کد خبر: 788847
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۰ ۱۸:۰۰:۵۹
| |

«اعتمادآنلاین» گزارش می‌دهد:

محاکمه دوباره فروشنده مواد مخدر 12 سال بعد از قتل مامور پلیس

درخواست اعاده دادرسی مردی که به اتهام قتل یک مامور پلیس دستگیر و به قصاص محکوم شده بود پذیرفته شد و این مرد در حالی که 12 سال از زمان وقوع حادثه گذشته است به صورت غیابی محاکمه شد.

محاکمه دوباره فروشنده مواد مخدر 12 سال بعد از قتل مامور پلیس
کد خبر: 788847
|
۱۴۰۵/۰۶/۱۰ ۱۸:۰۰:۵۹

درخواست اعاده دادرسی مردی که به اتهام قتل یک مامور پلیس دستگیر و به قصاص محکوم شده بود پذیرفته شد و این مرد در حالی که 12 سال از زمان وقوع حادثه گذشته است به صورت غیابی محاکمه شد.

به گزارش اعتمادآنلاین، 28 مهر 1393 سروان محمد جلال کاشانی یکی از ماموران کلانتری 139 مرزداران هنگام گشت در حاشیه فضای سبز بزرگراه حکیم با شلیک گلوله فردی ناشناس به شهادت رسید.

بررسی‌های اولیه و اظهارات همکاران شهید کاشانی حاکی از آن بود که او از سوی یک فروشنده مواد مخدر هدف گلوله قرار گرفته است. در ادامه بر اساس اطلاعاتی که از شاهدان به دست آمد، پلیس به یکی از فروشنده‌های مواد مخدر به نام اکبر ظنین شد که اغلب در آن مکان فعالیت‌های مجرمانه داشته و پس از جنایت نیز به مکان نامعلومی گریخته بود.

سه ماه بعد به ماموران خبر رسید که اکبر به خانه پدرش در ملک‌آباد کرج رفته است که بلافاصله پلیس خانه را محاصره و متهم را در اواخر دی‌ماه بازداشت کرد و در بازرسی از خانه پدری متهم مقدار زیادی مواد مخدر و چندین گلوله جنگی کشف و ضبط شد.

اکبر بعد از انتقال به اداره آگاهی در بازجویی‌ها منکر قتل شد و گفت در سه ماه گذشته برای انجام کاری به  لرستان رفته بود.

در ادامه تحقیقات و زمانی که اخبار مربوط به دستگیری عامل شهادت مامور پلیس در رسانه‌ها منتشر شده بود، دختر و پسر جوانی به پلیس آگاهی رفتند و ادعا کردند در شب حادثه شاهد جنایت بوده‌اند.

دختر جوان به ماموران گفت: من و نامزدم شب حادثه در فضای سبز قدم می‌زدیم که صدای شلیک چند گلوله را شنیدیم. همان موقع مرد جوان و قدبلندی را دیدیم که کلاه نقابدار بر سر داشت و کیسه سیاهی را بین شمشادها جاساز کرد و به‌سرعت متواری شد.

با اطلاعاتی که این شاهدان در اختیار پلیس قرار دادند، ماموران عکس اکبر و چند نفر دیگر را به شاهد جوان نشان دادند و او با نشان دادن عکس اکبر، این فرد را عامل قتل معرفی کرد.

در ادامه تحقیقات با بررسی پیامک‌های گوشی اکبر مشخص شد او به دختری جوان پیامک داده و مدعی شده بود یک مامور پلیس را به قتل رسانده است. بنابراین با این مدارک برای پلیس محرز شد که عامل جنایت اکبر است. در ادامه نیز او به قتل مامور پلیس اعتراف کرد و پرونده برای رسیدگی به شعبه چهار دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در ابتدای آن جلسه، نماینده فراجا به جایگاه رفت و بازگو کرد: در شب حادثه سروان محمد جلال کاشانی و یک سرباز وظیفه در حال گشت‌زنی بودند؛ وقتی سروان برای سرکشی ماشین را ترک کرد و متهم را در حال جاساز کردن بسته‌ای مشکوک دید، به او دستور ایست داد اما این فرد به سمت سروان شلیک و فرار کرد. با توجه به مدرک‌های موجود در پرونده به نمایندگی از ناجا برای متهم درخواست اشد مجازات دارم.

سپس متهم به جایگاه رفت و ضمن انکار اتهامش گفت: چند وقتی است با پسردایی‌ام که مواد مخدر می‌فروشد، همکاری می‌کنم. من در فضای سبز حاشیه اتوبان حکیم که پاتوق معتادان و خریداران مواد مخدر است، کشیک می‌دادم و او هم روزی 50 هزار تومان به من می‌داد. اما آن شب من در آن محل نبودم و به مامور پلیس هم شلیک نکردم. فقط تحت فشار روانی مجبور به اعتراف شدم.

او درباره پیامک ارسالی به دختر جوان نیز گفت: یک سال قبل 200 میلیون تومان به آن دختر قرض داده بودم اما او پولم را پس نمی‌داد. وقتی از موادفروشان شنیدم که یک مامور پلیس کشته شده، به‌دروغ به آن دختر پیامک فرستادم و گفتم من مامور پلیس را کشته‌ام تا او از ترسش، پولم را پس بدهد.

در پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و با توجه به مدارک موجود در پرونده و گزارش پلیس، اکبر را به قصاص محکوم کردند.

با صدور این حکم، اکبر اعتراض کرد و پرونده به دیوان عالی کشور رفت. قضات شعبه 47 دیوان عالی کشور حکم قصاص را تایید کردند.

در حالی که متهم در یک‌قدمی چوبه دار قرار داشت، درخواست اعاده دادرسی داد و قضات دیوان عالی کشور به منظور اعمال ماده 477 قانون مجازات اسلامی درخواست او را پذیرفتند و پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری یک استان تهران (هم‌عرض) ارسال شد.

در این جلسه اکبر به جایگاه رفت و گفت: نزدیک به 10 سال پیش بی‌دلیل دستگیر شدم و تا یک‌قدمی چوبه دار رفتم. در این سال‌ها بی‌گناه حبس کشیدم. من به آن مامور پلیس شلیک نکردم و نمی‌دانم چه کسی او را به قتل رسانده است.

او ادامه داد: در این سال‌ها بارها التماس کردم که من بی‌گناهم اما کسی حرفم را باور نکرد. از شما می‌خواهم دوباره مدارک و اسناد را بررسی کنید تا  بی‌گناهی من ثابت شود.

در پایان جلسه قضات دادگاه با بررسی دقیق پرونده و استناد به پنج دلیل اعلام کردند در وقوع قتل به دست این متهم شبهه جدی وجود دارد؛ نخست اینکه در ردزنی تلفن همراه متهم مشخص شده او در زمان وقوع قتل، در آن منطقه نبوده و آنتن تلفن همراهش در محل دیگری فعال بوده است.

همچنین متهم اعتراف کرده از فاصله 50 تا 100 متری و از روبه‌رو به مامور پلیس شلیک کرده اما کارشناسان اسلحه‌شناسی و پزشکی قانونی و شاهدان اعلام کرده‌اند شلیک در فاصله کمتر از ۱۰ متر و از پشت سر بوده است که این موضوع با اعترافات متهم همخوانی ندارد.

همچنین محرز شد متهم درباره پیامک ارسالی به دختر جوان  قصد داشته برای وصول طلبش او را بترساند. نکته آخر هم اظهارات شاهدان در باب جثه و قیافه فرد شلیک‌کننده بود که با مشخصات ظاهری متهم همخوانی نداشت.

بنابراین قضات با استناد به این دلایل متهم را از اتهام قتل تبرئه کردند و متهم با ارائه وثیقه آزاد شد. این بار اما فراجا به این مساله اعتراض کرد و پرونده به شعبه 10 ارسال شد. صبح امروز جلسه رسیدگی برگزار شد و با توجه به اینکه متهم در جلسه نبود وکیل او در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من بر اساس اسناد موجود در پرونده از جمله فیلم دوربین مداربسته، آنتن‌دهی خط موبایل، گفته‌های همسرش و چند مدرک دیگر زمان حادثه در شهرک غرب بوده و اصلاً در محل حادثه که اتوبان حکیم است حضور نداشته است. موکل من چون سابقه مواد مخدر داشت به همین دلیل گول خورد. به او گفتند اگر قتل مامور پلیس را قبول کنی امکان دارد بتوانی از قصاص نجات پیدا کنی اما اگر قبول نکنی به خاطر مواد اعدام می‌شوی، موکل من هم گول خورد. در حالی که اصلاً مدرکی وجود نداشت. اکنون درخواست دارم موکلم تبرئه شود.

سپس نماینده فراجا در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد. در پایان قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها