کد خبر: 787461
|
۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۲۵:۳۷
| |

از سر‌گیری جنگ میان ایران و آمریکا منتفی است؟

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا نیز مدعی شده اعمال فشار اقتصادی حداکثری می‌تواند ازسرگیری گسترده جنگ را منتفی کند. این ادعا در ظاهر بر بازدارندگی اقتصادی استوار است، اما در عمل می‌تواند به تشدید تنش منجر شود، زیرا هر چه فشارها گسترده‌تر شود، احتمال واکنش متقابل و افزایش هزینه‌های امنیتی برای مسیرهای انرژی نیز بیشتر خواهد شد.

از سر‌گیری جنگ میان ایران و آمریکا منتفی است؟
کد خبر: 787461
|
۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۲۵:۳۷

همزمان با تشدید ادبیات تهدیدآمیز میان ایران و امریکا، تنگه هرمز بار دیگر به نقطه تمرکز بحران تبدیل شده است. واشنگتن از کنترل مسیرهای عبور انرژی و کارآمدی فشار اقتصادی سخن می‌گوید، در حالی که مقام‌‌های ایرانی هرگونه خطای محاسباتی را با پاسخی «کوبنده و ویرانگر» پیوند زده‌اند. کاهش تردد کشتی‌‌ها، ادعاهای متناقض درباره وضعیت امنیتی تنگه و نقش فزاینده چین در صادرات نفت ایران، نشان می‌دهد بحران از سطح نظامی فراتر رفته و به عرصه‌ای پیچیده از فشار اقتصادی، جنگ روانی و رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

به گزارش اعتماد، در تازه‌‌ترین موضع‌گیری رسمی ایران، رییس ستادکل نیروهای مسلح در پیامی به سرپرست وزارت دفاع، به مناسبت ۳۱ مرداد، روز صنعت دفاعی، هشدار داد هرگونه خطای محاسباتی و تهدید متعارف یا نوین دشمنان با پاسخ‌‌های «انقلابی، کوبنده، پشیمان‌کننده و ویرانگر» مواجه خواهد شد. این پیام در شرایطی صادر شده است که مقام‌های امریکایی مدعی‌اند توانمندی‌های متعارف ایران و زیرساخت‌‌های تولید تسلیحات این کشور هدف فشارهای گسترده قرار گرفته است. در سوی دیگر، جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهور امریکا مدعی شده واشنگتن وارد مرحله تازه‌ای از تقابل شده و «فشار اقتصادی» موثرترین ابزار برای تغییر محاسبات تهران است. او گفت: امریکا با وجود درگیری‌ها و تیراندازی‌های ادعایی علیه کشتی‌های تجاری، توانسته است مقادیر قابل ‌توجهی نفت و گاز را از تنگه هرمز عبور دهد. ونس افزود: واشنگتن تلاش خواهد کرد حجم بیشتری از انرژی را از این مسیر منتقل کند و همزمان ایران را به دلیل آنچه هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری خواند، مجازات کند. منطق اعلام‌ شده از سوی معاون ترامپ آن است که افزایش فشار بر اقتصاد ایران، تهران را میان ادامه وضعیت «خفگی اقتصادی» و بهبود روابط با غرب مخیر خواهد کرد. او همچنین مدعی شد توانمندی‌های نظامی متعارف ایران تا حد زیادی تضعیف شده و فشار سنگینی بر پایه صنعتی تولید تسلیحات وارد آمده است. با این حال، همین اظهارات نشان می‌دهد هدف امریکا صرفا اعمال فشار اقتصادی نیست، بلکه پیوند زدن فشار معیشتی و صنعتی با تغییر رفتار سیاسی ایران است؛ راهبردی که واشنگتن در سال‌های گذشته نیز دنبال کرده، اما الزاما به تغییر محاسبات راهبردی تهران منجر نشده است.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا نیز مدعی شده اعمال فشار اقتصادی حداکثری می‌تواند ازسرگیری گسترده جنگ را منتفی کند. این ادعا در ظاهر بر بازدارندگی اقتصادی استوار است، اما در عمل می‌تواند به تشدید تنش منجر شود، زیرا هر چه فشارها گسترده‌تر شود، احتمال واکنش متقابل و افزایش هزینه‌های امنیتی برای مسیرهای انرژی نیز بیشتر خواهد شد. فشار اقتصادی زمانی می‌تواند به نتیجه سیاسی منجر شود که طرف مقابل آن را فرصتی برای مذاکره بداند، نه بخشی از راهبرد تغییر نظام یا سلب حاکمیت ملی.در همین چارچوب، الجزیره به نقل از محمد المنشاوی، روزنامه‌نگار و متخصص مسائل امریکا گزارش داد نگاه دونالد ترامپ و کاخ سفید به وضعیت ایران واقع‌بینانه نیست و از فقدان اطلاعات دقیق درباره تحولات داخلی ایران حکایت دارد. به گفته او، ترامپ منازعه را عمدتا از منظر سود و زیان، کاهش ارزش پول ملی و آسیب به توانایی‌های نظامی ارزیابی و تصور می‌کند تشدید این فشارها می‌تواند به فروپاشی سیاسی منجر شود. المنشاوی افزود: ایران ممکن است برای دفاع از حاکمیت و استقلال تصمیم‌گیری خود، هزینه‌های اقتصادی و نظامی سنگینی را تحمل کند.تحولات تنگه هرمز نیز بر پیچیدگی بحران افزوده است. رویترز به نقل از شرکت داده‌های کشتیرانی کپلر گزارش داد: تردد کشتی‌ها از این تنگه در روز پنجشنبه کاهش یافته و تنها هفت کشتی از مسیر عبور کرده‌اند. در مقابل، یک مقام امریکایی مدعی شده نیروهای این کشور حدود دو ماه است کنترل مسیر جنوبی تنگه هرمز را در اختیار دارند. این ادعا، در صورت استمرار می‌تواند به یکی از محورهای اصلی رویارویی تهران و واشنگتن تبدیل شود، زیرا کنترل یا محدودسازی مسیرهای عبور، مستقیما امنیت انرژی و تجارت جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.همزمان، سخنگوی دولت یمن مدعی شده نیروهای مسلح این کشور با جلوگیری از عبور ۴۸ کشتی از دریای سرخ و دریای عرب و هدف قرار دادن هشت کشتی نفتی دیگر، محاصره دریایی کاملی علیه عربستان اعمال کرده‌اند. صرف‌نظر از صحت و دامنه این ادعاها، پیوند تحولات دریای سرخ، دریای عرب و تنگه هرمز نشان می‌دهد بحران منطقه‌ای دیگر محدود به یک آبراه یا یک مناقشه دوجانبه نیست. در این میان، نقش چین نیز برجسته‌تر شده است. محدود شدن تردد برخی نفتکش‌های چینی در مسیرهای منطقه، اهمیت پکن را در معادله هرمز و آینده صادرات نفت ایران افزایش داده است. چین از بزرگ‌ترین خریداران نفت ایران محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در مسیر صادرات، علاوه بر فشار بر تهران، بر امنیت انرژی چین و بازار جهانی نفت نیز اثر خواهد گذاشت. به نظر می‌رسد اهداف اعلامی امریکا در مقایسه با مراحل اولیه جنگ محدودتر شده و اکنون جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و تضمین جریان صادرات انرژی از خلیج‌فارس در مرکز آن قرار دارد. با این حال، فاصله میان اهداف اعلامی و ابزارهای به‌ کار گرفته‌ شده همچنان قابل توجه است. تهدید نظامی، فشار اقتصادی و ادعای کنترل مسیرهای دریایی، نه‌تنها محاسبات ایران را تغییر نداده، بلکه خطر خطای محاسباتی را افزایش داده است؛ خطری که تهران صراحتا نسبت به پیامدهای ویرانگر آن هشدار داده است.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها