چرا کریدور بینالمللی شمال- جنوب مهم است؟
کریدور بینالمللی شمال- جنوب را نباید صرفا یک پروژه حمل و نقل یا مجموعهای از خطوط ریلی جادهای و مسیرهای دریایی دانست. این کریدور در واقع یکی از مهمترین ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی ایران برای نقشآفرینی در معادلات منطقهای و جهانی است، مسیری که میتواند ایران را به حلقه اتصال اقتصادهای بزرگ آسیا به بازارهای روسیه، اروپا و کشورهای پیرامونی تبدیل کند و جایگاه کشور را در شبکه تجارت بینالمللی ارتقا دهد.
«کریدور شمال تا جنوب فراتر از یک مسیر ترانزیتی» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم بابک کاظمی است که در آن آمده؛کریدور بینالمللی شمال- جنوب را نباید صرفا یک پروژه حمل و نقل یا مجموعهای از خطوط ریلی جادهای و مسیرهای دریایی دانست. این کریدور در واقع یکی از مهمترین ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی ایران برای نقشآفرینی در معادلات منطقهای و جهانی است، مسیری که میتواند ایران را به حلقه اتصال اقتصادهای بزرگ آسیا به بازارهای روسیه، اروپا و کشورهای پیرامونی تبدیل کند و جایگاه کشور را در شبکه تجارت بینالمللی ارتقا دهد. اهمیت این کریدور زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم تجارت جهانی بیش از هر زمان دیگری به مسیرهای امن سریع و کم هزینه نیاز دارد. افزایش هزینههای حمل و نقل، طولانی شدن مسیرهای سنتی و تحولات سیاسی در مناطق مختلف جهان باعث شده است کشورها به دنبال مسیرهای جایگزین باشند. در چنین شرایطی ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی کمنظیر خود میتواند یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی میان شمال و جنوب باشد. کریدور شمال- جنوب میتواند زمان و هزینه انتقال کالا میان کشورهای شمالی و بازارهای جنوبی را کاهش دهد و همین موضوع به تنهایی یک مزیت اقتصادی بزرگ محسوب میشود، اما اهمیت واقعی آن تنها در کاهش زمان حمل کالا خلاصه نمیشود. فعال شدن این مسیر میتواند مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی را در کشور رونق دهد، از بنادر و راهآهن گرفته تا انبارداری، بیمه، خدمات گمرکی، حمل و نقل، شرکتهای لجستیکی و صنایع وابسته. ایران برای عبور از اقتصاد نفتمحور نیازمند توسعه ظرفیتهای جدید درآمدی است. ترانزیت یکی از مهمترین این ظرفیتهاست. درآمدهای حاصل از عبور کالا میتواند در کنار ایجاد اشتغال موجب رونق مناطق مختلف کشور شود و بخش خصوصی را به سرمایهگذاری در زیرساختهای حمل و نقل و خدمات وابسته ترغیب کند. در این میان استانهایی که در مسیر کریدور قرار دارند، میتوانند سهم مهمی از این فرصت تاریخی داشته باشند. گیلان در این میان موقعیتی ویژه دارد. این استان میتواند یکی از مهمترین حلقههای ارتباطی ایران با حوزه قفقاز و روسیه باشد. مسیر دریایی خزر و ظرفیت بنادر گیلان در کنار توسعه راههای ارتباطی میتواند نقش این استان را در شبکه ترانزیتی کشور افزایش دهد..
اما استفاده از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی جدی، هماهنگی میان دستگاههای اجرایی و سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهاست. نباید فراموش کرد که کریدور شمال- جنوب فقط یک مسیر عبور کالا نیست، بلکه میتواند به ابزار دیپلماسی اقتصادی ایران تبدیل شود. کشوری که مسیر عبور کالا و انرژی و خدمات میان چندین کشور باشد از وزن بیشتری در مناسبات منطقهای برخوردار خواهد بود. ترانزیت میتواند روابط اقتصادی میان کشورها را عمیقتر و وابستگی متقابل اقتصادی ایجاد کند، چنین شرایطی ظرفیت جدیدی برای تقویت روابط سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای منطقه فراهم میکند.
در شرایطی که رقابت بر سر مسیرهای تجاری جهانی در حال افزایش است، کشورهای مختلف تلاش میکنند با سرمایهگذاری در بنادر، راهآهن، مناطق آزاد و شبکههای لجستیکی سهم بیشتری از تجارت منطقه را به دست آورند. ایران نیز نمیتواند صرفا به موقعیت جغرافیایی خود اتکا کند. جغرافیا زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که زیرساخت مناسب، قانونگذاری کارآمد، مدیریت حرفهای و سیاست خارجی فعال در کنار یکدیگر قرار گیرند.
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی کریدور شمال- جنوب، نبود هماهنگی کافی میان بخشهای مختلف است. وقتی یک کالا از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میشود باید مجموعهای از دستگاهها و سازمانها بدون وقفه و با یک سازوکار مشخص فعالیت کنند. هرگونه توقف در گمرک، بندر، راهآهن یا مرز میتواند مزیت رقابتی مسیر را کاهش دهد، بنابراین ایجاد مدیریت یکپارچه برای کریدور و کاهش بروکراسی اداری باید در اولویت قرار گیرد.
موضوع دیگر سرمایهگذاری در زیرساخت است. بدون توسعه شبکه ریلی، تکمیل مسیرهای جادهای، افزایش ظرفیت بنادر، ایجاد پایانههای لجستیکی و استفاده از فناوریهای نوین نمیتوان انتظار داشت ایران به یک هاب واقعی ترانزیتی تبدیل شود. سرمایهگذاری در این حوزه هزینه نیست، بلکه سرمایهگذاری برای آینده اقتصاد کشور است. کریدور شمال- جنوب همچنین میتواند به توسعه متوازن منطقهای کمک کند. شهرها و استانهای واقع در مسیر این کریدور میتوانند از ظرفیتهای جدید اقتصادی برخوردار شوند و فرصتهای شغلی تازهای ایجاد کنند. اگر سیاستگذاری به گونهای باشد که منافع این مسیر تنها در چند نقطه متمرکز نشود، میتوان از کریدور برای کاهش شکافهای منطقهای و تقویت اقتصاد محلی نیز استفاده کرد. در نهایت باید پذیرفت که اهمیت کریدور شمال- جنوب بیش از آن است که در چارچوب یک پروژه عمرانی یا حمل و نقلی دیده شود. این کریدور بخشی از آینده اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران است. فرصتی که میتواند کشور را از یک مسیر عبوری به یک بازیگر اثرگذار در تجارت منطقه تبدیل کند، اما تحقق این هدف نیازمند نگاه ملی، مدیریت منسجم، سرمایهگذاری پایدار و تصمیمگیری فراتر از ملاحظات کوتاهمدت است.
ایران امروز در برابر یک انتخاب مهم قرار دارد یا از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان یک مزیت راهبردی استفاده میکند یا شاهد خواهد بود که مسیرهای رقیب جایگاه ایران را در تجارت منطقهای تصاحب کنند. کریدور شمال- جنوب میتواند یکی از مهمترین پیشرانهای توسعه اقتصادی کشور باشد، به شرط آنکه اهمیت آن در سطح شعار باقی نماند و به یک اولویت واقعی در سیاستگذاری اقتصادی، خارجی و زیرساختی کشور تبدیل شود.
دیدگاه تان را بنویسید