای ساحل جنوبی خلیج‌فارس و جمهوری اسلامی وجود دارد، امضای توافقنامه میان ایران و کشورهای منطقه با حمایت و مشارکت اعضای شورای همکاری می‌تواند بسیاری از معادلات منطقه‌ای را تغییر دهد.»  این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در ادامه تصریح کرد: «به هر حال، واکنش‌هایی که ازسوی سخنگوی وزارت امور خارجه مطرح شده، نشان می‌دهد که برگزاری چنین نشستی در آینده نزدیک ممکن است با دشواری روبه‌رو باشد.»

 

یمن؛ فرصت فشار بر دشمن و خطر گسترش جنگ

مرتضی مکی، کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه گفت‌وگو با «اعتماد» تحولات یمن، گزارش‌ها درباره پیشروی انصارالله در نزدیکی باب‌المندب و ارزیابی‌ها درباره اثر این روند بر فشارهای منطقه‌ای علیه ایران را بررسی کرد. او اختلاف میان عربستان و امارات، توان و انگیزه نیروهای انصارالله و ملاحظات داخلی و منطقه‌ای امریکا را از عوامل مهم در وضعیت کنونی دانست. این کارشناس خاطرنشان کرد: «تحولات یمن را باید از چند زاویه بررسی کرد. اختلافات عربستان و امارات، موضوع پنهانی نیست و نیروهای مورد حمایت دو کشور در سال‌های گذشته برای نفوذ و کنترل مناطق مختلف یمن، درگیری‌های شدیدی داشته‌اند. وجود منافع و حوزه‌های نفوذ متعارض میان ریاض و ابوظبی، یکی از عوامل موفقیت نیروهای یمنی و انصارالله بوده است.»  مکی افزود: «شکاف میان جناح‌های طرفدار عربستان و امارات، در برابر انسجام و اراده نیروهای انصارالله قرار دارد. نباید اراده و قدرت انصارالله را نیز نادیده گرفت. آنها درگیر جنگی هستند که آن را جنگی وجودی و همه‌جانبه تلقی می‌کنند و با انگیزه بالایی از سرزمین خود دفاع می‌کنند؛ درحالی که بسیاری از نیروهای مقابل، بیشتر بر پایه دریافت پول و حقوق وارد جنگ شده‌اند. حال اگر انصارالله با تداوم این روند بتواند کنترل بیشتری بر باب‌المندب به دست آورد، باتوجه به هماهنگی موجود با ایران، این مساله برای تهران فرصتی ایجاد می‌کند تا هزینه‌های تحریم و محاصره امریکا افزایش یابد. فشار ناشی از این وضعیت می‌تواند در حوزه سیاسی، اقتصادی و حتی فضای داخلی امریکا اثرگذار باشد.»

چرایی بی‌میلی ترامپ برای ورود به جبهه دوم

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در ادامه تصریح کرد: «با توجه به انتخابات پیش‌روی امریکا، تداوم و تشدید تنش‌ها می‌تواند موقعیت دولت امریکا را دشوارتر کند. ترامپ و اعضای دولت او بر پایان ‌یافتن جنگ پیش از انتخابات تاکید می‌کنند، زیرا می‌دانند طولانی‌شدن جنگ می‌تواند بر پایگاه رای حزب جمهوری‌خواه اثر بگذارد. از این منظر، امریکا ممکن است تلاش کند اثرگذاری تحولات منطقه بر انتخابات را کاهش دهد.  با این حال این وضعیت فقط فرصت نیست و تهدیدهایی هم به همراه دارد. عربستان ممکن است در کنار امریکا وارد مواجهه‌ای بزرگ‌تر شود و در نتیجه شدت جنگ در یمن و خلیج‌فارس افزایش یابد؛ وضعیتی که تبعات آن می‌تواند گسترده و غیرقابل پیش‌بینی باشد.»  مکی در ادامه به چرایی پرهیز امریکا از همراهی کامل با عربستان در تقابل با انصارالله پرداخت و در این باره گفت: «عدم رغبت واشنگتن به شرایط داخلی و منطقه‌ای امریکا بازمی‌گردد. این کشور در وضعیت سیاسی داخلی و بحران‌های منطقه‌ای فعلی، تمایلی ندارد وارد جنگی گسترده‌تر شود، زیرا چنین مسیری لزوما با منافع آن در منطقه و مدیریت چالش با ایران سازگار نیست.» او تاکید کرد: «اگر امریکا همراه عربستان وارد مواجهه‌ای بزرگ‌تر با ایران شود، عملا با گسترش همزمان بحران در دو جبهه روبه‌رو خواهد شد، وضعیتی که مدیریت آن دشوار است. پیوندها و هماهنگی‌های موجود میان ایران، یمن و حزب‌الله نیز می‌تواند تبعات غیرقابل پیش‌بینی برای امریکا ایجاد کند. به همین دلیل، واشنگتن تلاش می‌کند در یک بازه زمانی محدود، تنش در منطقه را کنترل کند تا هم مسیر اعمال فشار اقتصادی و تحریم علیه ایران را حفظ کند و هم در سیاست داخلی خود با هزینه سنگین‌تری روبه‌رو نشود.»

 

انصارالله و کانون فشار بر عربستان

مرتضی مکی در ادامه گفت‌وگو با «اعتماد» ارزیابی خود را از تاثیر تحولات باب‌المندب بر جایگاه انصارالله در محور مقاومت، تمرکز حملات بر زیرساخت‌های انرژی عربستان و احتمال گسترش بحران در غرب آسیا مطرح کرد. او گفت: انصارالله در مقطع فعلی بیش از آنکه به‌ دنبال کنترل کامل باب‌المندب باشد، بر تثبیت دستاوردهای اخیر و افزایش فشار بر عربستان تمرکز دارد.  این کارشناس مسائل بین‌الملل خاطرنشان کرد: «ریشه‌های تاریخی عمیقی در وضعیت داخلی عربستان وجود دارد؛ ساختار حکومتی این کشور با شکاف‌ها و اختلاف‌ها و درگیری‌هایی مواجه شده که آن را با چالش روبه‌رو کرده است. با این حال، انصارالله می‌کوشد از موفقیت‌های چند هفته اخیر برای خروج از وضعیت محاصره استفاده کند.»

او افزود: «نوع رفتار و کنش انصارالله نشان می‌دهد که آنها اکنون به ‌دنبال تثبیت دستاوردهای خود در هفته‌های اخیر هستند و بارها تاکید کرده‌اند که فعلا قصد بستن کامل باب‌المندب را ندارند. تمرکز اصلی آنها بر عربستان و اعمال فشار بر زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی این کشور است تا ریاض را به پایان‌ دادن به جنگ یمن وادار کنند اما پیش‌بینی می‌شود عربستان به‌ سادگی دستاوردها و پیشروی‌های آنها را نپذیرد و تلاش کند به انصارالله ضربه بزند. در مقابل، انصارالله ظرفیت‌هایی دراختیار دارد که می‌تواند عربستان را در شرایط دشواری قرار دهد.» این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در ادامه تصریح کرد: «تحولات یمن نشان داده جنگ فقط در خاک این کشور جریان ندارد و به عمق خاک عربستان نیز کشیده شده است. توان موشکی و پهپادی انصارالله و هزینه‌هایی که می‌تواند به عربستان تحمیل کند، متغیرهایی مهم‌اند که ریاض را وادار می‌کند با محاسبه بیشتری تصمیم بگیرد. از منظری دیگر به‌دلیل این متغیرهای مهم در دریای سرخ و خلیج‌فارس، چشم‌انداز کوتاه‌مدت تحولات منطقه دشوار و پیچیده است. این متغیرها هم در جبهه مقاومت و هم در سوی امریکا، عربستان و دیگر کشورهای مقابل مقاومت اثرگذارند.»  این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه افزود: «فعال ‌شدن دیپلماسی، به‌ ویژه تلاش‌ها و ابتکارهای عمان، در مدیریت تحولات تعیین‌کننده است. هر اندازه در روزهای آینده دیپلماسی فعال‌تر شود و تلاش‌های عمان برای گفت‌وگو و کاهش تنش جدی‌تر پیش برود، احتمال کنترل بحران بیشتر خواهد شد. در مقابل، اگر رایزنی‌ها به سمت مدیریت تنش حرکت نکند، احتمال تشدید تنش بالا می‌رود.»  مکی درباره احتمال نقش‌آفرینی پاکستان و ترکیه در یک رویارویی فراگیر نیز خاطرنشان کرد: «نقش پاکستان در تحولات آینده احتمالا محدود خواهد بود. ترکیه نیز تاکنون واکنش معناداری نشان نداده و به نظر می‌رسد تمایلی ندارد تنش در منطقه بیش از این گسترش یابد.»

 

بازدارندگی با آمادگی در میدان دیپلماسی

مرتضی مکی در جمع‌بندی گفت‌وگو با «اعتماد» راهبرد ایران برای افزایش توان بازدارندگی و کم‌اثر کردن محاصره‌های تحمیلی را در پیوند میان آمادگی دفاعی و دیپلماسی فعال برای کاهش تنش ارزیابی کرد.  این کارشناس گفت: «هر اندازه شدت جنگ افزایش یابد، تبعات آن غیرقابل پیش‌بینی‌تر و در عین حال دشوارتر خواهد شد. از این رو، اولویت نخست ایران باید حفظ آمادگی دفاعی برای مقابله با تهدیدهای امریکا باشد؛ در کنار آن نیز باید دیپلماسی فعالی برای کاهش تنش دنبال شود.»  مکی افزود: «نوع کنش و رفتار تهران درقبال قطعنامه شورای حکام و اعلام آمادگی ایران برای پذیرش نظارت‌های آژانس، در صورتی که شرایط موردنظر ایران فراهم شود، نشان می‌دهد تهران نمی‌خواهد وارد مسیر تشدید تنش و رویارویی با امریکا و متحدانش شود و به‌ دنبال تنش‌زدایی است. در همین راستا دیدار میان مسعود پزشکیان و ولیعهد ابوظبی نیز حامل این پیام بود که ایران، کشورهای منطقه را به همکاری برای تامین امنیت، ثبات و توسعه دعوت می‌کند و برمبنای نگاه به آینده، خواهان همکاری با همسایگان است.»  این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در انتها تصریح کرد: «پرسش اصلی برای کشورهای منطقه این است که تا چه اندازه می‌خواهند منافع، ثبات و توسعه خود را به امریکا و رژیم اسراییل گره بزنند یا به‌سمت همکاری با ایران حرکت کنند. تخریب و ناامن‌سازی کشورهای منطقه، نه برای مردم ایران و نه برای ملت‌های منطقه سودی ندارد؛ تنها به بازیگرانی بیرون از منطقه امکان می‌دهد بار دیگر پروژه‌ها و منافع خود را پیگیری کنند.»

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها